ارتقای زودرس و استادی نارس

نویسنده:

منبع: روزنامه بهار

زمان انتشار: ۱۴:۱۰ ۱۳۹۲/۰۸/۱۵

موسسات آموزش عالی در ایران بیش از آن‌که به استادی این و آن نیاز داشته باشند، به پاسداشت حقیقت‌جویی به‌مثابه غایت علم نیازمندند. اما رواج علم‌بازی به شیوه جویندگان استادی، به غایت از این حقیقت‌جویی فاصله دارد.

«هشت سال برای خودم فرصت گذاشته‌ام که از درجه استادیاری به استادی برسم»، این بخشی از سخنان یک عضو هیات علمی در یکی از دانشگاه‌های ایران در آغاز بازی استاد شدن بود. این تازه‌کارِ جوینده استادی، به امید استاد شدن همه را داشت، همه جا بود. هرجا سفره امتیاز‌آوری پهن بود، بر سر آن بود. آیین‌نامه‌های وزارت علوم را از بر بود. امتیازات مدیریتی، فرهنگی، علمی و… همه را می‌دانست. او که از هر شگردی برای استاد شدن بهره می‌برد، هیچ پست ربط و بی‌ربطی را رد نمی‌کرد. می‌گفت: وقتی عضو هیات علمی شدی «فقط باید به فکر استاد شدن باشی و وقتت را تلف نکنی»، «اگر استادی را بگیری همه مزایا به سوی تو می‌آیند. اما استادیار باشی نه پایان‌نامه می‌توانی بگیری نه کلاسِ در خوری، نه پستی و مقامی، هرچند از نظر علمی قوی باشی»، پس هر طور می‌توانی باید «زود استاد شوی.» از خوش‌اقبالی، دولتش یار بود و با فراهم آمدن اسباب قدرت و کسب مدیریت بر شتاب استاد شدن افزود و از بهره انتصابی مدیریت سود فراوان برد. عضو همه نوع کمیسیون، شورا و هیاتی شد. خیلی زود بر کرسی ریاست نشست و ارتقای خودش و دیگران را مدیریت می‌کرد. نامش بر پایان هر نامه‌ای بود. مجله‌ای راه‌اندازی کرد، خودش شد سردبیرش. سپس مجله دوم را و عضو تحریریه مجلات دیگر هم شد. در بیشتر شماره‌های مجلاتش مقاله داشت. همه‌چیز می‌نوشت، همه جا می‌نوشت. البته به مدد دانشجویان بی‌مزد و مواجب. دانشجویان را امتیاز می‌دانست. در راهنمایی، مشاوره و داوری پایان‌نامه‌ها حد و مرزی نمی‌شناخت. خوب می‌دانست هر پایان‌نامه مزایای مادی و معنوی وافری دارد. هر دانشجویی موظف بود مقاله‌ای را با رعایت اولویت، مزین به نام وی کند وگرنه اذن دفاع نمی‌یافت. به مدد تعهدنامه‌ها و آیین‌نامه‌ها، دانشجو موظف بود ایده‌هایش را به نام استاد راهنما به عنوان مالک اصلی (نویسنده اول) مقاله چاپ کند. باران امتیاز بود که از هر سو بر جوینده استادی باریدن گرفت. جوینده استادی کثیرالانتشار بود، اما کم مطالعه. گذر به استادی، فرصتی برای مطالعه و آموختن باقی نمی‌گذاشت و پروژه استاد شدن همه وقت وی را می‌گرفت تا این‌که بالاخره زودتر از برنامه‌اش «گذر از استادیاری به استادی را کمی بالاتر از 40سالگی جشن گرفت.»

آن‌چه آمد روایتی مختصر از شیوه خاص گذر به استادی در مراکز آموزش عالی ایران در روزگار ماست. روایتی از «ارتقای زودرس و استادی نارس.» روایتی که در هر موسسه آموزشی و پژوهشی بیش و کم وجود دارد. توشه این راه «شعبده‌بازی با آیین‌نامه‌های ارتقا»ی وزارت علوم و کمی «بند و بست» بوروکراتیک و داشتن روحیه فرصت‌طلبی و مصلحت‌بینی است. نباید فراموش کرد که همنشینی با قدرت و نشستن بر مسند مدیریت و ریاست بر شتاب «ارتقای زودرس» و نیل به «استادی نارس» می‌افزاید. پایان این راه، تولید استادانی اغلب نارس است. در این راه، استاد شدن هدف اصلی و حقیقت‌جویی هدف فرعی است. در این راه بازی با علم تا جایی ارزش دارد که به کار استاد شدن آید. اگرچه استاد می‌شوی اما صاحب‌نظر نمی‌شوی. بی‌دلیل نیست که بر خیل استادان افزوده می‌شود اما صاحب‌نظر نداریم. اما راه دیگری هم هست و البته همواره جویندگانی داشته است و آن راه جویندگان علم با هدف حقیقت‌جویی است؛ راهی سخت، دشوار و ناهموار با پیچیدگی‌های خاص خود. غایت این مسیر ارتقا نیست، انتهای این مسیر روشن نیست. جشن پایانی هم ندارد، چون پایانی ندارد. در این مسیر میل به حقیقت‌جویی مجالی برای استاد شدن یا میل به قدرت و کسب مدیریت باقی نمی‌گذارد. استادی موضوعی فرعی است که اگر محقق شود همراه با پختگی، شایستگی و احترام در میان اجتماع علمی است. اگر ارتقایی هم باشد ماهیتا با ارتقای علمی از طریق بند و بست و همنشینی با قدرت و نشستن بر مسند مدیریت و ریاست و بازی با آیین‌نامه‌ها متفاوت است. هستند کسانی که حقیقت‌جویی را فدای مصلحت‌بینی و فرصت‌طلبی نمی‌کنند.

آکادمی ایرانی باید میدان تعامل این پویندگان حقیقت باشد نه میدان بازی آن جویندگان استادی. بخشی از این بازی سراسری ارتقای زودرس استادان نارس در نظام آموزش عالی ما ناشی از تمرکزگرایی شدید در وزارت علوم و فقدان استقلال نهادهای علمی و نقش تسهیل‌کننده همین آیین‌نامه‌های فراگیر ارتقا در وزارت علوم است. در این بازی استاد شدن، نباید نقش آیین‌نامه‌های ارتقای وزارت علوم را نادیده گرفت. موضوعی که خود مجال دیگری نیاز دارد. تمرکز منابع، فرصت‌ها و مزایا در رتبه استادی بر میل به این بازی افزوده است.

اکنون بازی استادشدن به یک بازی سراسری و فراگیر در همه مراکز آموزشی و پژوهشی ایران تبدیل شده است. در این راه جویندگان استادی، «غایت علم» یعنی «حقیقت‌جویی» را وانهاده‌اند.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه