آسیب شناسی وابستگی علمی مسلمین به علوم انسانی سکولار (قسمت دوم)

زمان انتشار: ۱۰:۴۸ ۱۳۹۰/۱۲/۱۹

«ما علوم انسانى مان [که همان علوم انسانی غربی است] بر مبادى و مبانى متعارض با مبانى قرآنى و اسلامى بنا شده است. علوم انسانى غرب، مبتنى بر جهان بینى دیگرى است؛ مبتنى بر فهم دیگرى از عالم آفرینش است و غالباً مبتنى بر نگاه مادّى است. خوب، این نگاه، نگاه غلطى است؛ این مبنا،مبناى غلطى است. این علوم انسانى را ما به صورت ترجمه اى، بدون این که هیچ­ گونه فکر تحقیقیِ اسلامى را اجازه بدهیم در آن راه پیدا کند، می­ آوریم تو دانشگاه هاى خودمان و در بخش­ هاى مختلف، این ها را تعلیم می­دهیم!»

 مقام معظم رهبری در بیانات خود، به تأثیرات مخرّب «علوم انسانی سکولار» بر باورهای اسلامی و انقلابی نسل جوان اشاره کردند و از ضرورت تولید «علوم انسانی اسلامی» با تکیه بر مبانی «تفکر اسلامی» تأکید کردند. در قسمت اول این مقالات به بررسی «جامعه شناسی اسلامی» و پرادایم های آن پرداخته شد؛ حال در این قسمت به بررسی و آسیب شناسی وابستگی علمی مسلمین به «علوم انسانی سکولار» می پردازیم.

3. ضرورت ها و هدف های انجام حوزه­ی تمحّض علمی:
  1-3. دستیابی جامعه ی اسلامی به استقلال فرهنگی و علمی
 یکی از اهداف مهم تلاش نظری در حوزه ی تمحّض علمی، مقابله با «تسلّط فرهنگی» و «تفوّق علمی» غرب نسبت به جامعه ی اسلامی که موجب «وابستگی علمی» مسلمین به «علوم انسانی سکولار» شده است. مقام معظم رهبری در این باره، همواره بر پایان دادن به تقلید و تکرار و ترجمه ­مآبی تأکید کرده ­اند: «ما به هیچ وجه نگفتیم که دانسته هاى غربی ها را که در زمینه هاى گوناگون علوم انسانى، پیشرفت های چند قرنىِ زیادى داشتند، یاد نگیریم یا کتاب های این ها را نخوانیم؛ [بلکه] ما می­گوییم تقلید نکنیم.»[1]
 2-3. صیانت از هویت ایدئولوژیک جامعه ­ی اسلامی
  ممانعت از گسترش «شکاکیت» و «بی ‏اعتقادىِ» نسبت به «باورها و ارزش ­هاى اسلامی» در اساتید و دانشجویان حوزه­ ی علوم اجتماعی که برخاسته از مضامین دین­ ستیزانه ی جامعه­شناسی سکولار (به  شاخه­ ی مهمی از علوم انسانی سکولار) است، از دیگر هدف های کلیدی این پروژه است. مقام معظم رهبری، به این کژ کارکرد علوم انسانی سکولار اشاره کرده و نسبت به آن هشدار داده­اند:
 «بسیارى از مباحث علوم انسانى[غربی]، مبتنى بر فلسفه­ هایى هستند که مبنایش مادی گری [2] است،مبنایش حیوان ­انگاشتن انسان است، عدم مسؤولیت انسان در قبال خداوند متعال است، نداشتن نگاه معنوى به انسان و جهان است. خوب، این [نوع] علوم انسانى را ترجمه کنیم، آنچه را که غربی ها گفتند و نوشتند، عیناً ما همان را بیاوریم به جوان خودمان تعلیم بدهیم؛ در واقع، شکاکیت و تردید و بى­اعتقادى به مبانى الهى و اسلامى و ارزش های خودمان را در قالب ­هاى درسى به جوان ­ها منتقل کنیم.»[3]
 ایشان در جای دیگری تصریح می ­کنند که مبانی علوم انسانی غربی، با اسلام تعارض دارد:
 «ما علوم انسانى مان [که همان علوم انسانی غربی است] بر مبادى و مبانى متعارض با مبانى قرآنى و اسلامى بنا شده است. علوم انسانى غرب، مبتنى بر جهان بینى دیگرى است؛ مبتنى بر فهم دیگرى از عالم آفرینش است و غالباً مبتنى بر نگاه مادّى است. خوب، این نگاه، نگاه غلطى است؛ این مبنا،مبناى غلطى است. این علوم انسانى را ما به صورت ترجمه اى، بدون این که هیچ­ گونه فکر تحقیقیِ اسلامى را اجازه بدهیم در آن راه پیدا کند، می­ آوریم تو دانشگاه هاى خودمان و در بخش­ هاى مختلف، این ها را تعلیم می­دهیم!»[4]
 3-3. رفع پاره هایی از «حاجات نظری» جامعه و نظام اسلامی
 هدف و ضرورت دیگر، رفع پاره ­هایی از «نیاز علمی» و «حاجات نظری» جامعه و نظام اسلامی در  حوزه ­ی مسایل اجتماعی و فرهنگی است که موارد زیر را شامل می­شود:
 1-3-3. کمک به روند تولید «علوم انسانی اسلامی» به عنوان گفتمان دیرینه، مغفول و مورد تأکید جدّی رهبر معظم انقلاب اسلامی (حفظه­ الله) در حوزه­ی جامعه­ شناسی.
 2-3-3. فراهم ­سازی مبانی و چارچوب­ های نظری و ابزارهای مفهومی لازم برای «تبیین دینیِ  پدیده ­های اجتماعی و فرهنگی»[5]
 3-3-3. تألیف «متون درسی اسلامی» در حوزه ­ی علم «جامعه­شناسی» به منظور تدریس در مراکز آموزشی کشور.
 4. جایگاه و جغرافیای حوزه­ی تمحّض علمی:
 1-4. جایگاه و جغرافیای حوزه­ی تمحّض علمی در میان سایر حوزه های تمحّض علمی مرتبط
 «جامعه ­شناسی اسلامی» به مثابه یک حوزه­ ی تمحّض علمی، مواد و مصالح بنیادی را برای سایر حوزه ­های تمحّض علمی – که علاقه به مطالعه­ی واقعیت های اجتماعی از منظر دینی دارند – فراهم   می­کند؛ به گونه ­ای که سایر حوزه­ های تمحّض علمی می­ توانند از ره ­آوردها و یافته ­های نظری و بنیادی «جامعه ­شناسی اسلامی» به عنوان «اصول موضوعه»[6] در مطالعات و پژوهش­های خود استفاده کنند.
 2-4. جایگاه و جغرافیای حوزه­ ی تمحّض علمی در میان علوم مرتبط
 هم چنان که بیان گردید، «جامعه ­شناسی اسلامی» به مثابه یک حوزه­ ی تمحّض علمی، سنخی و صنفی از علمِ «جامعه ­شناسی» است که در برخی از جهات تکوّن­بخش خویش به مثابه یک قلمرو علمی، از معارف نظری و احکام عملی «اسلام» به عنوان یک دین الهی، تأثیر می ­پذیرد. به این ترتیب، علم مرتبط با آن، «جامعه ­شناسی» است که در حال حاضر، صورت تعیّن­ یافته و بالفعل این علم، همان «جامعه ­شناسی سکولار»[7] است.
 به لحاظ منطقی، چند علم (کم­ و ­بیش) جزء «علوم خویشاوند» جامعه­ شناسی به شمار می­ آیند که عبارتند از: 
  1. مردم ­شناسی[8]
 2. ارتباطات[9]
 3. مطالعات فرهنگی[10]
 4. سیاست اجتماعی[11]
 5. فلسفه ­ی اجتماعی[12] 
 و …
 این مجموعه از  رشته ­های علمی، یک پهنه­ی معرفتی به نام «علوم اجتماعی» [13] را تشکیل می­ دهند. از سوی دیگر، «جامعه­شناسی اسلامی» به طور خاص، با حوزه­ی علمی نامتجانس با خود نیز مرتبط است. به سبب این که جامعه ­شناسی اسلامی در برخی از جهات تکوّن ­بخش خویش، از معارف نظری و احکام عملی «اسلام»، تأثیر می­ پذیرد؛ خواه­ناخواه، از برخی از شاخه­ های «علوم اسلامی» تغذیه و استفاده می­کند. به نظر می­رسد بیشترین تغذیه و استفاده­ی «جامعه­شناسی اسلامی» از این گروه از «علوم اسلامی» است:«فلسفه»، «کلام»، «تفسیر» و «حدیث».
 5. موقعیت فعلی حوزه­ ی تمحّض علمی در رشته های دانشگاهی:
 1-5. موقعیت فعلی حوزه ­ی تمحّض علمی
 متأسفانه در مراکز دانشگاهی و پژوهشی کشور، «رشته» و یا حتی «واحد درسی» با عنوان  «جامعه­شناسی اسلامی» در هیچ یک از مقاطع تحصیلی وجود ندارد. آنچه که اکنون به عنوان «علوم اجتماعی» یا گرایش­ های مختلف «جامعه ­شناسی» – از قبیل جامعه­ شناسی نظری [14] ، جامعه ­شناسی فرهنگی[15]، جامعه ­شناسی سیاسی[16]،جامعه­ شناسی توسعه[17]و … – در دانشگاه ­های کشور آموزش داده می­شود، علوم اجتماعی غربی و جامعه ­شناسی غربی است که بدون شک، «هویت سکولاریستی»[18] دارد. عقب­ماندگی بحث­های صورت گرفته در این زمینه تا آنجاست که حتی همچنان درباره­ی «امکان» یا «امتناع» جامعه ­شناسی اسلامی، مناقشات و مجادلات گوناگونی وجود دارد.
 2-5. فهرست دروس دانشگاهی مرتبط با حوزه تمحض علمی
  هم چنان که بیان شد، در میان واحدهای درسی که اکنون در دانشکده­های علوم اجتماعی کشور تدریس می­شود، واحد درسی با عنوان «جامعه­ شناسی اسلامی» وجود ندارد. تنها واحد درسی که بیشترین هم خوانی اعتقادی و هم سویی ایدئولوژیک با «جامعه ­شناسی اسلامی» دارد، درسی با عنوان «اندیشه­ی اجتماعی متفکران مسلمان» است که برای مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد در نظر گرفته شده است و در آن، نظریات اجتماعی عالمان مسلمان متقدّم و متأخّر – هم چون فارابی، ابن خلدون، علامه طباطبایی، علامه مطهری و … – تدریس می­شود.
 ادامه دارد…   
پی نوشت ها:
 [1]. بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار جمعی از دانشجویان در تاریخ1390/05/19؛ برگرفته از:
 [2].   Materialism
  [3]. بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار اساتید دانشگاه ها در تاریخ 1388/06/08؛ برگرفته از:
 [4]. بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار جمعى از بانوان قرآن پژوه کشور در تاریخ 1388/07/28؛ برگرفته از:
 [5]. «انقلاب اسلامی» یک واقعیت اجتماعیِ دینی بود که می­توانست دست مایه و منبعی بسیار غنی برای «نظریه­ پردازی» و تولید فکر در حوزه ی «جامعه شناسی اسلامی» به شمار آید، اما متأسفانه باید اعتراف کرد که با وجود گذشت بیش از سی سال از وقوع این انقلاب اجتماعی بی­نظیر، مطالعه و پژوهش جدّی و بنیادی در زمینه­ی فهم و تعلیل جامعه­شناختی آن که مبتنی بر ایدئولوژ‍ی اسلامی باشد، انجام نگرفته است. شاید تنها بتوان از مباحث مغز متفکر انقلاب اسلامی، استاد شهید علامه مرتضی مطهری (رحمه­ الله علیه) در این زمینه نام برد که عمیق­ ترین و دقیق­ ترین تحلیل نظری برخاسته از ایدئولوژی اسلامی است. همچنین، هشت سال «دفاع مقدس» نیز واقعیت اجتماعی نوظهور و کم­نظیر دیگری بود که از جهت «نظری» و «علمی»، مغفول واقع شد و مطالعات درباره­ی آن، در گستره­­ی مباحث تاریخی یا داستان­نویسی منحصر و محدود ماند.
 [6]Axioms
 [7].  SecularSociology
 [8]Anthropology
 [9]Communications.
 [10]CulturalStudies
 [11]Social Policy
 [12]Socialphilosophy
 [13]SocialSciences
 [14].TheoreticalSociology
 [15].CulturalSociology
 [16].Politicalsociology.
 [17].SociologyofDevelopment
 [18].Secularidentity.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه