«آیینه جادو»

نویسنده کتاب: «سید مرتضی آوینی»

انتشارات: واحه

زمان: 1391

زمان انتشار: ۱۶:۰۰ ۱۳۹۲/۰۱/۲۲

آینه‌ی جادو نام مجموعه‌ای سه جلدی است که در آن می‌توان با مبانی نظری سید شهیدان اهل قلم در باب سینما آشنا شد. ماده‌ی اولیه‌ی مباحث کتاب، جزوه‌ای دانشگاهی بوده که برای یک ترم تدریس در مجتمع دانشگاهی هنر، توسط وی فراهم شده بود که بعدها به صورت کنونی بسط پیدا کرده است. این کتاب […]

آینه‌ی جادو نام مجموعه‌ای سه جلدی است که در آن می‌توان با مبانی نظری سید شهیدان اهل قلم در باب سینما آشنا شد. ماده‌ی اولیه‌ی مباحث کتاب، جزوه‌ای دانشگاهی بوده که برای یک ترم تدریس در مجتمع دانشگاهی هنر، توسط وی فراهم شده بود که بعدها به صورت کنونی بسط پیدا کرده است. این کتاب شامل اساسی‌ترین نظریات آوینی در خصوص سینما، هنر، جامعه، دین، غرب و روشنفکران و… است. وقت گذاشتن برای سینما بدون خواندن آینه جادو که من آن را سئانس(رجوع به پی نوشت) ویژه آوینی نام نهاده ام شاید درک و فهمی برای ما از فیلم حاصل نکند.

 شاید به علت چند وجهی بودن سینما بتوان در کتاب آینه جادو از هر موضوع گوشه‌ای یافت؛ از فلسفه و عرفان و جامعه‌شناسی گرفته تا سینما و تلویزیون و مارشال مک لوهان و پلنگ صورتی و… و یا شاید هم روح خستگی‌ناپذیر آوینی‌ست که آزادانه به هر جایی سرک کشیده است.

 آوینی در جلد اول کتاب آینه‌های جادو بیشتر به بررسی روابط و بنیان‌های ساختاری سینما می‌پردازد؛ و در گوشه‌هایی از آن هم بنیان‌های فکری خود را بیان می‌کند. برای نمونه او در«فصل دوم» همین کتاب می‌گوید: تقلید از غرب بر ما روا نیست چرا که تاریخ ما در امتداد تاریخ غرب نیست! اگر چه سینما یکی از دستاوردهای غربی‌ست ولکن در نزد ما و با سیر تاریخی که با انقلاب آغاز شده است، «صورت» دیگری متناسب با اعتقادات ما خواهد پذیرفت. درست است که «زبان سینما» یا «بیان مفاهیم سینما» قواعد ثابتی فراتر از غرب و شرق دارد؛ اما باز هم نمی‌توانیم مقلد غرب باشیم و باید خودمان به اجتهاد برسیم و سینما را بار دیگر در ادب و فرهنگ اسلام معنا کنیم.

 او مونتاژ را به مثابه معماری سینما معنا می‌کند و می‌گوید: «فضا و مکان در سینما ماهیتی مجرد، مطلق و آرمانی دارد». به اعتقاد آوینی از آن‌جا که در سینما از «زمان» فقط به کیفیت باطنی آن توجه می‌شود، کاملاً معقول و مقبول است اگر لحظه‌ای به قدر یک ساعت وسعت پیدا کند. کیفیت باطنی زمان، همان دریافتی است که ما در درون خویش از زمان داریم. او مونتاژ را قبل از تکنیک یک ارزش‌گذاری می‌داند. ارزش‌گذاری اشیاء و اشخاص و حالات، در جریان وقایع و حوادث سینمایی.

 آوینی در «فصل اول» کتاب به شدت سینمای غیر جذاب را نفی می‌کند؛ برای او جذابیت یک اصل است اما آنچه که زیر بنای اصلی تعامل فیلم و مخاطب است ریشه در فطرت دارد. به اعتقاد آوینی سینما، رشته‌ی جذابیت خویش را به نقاط ضعف بشر متصل کرده است و برای مسخر ساختن مخاطب از هیچ کاری فروگذار نیست. او جذابیت در سینما را از جانبی به داستان و از جانبی دیگر به تصویر و از جانب سوم به ملغمه‌ای که از ترکیب داستان و تصویر پدید آمده و می‌تواند توهمی از واقعیت ایجادکند، می‌داند.

 فصل سوم این کتاب که «آینه جادو» نام گرفته است؛ به شرح واقعیت سینمایی می‌پردازد و تفاوت‌های آن را با واقعیت خارجی مطرح می‌کند. واقعیت عرضه شده در فیلم را بیش از هر چیز قابل قیاس با فضای مثالی رویا می‌داند و می‌گوید: «در رویا نیز همه چیز نشانه و علامت است، نه واقعیت». او «سینما» را «آینه‌ی جادو»می‌خواند، آینه‌ای که در آن چهره‌ی باطنی بشر امروز بی‌پرده انعکاس می‌یابد.

در این کتاب مقالات دیگری از جمله «قاب تصویر و زبان سینما» وجود دارد که به ضرورت نشانه‌شناسی وبررسی رابطه‌ی نشانه‌ی تصویر و کادر دوربین که همان قاب مستطیل شکل سینما است، می‌پردازد.

 «زبان، تلویزیون و سینما»؛ او در این مقاله رابطه‌ی این سه ابزار با یک دیگر بررسی می‌کند و زبان را حافظ فرهنگ یک امت می‌داند و تاکید می‌کند حفظ اصالت فرهنگی امت لاجرم منتهی به حفظ شان حقیقی کلمات در زبان آن امت است. و مقاله «رمان، سینما و تلویزیون» که وجه تشابهات و تفاوت‌های این چند رسانه را مورد ارزیابی قرار می‌دهد.

 و آخرین مقاله این  کتاب «تاملاتی در ماهیت سینما» نام گرفته است. بخشی از مطالب این مقاله عبارتند از:فیلم‌ساز چه غایاتی را دنبال می‌کند؟ آیا فیلم‌ساز از صلاحیت اظهار نظر کردن در همه‌ی موارد برخوردار است؟ آیا سینما «بازآفرینی واقعیت» است؟ چگونه می‌توان سینما را مسلمان کرد؟ و «فیلم مستند و تفاوت‌های آن با فیلم داستانی، «نسبت میان تماشاگر و دوربین»، «خصوصیات بیانی سینما با توجه به قاب تصویر»، «مفهوم حرکت»، «حکمت مونتاژ» و…

 جلد دوم آینه جادو که بیشتر به تحلیل مصداقی پرداخته شده، در بردارنده تمامي نقد فيلم‌هايي است كه سيد مرتضي آويني در فاصله سال‌هاي 1368 تا 1372 نگاشته است؛ به اضافه دو سه مقاله سينمايي ديگر. اين نقدها شامل فيلم‌هاي مهم جشنواره نهم، دهم و يازدهم فجر مي‌شوند. ضمن آن كه دو مقاله ابتداي كتاب هم با تأكيد بر فيلم‌هاي جنگي به نمايش درآمده در جشنواره هفتم نوشته شده‌اند. دو مقاله پي در پي هم كه در زمان اكران عمومي فيلم «هامون» نوشته شده است و يك نقد درباره فيلم «مهاجر» در كنار يادداشت‌های جشنواره هشتم قرار دارد. به جز اين‌ها، بقيه مقالات، يكي همان نامه معروف به ابراهيم حاتمي‌كيا است با عنوان «نامه‌اي به دوست زمان جنگ»، ديگري يادداشتي شاعرانه درباره مجموعه تلويزيوني «قصه‌هاي مجيد» و دو نقد بر فيلم‌هاي خارجي «زير آسمان برلين» و «رقصنده با گرگ‌ها».

 البته در این کتاب غرب‌ستیزی و روشنفکرگریز بودن آوینی را به وضوح می‌توان متوجه شد. از نظر او غرب تا مغز استخوانش پوسیده است و تولید هر فکر و هنر نیازمند یک تحول اساسی است تا بتواند قابلیت مطرح شدن پیدا کند. او می‌گوید: «بنده معتقدم که برای فیلم‌های خارجی تا آنگاه که یک انقلاب بزرگ فرهنگی در آنجا رخ نداده است باید فقط در محدوده تکنیک فیلم به نقادی پرداخت چرا که اصولاً غربی‌ها حرفی برای گفتن ندارند.» و یا در جایی دیگر می‌گوید:

 «روشنفکر جماعت تعلقی به شرق و ساحت عارفانه آن ندارد. آدم‌هایی سطحی که به جلد کتاب‌ها و نام‌شان بیشتر از خود کتاب اهمیت می‌دهند. آنها معتاد به سطح هستند و هر چه سطحی است با سطحی‌نگری و روشنفکری ارتباط دارد». او در تحلیل‌های خود فیلم «هامون» ساخته «مهرجویی» را نمونه کامل روشنفکری می‌داند.

 آوینی برای آگاه‌کردن منتقدانی که «هامون» را یک اثر دینی می‌دانند، شخصیت هامون، ارتباط با همسر و محیط اطرافش را تحلیل می‌کند: «سراسر فیلم حکایت از آن دارد که هم هامون و هم صورت واقعی آن (مهرجویی) گرفتار ظاهربینی روشنفکری شده‌اند؛ آقای هامون نوعی از روشنفکری را نفی و نوعی دیگر را اثبات می‌کند، روشنفکری که خود او به آن گرفتار شده خطرناک‌تر است».

 آخرين مقاله كتاب كه مفصل هم هست، به طور كامل يك فيلم‌ساز كلاسيك معتبر سينماي جهان را مورد ارزيابي قرار مي‌دهد. اين مقاله با عنوان «عالم هيچكاك»، تفسيري جامع درباره ويژگي فيلم‌هاي آلفرد هيچكاك، نسبت سينما و ادبيات در آثار وی، معناي راز در قصه‌هايي كه او تعريف مي‌كند و مفهوم گناه، ترس، وسوسه و معما در فیلم‌های اوست.

جلد سوم آینه جادو:

 این کتاب در سه بخش تنظیم شده است که در بخش اول به مسائلی با محوریت ماهیت سینما پرداخته شده است. بخش دوم کتاب حاوی دو مقاله و یک گفت و گو درباره‌ی فیلم‌سازی مستند است و بخش سوم آن نکات تازه و قابل تاملی درباره‌ی سینما می‌باشد.

 دو مقاله ابتداي كتاب با عناوين «سينما و مردم» و «كدام سينما؟» به طرح مباحثي جدي درباره اهميت مخاطب در سينما و بي اعتنايي سينماي روشنفكري به مقوله جذابيت مي پردازد. سپس به «سينما، مخاطب» مي‌رسيم كه حاوي متن سخنراني جنجالی  وی در سمينار «بررسي سينماي پس از انقلاب» است. آوینی در این فصل مسائلی را که طی مدت فعالیت روزنامه‌نگاری خود در مجله‌ی سوره عنوان کرده بود، به شکل دیالکتیک مطرح می‌کند. بخشی از این مسائل، پاسخ‌هاي كتبي به نامه‌هاي اعتراض‌آميزي است كه در همان سمينار خطاب به او نوشته شده بود. اين پرسش و پاسخ‌ها علاوه بر آن كه جذاب‌اند، نوعي جمع‌بندي آخرين عقايد آن شهيد درباره سينما، روشنفكري، عرفان‌زدگي و هنر مدرن محسوب مي‌شوند.

 «سینما هنر محض نیست»؛ این مقاله با نقد سیستم آموزشی دانشگاه‌ها شروع شده و بعد به ضرورت ایجاد مباحثی با محور فلسفه‌ی سینما در دانشگاه‌ها اشاره دارد و آن را یکی از اصلی‌ترین مسائلی مطرح می‌کند که در شکل‌گیری سینما به عنوان منشاء تحولات فرهنگی موثر است.

 و مقاله «سینما، تکنولوژی» مصاحبه‌ی مجله‌ی فیلم با آوینی است؛ که با محوریت ماهیت سینما و نحوه‌ی به کارگیری این صنعت گران، به عنوان هنری که دارای مولفه‌های ایرانی ـ اسلامی باشد، صورت گرفته است. «جایگاه فیلم کوتاه در سینمای ایران» نیز مصاحبه‌ای کوتاه است که آوینی در آن به شاخصه‌ها و تفاوت‌های فیلم کوتاه در قیاس با فیلم بلند اشاره کرده است.

 در مقاله «تکنیک در سینما» تعریفی از تکنیک ارائه می‌شود: «اغلب از تکنیک در سنیما تلقی یک مهارت فنی صرف دارند که به مضمون، یا به قول امروزی‌ها ایده” امکان ظهور و بیان می‌بخشد. تعریفی که اینان از تکنیک دارند، همان “ابزار” است، آنان تکنولوژی را نیز وسیله‌ای می‌دانند که می‌تواند در خدمت هر غایتی درآید. حال آنکه تکنولوژی با غایات معینی پدید آمده است و به تعبیر روشن‌تر، فرهنگی است که شیئیت پیدا کرده  و به صورت ابزار در آمده است… اما تکنیک سینما، حتی از همان نخستین مرحله که انتخاب یک طرح داستانی یا داستان‌گونه است، خود را منکشف می‌کند، هر چند اوج انکشاف تکنیک در مرحله‌ای است که فیلمنامه به فیلم تبدیل می‌شود».

 سه مقاله «نگاهي دوباره به روايت فتح»، «واقعيت در سينماي مستند» و «يك تجربه ماندگار» به نحوه ساخته‌شدن مجموعه برنامه‌هاي روايت فتح  و مسائل فنی آن مي‌پردازد.

 «سینما و هویت دینی دفاع مقدس»؛ او در این مقاله به تفاوت سینمای دفاع مقدس و سینمای جنگ می‌پردازد: «سینمای دفاع مقدس را نباید با سینمای جنگ یکسان دانست، سینمای جنگ ملزومات و ساختار خاص خود را دارد که سینمای دفاع مقدس هیچ یک از آنها را نمی‌پذیرد. از جمله تفاوت این دو ژانر در این است که سینمای جنگ، هم کشتن دارد هم کشته شدن، عین جنگ، اما هم کشتن رزمندگان ما با دیگران فرق داشت و هم کشته شدن آنها، این جا کسی برای لذت انتقام و خالی کردن گرفتگی‏های روحی شلیک نمی‏کرد و هنگام رفتن از این دنیا با حسرت از آن جدا نمی‏شد».

 آوینی در ادامه می‌گوید: «همه‌ی جنگ‌ها بد است مگر جهاد فى سبیل ا… و لذا چون دفاع مقدس ما مسلخ و مقتل عُشاق و عرصه‌ی حضور دلیران حق‌پرستى چون همت، خرازى و دیگران که از مقام خلیفه‌ی الهى بشر دفاع مى‌کردند، بوده است، سینمای دفاع مقدس ما با سینمای جنگ تفاوت‌های آشکار دارد و اگر این چنین نبود وظیفه‌ی سینماگران نیز آن بود که به جای مهاجر و دیده‌بان و سفر به چزابه، «غلاف تمام فلزى» بسازند و نظام نیهیلیستى ارتش‌هاى دنیا را به استهزا بگیرند… سینمایی را که اکنون در کشور ما خود را موقوف به جنگ کرده است؛ نباید مشمول عنوان کلی «سینمای جنگ» دانست و راست‌اش، اگر جنگ ما نیز در زمره‌ی جنگ‌هایی بود که در این قرون اخیر کره‌ی زمین رخ داده است، بنده خود از نخستین کسانی بودم که از نظرگاهی مخالف با جنگ فیلم می‌ساختم.»

 و در آخر «گزارشی شتاب‌زده درباره‌ی سینمای پاکستان» که این مقاله گزارش سفر پنجاه روزه‌ی آوینی به پاکستان است. او تناقضات فرهنگی این کشور را که بر اثر تلفیق سنت‌های دیرین پاکستانی‌ها با فرهنگ وارداتی است بیان می‌کند.

 پی نوشت:

“سئانس” یا “سانس” در اصطلاح به معنای بازه زمانی است که یک فیلم در یک سالن سینما به نمایش در می آید.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه