از سری دانشجوی ستاره دار:

اخلاق آکادمیک اساتید ما….

نویسنده:

پایگاه علوم اجتماعی اسلامی ایرانی

زمان انتشار: ۰۸:۲۵ ۱۳۹۳/۰۲/۲۷

وقتی گفتم چرا در خصوص مسائل مختلف ده تا پایان نامه مشابه هم کار میشود اشباع نمی شوند ولی وقتی راجع به این موضوع دوتا کار انجام میشود اشباع میشود؟ حضرت استاد فرموند برای این موضوع دوتا هم اضافی بود……

در ترم هفت کارشناسی در دانشکده علوم اجتماعی یکی از دانشگاههای معتبر تهران درس سیستم های اطلاعاتی جغرافیایی داشتیم. روزی بعد از  زمان حضور و غیاب استاد و با کمی تاخیر به کلاس رسیدم؛ بعد از کلاس محضر حضرت استاد رفتم تا حاضریم را بزند. استاد محترم تا  من را دید گفت: “به به  آقای ….! ظاهرا حزب اللهی و  بسیجی هم هستید! درسته؟” راستش بنده که متوجه منظور استاد نشده بودم اول خوشحال شدم که بالاخره یک استاد هم عقیده و هم دغدغه پیدا کرده ام اما این خوشحالیم دیری نپایید! روزهای پایانی ترم بود و ناگهان مشاهده کردم همان استاد اسم بنده در لیست محرومین از امتحان قرار داده است. خب البته به خاطر غیبتهای زیادی که به واسطه مطالعه برای کنکور ارشد داشتم به نوعی حق را به استاد می دادم ولی با این حال خدمت استاد رفتم تا شاید تخفیفی در این زمینه برایم قائل شود. ولی پاسخ استاد برایم جالب بود و سوال ابتدای ترم ایشان را برایم معنا کرد! ایشان در مقابل درخواست من برای شرکت در امتحان گفتند: “آقا این درس به درد تو نمیخورد! مگر تو بسیجی نیستی؟ مگر نمی گویید که علوم انسانی باید محتول بشود؟ مگر نمی گویید که علوم انسانی ما غربی است؟ پس این درس هم جزو درسهای غربی است و به درد شما نمی خورد! و برید متحول کنید و یک درس دیگر بجای این بگذارید، ماشاالله شما که نفوذتان خوب است…” بالاخره بعد از بحث و گفت و گوی فراوان با استاد در حالیکه اجازه ی حضور در امتحان پایان ترم را گرفته بودم از اتاقش خارج شدم.

بعد از قبولی در  آزمون ارشد با رتبه تک رقمی اما هنوز تلخی حرفهای آن استاد مربوطه ته دلم مانده بود. برای همین تصمیم گرفته بودم که  در دوره ی کارشناسی ارشد فعال تر ظاهر شوم و برای تحقیقات کلاسی هم به سراغ موضوعات مناسب و جدی بومی بروم. از همین جهت بود که موضوع کار یکی از کلاسها را درباره  سفرهای استانی دولت نهم و دهم انتخاب کردم.  استاد مدعوی داشتیم که بشدت منتقد دولت بود و وقتی متوجه شد که موضوعم را پیرامون سفرهای استانی دولت انتخاب کرده ام از بنده توضیح خواست و شروع به نصحیت کرد که: “ببین پسرم! تو چقدر ساده ای و قواعد بازی را درک نمیکنی مشکل فراتر از این حرفاست و…. بعدش هم شروع کرد به مسخره کردن سفرهای استانی! بالاترین نقدش به سفرهای استانی هم این بود که که مردم در اکثر نامه هایی که به رییس جمهور نوشته می نویسند مشکلات خیلی شخصیشان را ذکر می کنند:”   یکی می نویسد دخترم شوهر میخواهد و یکی می نویسد دخترم شهریه ی دانشگاه آزاد ش مانده و…..  با این نامه بازی ها که نمی شود مشکلات را شناسایی و حل کرد…”

به استاد گفتم: ” با توجه به اینکه رشته ما  برنامه ریزی و مطالعات منطقه ای است بهتر نیست از منظر علمی فرایند این سفرها را نقد و بررسی کنیم؟” گفت:” مگر می گذارند!” گفتم:” استاد! الان که شما از صبح دارید مسخره شان می کنید. نمی شد به جای اینکار چند کلمه به صورت جدی تر و علمی تر در این باره صحبت کنید؟” در ادامه سعی کردم با توجه به مطالبی که تا حالا خوانده بودیم چند کلمه ای درباره سفرهای استانی صحبت کنم. البته آن لحظات حال استاد و نیز برخی از دوستانی که ادعای آزادی بیان داشتند واقعا دیدنی بود…

بعد از چهار ترم بالاخره زمان انتخاب موضوع پایان نامه رسید و من براساس دغدغه فکری ام موضوعاتی  بومی و مرتبط با رشته ی تخصصی ام را انتخاب و با اساتید مطرح می کردم. اولین موضوع پیشنهادی ام به مدیر گروه که خودشان آدم جبهه رفته ای هم بود در خصوص “اردوهای جهادی و نقش آن در توسعه مناطق محروم” بود که حضرت استاد با اطمینان قاطع این موضوع را قابل تبدیل شدن به پایان نامه ندانستند و این موضوع در همان ابتدا رد شد. این در حالی بود که موضوعاتی که نزدیک به تحقیقات و پروژه های چند صد میلیونی حضرت استاد بود از همان اول تایید می شد….

به ناچار به سراغ موضوع دیگری رفتم. موضوع دوم را “سفرهای استانی هئیت دولت” انتخاب کردم. برایم مسئله بود که  آیا  100 سفر استانی هیات دولت وقت که بسیاری از پروژه های عمرانی و اجتماعی و… در آن مورد تصویب و پیگیری قرار می گرفت و سرنوشت بسیاری از بودجه های عمرانی کشور در آنها تعیین تکلیف می شد آیا قابلیت بررسی علمی ندارند؟ در واقع سکوت و بی تفاوتی نظام دانشگاهی در این زمینه برام قابل تحمل و درک نبود که  این چه دانشگاهی است که موضوعی به این اهمیت  در آن شایسته بررسی و نقد نمی باشد!

وقتی این موضوع را در جمع اساتید گروه مطرح کردم حضرات اساتید گروه  با چنان بغضی به بنده نگاه کردند که انگار از دایره انسانی منحرف شده ام! بعد هم شروع کردند به انتقاد از دولت. بنده که سراپا گوش بودم از یکی از حضرات پرسیدم: “شما چرا خودتان یکبار هم سرکلاس ها این موضوع را به صورت جدی نقد نکردید و یا یک یادداشت و مقاله ای در این باره ننوشته اید؟ مگر شما استاد رشته برنامه ریزی نیستید؟ چرا راجع به مسائل اساسی برنامه ریزی کشور اینقدر بی تفاوت هستید؟…” استاد عزیز در جواب فرمودند: ” مگر می گذارند حرفی زده شود ! الان هم که بنده با شما این حرفها  را میزنم شاید ترم بعد اینجا نباشم”.  من هم در جواب استاد گفتم: ” چطور وقتی تقبیحش می کنید و تمسخر می کنید اخراج نمی شوید ولی اگر نقدی بنویسید اخراج می شوید!”

با بحثهای بسیار بالاخره رییس گروه قبول کرد که این موضوع هم می تواند قابلیت بررسی علمی داشته باشد! ولی البته با شرایطی!  و یکی از شرط های اساسی ضمنی این بود که نقاط منفی سفرها بررسی شود و با یک بررسی آماری عدم موفقیت و ثمر بخش بودن سفرها اثبات گردد! و  من هم البته قول دادم که موضوع را یکجانبه بررسی نکنم و… البته این فقط ابتدای کار بود و باید نظر یکی دو نفر از اساتید را به عنوان استاد راهنما و  مشاور جلب می کردم.

در ادامه تصویب موضوع به سراغ استاد بزرگوار دیگری رفتم که 20 سالی است در حوزه برنامه ریزی روستایی تدریس می فرمایند و تالیفاتی در این حوزه دارند. گفتم میخواهم در خصوص سفرهای استانی کار کنم و دغدغه ی اصلیم هم این است که این موضوع مهم اگر چه بسیار به رشته ما مرتبط است اما مورد بررسی قرار نگرفته است و… استاد بزرگوار اما با ژست فوق علمی فرمودند:” بنده این موضوع را قابل بررسی علمی نمیدانم و سفرهای استانی به هیچ وجه قابلیت بررسی علمی ندارند و بنابراین شما به فکر موضوعی بهتر و علمی تر باشید..” در ادامه هم فرمودند: “در سفرهای استانی مگر کاری صورت می گیرد؟ هر سفر 300 میلیارد تومان هزینه دارد و هیات دولت می رود با مردم خوش و بشی می کنند و یک سری طرح هایی که اصلا معلوم نیست چه اساسی است تصویب می کنند و یکسری نامه می گیرند و می آورند و هیچ کدام هم پاسخ داده نمی شود…”

راستش برایم قابل درک نبود که استادی که با سابقه ی نزدیک به 20 سال فعالیت آکادمیک در حوزه برنامه ریزی از موضوع به این مهمی بدین صورت بی اطلاع باشد و از فرایند و روند تصویب پروژه ها و… و سفرها خبر نداشته باشد. وقتی مقداری برایشان توضیح دادم و دیدند که در این زمینه تحقیقاتی کردم گفتند: ” البته ممکن است که این سفرها نقاط مثبتی هم داشته باشد  و ما که نمی گوییم همه اش منفی بوده ولی قطعا نقاط منفی اش بیشتر بوده است.  بنده در جواب استاد عرض کردم: ” لطفا چند تا از نقاط منفی را بفرمایید تا بنده یادداشت نمایم و در نوشتن پروپوزال استفاده کنم”. استاد چند مثال تکراری و نقدهای ژورنالیستی مطرح کردند. وقتی گفتم استاد شما اجازه دهیذ  بنده همان نقاط منفی را هم کار کنم باز بر موضع خودشان اصرار داشتند که: ” این موضوع قابلیت بررسی علمی ندارد و در ضمن دوتا پایان نامه قبلا کارشده است که بنده با هردوی آنها هم از همان اول مخالف بودم و قابلیت دفاع هم نداشتند و…” .در جواب گفتم:” چرا در خصوص مسائل مختلف ده تا پایان نامه مشابه هم کار می شود و آن موضوعات اشباع نمی شوند ولی وقتی راجع به این موضوع دوتا پایان نامه کار می شود شما میفرمایید اشباع شده است؟” که ایشان باز هم فرمودند:” برای این موضوع دوتا هم اضافی بود…” بالاخره به هر دری زدم  این موضوع  مورد تایید قرار نگرفت. به ناگزیر سراغ موضوع دیگری رفتم.

این ماجراها گذشت تا همین چند مدت پیش که جناب آقای حسن روحانی رییس جمهور دولت یازدهم  در سفر استانی خوزستان تشریف داشتند و من هم به مناسبتی در دانشکده حضور داشتم با استادی که در بالا ذکر خیرشان رفت درباره این سفر مشغول صحبت شدیم.  در حین بحث اسمی از پایان نامه ام به میان آمد و استاد با کنایه و تمسخر فرمودند: “یادته پارسال میخواستی راجع به سفرهای استانی کارکنی؟ چی شده بودی اون موقع؟ تو که یکی از دانشجوهای خوب ما بودی چرا عوض شده بودی؟ چرا می خواستی اون موضوع بیخود را انتخاب کنی؟ خوب شد که اجازه ندادم… سفرهای استانی علمی نبود و قابلیت بررسی علمی هم نداشت و با عوض شدن دولت هم دیگر کسی به آن موضوع فکر هم نمی کند…. ما نباید سراغ موضوعات جانبدارانه برویم…”

من هم که از اخلاق علمی حضرت استاد به وجد آمده بودم گفتم:” استاد بزرگوار! به نظرم شما خودتان دارید نقض غرض می فرمایید! شما از اخلاق علمی حرف می زنید درحالیکه جانبدارنه نگاه می کنید و اگر سفرهای استانی موضوع بیخودی بود چرا دولت جدید دارد به نوعی آن را ادامه می دهد؟ اصلا اگر دولت جدید چند کار پژوهشی از سفرهای سابق را در کنار خود داشت آیا با استفاده از تجربیات گذشته بهتر و واقعی تر نمی توانست برنامه ریزی کند؟ و…”

 اگرچه صحبتم با استاد عزیز بالاخره به اتمام رسید اما از آن روز سوالات جدیدی درباره جایگاه پژوهش علمی، جایگاه استاد و اخلاق علمی در ذهنم ایجاد شده است…

۴ دیدگاه

    بازاری :

    داداش یکی از موضوعاتی که در تصویب پروپوزالت خیلی منو هم درگیر کرد برسی شاخص های توسعه در کشور مصر و ایران بود که اینو از قلم انداختیبا اینکه خیلی برایش زحمت مشیده شده بود.اینو هم به کوته فکری اساتیدتان اضافه کن.

    محسن :

    به نظرم باید پرونده های دانشجوی ستاره دار خود را با قوت بیشتری ادامه بدهید. الان مدت ها است که یادداشت جدیدی کار نکردید. این نوشته ها قابلیت تبدیل شدن به یک کتاب طنز برای نقد نظام آموزش عالی رو دارند.

    نیفا :

    منم دارم دلسرد می شم از اینکه در کلاس درس این اساتید حضور داشته باشم من تا حدودی به چشم الگو نگاهشون می کنم اما این قضیه که موضوعاتی که ما انتخاب می کنیم باید در راستای اهداف اساتید باشه بیشتر دلسردم می کنه این نفع شخصی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    م.ق :

    درد ما همين اساتيدند ..كه راه پژوهش رو مي بندن…جمهوري اسلامي با اينا به كجا ميرسه؟! تو همه دانشكاه ها هم هستن!!

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب پربازدید

مصاحبه