آسیب شناسی حکومت اسلامی در نهج البلاغه

نویسنده:

http://forum.mihanu.ir

زمان انتشار: ۱۷:۵۳ ۱۳۸۹/۱۲/۱۳

اصولا هر نظام سیاسی ممکن است پس از شکل گیری با آسیب های مختلف مواجه گردد که نه فقط از کارایی آن می کاهند، بلکه به تدریج اساس آنرا تهدید می کنند؛ از این رو لازم است درباره جامعه و حکومت به آسیب شناسی پرداخت. آسیب ها نیز از بی نظمی و اختلال ساختاری و […]

اصولا هر نظام سیاسی ممکن است پس از شکل گیری با آسیب های مختلف مواجه گردد که نه فقط از کارایی آن می کاهند، بلکه به تدریج اساس آنرا تهدید می کنند؛ از این رو لازم است درباره جامعه و حکومت به آسیب شناسی پرداخت. آسیب ها نیز از بی نظمی و اختلال ساختاری و فکری ناشی می گردند، لذا باید نخست در ابعاد گوناگون شناخته شوند و سپس در صورت بروز، بدون اتلاف وقت برای زدودن و از بین بردن آنها اقدام معقول صورت پذیرد. جامعه شناسان فونکسیونالیست تعادل میان حوزه ارزش ها و محیط اجتماعی را مبنای ثبات و تعادل سیستم سیاسی می دانند و معتقدند در صورت بروز یا ورود آسیب ها به یکی از این دو حوزه، ثبات و تعادل سیستم دچار خدشه می گردد. گرچه این آسیب ها در نظام های مختلف می تواند گوناگون باشد، اما دراین مقاله با توجه به فرمایشات حضرت علی(ع) در خطبه ها و نامه ها و حکمت های نهج البلاغه و برخی نظریات جامعه شناسی چهار نمونه از این آسیب ها که هرجامعه و حکومتی، از جمله جامعه و حکومت اسلامی را تهدید می کند، توصیف و تحلیل خواهدشد. مطلب را با هم از نظر می گذرانیم:

1)تفرقه و گسستگی اجتماعی:

یکی از عواملی که ثبات و تعادل جامعه و حکومت را خدشه دار می سازد، تفرقه و گسستگی اجتماعی است که برخی از آن به جامعه توده ای تعبیر می کنند که در برابر جامعه مدنی قرار دارد. امیل دورکیم جامعه شناس مشهور فرانسوی چنین آسیبی را که بعضی از نویسندگان آن را مهمترین آسیب و آفت برای جامعه و حکومت می دانند 2 حصول قواعد و هنجارهای غیرعادلانه حاکم بر جامعه یا وجود وضعیت آنومی (بی هنجاری) در جامعه می داند. آنومی به معنای فقدان همبستگی در یک جامعه است که موجب کشمکش اجتماعی و سرگردانی فردی و منازعه برای قدرت و ثروت می شود. وقتی نیروهای گسستگی بر عوامل همبستگی چیره و غالب شوند و پیدایش وجدان مشترک به کندی صورت گیرد، رفتار اجتماعی ناشی از وضعیت آنومی افزایش می یابد و کشاکش و ستیز اجتماعی رخ می نمایاند. دورکیم در حقیقت میان خشونت، جنایت، کج رفتاری اجتماعی و رفتار سیاسی جمعی سنخیتی مشاهده می کند و همه آنها را برخاسته از آسیب خطرناک تفرقه و گسستگی اجتماعی می داند.

دکتر رفیع پور استاد جامعه شناسی دانشگاه شهید بهشتی اهمیت انسجام اجتماعی را برای یک نظام اجتماعی به پاروزنان یک کشتی یا قایق بزرگ تشبیه، تشریح و توصیف می کند؛ اگر پاروزنان همه درک کرده باشند که تنها راه نجات آنها حفظ کشتی از غرق شدن و کوشش در جهت رسیدن به هدف باشد و ناخدا نیز با تدبیر و هدایت عاقلانه، آنها را به پاروزدن هماهنگ و همزمان در یک مسیر وادارد، درآنصورت کشتی می تواند به هدف برسد.

اما اگر هرکسی برای خود و ناهماهنگ با بقیه پارو بزند، نیروها هدر رفته و احتمالا کشتی به دور خود می چرخد، می ایستد و در هنگام طوفان غرق می شود. در جامعه نیز نیروها و گروهها اگر در مسیر نفع جمعی عمل کنند، علاوه بر اینکه تک تک انسانها به هدف خود برسند، جامعه نیز رو به تعالی می رود. شرط این حرکت جمعی آن است که (به قول پارسونز) نفع فردی و نفع جمعی اعضاء جامعه در یک مسیر و یک جهت قرار داشته باشد. یعنی هم شرایط برای افراد فراهم و هم این مسئله به آنها فهمانده شده باشد.

اما اگر جامعه، مانند یک کشتی طوفان زده، دچار آشوب و آشفتگی باشد و ناخدا نیز به دلایل مختلف در کنترل کشتی دچار اشکال باشد و یا با برخی اقداماتش موجب آشوب بیشتر شود، در آن صورت افراد تنها در فکر نجات خود و بیرون کشیدن گلیم خود از آب خواهند بود و دراین مسیر نیروهای جامعه بیشتر برضد یکدیگر کار خواهند نمود تا در مسیر نفع جمعی.

بدین ترتیب در یک جامعه ایده آل که از گروههای مختلف کوچکتر (مثلا ترک، کرد، بلوچ) تشکیل شده است همبستگی و انسجام باید به این شکل باشد که اعضاء گروهها در درجه اول خود را به گروه بزرگ (ایران) وابسته ببینند، نه یک گروه کوچک (کرد و بلوچ). هشدار امام علی(ع) در خطبه قاصعه (خطبه 192) به اجتناب از تفرقه و تشتت ملت از همین آسیب اجتماعی حکایت دارد. امام علی(ع) پس از بیان این که تاریخ به عنوان یک منبع شناخت تجربی از ضابطه و قانون برخوردار است، قوانین حاکم بر آن را ثابت و قابل تطبیق بر موارد مشابه می داند و رمز تداوم عزت و عظمت جامعه و حکومت را در رابطه مستقیم با رعایت دقیق این قوانین می داند و می فرماید:

لازمه عزت و سربلندی یک جامعه و حفظ شؤون اجتماعی یک ملت، دوری از تفرقه و گسستگی و اهتمام به اتحاد و همبستگی است. حضرت درجای دیگر این خطبه، خطر این آسیب را به عنوان اصلی عمومی و قانونی کلی با تأکید بیشتر مورد توجه قرار می دهد و همگان را به اجتناب از آن فرا می خواند و می فرماید: آنچه ستون فقرات یک ملت و یک جامعه را خرد می کند و قدرت و توانش را از بین می برد، تفرقه، پشت کردن به یکدیگر و عدم یاری همدیگراست.

لذا با توجه به فرمایش امام علی(ع) و سیره حکومت امام علی(ع)، رهبر معظم انقلاب با دوراندیشی به منظور جلوگیری از گسستگی در جامعه نامه هشت ماده ای به سران سه قوه ارسال و در مجمع فرماندهان سپاه درسال 83 دوری از تجمل گرایی را یادآور می شوند و خطرات و آسیب های آن را برای جامعه به آنان گوشزد می نمایند، سال 84 را سال مشارکت عمومی و همبستگی اجتماعی و درنهایت سال 86 را برای مقابله با اقدامات تفرقه افکنانه دشمن سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی نامگذاری می نمایند تا مسئولین و آحاد جامعه را از این آسیب که سبب گسستگی و فاصله بین مردم و مسئولین و سایر اقشار شده یا خواهد شد و سبب بوجود آمدن کشاکش سیاسی می شود جلوگیری نموده و خطرات آن را گوشزد نماید.

معمولا کشاکش های سیاسی نوعی رفتار جمعی هستند که در شرایط فقدان همبستگی و وجدان جمعی پدید می آیند و جامعه را از توسعه در ابعاد گوناگون بازمی دارند. امام علی(ع) می فرمایند: حفظ همبستگی و اتحاد در راه حق، هرچند ناخوشایند باشد، ازاختلافات کلمه و جدایی طلبی در مسیر باطل، که مورد پسند واقع گردد، بهتر است و به طور قطع خداوند در گذشته و آینده جهان هیچ ملتی را با تفرقه و گسستگی به سعادت و رفاه نرسانده و نخواهد رساند. 5 در تبیین بیشتر این آسیب اجتماعی، امام در خطبه 25 نهج البلاغه تصریح می کند که قانون مذکور چنان عام و قطعی است که حق با تفرقه و گسستگی شکست می خورد و باطل با اتحاد و همبستگی به پیروزی می رسد:

به خدا سوگند: گمان می کنم به زودی آنان (ارتش معاویه) بر شما چیره شوند، چرا که در باطل خود اتحاد و همبستگی دارند و شما درحق دچار تفرقه و اختلاف هستید.

آنچه دراین سخنان امام جالب توجه می نماید این است که امام پیروزی و رفاه و سعادت را در داشتن ارتش قوی یا اقتصاد غنی و امثال آن نمی داند و همچنین عامل شکست و ناکامی جوامع وحکومت ها را ضعف سیاسی یا فرهنگی و اقتصادی معرفی نمی کند، بلکه در یک جمله، علت پیروزی و موفقیت را «اتحاد و همبستگی» و راز شکست را «تفرقه و گسستگی» ذکر می کند.

بدیهی است که امام نمی خواهد نقش قدرت نظامی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی را درپیروزی و تداوم حیات جوامع و نظام های سیاسی و یا در شکست آنها نادیده بگیرد یا نفی کند، بلکه مقصود، بیان نقش بنیادی و اصیل «اتحاد» و «اختلاف» درتداوم و شکست به عنوان اصلی کلی و سنت لایتغیر الهی است. امروزه نیز صاحب نظران جامعه شناسی سرمایه اجتماعی را بزرگترین سرمایه یک جامعه و حکومت می دانند؛ در سایه اتحاد، همدلی و همبستگی، دیگر موفقیت ها نیز به دست می آید؛ اما به دنبال تفرقه و گسستگی، موفقیت های موجود ازدست می رود، البته لازمه اتحاد و دوری از تفرقه، کم کردن فاصله بین مسئولین و مردم و همچنین کم کردن فاصله طبقاتی درجامعه، مبارزه با مفاسد اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، آموزشی ضایع نکردن حق و حقوق افراد فرودست و تحمل یکدیگر و احترام به اندیشه هایی است که همگی در چارچوب اصول پذیرفته شده در جامعه تولید می شوند و تامین منافع ملی را دنبال می کنند.

2) تجمل گرایی، تملق و چاپلوسی:

از دیگر آسیب هایی که جامعه و حکومت را تهدید می کند، تجمل گرایی، تملق و چاپلوسی است. تجمل گرایی شکاف و فاصله میان رهبران و مردم را افزایش می دهد و به تدریج یک حاکمیت الیگارشی را بر جامعه مستولی می سازد که نه تنها به منافع ملی و حقوق مردم نمی اندیشد، بلکه همواره درصدد تامین منافع شخصی و گروهی خود است. ابن خلدون، از اندیشمندان مسلمان، تجمل گرایی و غرق شدن دراسراف و تبذیر را خطرناکترین عامل برای فروپاشی یک نظام سیاسی می داند که زمینه را برای ظهور یک عصبیت (حاکمیت) جدید و کنار رفتن حاکمیت سابق فراهم می آورد.

افلاطون نیز علت پیدایش انقلاب را «حرص و آز مردم و تفنن و تجمل پرستی آنان می داند». مردم به زندگی ساده قناعت نمی کنند و سودپرست و جاه طلب و رقابت جو و حسود می شوند. آنان به آنچه خود دارند، زود سیر می شوند و در آتش حسرت آنچه ندارند می سوزند، آنها به ندرت چیزی را طلب می کنند که متعلق به دیگری نباشد… در نتیجه منجر به تضاد طبقاتی می شود، جامعه به فقرا و اغنیا تقسیم می شود که نتیجتاً به جنگ بر می خیزند. تغییراتی که در تقسیم ثروت پیدا می شود، موجب تغییر وضع سیاسی می شود.

حضرت علی(ع) نیز حدود چهارده قرن قبل و پیش از همه، این آسیب خطرناک را گوشزد کرده است. هنگامی که به امام خبر دادند شریح بن حارث (قاضی امام) خانه ای به هشتاد دینار خریده، او را احضار کرد و پس از نگاه خشم آلود، به وی فرمود: این کار، تو را از عزت و قناعت خارج کرده و به خواری و دنیاپرستی کشانده و در محله نابود شدگان و کوچه هلاک شدگان قرار داده است. امام در ادامه می فرمایند: این خانه (اقدام) به چهار جهت منتهی می گردد؛ یک سوی آن آفت ها و بلاها، سوی دوم مصیبت ها، سوی سوم هواها و هوس های سست کننده و سوی چهارم شیطان گمراه کننده قرار دارد و در خانه به روی شیطان گشوده است. امام در برخورد با عثمان بن حنیف، فرماندار بصره که در میهمانی تجملاتی اشراف بصره حاضرشده بود فرمودند:

ای پسر حنیف به من گزارش دادند که مردی از سرمایه داران بصره تو را به میهمانی خویش فرا خوانده و تو به سرعت به سوی آن شتافتی تا خوردنی های رنگارنگ برای تو آوردند وکاسه های پر از غذا پی درپی جلو تو نهادند. گمان نمی کردم میهمانی مردمی را بپذیری که نیازمندانشان با ستم محروم شده و ثروتمندانشان بر سر سفره دعوت شده اند. اندیشه کن در کجایی؟ و بر سر کدام سفره تناول می کنی؟ آگاه باش که هر پیرو را امامی است که از او پیروی کند و امام شما از دنیای خود به دو جامه فرسوده و دو قرص نان رضایت داده است. سوگند به خدا، من از دنیای شما طلا ونقره ای نیندوخته و از غنیمت های آن چیزی ذخیره نکرده ام. بر دوجامه کهنه ام جامه ای نیفزودم و از زمین دنیا یک وجب در اختیار نگرفتم.

همچنین وقتی که امام پس از جنگ بصره بر یکی از یاران خود به نام علاء بن زیاد وارد می شود و خانه بسیار بزرگ و مجلل او را می بیند، با تعجب فراوان از او می پرسد که تو با این خانه بزرگ در دنیا چه می کنی و می فرمایند: خداوند بر پیشوایان حق و عدل واجب کرده که خود را با مردم ناتوان و بی بضاعت همسو کننده تا فقر و نداری، انسان تنگدست را به اعتراض و طغیان نکشاند و نظام سیاسی را با بی ثباتی رو به رو نسازد.

در حکمت 335 نهج البلاغه نیز آمده است که وقتی یکی از کارگزاران امام خانه باشکوهی ساخت، امام به او فرمود: «سکه های طلا و نقره سر برآورده خود را آشکار ساختند. همانا ساختمان مجلل، بی نیازی و ثروتمندی تو را می رساند.»علی(ع) خود به مردم کوفه می فرمود: اگر جز با مرکب خویش و وسائل شخصی ام که حمل می کند و غلامم از نزد شما رفتم، بدانید خیانت کرده ام.

بنابراین زندگی مادی و شخصی رهبران و مدیران باید به دور از تجمل و همانند زندگی مردم ضعیف باشد. در این صورت بینش صحیح و واقع گرایانه ای از جامعه پیدا کرده و تصمیمات و سیاست هایی اتخاذ می کنند که بتوانند رفاه اقتصادی نسبی را در جامعه ایجاد کنند. حتی در صورت عدم امکان تأمین رفاه برای مردم، صرف این رفتار، تحمل فقر و مشکلات را برای مردم آسان می سازد و از آثار منفی روانی و فرهنگی جلوگیری کرده و مشروعیت نظام را حفظ می کند

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه