از سری دانشجوی ستاره دار

آزادی بیان در دانشگاه ما

پایگاه علوم اجتماعی اسلامی ایرانی

زمان انتشار: ۱۳:۰۸ ۱۳۹۲/۱۲/۶

در پاسخ گفتم : افکار مهم تر از افراد است. اگرلیبرال ها و مارکسیست ها هم بیایند حرف جدیدی نخواهند داشت و تکرار همین حرف هاست. درضمن دکتر… و استاد… خودشان به صراحت می گویند که ما هیچ اعتقادی به خدا و … نداریم، ما لیبرال هستیم. یعنی خود لیبرال ها دارند از حقوق و مزایای جمهوری اسلامی استفاده می کنند و حرفهایشان را هم آزادانه می زنند.

1- حدودا یک سال از فتنه سال 88 می گذشت و هنوز جو روانی و شاید هم اجتماعی دانشگاهی ما نتوانسته بود توهم تقلب در انتخابات را فهم و هضم کند. هنوز نخبگان و شیفتگان آمریکایی و انگلیسی ما که در معروفترین دانشگاههای دنیا تحصیل کرده بودند همراه با  برخی از روشنفکران و سیاه لشکرانشان  بر طبل تو خالی تقلب در انتخابات می کوبیدند.

ادعای عمده آنها در فضای آکادمیک این بود که در کشور ما آزادی بیان برای نخبگان واقعی وجود ندارد. و به طریقی با نخبگان واقعی (تاکید از من است) برخورد می شود، گروه های فشار آنها را زندانی کرده و یا … .

2- کلاس جامعه شناسی ……. را با بهترین استاد جامعه شناسی ایران داشتیم که انصافاً حرفی برای گفتن نداشت ولی آنچه را که حفظ کرده بود خوب می توانست منتقل کند . در خلال بحث های کلاسی  به آزادی بیان رسیدم. ادعای تکراری این بود که ما آزادی برای بیان حرف هایمان نداریم و استناد به این حرف شهید مطهری می کردند که درب کرسی های دانشگاهی ما باید به روی لیبرال ها و مارکسیست ها باز باشد تا آنها آزادانه مباحث علمی !!! خود را مطرح کنند و….  همچنین ادعای دیگر به شورای نگهبان ارجاع داشت، در این مضمون که  شورای نگهبان کاندید مورد علاقه نخبگان را تایید صلاحیت نمی کند. و سریعاً مثال هایی از جوامع مختلف می آوردند که چگونه می توان به خدا ، دین و کلیه اعتقادات انتقاد کرد(بخوانید فحش داد).

3- بنده در مقام پاسخگویی برآمده و دو استدلال کردم. ولی نمی دانم این استاد عزیز چرا خیلی خوششان نیامد و با قیافه بر افروخته به من نگاه کردند. به نظرم حرف من هیچ عیبی نداشت. البته قضاوت با شما.

اولین استدلال من در آزادی بیان بدین شرح بود: ما در کشورمان به نهایت آزاد هستیم. لزومی به کرسی های آزاد اندیشی لیبرال ها و مارکسیست ها نیست. کافیست  سرفصل های دانشگاهی مان را در رشته های علوم انسانی مرور کنیم. شما به غیر از چند واحد اخلاق و معارف ، در نظریات فلسفی ، روانشناسی ، جامعه شناسی و… هیچ اثری از اسلام و رویکردهای آن را نمی بینید. شما یک آیه و یا یک روایت اجتماعی را نمی خوانید. حتی اگر به زور و الزام نظام سیاسی حاکم هم که شده باشد، و یا محض ریاکاری هم که شده یک کتاب مانند جامعه و تاریخ شهید مطهری یا آیت الله جوادی و … را نمی خوانید.

شما اگر مروری به کتابهای نظریات جامعه شناسی بیاندازید خواهید دید که علم متقنی که ما حسرت داشتن آن را می خوریم، به جز دعوای مارکسیست ها و لیبرال ها نیست. البته عرض کنم که ما بیشتر با لیبرال ها مواجه هستیم تا مارکسیست ها ، که به نظر می رسد مارکسیست ها را هم برای خالی نبودن عریضه آورده اند.

کل جامعه شناسی به جز ناسزا گویی به دین و تمسخر دین در قالب اسطوره ، افیون توده ها ، عامل جهل بشر هنگام نداشتن تبیین برای وقایع طبیعی و اجتماعی و… نیست. نمی دانم اگر شما می خواستید دین را نقد کنید چه جملاتی بدتر از جملات دورکیم و یا مارکس و فروید و … داشتید؟ کنت دین را متعلق به  عصری می داند که ذهن بشر رشد و تحول، نیافته بود و هنگامی که بشر عاقل و عالم شد، دین دیگر وجود نخواهد داشت.

بعد رو به استاد کردم و گفتم چه کسی شما را بابت گفتن این حرفها بازخواست کرده است؟ با این همه سختی اقتصادی که مردم تحمل کرده اند ، تمامی اساتید علوم انسانی بدون هیچ دغدغه ای به اعتقادات مردم ناسزا گفته اند و حقوقشان را بی هیچ کم و کسری دریافت کرده اند. شما در مقام ساینتیست، همیشه به ایدئولوژی ناسزا گفته اید و مبلغ عصر پایان ایدلوژی بوده اید ، عصر امام را پایان یافته تلقی کرده اید و آن را به موزه تاریخ سپرده اید، بی آن که به ما بگویید ،از ایدلوژی دنیای مدرن دفاع می کردید و آرمانهای دنیای مدرن را تبلیغ کرده اید.

ایشان در جواب گفت : نه ! باید خود مارکسیست ها و لیبرال ها بیایند و در دانشگاه های ما حرف بزنند.

بنده در پاسخ گفتم : افکار مهم تر از افراد است. اگرلیبرال ها و مارکسیست ها هم بیایند حرف جدیدی نخواهند داشت و تکرار همین حرف هاست. درضمن دکتر… و استاد… خودشان به صراحت می گویند که ما هیچ اعتقادی به خدا و … نداریم، ما لیبرال هستیم. یعنی خود لیبرال ها دارند از حقوق و مزایای جمهوری اسلامی استفاده می کنند و حرفهایشان را هم آزادانه می زنند.

مهم تر از همه این است که ما اعتقادی به علم بودن گفته های شما نداریم و به فرض شما، اعتقادی به آزادی بیان هم نداریم ؛اما اجازه می دهیم آزادانه حرف هایتان را بزنید. در مقابل شما که اعتقاد به آزادی بیان دارید، چرا پس از مطرح شدن علم دینی ، بدون آنکه حتی استدلال های ما را بشنوید ، اینگونه برخورد می کنید. هیچ روزنامه ای و هیچ سایتی و هیچ استادی را ندیدیم که به جد با موافقین علم دینی حاضر به بحث علمی باشد.

بعد ادامه دادم حتی اساتید اخراجی که جرم جاسوسی آنها برای دستگاه قضا و وزارت اطلاعات محرز شده بود (مانند رامین جهانبگلو که خودش به جاسوسی اعتراف کرد و یا … )، هنوز هم کتابهایشان در حال چاپ و نشر و فروش است. شما اگر به میدان انقلاب بروید، کتاب های سروش، کدیور و… را به راحتی می توانید پیدا کنید. این چه مملکتی است که آزادی بیان ندارد ولی کتاب های اساتید متخلفش به راحتی چاپ و توزیع می شود.

اگر فرصتی هم ندارید به کتاب فروشی ها بروید به کتابخانه دانشکده بروید و تمام کتاب ها ، مصاحبه ها و  ، مجلات ایشان را در قفسه های کتابخانه ببینید. شما تعداد این کتاب ها را با کتاب های افراد هرچند غیر انقلابی ولی مذهبی مقایسه کنید و…

استاد عزیز ما در پاسخی نسبتاً بی ربط گفت : ما آزادی در تایید صلاحیت نامزدهای ریاست جمهوری و… نداریم. کاندیدهای نخبگان تایید صلاحیت نمی شوند و این یعنی فضای بسته و عدم چرخش نخبگان که ایجاد نارضایتی می کند.

بنده کمترین نیز با استناد به تاریخ بعد از انقلاب گفتم : مطمئناً مهندس بازرگان ، بنی صدر ، میرحسین موسوی، هاشمی و خاتمی نخبگان مورد علاقه شما هستند که بعد از انقلاب سمت های اصلی را داشته اند. از این بین مقام معظم رهبری ، شهید رجایی و حالا دوره اول احمدی نژاد هم مسامحتاً کاندیدای مورد علاقه ما . انصافاً شما خودتان ببینید که شورای نگهبان چه کسی را باید تایید صلاحیت می کرده ، که نکرده است. آیا مصطفی معین در انتخابات ریاست جمهوری کاندید نشد و…

مشکل شما آزادی بیان نیست. مشکل این است که فقط چهار سال از سمت های اجرایی دور بوده اید. به نظر من مشکل شما این است که فقط خود را و نظریات خود را و هم طیف های خود را می پسندید و تحمل دیدگاه دیگری را ندارید و این یعنی دیکتاتوری، آزادی بیان بهانه ای بیش نیست.

۱۹ دیدگاه

    مجتهدی :

    آقا احسنت
    خیلی استدلال قوی و عالی بود. جدا لذت بردیم

    لطف کنید نویسنده رو هم معرفی کنید تا ایشون رو بشناسیم

    بسیار عالی دست مریزاد

    آرش اصلانی :

    سلام عالی بود.

    ازادوفایی :

    سلام حاجی دستت دردنکنه واقعا مطلب جالبی بود اینهاحتی معنی ازادی رونمیدونن چه برسه به اینکه درموردازادی ومهمتر از ان درموردازادی بیان حرف بزنن.واقعاوقتی یکی خودش وعقایدمقدس دین اسلام رانداندبه چنین پوچی هاوچنین ذلیلی میبیند.بزرگترین جامعه ارزشی وپربارکه باعث رشدوتعالی وازادی انسان است اسلام است

    جلال قربانی :

    سلام بر فرزند رشید و مومن ایران اسلامی، احسنت، استدلال و منطق قوی از نشانه های بر مسیر حق بودن نیروهای مخلص حزب اللهی است و هم این نقطه قوت شما بالعکس نقطه ضعف جناح مقابل است. شهید مطهری گفتند که مارکسیستها بیایند و حرهای خود را بزنند و ما هم حرف خود را بزنیم و قضاوت را بگذاریم به عهده مخاطب، نه اینکه لیبرالها و مارکسیستها بیایند حرفشان را بزنند و در مقابل استدلال مخالفان فریاد برآورند که آزادی و آزادی بیان نیست. بازم مخلصیم.

    محمد جواد :

    سلام
    اقای دکتر خیلی عالی بود .
    جمله معروفی در این موضوع هست که خیلی زیباست ” در ایران آزادی هست ، بیان نیست ” این جمله رو استاد بنده گفتن . چند سالیه توی جمهوری اسلامی عادت شده انتقاد بی پایه و اساس کردن بدین معنا که حرفی به عنوان مخالف زده باشند بقیه هم مثل …. سر تایید تکان بدهند بدون اینکه بفهمند طرف چی میگه اخرشم یه فوحش و ناسزا گفته میشه و چند دیقه بعد میگن نمیزارن که حرفمونو بزنیم…
    و از شما تشکر میکنم که حداقل جواب استاد رو دادید هرچند امیدوارم تو این کشور که آزادی نیس و همه چی به نفع شماست این درس رو نیافتید…!!!!!!!

    مجید قاسمی :

    سلام

    دست مریزاد…آفرین

    من آزادم سنگ پرتاب کنم ولی ازاد نیستم با همان سنگ شیشه پنجره مردم رو بشکنم چون اونموقع مزاحم آزادی دیگران شده ام…همه آزادند نه فقط من!

    به نظر حقیر انقلاب آمد که به ما این نوع آزادی را بدهد…. که آزادی بیانزیر مجموعه ای از این آزادی است..

    ریشه عقاید انسان درمورد آزدی به محبت او بر میگرددمحبت به حقیقت و یا نفرت از حقیقت… یعنی خلاصه کلام فرازی از زیارت عاشورا:

    یا اباعبدالله….انی سلم لمن سالمکم وحرب لمن حاربکم
    یعنی ای امام حسین هرکس که با تو دوست است با او دوستم و هرکس که با مرام و تفکرت مخالف است با او مخالفم

    اکثر مورخان بی دین جهان مجبور به اعتراف شده اند که امام حسین ع و یارانش سمبل ونماد آزادیخوهی در تاریخ جهان می باشند..پس مرام و تفکر امام حسین باید شاخص آزادی در جامعه مسلمان ما باشد..

    دشمن دانا که غم جان بود …………..بهتر از آن دوست که نادان بود

    به نظر من مشکل این (دوستان عزیز ) ما این است که شاخص آزادی بیان را گم کرده اند……گم کرده اند که زینب کبری بزرگترین نماد آزادی بیان در جهان است شخصیتی که در اوج اسارت آزادی بیان را معنا کرد و چون آزاد اندیش بود بقول خودش چیزی بجز زیبایی ندید…آیا مرام درست این است که به گناهکاران بیشتر از ییگناهان اعتماد کنیم؟

    ایراد در آزادی بیان نیست ایراد در مرام برخی دوستان است که خواسته یا ناخواسته ژست روشن فکری دارند…و به قول شهید آوینی این ژست ، حجاب درک حقیقت است..

    موفق باشید همه حرفهایتان را باور دارم

    سجاد :

    اصلا آزادی بیان یعنی چی؟
    هرکی هرچی بخواد میگه بعد میگه آزادی بیان نیست.
    به نظر من اصلا آزادی بیان تو یه سری مطالب نبایدباشه
    یه سری مطالب تخصصی هستند و متخصص میخواد برا بحث و عوام باید فقط نتیجه ها رو بدونن
    البته تو ایران که همه تو همه زمینه ها متخصصن…
    به نظرم وقتی یه نفر میگه آزادی بیان نیست(که خود این هم آزادی بیانه) یعنی کم
    آورده و دنبال بهانه است که بگه. یعنی حرف دارم ولی نمیذارن حرف بزنم

    گردان ولیعصر :

    سلام
    استفاده ی بسیار بردیم
    نمیدونم تو چرا مثل اکثر هم رشته ای هایت در نظریات گوناگون غربی ها گم نشدی و راهت را ادامه میدهی.
    فکر کنم اگه زمان جنگ بودی از اون شابان های درس خون میشدی…

    ریحانه بهشتی :

    سلام
    همیشه با نظرات بدیع تون ما رو شگفت زده و سر افراز می کنید
    متشکریم و
    منتظر مطالب شیوای شما هستیم

    احد قربانلو :

    سلام خوب بود
    ای کاش علما و روحانیون و دانشگاهیان مذهبی ما در علوم انسانی یه تکونی به خودشون بدهند و کتاب های جایگزین بسیار قوی ارائه کنند تا در این زمینه دانشجوی بی سواد لااقل کفریات تو مغزش تزریق نکنند.
    و امان از دست استادی که به جای قبول کردن حق به پافشاری بر علوم یادگرفته در غرب می پردازه و از چیزی که خوده غربیها در حال حاضر اون روی نفی می کنند دفاع می کنه.
    شاید می ترسه اگه بگی این چیزا مثل مارکسیسم و …. غلطه بهش بگن بی سواده یا …..
    در هر صورت نرود میخ آهنین در ……..

    سید مهدی :

    و دیگر هیچ…
    (گفتنی ها رو کامل و رسا به اونهایی ک موقع شنیدن صدای طرف مقابل پنبه در گوش کرده اند رسوندید…)
    تشکر

    امير عباس :

    سلام،مطلب عالي وعين حقيقت بود . متاسفانه در كشور اسلامي ما به نام مسلماني واسلام خيلي ها خيلي كارها رو انجام ميدهند وكسي رو كه اندكي ،فقط اندكي باهاشون مخالفت كنه بي سواد وضد حقوق بشر ميدونند وخود كامل ،بي نقص ،باسواد .البته بنده معتقدم يارانه نقدي وغير نقدي وسبد كالا هم فقط متعلق به اونها وحقققق اونهاست،مانعي نداره بنده ميتونم وراضيم يارانه خودم رو در اختيارشون قرار بدم تا حقوق بشر دركشور ما آسيب نبينه.

    احمد :

    سلام
    باتشکر از شیوه جالب مطرح بحث که باعث جذاب تر شدنش شده بود.
    ولی منم معتقدم آزادی بیان وجود نداره…آزادی برای بیان این گونه مطالب…نه اون مطالبی که استاد شما و اساتید دیگه همیشه آزادی کامل برای بیان کردنش دارن.

    زهره :

    بسیار عالی بود،خدا قبول کنه
    ان شاء الله همه ی بچه مذهبی ها مستدل بتونن صحبت کنن و بیان قوی داشته باشند ان شاءالله
    البته فکر میکنم اینکه افتخار کنیم و بگیم که ببینید آثار یه عده بی دین داره راحت توی کشور چاپ میشه و… وآزادی بیان رو به این روش اثبات بکنیم خودش یه ضررهایی داره،چون این از بی عرضه بودن مسئولین فرهنگی و وزارت ارشاد بوده که نه تنها سعی نکرده اینا رو جمع کنه و فضای سالمی رو برای علاقه مندان به مطالعه فراهم کنه بلکه حمایت هم میکنه و هرچه کتاب بی محتوا و ضد اسلام هست با قیمت مناسب در همه جا راحت تهیه میشه ولی کتاب هایی که اسلام ناب رو تبلیغ میکنن با هزار زور و زحمت وسفارش و اگه باشد یانباشد باید تهیه بشه
    یا علی

    صادق :

    متاسفانه در دانشگاه ها با جماعتی طرف هستیم که چنان ژست استاد و دکتر و متخصص و…. اونا رو گرفته که به هیچ وجه حاضر نیستن چشمشونو به روی حقیقت باز کنن…. امیدوارم با صور اسرافیل از خواب بیدار بشن این جماعت استاد نما…..

    و ممنون…

    نجفی راد :

    با سلام و آرزوی توفیق روز افزون برای شما
    اقلم زیبا و متقن شما توان لبانم را برای جاری ساختن تشکر را گرفت
    ای کاش من و تمام کسانی که ادعای مذهبی بودنمان گوش زمین و زمان را پر کرده کمی جرئت شما را داشتیم و دست از تساهل و تسامح برداشته و در مواقع نیاز همچون شما از حق و حقیقت دفاع می کردیم
    خدا قوت

    احمد م :

    با سلام خیلی خوب بود
    به نظرم بایستی شروع کنیم به نقد کردن های جدی و علمی و به فکر تولید علوم انسانی اسلامی و نظریه ها باشیم اینها مقصر نیستند تمام علم و هویت انها از علوم غربی است.
    در خصوص آزادی بیان ما بایستی حمله کنیم نه دفاع اتفاقا آزادی بیان هست و اگر هم نیست ما هم مطالبه میکنیم و نقش خود حضرت آقا برای این آزادی جدی است مطالبه کرسی های آزاد اندیشی که چند بار هم تذکرش را دادند .
    ضمن اینکه موارد نقض ان طرف در آزادی بیان هم بایستی گوشتزد شود …
    ما هم مطالبه داریم مطالبه ولی نه از جنس این دوستان ….

    gh.ma :

    سلام
    نقد خوبیه-استفاده کردم

پاسخ دادن به مجید قاسمی (لغو پاسخگویی)

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه