درباره "مهمان داریم" محمد مهدی عسکرپور

آماده شوید،میهمان داریم!

نویسنده:

علوم اجتماعی اسلامی ایرانی

زمان انتشار: ۱۵:۵۱ ۱۳۹۲/۱۱/۱۷

رنگهایی که در ابتدای فیلم به چشم می آید رنگهایی تیره و تاریک و همراه با حس ناامیدی است، شکایت ها و مقاومتهای رضا برای درمان نشدن و اینکه تلاش میکند زودتر به انتهای زندگی برسد و انتظار مرگ را میکشد، گاهی انقدر مقاومت ها وتلخ زبانیهای او زیاد میشود که برای لحظاتی کوتاه کام مخاطب را هم تلخ می کند. و حتی ممکن است به این مساله فکر کند که “این انتخاب خود رضا و دوستانش بوده برای آرمانهایشان جنگیدند و دفاع کردند” همان طور که حاج ابراهیم هم این نکته را به او گوشزد می کند.

محمد مهدی عسگر پور در آخرین اثرخود میتوان گفت بیشتر نگاهی سیاسی و اجتماعی به اوضاع و احوال روزگارمان دارد اما امیدوار به آینده است..

در نگاه اول به “میهمان داریم” روایتی از یک زندگی ساده از حاج ابراهیم بستنی ساز میبینیم که در خانه ای قدیمی و سوت و کور همراه همسرش فخرالسادات زندگی می کند. فرزندشان “رضا” مجروح جنگ است و یکسالی هست که در آسایشگاه به دلیل وخامت حالش بستریست و باخود ش و دیگران سرجنگ دارد ،داروهایش را مصرف نمیکند مدام بدخلق است میخواهد زودتر بارسفر را ببند تا دیگر به قول خودش سربارجامعه و پدر و مادر نباشد و مایه ی آبروریزی!

رضای چهل ساله  با اصرار پدر و مادر به منزل منتقل می شود اما دلِ خوشی از روز و روزگار ندارد و در لحظاتی حتی چشم مخاطب را تر میکند..

 بنظر نگارنده، مقصود  اصلی فیلمساز از ساخت این فیلم تلنگریست به آدم های این زمانه؛ نسل جوانی که برای تحقق آرمانهایشان برای دفاع از میهن رفتند و جان دادند و برخی دیگر ماندند. حالا پس از گذشت سالها این آرمانها گویی به دست فراموشی سپرده شده است و آن طور که باید محقق نشده.

مهربانی و توجه به یکدیگر به ویژه به بازمانده های جنگ و خانواده هایشان نکته ی طلایی این فیلم میتواند باشد، با ناشیکیبایی هایی که رضا بارها در بخش ابتدایی فیلم به زبان می آورد گویای این مساله و دغدغه کارگردان است.

رنگهایی که در ابتدای فیلم به چشم می آید رنگهایی تیره و تاریک و همراه با حس ناامیدی است، شکایت ها و مقاومتهای رضا برای درمان نشدن و اینکه تلاش میکند زودتر به انتهای زندگی برسد و انتظار مرگ را میکشد، گاهی انقدر مقاومت ها وتلخ زبانیهای او زیاد میشود که برای لحظاتی کوتاه کام مخاطب را هم تلخ می کند. و حتی ممکن است به این مساله فکر کند که “این انتخاب خود رضا و دوستانش بوده برای آرمانهایشان جنگیدند و دفاع کردند” همان طور که حاج ابراهیم هم این نکته را به او گوشزد می کند.

حاج ابراهیم بستنی ساز مدتی هم “چرخی فلکی” بوده و بعد از سالیانی که از ان میگذرد  چرخ وفلک قدیمی را کنج حیاط  خانه  که دیگر کاشیهایش هم صدا میکند نگه داشته تا به گفته خودش  یادش نرود از کجا شروع کرده؛ کارگردان استعاره خوبی را برای گذر عمر و دوران انتخاب کرده است.

عسگرپور در پنجمین اثرش هم مردم و هم مسولان را به نقد کشیده است به گونه ای  که “میهمان داریم” را از سایر آثارش مجزا میکند. پرداختن به این موضوع که  پس از اتمام جنگ و با فاصله گرفتن از آن سالها گاهی این افراد درهیاهوی زندگی ما به دست فراموشی سپرده میشوند و از آنها غافل میشویم موضوع اصلی فیلم است منتها کمی مستتر بیان شده و آمدن میهمان بهانه ساختن “میهمان داریم” شده است.

حسین و عباس و زینب دیگرفرزندان این پدر و مادر هستند که هرسه شهید شده اند در بخش های میانی فیلم باورود ناگهانی و خیال گونه آنها کم کم فیلم از آن سردی و تلخی فاصله می گیرد، رنگها پرفروغ میشوند تصاویری که به چشم می آید دیگر تیره و تاریک نیست. خانه ای را که ابتدای فیلم در حال ریزش و تقریبا درحال فرویختن میبینیم، مرمت میشود؛ شاید هدف فیلمساز ازین بخش یک همت جمعی بوده که موجب بهبود اوضاع این خانواده و دیگر خانواده های مشابه میشود.

گاهی مرز بین واقعیت و خیال انقدر بهم نزدیک شده است که قابل تشخیص و تفکیک از هم  نیست و بیننده دچار سردرگمی  میشود ازاین که  وجود و حضور حسین و عباس و زینب خیالی است یا واقعیت دارد. حتی لحظاتی بیننده مرگ را برای حاج ابراهیم و همسر و فرزندش متصور میشود باورود سه فرزند دیگرشان.

 بهانه ی ورود این سه شهید به خانه پدریشان جشن میلاد نیمه شعبان است که از قضا سالگرد ازدواج پدر و مادر هم هست.. تمام تکاپوی فیلم  تقریبا در بخش پایانی آن به چشم می آید جایی که دیگر رضا هم از آن همه تلخی فاصله می گیرد و در انتها با آمدن میهمانی که  دیده نمی شود فیلم به پایان میرسد.

حُسنی که این فیلم دارد امید و امیدواری به بهبود شرایط است، بهبود و اصلاح نگرش به زندگی، بهبود و نو شدنِ فکرها و تغییر اوضاع و شرایط از سختی به راحتی و خوبی.

سبک زنگی و نوع برخورد خانواده ی این فیلم تاحدود زیادی پسندیده و مورد قبول است؛ ارتباط بین خواهر و برادران، فرزندان با پدر و مادر ابراز احساساتشان نوع تقسم کار و توجه به احترام به پدر و مادر و مهمتر اینکه جزو معدود فیلم هایی است که مخاطب اقامه ی نماز،سجاده و دعا کردن را در آن میبیند.

نکته ی قابل توجه دیگر لحظاتی است که فخرالسادات بعد از باخبر شدن از آمدن میهمان، نامرتب و نامناسب بودن خانه را گوشزد می کند و تصمیم می گرد میهمانی را به تعویق بیاندازد  اما “حاج ابراهیم” با یک همبستگی و تعاون به همراه تمام اعضای خانواده در کمترین زمان خانه را محیای پذیرایی از مهمان می کند و مانع از تغییر زمان میهمانی می شود.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه