آیا فرهنگ مردم ایران شفاهی است؟

زمان انتشار: ۱۸:۴۵ ۱۳۹۱/۰۲/۲۲

ادعای شفاهی بودن فرهنگ ایرانی که در راستای تحقیر فرهنگ جامعه مسلمان ایران به کار رفته با ابهام‏های جدی مواجه است. هم‏چنین امروزه خطرات زیادی فرهنگ جامعه ما را تهدید می‏کند که پناه بردن به افزایش سرانه مطالعه و یا گسترش بازدید و خرید از نمایشگاه بین‏المللی کتاب تهران، گرهی از آن نمی‏گشاید.

 طرح
مسئله

 این که
«فرهنگ مردم ایران شفاهی است» کمابیش مورد تصدیق همگان است و کمتر کسی در این‏باره
چون و چرا می‏کند. چون و چرا پیرامون این عبارت، مشتمل بر چند سئوال است
:

  1- آیا فرهنگ مردم ایران شفاهی است؟

  2- آیا فرهنگ دیگر ملل، غیر شفاهی است؟

  3- شفاهی بودن فرهنگ، نقص و ناپسند است؟

  4- نقطه مقابل یا مطلوب در برابر فرهنگ
شفاهی چیست؟

 مقدمه
اول

 گفته‏اند
که گوتنبرگ دستگاه چاپ را اختراع کرد و از این راه به گسترش کتاب مقدس و از آن‏‏جا
به گسترش امر دین یاری رساند. در واقع گوتنبرگ پدر صنعت چاپ است و صنعت چاپ، ماشین
بخار و… راه انقلاب صنعتی را گشوده‏اند
.

 چاپ
کتاب مقدس و ترجمة آن، به مسیحیان در خواندن و فهم دستورات الهی یاری رساند و
بویژه ترجمه‏ها[1] با تجزیه کلیسای کاتولیک و گسترش کلیساهای ملی که با حمایت
شاهزادگان اروپایی از رونق خوبی برخوردار شدند، هم‏زمان گردید. چندی از تشکیل
کلیساهای ملی نگذشت که افراد، خود شایسته تدبر در کتاب مقدس شناخته شده و قرائات
از نُسخ مختلف کتاب مقدس پدید آمد و نخوانده‏ها، ملّا شدند و مسیحیان بدون واسطة
کشیش به سوی خدا شتافتند، گو این‏که تکثر برداشت‏ها به تکثر دین انجامید و
تکثرگرایی (پلورالیزم) خود بخشی از دنیاگرایی (سکولاریزم) بود
.

 به هر
روی تجدد با دنیاگرایی قرین شد و دستاوردهای تجدد، چشم‏ فرنگ‏رفته‏ها را خیره کرد.
طلب تجدد، ایشان را به چاره‏اندیشی واداشت و طیفی از راه‏کار و دوا و درمان را در
پی آورد. فرنگ‏رفته‏ها، چاپ کتاب مقدس و ترجمه و تفسیر آن از یکسو و تجزیه کلیسای
کاتولیک و گسترش کلیساهای ملی و گسترش پلورالیزم و سکولاریزم را از سوی دیگر، مسیر
دستیابی به تجدد قلمداد نمودند. در حالی‏که این همزمانی بدان معنا نیست که هر جا
کتاب مقدسی ترجمه شود، نهادهای دینی ملی شکل می‏گیرند و مثلاً حوزه علمیه ایرانی و
عراقی و ترکی و… پدید می‏آید
.

 ترجمه
و اعزام دانشجو، تأسیس دارالفنون و دارالترجمه، انتشار روزنامه و… اولین
اقداماتی بودند که در زمان دلسوزانی چون عباس‏میرزا و میرزا تقی‏خان فراهانی کلید
خوردند. عده‏ای مانند آخوندزاده، میرزا ملکم‏خان و میرزا آقاخان کرمانی خواهان
اصلاح و تغییر خط و زبان شدند ولی بهبودی‏ای حاصل نشد
.

 کسانی
مانند شیخ جمال واعظ، مردمان را به خواندن رمان‏های غربی فرا می‏خواندند و رمان‏ها
را نسخه به‏روز و متناسب با مقتضیات عصر جدید و جایگزین «احسن القصص» قرآن
می‏دانستند
.

 تمامی
کسانی که خواهان اصلاح و تغییر خط و زبان بودند رگه‏هایی از شریعت‏‏ستیزی،
باستان‏گرایی و ناسیونالیزم را در اندیشه خود داشتند و در واقع نه تنها میان
«اصلاح خط و زبان» و «شریعت‏ستیزی» نسبتی مستقیم برقرار می‏دانستند که آن را گامی
در راستای «پروتستانتیزم اسلامی»[2] می‏دیدند و همین پروژه ناکام بود که تا «از
فرق سر تا نوک پا غربی‏شدن» و «اسلام منهای روحانیت» و «اومانیسم اسلامی» تداوم
یافت. تداومی که جز تکرار بی‏حاصلی نبود
.

 نتیجه‏گیری
موقت اول

 هم‏اکنون
وقت آن فرارسیده است که از خود بپرسیم
:

  «چه زمانی و چه کسانی برای اولین‏بار از
شفاهی بودن فرهنگ مردم ایران و کاهلی و سستی ایشان در نوشتن و خواندن سخن
گفته‏اند؟ آیا نوشتن آراء و افکار شخصی و به بند نگارش درآوردن خاطرات و تجارب
زیسته، عامل تشویق مردمان به خواندن و نوشتن بوده است یا سودای تجدد؟
»

 «آیا
شیخ بهایی می‏توانسته کتابی در باب ساخت “منار جنبان” بنگارد و از سر
کاهلی یا پنهان‏کاری و خسّت از نوشتن رموز علم خود، امتناع کرده است؟ یا آموختن هر
علمی، صلاحیت‏هایی می‏خواهد؟ آیا رابطه “استاد و شاگردی” به عنوان یکی
از مصادیق فرهنگ‏های سنتی، قابل تقلیل به نسبت “نویسنده و خواننده” است؟
»

  «آیا اجمال کلام حافظ، یک ویژگی شخصی و
قابل تصحیح است یا خصلت زبان و برخاسته از عمق جان؟ آیا اختلاف مصداقی رمان و شعر
در مفهوم ادبیات، ما را به دو سنت تاریخی (سنت ادبی شرقی و سنت ادبی غربی) در
پرورش ادبی توجه نمی‏دهد؟
»

  «آیا روستازادگان کرمانی برای آموختن
انواع ابرها، رنجی را که دکتر مرتضی فرهادی متحمل شد، بر خود هموار می‏کردند؟[3]
یا نوعی دیگری از تعلیم و تعلم را از سر می‏گذراندند؟
»

  «آیا حافظه انسان در تمام طول تاریخ یکسان
بوده است؟ یا تکنولوژی ما را از به ذهن سپردن اطلاعات بی‏نیاز کرده و وابستگی به
آن، تنبلی ذهنی را به دنبال داشته است؟» و

 همچنین
باید مجدداً از خود بپرسیم«آیا شأنی از شئون «فرهنگ شفاهی» عقب‏ماندگی است و
«فرهنگ کتبی»، گسترش ساینس، روزنامه و… راهی است برای دست‏یابی به تجدد؟
»

 با این
اوصاف فرهنگ مردم ایران و همه جوامع توسعه‏نیافته و در حال توسعه، شفاهی است. و ناگزیر  فرهنگ مکتوب اروپا و امریکا که ریشه در تاریخ
یونان باستان دارد، انباشت علم و رشد عقلانیت و تجدد را در پی داشته است. در یک
جمع‏بندی مقدماتی: فرهنگ شفاهیِ مانع تحقق مدرنیته، مذموم و فرهنگ فرنگ که مایه
صلاح و رفاه است، مطلوب و شایسته مباهات است
.

 مقدمه دوم

 در
عبارات فوق تنها به شأنی از شئون «شفاهی بودن فرهنگ» پرداختیم و این ‏ادعاها حتی
در صورت اثبات، مسئله را منتفی نمی‏سازد. همچنین شفاهی بودن به دو بخش قابل تفکیک
است: 1- نخواندن 2- ننوشتن (حرف زدن
)

 ابتدا
به مسئله مطالعه (خواندن) می‏پردازیم؛ چرا که خواندن، مقدمه نوشتن است و نوشتن
بی‏مطالعه بی‏فایده و نقض غرض است. تحقیقی که در سال 1356 انجام شده و امکان رؤیت
پرسشنامه آن برای بنده مهیا نشد، نشان می‏دهد «سرانه مطالعه غیردرسی روزانه» در
ایران، حدود 2 دقیقه بوده است. اگر شرمساری ما بر این 2 دقیقه مجال دهد به استحضار
می‏رسانم که این دو دقیقه با اجرای استراتژی «ایران را مدرسه کنیم»[4] و امتداد
سیاست گسترش آموزش عالی، بطور حتم از افزایش چشم‏گیری برخوردار شده است. اما آنچه
هم‏اکنون باعث تکرار ارقام بسیار پایین سرانه مطالعه در ایران می‏شود[5]، عدم
مطالعه دقیق، استفاده از روش‏های احتمالی با عنایت به تیراژ کتاب، تعدا اعضای
کتابخانه‏ها و… است؛ که بطور غیرمستقیم نارضایتی از سطح توسعه را در خود نهفته
دارد
.

 یکی از
نکات مهم در آمار فوق، نحوه محاسبه آن است. در جوامع توسعه‏یافته- با اندکی تفاوت-
مطالعه هر نوع بروشور، کاتالوگ، تبلیغات مکتوب، روزنامه، انواع و اقسام مجلات
تخصصی و عامه‏پسند، کتاب و… در سرانه مطالعه غیردرسی گنجانده می‏شود.[6] همچنین
پرفروش‏ترین کتاب‏های سال در غرب، متعلق به حوزه‏های شبه‏اقتصادی، شبه‏بازاریابی،
روان‏درمانی، رمان‏های شبه‏عرفانی، زندگی‏نامه (سیاستمداران، ورزشکاران،
هنرپیشگان) و… است.[7] این درحالی است که گاهی حتی افراد برای نشان دادن پایین
بودن میزان مطالعه در جامعه ما به تیراژ محدود کتب تخصصی که اصلاً خواندن‏
همگانی‏شان ضرورتی ندارد، اشاره می‏کنند و تیراژ کتاب‏های پرفروشی مانند
“دا” را به بهانه دولتی بودن، جدی نمی‏گیرند
.

 اصلاح
روش سنجش مطالعه سرانه و افزودن «مطالعه اینترنتی، کتاب الکترونیک، قرآن و مفاتیح
و…» به موارد مطالعه، نشان می‏دهد سرانه مطالعه در ایران تا حدود زیادی افزایش
یافته است[8]. مهندس منصور واعظی دبیر کل نهاد کتابخانه‏های عمومی کشور در
این‏باره گفته است: مجموع سرانه مطالعه ایرانی‏ها با توجه به 12 دقیقه مطالعه قرآن
و کتب ادعیه و 18 دقیقه مطالعه کتاب
های غیر از
آن (15.5 دقیقه کتاب و 2.5 دقیقه مطالعه در فضای مجازی)، 30 دقیقه است.[9] و[10
]

 نتیجه‏گیری
موقت دوم

 هم‏چنان
این تصور وجود دارد که گسترش مطالعه عامل پیشرفت است و این تصور، غلط نیست. اما
عدم دستیابی به پیشرفت همه‏جانبه نباید موجب انکار افزایش قابل توجه سرانه مطالعه
طی 30 سال گذشته شود. از سوی دیگر، فرهنگ جامعه معاصر، بیش از آن‏که صفت کتبی یا
شفاهی بپذیرد، صفت بصری[11] و حتی مجازی پذیرفته است. همچنین عوامل معرفت‏زای دیگر
جامعه ما نظیر ارتباط و گفتگوی اعضای خانواده با یکدیگر، رفتن به میهمانی، صلة
ارحام، معاشرت با بزرگان و اهل فضل، شرکت در مجالس دینی، مساجد و… نه تنها به مقدار
لازم مورد توجه قرار نمی‏گیرند، بلکه در معرض تهدید هستند. فرزندان به بهانه درس و
مدرسه، کنکور و… در دوران کودکی از همراهی با خانواده محروم می‏شوند و با چرخة
ناقصی از فرآیند اجتماعی شدن به جوانی رسیده و در جامعه رها می‏شوند
.

 جمع‏بندی
نهایی

 گسترش
کتاب‏خوانی با پیشرفت و تعالی نسبت دارد[12] اما ادعای شفاهی بودن فرهنگ ایرانی که
در راستای تحقیر فرهنگ جامعه مسلمان ایران به کار رفته با ابهام‏های جدی مواجه
است. هم‏چنین امروزه خطرات زیادی فرهنگ جامعه ما را تهدید می‏کند که پناه بردن به
افزایش سرانه مطالعه و یا گسترش بازدید و خرید از نمایشگاه بین‏المللی کتاب تهران،
گرهی از آن نمی‏گشاید. بنابراین همانطور که تلاش در راستای گسترش فرهنگ کتاب و
کتابخوانی دارای اهمیت است، اصلاح رویه فعلی نمایشگاه کتاب تهران[13]، تحقق شعار
«مطالعه مفید[14]» و پرهیز از مقایسه فرهنگ‏ها صرفاً بر اساس شاخص مطالعه و تیراژ
کتاب و بزرگ‏نمایی نقش سرانه مطالعه در فرهنگ جوامع معاصر، ضرورت دارد
.

ارجاعات:

 [1] ترجمه‏ها
در بادی امر با وسواس زیاد همراه بودند و سیری از ترجمه تحت‏اللفظی تا ترجمه آزاد
را طی کرده و حتی بعدها به الزامات نظم نیز تن دادند
.

 [2] اصطلاحی
که احتمالاً نخستین‏بار توسط آخوندزاده به کار رفت
.

 [3]  نگاه کنید به: “تقویم آب و هوایی در
ایلات و عشایر سیرجان، بافت و میمند شهر بابک”، نشریه دانشکده ادبیات و علوم
انسانی، دوره اول، شماره 2 و 3 (زمستان1369 و بهار 1370)، دانشگاه شهید باهنر
کرمان

 [4]  جمله مشهور امام‏خمینی(ره)

 [5] مثلاً
علی‏اکبر اشعری مشاور فرهنگی رییس‏جمهور و رییس کتابخانه ملی ایران در حاشیه دهمین
همایش سراسری مسئولان شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی در تاریخ 4 اردیبهشت 1387 گفته
بود: سرانه کتابخوانی در کشور برای هر نفر تنها 2 دقیقه در شبانه‏روز است که با
افزودن کتب درسی، به حدود 6 دقیقه می‏رسد
.

 [6] دکتر
محمدحسین ساعی قائم مقام مرکز افکارسنجی و رصد فرهنگی پژوهشگاه فرهنگ، هنر و
ارتباطات اسلامی، در این مورد گفته است: آمارهای ارائه شده از سرانه مطالعه
کشورهای مختلف، بر اساس شاخص‏های واحد صورت نمی‏گیرد و برخی از آنان، حتی گوش دادن
به متون کلاسیک را جزو مطالعه سرانه کشور خود محسوب می‏کنند. (به نقل از خبرگزاری
کتاب ایران (ایبنا) به تاریخ 23 اردیبهشت 1390
) 

 [7] منظور
از کاربرد «شبه‏اقتصادی» یعنی مربوط به حوزه اقتصاد که برای همگان قابل فهم بوده و
با بیانی جذاب، گیرا و داستان‏گونه به رشته تحریر درآمده است. درباره
شبه‏بازاریابی، شبه‏عرفانی و… هم وضع به همین منوال است
.

 [8] پژوهشی
با این ویژگی‏ها توسط شورای فرهنگ عمومی و نهاد کتابخانه‏های عمومی کشور صورت
گرفته است
.

 [9] گفتگو
با خبرگزاری مهر مورخ شنبه 8 آبان 1389

 [10] مطالعة
مرکز افکارسنجی و رصد فرهنگی پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات اسلامی نیز که
کتاب‏های درسی و غیر درسی، روزنامه، نشریات، منابع مکتوب اینترنتی و رایانه‏ای،
مطالعات شغلی و کتاب‏های دینی مانند قرآن و نهج‏البلاغه، جزو تعریف مطالعه محسوب
داشته‏اند به نتایجی مشابه‏ای رسیده‏اند
.

 [11]  امروزه درآمد و چرخه مالی صنعت چاپ به
هیچ وجه قابل مقایسه با صنعت فوتبال یا صنعت هالیوود نیست. گو این‏که صنعت هالوود
مدتهاست از جهت چرخه مالی، پر کردن اوقات فراغت و میزان تأثیرگذاری در رقابت با
صنعت بازی‏های رایانه‏ای، موسیقی و… جا مانده است
.

 [12] بیانات
و رهنمودهای رهبر معظم انقلاب اسلامی در این زمینه، خود به کتاب قطوری با نام «من
و کتاب» تبدیل شده است
.

 [13] نگاه
کنید به: ماهنامة آیه از مؤسسه همشهری، ویژه نمایشگاه کتاب تهران

 [14]  نگاه کنید به: سند نهضت مطالعه مفید،
مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی در تاریخ 4/8/1389

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه