درباره توافق ژنو

آخرین نفری که می خندد کیست؟

نویسنده:

منبع: کلمه

زمان انتشار: ۲۱:۵۸ ۱۳۹۲/۰۹/۳۰

رفتار متمدنانه، رفتاری‌ست مبتنی بر پذیرش تفاوت همیشگیِ افراد در جامعه. تفاوت عمده، اختلاف در منافع است. اما وقتی توان حذف دیگری را نداری (و اگر هم داری آن را اخلاقاً مذموم می‌دانی) در عین حال نیاز داری که با دیگری زندگی کنی، باید سطحی از چشم‌پوشی را بپذیری. به این صورت که تاب تحمل […]

رفتار متمدنانه، رفتاری‌ست مبتنی بر پذیرش تفاوت همیشگیِ افراد در جامعه. تفاوت عمده، اختلاف در منافع است. اما وقتی توان حذف دیگری را نداری (و اگر هم داری آن را اخلاقاً مذموم می‌دانی) در عین حال نیاز داری که با دیگری زندگی کنی، باید سطحی از چشم‌پوشی را بپذیری. به این صورت که تاب تحمل ماسک‌های مودبانه بر صورت و لبخند‌های مصنوعی بر لب و حرف‌های نگفته در دل را داشته باشی. دیگری را بپذیری، هر چند خوش نداری. همین مساله در روابط بین الملل هم صدق می‌کند. اگر همیشه تفاوت منافع‌مان را در معرض دید بگذاریم، هم آن منافع را در خطر قرار‌ می‌دهیم هم در حالت جنگ و مخاطره‌ی همیشگی قرار می‌گیریم. بگذارید هر کس تفسیر خود را از متن توافقنامه‌‌ی ایران و 5+1 داشته باشد. صهیونیست‌ها و تندروهای نئوکان و تندروهای داخل آن را شکست می‌دانند، دولت‌های امریکا و ایران هم این را پیروزی خود می‌پندارند. مهم این است که هر کسی چیزی در دست دارد که به آن افتخار کند. مهم این است که هیچ کس هم مطمئن نیست که این چیزی که در دست دارد همان چیزی‌ست که دنبالش بود. از قضا این عدم اطمینان منجر به عدم شکل‌گیری ائتلاف‌های خطرناک در غرب می‌شود. ابهامی که به صلح منجر شود، بهتر از شفافیتی که به تنش بیانجامد. اینکه باراک اوباما و جان کری در سخنرانی‌های بعد از مذاکراتِ ژنو بارها تکرار می‌کنند که “با شفافیت می‌گویم…” یا “متن توافقنامه به وضوح می‌گوید که…” به این معنی است که آن متن به اندازه‌ای مبهم است که نیاز به مفسر دارد.

فکر می‌کنم آنچه ایران را از کشورهای دیگر خاورمیانه متمایز می‌کند همین توان کنترل بحران‌ها با بازی‌های مودبانه است. باید برگردیم و رفتار حکام اصفهان و شیراز با مغول‌ها را ببینیم. ببینیم که چطور اشغالگرانِ بی‌تمدن و بیابانی فکر کردند که نیمی از ایران را بی‌دردسر اشغال کرده‌اند، اما بعد از چند دهه‌ روح و جانشان اشغال شد. یعنی مغول‌ها ایرانی شدند. تا جایی که الجایتوی مغول نام ایرانیِ “خدابنده” را برای خودش انتخاب کرد و ماموریت خود را گسترش اسلام دانست. آرام! آرام! پدران ما با آرامش و بردباری و خلق موقعیت‌های مبهم، این سرزمین را حفظ کردند، نه با عربده‌کشی به سبک نتانیاهو و فابیوس.

۱ دیدگاه

    صادقپور :

    ضمن عرض سلام خدمت جناب آقای هاشمی مدنی. مطلب “…کتاب باز” رو که از شما خوندم واقعا احساس هم عالَمی و هم فکری با شما کردم اما با خواندن این مطلب بسیار نسبت به شما ناامید شدم. بیشتر این متن شامل قضاوت های شخصی(غیرعلمی) و شاید عقده گشایی کسانی است که از نوشته ای هر چند کوچک برای ابراز منویات خلاف واقع خود استفاده می کنند . برادر بزرگوار ، اول : تعریفتان از رفتار متمدنانه اشتباه است ، رفتار متمدنانه با جهالت ورزیدن نسبت به دشمنی دشمنان به هیچ وجه سازگاری ندارد. چه انسان متمدنی است که دشمنی را تا حد یک تفاوت تقلیل دهد و از آن چشم پوشی کند ؟ دوم : بسته به آن که “هدفی که رفتن به سمت آن منفعت محسوب می شود ” و “منفعت ” چه باشد ، باید بگوییم این که تفاوت منافع مان را به دید بگذاریم خوب است یا خیر. گاهی منفعت در به دید گذاشتن تفاوت منافع است و صرف به دید گذاشتن منافع ، موجب رسوایی و به خطر انداختن منافع افرادی می شود که منافع غیرانسانی دارند پس این مطلبی هم که عرض کرده اید ابدا مطلق نیست مگر این که دشمنی تمدنی و ایدئولوژیک که به دشمنی اقتصادی و سیاسی و … هم کشانده می شود نادیده گرفته شود. سوم : تعبیر “تندروهای داخل” باز هم همان عقده گشایی نسبت به افرادی است که با این واژه بغضی خود از آن ها را به تصویر کشیده اید. باز هم این تعبیر غیر علمی و قضاوت ساده انگارانه است و بهتر بود به جای به کار بردن تعابیر این چنینی ، حرف آن ها را به نقد می گذاشتید . چهار : در بند آخر نیز با همین مثال نتیجه کلی گرفته اید ، می دانید که این یعنی از جزء به کل رسیدن که با هیچ قائده عقلی و منطقی صحیح نیست. انشاءالله از این به بعد با دقت بیشتری مطلب نگارش کنید. لطفا این کامنت رو تأیید کنید. با تشکر.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه