ظرفیتهای پژوهشی ادبیات دفاع مقدس

ادبیات جنگ/ دفاع مقدس؛ جهان اجتماعی فعلیت‌یافته و جهان‌های ممکن

نویسنده:

زمان انتشار: ۱۶:۱۱ ۱۳۹۳/۰۷/۲۶

وجود یک ویژگی بارز فرهنگی در جامعه‌ی ایرانی، که همانا واقعه‌گریزی و یا برساخت مخیلانه از واقعیت با رنگ و بوی احساسی ـ عاطفی ـ ارزشی است، موجب شده که جهان اجتماعی جنگ ابتدائاً و یا عمدتاً در ژانر شعر تجلی یا ظهور و بروز یابد. ابتنای فرهنگ ایرانی بر سنت نقل و سایه‌اندازی سنت یادشده بر تاریخ این کشور، در برجسته‌شدگی ژانر خاطره و اقران و اشباه آن، تأثیرگذار بوده است.

در ادامه پرونده ادبیات مقاومت که پیش از این با یک یادداشت و دو گفتار از دکتر کوثری درباره رمان دفاع مقدس و دکتر کمری درباره گونه های واکنش های ادبی به مساله جنگ  آغاز شده بود، یادداشت تکمیلی سرکارخانم فرانک جمشیدی پیرامون گفتار دکتر کمری درباره زمینه های پژوهشی ادبیات جنگ/دفاع مقدس را از پیش رو خواهید گذراند:

یکی از بحث‌هایی که دانشجویان ادبیات، به‌ویژه ادبیات پایداری، و دانشجویانی با گرایش و علاقه‌مندی به جامعه‌شناسی ادبیات، مطالعات فرهنگی و تاریخ فرهنگی، خوب است به آن ورود کنند، مطالعه و تحقیق درباره‌ی ژانرهای متعدد ادبیات جنگ/ دفاع مقدس، از حیث رسمیت ـ مشروعیت ـ تشخص‌دهی به جهانی است که امکان تجربه‌ی آن را برای مخاطبان خویش فراهم می‌آورد. در واقع، سه پرسش اساسی چنین پژوهشی عبارت‌اند از:

(1)    ادبیات جنگ/ دفاع مقدس، تجربه‌ی چگونه جهانی را امکان‌پذیر می‌کند؟

(2)     ادبیات جنگ/ دفاع مقدس، خلق چه جهان‌های دیگری را به‌مثابه جهان‌های ممکن، به‌طور بالقوه‌ داراست؟

(3)     ادبیات جنگ/ دفاع مقدس، براساس جهان‌های بالقوه، چه‌ آینده‌ای فراروی خود دارد؟

می‌توان تصور کرد، این پژوهش پیشنهادی، مانند هر پژوهش دیگر، بر مسلمات یا مفروضاتی استوار باشد که در این‌جا عبارت‌اند از:

(1)  وجود یک ویژگی بارز فرهنگی در جامعه‌ی ایرانی، که همانا واقعه‌گریزی و یا برساخت مخیلانه از واقعیت با رنگ و بوی احساسی ـ عاطفی ـ ارزشی است، موجب شده که جهان اجتماعی جنگ ابتدائاً و یا عمدتاً در ژانر شعر تجلی یا ظهور و بروز یابد.

(2)  ابتنای فرهنگ ایرانی بر سنت نقل و سایه‌اندازی سنت یادشده بر تاریخ این کشور، در برجسته‌شدگی ژانر خاطره و اقران و اشباه آن، تأثیرگذار بوده است.

(3)  رواج شیوه‌های متعدد حکایت و روایت در فرهنگ جامعه‌ی ایرانی، به تبع دو ویژگی نخست، به رشد و غنای ژانر داستان و، در نتیجه، بسامد بالای داستان‌های کوتاه و بلند ادبیات جنگ/ دفاع مقدس منجر شده است.

در قالب فرضیه‌های سه‌گانه یا گزاره‌های ابطال‌پذیر، سه پاسخ به سه پرسش فوق می‌توان داد که عبارت‌اند از:

(1)  جهانی که سه ژانر «شعر»، «خاطره» و «داستان» جنگ/ دفاع مقدس عمدتاً امکان تجربه‌ی آن را (به‌مثابه آن‌چه باید شناخت) فراهم می‌آورند، صورت وحیانی ـ قدسانی ـ شهودی (پندارین ـ متافیزیکی) دارد.

(2)  زبان ملهم و مأخوذ از اساطیر فرهنگیِ قبل و بعد از اسلامی، به دلیل تلاش برای به تصویرکشیدن صورت وحیانی ـ قدسانی ـ شهودی از انسان جنگ (به‌‌مثابه روش یا چگونه شناختِ اُبژه‌ی شناسایی)، مانع از آشکارشدگی «جهان‌های ممکن»ی می‌شود که جهان اجتماعی جنگ به صورت بالقوه، آن‌ها را داراست.

(3)   رشد و پیدایی فرآیندی به‌نام «خودهوشیارشدگی تدریجی انسان» در پی خوانش تجربه‌ی زیسته‌ی جنگ، این هر سه ژانر را آهسته آهسته به سمت آشکار کردن جهان‌های ممکن مستتر در ورای جهان اجتماعی فعلیت‌یافته، پیش می‌راند.

این سه پاسخ( هر چند در قالب فرضیه) دو جنبه‌ی مهم را آشکار می‌کنند:

نخست این‌که، ادبیات جنگ/ دفاع مقدس به کمک ژانرهای شاخص یا ژانرهایی که رسمیت و مشروعیت بیش‌تری یافته‌اند، چه دنیایی را ذیل عنوان «جهان اجتماعی جنگ/ دفاع مقدس» برای خوانندگان خود قابل تصور و امکان می‌کند و وجوه هستی‌شناسانه‌ی آن چیست؟

دوم این‌که، در این ژانرها، جهان اجتماعی جنگ/ دفاع مقدس چگونه دامنه‌سازی و مرزبندی شده است؟ به عبارت دیگر، در محدوده‌ی دامنه‌ها و مرزهای شناخته‌شده، مخاطبان ادبیات جنگ/ دفاع مقدس امکان دست‌یابی به چه نوع معرفتی از جهان اجتماعی جنگ/ دفاع مقدس برایشان متصور است؟

درنگ‌کردنی است که وجود رابطه‌ی تنگاتنگ میان واقعه‌ای به نام جنگ/ دفاع مقدس با مفاهیم، نشانه‌ها، ایده‌ها و نمادهای همبسته با قلمرو یا میدانی از حیات اجتماعی، که از آن به «حیات اساطیری در فرهنگ‌ ایران» می‌توان یاد کرد، موجب شده که سه عنصر مهم در ادبیات؛ کنش، زبان و تخیل، کاملاً در صورت‌بندی فرهنگیِ اساطیری، دامنه‌سازی و مرزبندی شود. به عبارت دیگر، مجموع کنش‌هایی که چه در اشعار، چه در خاطرات، چه در داستان‌های کوتاه و بلند ادبیات جنگ/ دفاع مقدس شاهد ظهور و بروز و رشد آن‌ها هستیم، به نوعی متأثر از مرزبندی اساطیری در فرهنگ ایران‌اند؛ یعنی مرزبندی میان نور و ظلمت، ایمان و کفر، اهورامزدا و اهریمن، خوب و بد، زشت و زیبا، مقدس و نامقدس و … .

مجموعه‌ی زبان و تخیلات با یاری‌گیری از نمادها و گزاره‌های همبسته با میدان فرهنگی اسطوره‌ای، در خدمت گویاسازی و تصویرسازی از مرزبندی فوق، در قالب جهان فعلیت‌یافته‌ی جنگ/ دفاع مقد‌س‌ است. به همین سبب، آشکارا می‌توان دید در سه ژانر یادشده، آفرینش هویت‌های جدید، برجستگی کنش‌های متعدد، نوع روابط انسان‌ها با یکدیگر و با جهان پیرامون، تقسیم امتیازهای اجتماعی، و در نهایت حتی نظام دانشی که خلق می‌شود و به مخاطب انتقال می‌یابد، همگی به‌طور کامل متأثر از همین صورت‌بندی زبانی ـ نمادی هستند.

در صورت تأیید این مطلب (که فرضیه‌ی نخست ناظر بر آن است)، آن‌گاه حتی استخراج جهان‌های ممکن در ادبیات جنگ/ دفاع مقدس از طریقِ یا، بهتر است بگویم، در نسبت با جهان فعلیت‌یافته امکان‌پذیر خواهد بود.در واقع، برقراری این نسبت، کمک می‌کند تا بتوانیم جهان فعلیت‌یافته (به‌مثابه یگانه جهان اجتماعی ادبیات جنگ/ دفاع مقدس) را از عامل مانع‌شونده برای تحقق جهان‌های ممکن، به عامل زمینه‌ساز ـ تجلی‌ساز تبدیل کنیم (که فرضیه‌ی دوم ناظر بر همین سخن است).

افزون بر این، نقشه‌ی ذهنی از آینده‌ی ادبیات جنگ/ دفاع مقدس در مرز جهان‌های ممکنِ نهفته یا استخراج‌نشده و دامنه‌ی زبانی و فرهنگی و کنشی‌ای معطوف به آن، پیش‌بینی‌پذیر خواهد بود (که فرضیه‌ی سوم ناظر بر این معناست).

*

 

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه