آسیب شناسی جامعه دینی از دیدگاه علامه طباطبایی

نویسنده:

منبع: علوم اجتماعی اسلامی ایرانی

زمان انتشار: ۱۸:۵۱ ۱۳۹۲/۰۹/۵

و اى بسا اين دگرگونگى رسوم، باعث شود كه مراسم دينى هم منحرف و دگرگون شود، و اى بسا اين نيز موجب شود كه چيزهايى داخل در دين گردد، كه جزء دين نبوده، و يا چيزهايى از دين بيرون شود، كه جزء دين بوده، و اى بسا پاره‏اى اغراض دنيوى جاى اغراض دينى و الهى را بگيرد، (و بلا و آفت دين هم همين است).

   علامه طباطبایی(ره) از جمله متفکران مسلمان شیعه بودند که به صورت خاص پیرامون مفاهیم اجتماعی به تأمل پرداختند و سعی نمودن که بر خلاف دیگر عالمان هم روزگار خود بیشتر به حوزه زندگی اجتماعی انسان بپردازند؛ به واسطه این مسئله بود که ایشان به صورت خاص پیرامون مفهوم جامعه به بحث پرداخته است و از جمله معدود علمایی است که وجود جامعه حقیقی می‌داند و نه اعتباری. یکی از نکات بسیار برجسته زندگی علمی ایشان نوشتن تفسیر المیزان است که از چند جنبه منحصر به فرد است که شاید یکی از این جنبه‌ها که کمتر مورد توجه قرار گرفته است نگرش اجتماعی داشتن در تفسیر آیات است.

در بین علمای ما اگر به خوبی مورد نظر قرار گیرد، پیرامون انسان و ویژگی‌های او بحث و نظر ارائه شده است؛ اما علامه طباطبایی(ره) مبنای را برای بحث خود جامعه فرض کرده است؛ از همین رو وقتی که به بحث آسیب‌شناسی دینی می‌پردازد به نوعی در حال ارائه آسیب‌شناسی اجتماع دینی است و نه آسیب‌شناسی دین. در ادامه به دو مورد از آسیب‌های جامعه دینی که علامه طباطبایی مطرح کرده‌اند اشاره خواهد شد. اما قبل از آن باید یک مسئله در این جا روشن شود و به یک سوال پاسخ داده شود؛ آن مسئله و سوال این است که ما وقتی از بررسی و تحلیل جامعه دینی صحبت می‌کنیم آیا تحلیل مان به جامعه غیر دینی تفاوت دارد؟ شاید پاسخ این سوال در ابتدا بسیار آسان باشد و بگوییم که مشخصاً تحلیل در این دو با هم متفاوت است(البته این فرض نویسنده است). اما مسئله مهم این است که وقتی ما قائل به دو جهان متفاوت باشیم آن وقت باید قائل به دو زبان متفاوت هم باشیم. این دو زبان البته برای توضیح و تحلیل‌های خود از کلمات متفاوت استفاده می‌کنند و تا زمانی که فرد به ادبیات این دو زبان آشنا نشود نمی‌تواند این دو را به درستی درک نماید.

حال اگر این فرض دوم را هم قبول کنیم آن گاه مسئله مهم‌تر که باید به آن توجه کرد مسئله ویژگی جامعه دینی است. یکی از مسائلی که مناقشه بر انگیز است این نکته می‌باشد که جامعه دینی چگونه جامعه‌ای است؟ علامه محمد تقی جعفری معتقد است جامعه که به دین اعتقاد داشته باشد یک جامعه دینی است؛ در مقابل دکتر بهشتی معتقد است که جامعه دینی جامعه است که باید یک سری حداقل‌ها را به واسطه دینی بودن دارا باشد. این که در این مناقشه چگونه باید قضاوت کرد بحثی است که از پرداختن به آن در این مقاله معذور هستیم اما دیدگاه علامه طباطبایی نزدیک به دیدگاه دکتر بهشتی است. زیرا بر اساس کنش‌هایی که در جامعه دیده می‌شود می‌توان نسبت به آن قضاوت نمود. این کنش‌های گروهی به عنوان شعائر در نزد علامه طباطبایی مطرح می‌شوند. مفهوم شعائر شاید از مفاهیمی باشد که اگر نیاز باشد در زبان جامعه‌شناسی غرب ترجمه شود به کنش‌های اجتماعی و گروهی جامعه قابل تعبیر و توصیف است. به این واسطه علامه طباطبایی وقتی می‌خواهد به توضیح آسیب‌شناسی دینی بپردازد و از زاویه اجتماعی به آن توجه نماید از مفهوم شعائر استفاده می‌کند. حال با توجه به این مقدمه به دو مورد از آسیب‌های دینی جامعه اسلامی ‌می‌پردازیم.

علامه طباطبایی با توجه به دیدگاه اجتماع نگر خود در تفسیر آیات قرآنی یکی از آسیب‌هایی را که ممکن است به شعائر الهی در جامعه اسلامی وارد شود را در تحول اجتماعی دیده است؛ ایشان در این مورد بیان می‌دارند: «{جامعه}عين این‌ که يكسره است، و استمرار دارد، دگرگونگى و تحول هم دارد، مانند خود طبيعت، كه به منزله ماده است براى زندگى؛ و لازمه اين تحول آنست كه رسوم و آداب و شعائر قومى كه ميانه طوائف ملل و شعبات آن هست نيز دگرگونه شود، و اى بسا اين دگرگونگى رسوم، باعث شود كه مراسم دينى هم منحرف و دگرگون شود، و اى بسا اين نيز موجب شود كه چيزهايى داخل در دين گردد، كه جزء دين نبوده، و يا چيزهايى از دين بيرون شود، كه جزء دين بوده، و اى بسا پاره‏اى اغراض دنيوى جاى اغراض دينى و الهى را بگيرد، (و بلا و آفت دين هم همين است).

و این‌ جاست كه دين رنگ قوميت به خود گرفته، و به سوى هدفى غير هدف اصلی‌اش دعوت مى‏كند، و مردم را به غير ادب حقيقيش مؤدب مى‏سازد، تا آنجا كه رفته رفته كارى كه در دين منكر بود معروف و جزء دين بشود، و مردم نسبت به آن تعصب به خرج دهند، چون بر طبق هوس‌ها و شهوات‌شان است، و به عكس كارى كه معروف- و جزء دين بود- منكر و زشت شود، و كسى از آن حمايت نكند، و هيچ حافظ و نگهبانى نداشته باشد، و سرانجام كار بجايى برسد، كه امروز به چشم خود مى‏بينيم، كه چگونه شده است … ( طباطبایی،1374،ج1).»

این بیان علامه طباطبایی یک بیان کلی در مورد آسیب‌شناسی دینی است؛ سنت‌های اجتماعی در طول سالیان تغییر و تحول می‌یابد، اما این تغییر و تحول می‌تواند بر روی سنت‌های دینی که همان شعائر هستند نیز تأثیرگذار و آنان را نیز تغییر دهد. سنت‌هایی در جامعه است که بستر سنت‌های دینی می‌شود و یا مقدمه سنت‌های دینی قرار گرفته است و یا در امتداد سنت‌های دینی است، این رفتار و کنش‌ها در صورتی که تغییر نمایند احتمال دارد که نحوی انجام سنت‌های دینی یا همان شعائر نیز به صورت ظاهری تغییر یابد، اما این تغییر ظاهر در بعضی از موارد باعث تغییر در محتوا و درون مایه‌ی شعائر نیز می‌شود؛ به عنوان مثال:

برگزاری مراسم حج بعد از اسلام به صورت سالیانه در میان مسلمانان مرسوم بوده است و هر سال در ماه خاصی حج انجام می‌گیرد که البته جزء شعائر دین است؛ ولی مشخص است که افرادی که هزار سال پیش به حج می‌آمده‌اند، با افرادی که اکنون به حج می‌روند فرق دارند، این فرق فقط به واسطه‌ی وضعیت انسان‌ها نیست بلکه به عواملی هم چون نحوی حمل و نقل و اسکان و ارتباطات اجتماعی را نیز در بر می‌گیرد.

در این تحول البته ممکن است به دلیل سهولت در امکان رفت و آمده امروزه حج برای عده‌ای به عنوان یک فعالیت اقتصادی مطرح شود و نه برگزاری یک مراسم مذهبی؛ این تغییرات موجب شود متن و محتوای دینی تبدیل به متن و محتوای مادی صرف گردد؛ در این صورت علامه طباطبایی از این تحول اجتماعی به عنوان یک آفت دینی نام می‌برد.

    یکی از آفات و آسیب‌ها، در حوزه شعائر دین از دیدگاه علامه طباطبایی، جانشین شدن شعائر کفار به جای شعائر الهی در جامعه اسلامی است، ایشان در این مورد می‌گویند:

 «سعادت مسلمين در دنيا به اين است كه در مجتمع‌شان زندگى و عيشى بر طبق سنت دين و سيره عامه اسلامى داشته باشند.

و اگر بنيه و اسكلت اين سيره منهدم گردد مظاهر آن كه حافظ معناى آن است نيز در هم و بر هم مى‏شود آن وقت در جو جامعه معلوم نمى‏شود كار نيك و ستوده كدام است كه تا به آن امر كنند (امر به معروف) و كار زشت كدام است تا يكديگر را از آن نهى نمايند (نهى از منكر) و آن وقت است كه شعائر عامه سقوط نموده و به جايش شعائر كفر رواج مى‏يابد و اين وضع پيوسته ريشه‏دارتر مى‏شود و پايه‏هايش محكم‏تر مى‏گردد تا برسد به آنجا كه از اسلام به غير از اسم چيزى نماند– هم چنان كه امروز نمانده-.

و اگر خواننده عزيز در سيره عمومى اسلامى كه كتاب و سنت آن را تنظيم و سپس در بين مسلمين اجرا نموده دقت كند و سپس در سيره فاسدى كه امروز بر مسلمين تحميل شده به دقت بنگرد آن وقت آيه شريفه:” فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكافِرِينَ يُجاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ لا يَخافُونَ لَوْمَةَ لائِمٍ”« سوره مائده، آيه 54» را به دقت مطالعه نمايد، در مى‏يابد كه تمامى رذائل كه جامعه ما مسلمانان را پر كرده و امروز بر ما حكومت مى‏كند و همه آن‌ها- كه ما از كفار اقتباس كرده‏ايم و به تدريج در بين ما منتشر گشته و استقرار يافته است- ضد آن اوصافى است كه خداى تعالى براى مردمى ذكر كرده كه در آيه وعده آمدن‌شان را داده، چون تمامى رذائل عملى در يك كلمه خلاصه مى‏شود و آن اين است كه جامعه ما خدا را دوست ندارد و خداى تعالى نيز اين جامعه را دوست ندارد، جامعه ما ذليل در برابر كفار و ستمگر نسبت به مؤمنين است و در راه خدا جهاد نمى‏كند و از ملامت هر ملامت‏گرى مى‏هراسد اين همان معنايى است كه قرآن كريم از چهره مسلمانان آن روز خوانده بود و اگر خواستى بگو خداى عليم خبير چنين آينده‏اى را براى امت اسلام از غيب خبر داده بود و پيش بينى كرده بود كه به زودى امت اسلام از دين مرتد مى‏شود، البته منظور از اين ارتداد، ارتداد اصطلاحى (يعنى برگشتن به كفر صريح و اعلام بيزارى از اسلام) نيست بلكه منظور ارتداد تنزيلى است كه جمله”وَ مَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ” «سوره مائده، آيه 51» آن را بيان مى‏كند و همچنين آيه شريفه:”وَ لَوْ كانُوا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ النَّبِيِّ وَ ما أُنْزِلَ إِلَيْهِ مَا اتَّخَذُوهُمْ أَوْلِياءَ وَ لكِنَّ كَثِيراً مِنْهُمْ فاسِقُونَ” «اگر ايمان به خدا و به رسول و به آنچه كه به رسول نازل شده ايمان مى‏داشتند كفار را اولياى خود نمى‏گرفتند و ليكن بيشترشان تبهكارند.سوره مائده، آيه 81» به آن اشاره دارد. (طباطبایی،1374،ج5).»

از کلام علامه طباطبایی چند نکته قابل دریافت است، اول بحث ایجاد آنومی در جامعه است، و این مسئله در دیدگاه علامه طباطبایی به این خاطر اتفاق می‌افتد که میان شعائر الهی و شعائر شیطانی نوعی اختلاط در جامعه ایجاد می‌شود و در این حالت مردم میان این دو نوع هنجار در جامعه سرگردان هستند، و به نوعی جامعه دچار آنومی می‌شود.

دومین مسئله‌ای که می‌توان از این بحث‌ها در این قسمت برداشت کرد این است که علامه طباطبایی اشاره می‌کند، وقتی در جامعه‌ای سطح دینداری کاهش یابد، این موضوع بزرگ‌ترین رذیلت خواهد بود و بر اساس این مسئله است که خداوند چنین جامعه‌ای را جامعه‌ی تبهکار می‌داند؛ کاهش سطح دیندار در عدم انجام شعائر دینی و در پس آن کاهش سطح تقوا و ایمان را به همراه دارد، و از این رو است که علامه طباطبایی از ارتداد تنزیلی صحبت به میان می‌آورد کسانی که می‌پندارند مسلمان هستند ولی به واسطه‌ی ترک شعائر الهی و رو آوردن به شعائر شیطانی دچار ارتداد در دین شده‌اند.

مطلب سوم مربوط است به دسته‌بندی شعائر؛ شعائر از دیدگاه علامه طباطبایی به دو دسته کلی تقسیم می‌شود؛ دسته اول شعائر ویژه‌ی جامعه اسلامی است، و دوم شعائر ویژه جامعه کفر است، که البته ما از آن با عنوان شعائر شیطانی نام برده‌ایم و حرکت از شعائر اسلامی به سوی شعائر کفر باعث ایجاد ارتداد در میان مردم جامعه و به تعبیر آیه قرآن ایجاد تبهکاری می‌شود.

این دو مورد از آسیب‌های جامعه دینی تنهای نمونه‌ای از مطالب و مباحثی که علامه طباطبایی به آن در تفسیر المیزان پرداخته است. ما البته فقط برای یادآوری جایگاه والای ایشان، این مطالب را آوردیم امید است که در آیند مباحث بنیادی‌تری از این متفکران معاصر شیعه مورد بحث و توجه قرار گیرد.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه