پرونده پنجمین جشنواره مردمی فیلم عمار؛ نقد و بررسی فیلم FairPlay

اخلاق «FairPlay» در جنگ!

نویسنده:

زمان انتشار: ۱۰:۵۱ ۱۳۹۳/۱۰/۲۱

فیلم بیش از آنکه ضدجنگ باشد، ضد خشونت است، ضد ترس است و ضد ناجوانمردی است. Fair Play مخاطب را به تأمل وا می دارد. دنیای کوچک، اما پر آرزوی کودکان زیسته در جنگ را با امیدها و آرزوهایشان، در کنار دنیای کثیف و تلخ جنگ و بازی های ضد جنگ به تصویر می کشد. این فیلم، اثری است در ستایش جوانمردی، در ستایش آن حتی در بازی.

تهیه کننده: سید صادق حسینی

کارگردان: سید سجاد قافله باشی

مدت زمان: 06:26 دقیقه

فیلم کوتاه Fair Play، پسربچه ای را نشان می دهد که همزمان با آغاز بازی بارسلوناـ ختافه، ـ علیرغم اخطاری که از تلویزیون از طرف ارتش، مبنی بر عدم ترک خانه بخاطر خطر حضور سربازان دشمن در منطقه ـ از خانه خارج شده و در خرابه ای نزدیک خانه، بازی می کند. او رادیو را روشن کرده و با شماره گذاری بشکه های خالی خرابه، بازی را برای خود شبیه سازی می کند. پسرک همزمان با گزارش بازی، توپ می زند و شادی می کند و حسرت می خورد. با به اوت رفتن توپ مسی، توپ او به خانه مخروبه کنار زمین بازی اش می رود و او برای برداشتنش وارد آنجا می شود. چند سرباز مسلح و مجروح که در خانه مخروبه مأوا گرفته اند، با دیدن پسرک جا خورده و او را تعقیب می کنند. همزمان با به ثمر رسیدن گل مسی در دقایق اضافه مسابقه، پسرک با گلوله تفنگ سربازان به زمین می افتد.

این فیلم پرداخت خوبی دارد. ایده شکل گیری آن، اگر چه در موارد مشابه وجود داشته است، اما با چنین مضمونی ساخته نشده است. زبان فیلم، عربی است و به جز صدای رادیو تلویزیون هیچ دیالوگی وجود ندارد. فیلم حتی موسیقی ندارد و همه این ها نشان می دهد که فیلم صرفاً گزارشی از یک واقعه است.نشانه های موجود در فیلم، فضای فیلم را با پیام آن یکدست می کند. رنگ و نور، صداها، طراحی صحنه و حتی چهره بازیگر فیلم همگی در خدمت القای یک مفهوم واحد است و حتی تضادها نیز برای نمایش آن پیام اصلی به کار گرفته شده اند. کنار هم قرار دادن بازی حرفه ای بارسلونی ها، در کنار زمین بازی ابتدایی و ساده و بازی آماتور پسرک، تضادهایی هستند که کنایه ای برای تساوی و عدالت نهفته در مفهوم Fair Play محسوب می شود. حتی قرار گرفتن آرم Unicef بر روی پیراهن بازیکنان بارسلون نیز یکی از نشانه هایی است که در نهایت به همین کنایه تلخِ ناکارامدی نام و نشان های بین المللی اشاره می کند. شاید حتی انتخاب مسی ـ فارغ از آنکه دارنده توپ طلاست ـ به عنوان فردی طرفدار رژیم صهیونیستی و با شایعه هایی پیرامونش مبنی عضویت در لژهای ماسونی، نشانه دیگری برای توجه به ناجوانمردانه بودن قواعد بازی در دنیای امروز باشد.

پسربچه در خرابه است، کشورش ویران شده و تنها دلخوشی اش، رادیوست و توپی که او را به کیلومترها دورتر، به زمین بازی و به رویاهایش پیوند می زند. پسرک معصوم و بی گناه است. او آینده ای دارد که آن را با مسی شدن متصور است. اما ترس و بزدلی سربازان دشمن سرزمینش او را به نیستی و مرگ می رساند. مرگ او، مرگ تمام آرزوهای سرزمینش است، به ثمر رسیدن او، مرگش بدست دشمنانش است. او بی تقصیر است، فرار می کند و ترسیده؛ اما سربازان او را خطر می بینند، به او شلیک کرده و جنازه او را با لباس آبی ـ اناری به تماشا می نشینند. پسرک قربانی جنگ است؛ اما فیلم بیش از آنکه ضدجنگ باشد، ضد خشونت است، ضد ترس است و ضد ناجوانمردی است. Fair Play مخاطب را به تأمل وا می دارد. دنیای کوچک، اما پر آرزوی کودکان زیسته در جنگ را با امیدها و آرزوهایشان، در کنار دنیای کثیف و تلخ جنگ و بازی های ضد جنگ به تصویر می کشد. این فیلم، اثری است در ستایش  جوانمردی، در ستایش آن حتی در بازی.

با وجود تلاش کارگردان برای القای پیام اصلی و ایده خوب این فیلم، تماشای آن برای مخاطب خالی از بی حوصلگی نیست. در اواسط فیلم شبیه سازی بازی پسر و مسابقه اصلی، خسته کننده و تکراری می شود. درواقع با کشدار شدن صحنه های میانی، حلاوت ایده اصلی و نتیجه گیری، به کام مخاطب تلخی می شود. به همین دلیل ایده Fair Play را می توان، در فیلمی 100 ثانیه ای، به خوبی اجرا کرد و مطمئن بود مخاطب حس و پیام اصلی را دریافت کرده، بی آنکه در میانه فیلم قصد ترک سالن را بکند، یا موس را روی صفحه پلیر به جلو بکِشَد.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه