گروه مطالعاتی سمای تربیت:

از تغییر ساختار تا تحول بنیادین در آموزش و پرورش!

علوم اجتماعی ایرانی اسلامی

زمان انتشار: ۱۶:۱۲ ۱۳۹۲/۰۴/۲

گروه مطالعاتی تعلیم وتربیت سما، با هدف پیگیری مطالبات رهبری در خصوص تحول در آموزش و پرورش، به منظور تربیت انسان طراز انقلاب اسلامی در دوران آموزش رسمی، به سیاست پژوهی در حیطه آموزش و پرورش اشتغال دارد. مطلب زیر حاصل مصاحبه های این گروه در خصوص بحث تغییر ساختار است.

      اصلاح آموزش و پرورش با نقش بسزایی که در تربیت نیروی انسانی هر کشوری دارد، گامی اساسی در پیشرفت هر کشور محسوب می شود. مطابق فرمایش رهبر عزیز انقلاب، وضعیت کنونی نظام آموزش و پرورش، در شکل و محتوا، تقليدي از نظام های غربی است و بنابراین لازم است که مسئولان آموزش و پرورش با هدف تحول در نظام موجود و با بررسي و مطالعه دقيق و استفاده از کارشناسان، نظام سنجيده و پخته اي را به ملت و نسلهاي آينده تقديم کنند(15/2/1387). براساس نیاز بیان شده و ایجاد تحول در نظام آموزشی، سند تحول در آموزش و پرورش در سال گذشته توسط شورای عالی انقلاب فرهنگی به تصویب رسید. اما در این میان، تدوین نقشه راه جهت اجرایی شدن موفق و کامل این سند، ضروری به نظر می­رسد. منظور از نقشه راه تحول در آموزش و پرورش، طراحی مسیری است که باید گام به گام پیموده شود، تا نظام آموزشی مطلوب ج.ا.ا را بر مبنای سند تدوین شده تحول بنیادین آموزش و پرورش را تحقق بخشد.

  تغییری که در سال تحصیلی جاری  و به عنوان گام آغازین طرح تحول، در ساختار آموزشی  رخ داد ( تغییری که  به 3،3،6 شناخته شده است)، موجب طرح بحث های گوناگونی در بین کارشناسان و مسئولان امر و در بیان نقاط قوت و ضعف این تغییرات شده است؛ برخی از کارشناسان به بیان انتقاداتی در خصوص این تغییرات پرداخته اند و برخی دیگر در مقام دفاع، به بیان نظراتی پرداخته اند. گستردگی و تنوع نظرات بیان شده از یکسو و فقدان مجموعه منسجمی از نظرات گوناگون مطرح شده در خصوص این تغیرات؛ موجب شده شده است خلاء پرداختن جامع به انتقادات و دفاعیات مطرح شده در خصوص تغییرات ساختار احساس شود. به همین منظور، در این پژوهش تلاش شده است که با ترتیب دادن گفتگو با کارشناسان امر، بررسی نمودن انتقادات و نظرات ایشان درباره تحولات ساختاری اخیر و ارائه جمع بندی منسجم و جامع از این نظرات، گامی در راستای پر شدن این خلاء برداشته شود.

بر اساس مسأله بیان شده، سؤالات اصلی این تحقیق به صورت ذیل می باشد: جایگاه ساختار در نقشه کلی تحول آموزش و پرورش چیست؟ براساس ارزیابی تغییرات ساختار در کشور، بایسته­های تغییرات مطلوب ساختار چیست ؟ در آخر نیز، به این سؤال پاسخ داده شده است که؛ رویکرداسلامی مطلوب حاکم برتغییرات نظام آموزشی کشور چه می باشد؟ لازم به توضیح است که، سؤالات این پژوهش، به نوعی انتخاب شده است که از سویی نیاز مخاطبان عمومی تغییرات ساختار نظام آموزشی(جامعه دانش آموزی و خانواده های ایشان) را برآورده نماید و از سوی دیگر پاسخی پایه به برخی سوالات تخصصی موجود در این مساله باشد همچنین، منظوراز ساختار آموزشی در این تحقیق، مسیرهای مختلف طراحی شده توسط نظام آموزش رسمی، به عنوان بستر دستیابی دانش­آموز به تربیت مطلوب می باشد.

اسامی کارشناسانی، که از نظرات ایشان در مورد طرح تحول در ساختار استفاده شده است:

  1. دکتر محمد حسنی: عضو هیئت علمی پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش، پژوهشكده برنامه ریزی درسی و نوآوریهای آموزشی و عضو تیم تدوین کننده سند تحول در مصاحبه­ی اختصاصی با گروه سمای تربیت
  2. آقای حشمتی کارشناس ارشد پژوهشکده برنامه ریزی درسی و نوآوری های آموزشی در مصاحبه­ی اختصاصی با گروه سمای تربیت
  3. آقای ترقی جاه رئیس مؤسسه همنوا و عضو تیم تحول بنیادین سال 1365 در مصاحبه­ی اختصاصی با گروه سمای تربیت
  4. حجه الاسلام و المسلمین پناهیان کارشناس تربیت اسلامی در مصاحبه­ی اختصاصی با گروه سمای تربیت
  5.  دکتر مهرمحمدی عضو هیئت علمی دانشگاه تربیت مدرس و عضو تیم تدوین کننده سند ملی تحول در مصاحبه با روزنامه همشهری به نقل از وبلاگ شخصی شان با عنوان صدای سند-17/6/1391
  6.  دکتر علی احمدی عضو هیئت علمی دانشگاه علم و صنعت و وزیر سابق آموزش و پرورش در سال های 86-88  در مصاحبه با پایگاه اینترنتی برهان- ۱۳۹۱/۷/۱۱
  7. دکتر حسین سوزنچی عضو کميسيون تحول و نوسازي آموزشي شوراي عالي انقلاب فرهنگي در مصاحبه با روزنامه رسالت- 1389/08/12
  8. آقا محمدیان، رئیس سازمان برنامه درسی
  1. مقدمه: جایگاه ساختار در تحول آموزش و پرورش

می توان گفت که در میان کارشناسان، دو دیدگاه در خصوص جایگاه و اهمیت ساختار در تربیت دانش­آموزان وجود دارد؛ برخی از کارشناسان امر، معتقد به ارزش و جایگاه مستقل تربیتی ساختار آموزشی می­باشند؛ اما برخی از کارشناسان ساختار را قالبی برای محتوای آموزشی می­دانند و به همین جهت ارزش و اهمیت تربیتی زیادی برای آن قائل نیستند برای مثال از نظر آقای حشمتی ساختار تنها یک قالب است برای برنامه درسی البته با این حال از نظر ایشان اجرایی شدن صحیح تغییرات ساختار می­توانست مسیر تحقق تحول را هموار کند.

در حالی که از نظر دکتر حسنی ساختار  ظرفی برای مظروف برنامه درسی است و برنامه درسی باید تابع ساختار باشد. ساختار قبل از برنامه درسی موجودیت مستقل و با اهمیت دارد در عین حال ایشان پیش نیاز تغییر ساختار -نه طراحی آن- را تدوین برنامه درسی می­دانند.

 آقای ترقی جاه با این تعریف از ساختار که تعیین کننده سن ورود دانش­آموز به نظام تربیت رسمی و سن خروج او و همچنین تعیین کننده طول مقاطع است، اهمیت اساسی و البته مستقلی برای آن قائل نیستند، بلکه از دید ایشان اولوبت و حتی شرط لازم در طراحی هر نظام تربیتی، ترسیم کردن مسیر رشد و پایش رشد دانش آموزان است.

از دیدگاه دکتر علی احمدی پیش نیاز طراحی مقاطع تحصیلی و سنوات پایه­های تحصیلی، تدوین برنامه درسی است در حالی که ساختار طراحی شده کنونی منتج از برنامه درسی نمی باشد. مسأله مهم دیگری که در فرآیند تحول به طور عام و تغییر ساختار به طور خاص لازم است مورد توجه قرار گیرد و حتی از دید ایشان شرط لازم تحقق تحول بنیادین است؛ آموزش معلمان به عنوان مجریان اصلی طرح تحول است.

به نظر می رسد که، تفاوت در نظرات کارشناسان،  بیشتر از آن که به اهمیت اصل موضوع برگردد ناشی از تفاوت تعاریف ایشان از ساختار می باشد. می توان ادعا نمود که محتوای برنامه درسی و ساختار نظام آموزشی، دارای نوعی در هم تندیگی هستند و از یکدیگر قابل تفکیک نمی باشند و همین درآمیختگی ساختار با برنامه درسی، اولویت ساختار در مسیر تحقق تحول بنیادین را به میزان قابل توجهی ارتقا می­دهد. اگر در طراحی ساختار، با اتخاذ رویکرد رشد محور،  نیازهای روحی و جسمی و روانی دانش آموز  بر اساس مقطع سنی وی مورد توجه قرار گیرد، زمینه رشد و شکوفایی استعدادهای مختلف دانش آموز و در نهایت تحقق هدف تحول در آموزش وپرورش فراهم خواهد شد، بنابراین توجه به ابعاد مختلف رشد کودک در دوران­های مختلف و نیازهای متفاوت این دوران­ها، پشتوانه­ی نظری محکمی بر اهمیت ساختار و استقلال آن است.

به بیان دیگر، از آنجا که یکی از مؤلفه­های تعیین ساختار، مختصات رشد کودک است؛ ساختار جدای از ارتباطی که با سایر اجزای نظام آموزش رسمی و عمومی به خصوص برنامه درسی پیدا می کند، خود هویتی مستقل می­یابد. به نظر می­رسد آن چه موجب می­شود ساختار در مقایسه با برنامه درسی جزیی کم اهمیت در طراحی مسیر تحقق تحول در نظر گرفته شود عدم تفکیک میان مرحله طراحی ساختار با مرحله اجرای تغییرات در ساختار است، هر چند طراحی ساختار وابستگی چندانی به برنامه درسی و همچنین آموزش معلمان ندارد و براساس نظریات روانشناسی رشد، در کنار اهداف نظام تربیت رسمی و شرایط اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی جامعه  طراحی می­شود ولی در فرایند پیاده سازی، ارتباط مؤثر و قابل توجهی بین آن ها وجود دارد، به طوری که تحقق تغییرات لازم در ساختار منوط به تدوین برنامه درسی و همراه شدن با آن و همچنین آموزش معلمان است، آنچه در تغییرات کنونی اتفاق نیفتاد و عملاً تغییرات در ساختار با بی توجهی به برنامه درسی و اقناع و همراهی معلمان اعمال شد.

1-     ارزیابی تغییرات ساختاری انجام شده در کشور

بررسی موشکافانه برخی معضلات فراگیر اجتماعی در ایران،  … نشان از ناهمگونی و تضاد عوامل  بستر ساز جهت تامین نیازهای اجتماعی نظیر ازدواج و اشتغال در جامعه دارد. یکی از  این عوامل، محتوا و ساختار ارائه شده در آموزش و پرورش کشور به عنوان عام ترین نظام رسمی تربیت و هدایت افراد است. گرچه ساختار  تغییرات فراوانی در سالهای مختلف داشته، اما تحولات آن، با لحاظ کردن فاکتورهای مورد نیاز نیروی انسانی تعلیم دیده در نظام آموزش رسمی نبوده است، این بدین معناست که اصلاحات ایجاد شده، با رویکرد شناسایی و بهبود نیازهای اساسی دانش آموزان رخ نداده است. مصاحبه با حجه الاسلام والمسلمین پناهیان، موید این نکته است که عدم لحاظ کردن بایسته های سنی و جنسیتی در ساختار حاکم، یکی از عوامل گسترش معضلات اخلاقی در جامعه است. از نظر ایشان ساختار غیر بومی حاضر، از عوامل اثر گذار در بالارفتن سن ازدواج و بیکاری در جوانان نیز می باشد.

ما در ساختار آموزش و پرورش نه سن ازدواج بخصوص دختران را مورد نظر قرار داده ایم نه به مسأله اشتغال توجه کرده ایم. دانش آموزی که بخواهد خیلی خوب درس بخواند و کوتاهی در درس نداشته باشد باز هم  اوقات فراغت زیادی دارد یعنی ساعاتی از روز و زمانی از سال- تابستان ها- بیکار است در حالی که در روایات ما است که قسم خورده شده است که جوانی که بیکار باشد حتما فاسد خواهد شد. در طراحی ساختار فرد در مجموعه زندگی­اش با همه­ی الزامات و مقتضیاتی که دارد دیده نشده است و تنها کارویژه آموزش و پرورش را توجه به آموزش فرد تعریف نموده ایم.  وقتی ما این الزامات زندگی فرد را در ساختار لحاظ کنیم  مجبور به تغییرات اساسی خواهیم شد حتی تغییراتی در طول دوره تحصیل و مقاطع تحصیلی.

آقای ترقی جاه نیز به تک بعدی بودن نظام آموزشی مان که در طراحی ساختار بروز می کند اشاره کردند و معتقدند ما در حال حاضر نظام آموزشی مان را طوری طراحی نموده ایم که خروجی مطلوبش در بهترین حالت یک دانش آموز موفق در کنکور است. ایشان معتقدند ساختار کنونی آموزش و پرورش در جامعه ما ساختار کند و صلب است، و به عنوان یکی از مسئولین اصلی در تحول بنیادین در سال 66 مشکل اصلی نظام تعلیم و تربیت کشور را  نگاه سطحی مسئولین می­دانند. از دید ایشان در سند تحولی سال 66 بخصوص بخش مبانی آن که برگرفته ار تفسیر المیزان بود حرف های خوبی زده شد ولی الزامات آن ها درک نشد و به همین دلیل در اجرا نتوانست به اهداف خود دست بیابد

در همین راستا، آقای حشمتی در مصاحبه با سما با اشاره به تقلید از ساختار فرانسه در دهه 40 و وارد کردن دوره راهنمایی  به ساختار آموزش و پرورش اشاره کرد. ایشان ادامه دادند این طرح موفق نشد، زیرا که نتوانستند نیروی انسانی مناسب برای آن را آموزش دهند و به نظر می رسد که تغییر ساختار فعلی هم موفق نخواهد شد، چون باز هم نیروی انسانی آموزش دیده نداریم.

از نظر دکتر حسنی عدم توجه به زیرساخت های تغییر ساختار یعنی برنامه درسی و آموزش معلمان می تواند از عوامل عدم دست یابی به اهداف مدنظر در تغییر ساختار باشد که لازم بود قبل از مرحله­ی اجرایی شدن تغییر ساختار به آن توجه می شد

یکی از دغدغه های مشترک دکتر مهرمحمدی، دکتر حسنی و دکتر علی احمدی شناخته شدن طرح تحول با طرح تغییر ساختار است در حالی که ساختار مقاطع تنها بخشی از تغییر ساختار است

2-    ارزیابی زمان اجرا و چگونگی اجرایی شدن تغییرات ساختار

به اعتقاد بسیاری از کارشناسان، تغییر به صورت ساختار 6،3،3 در سال جدید به سرعت و بدون آماده شدن زیرساختهای این تحول رخ داد. که می تواند رسیدن به اهداف طرح را با مشکل مواجه کند.

دکتر مهر محمدی ورود عجولانه به این عرصه بدون محاسبه دقیق بار و بازده تحولی آن موجب استهلاک سیستم می دانند چرا که از دیدگاه ایشان تغییر ساختار کاری پرزحمت و در عین حال کم بازده است و صرف انرژی سیستم در آن می تواند موجب نوعی درماندگی برای ورود به عرصه های جوهری تغییر شود.  از دید ایشان مقدم داشتن تغییرات صوری می تواند نوعی حس اشباع زدگی کاذب را نزد عاملان تغییر ایجاد کند و  عزم  برداشتن گام هاي اساسي تر در ايجاد تحول را کم کند.

دکتر حسین سوزنچی،عضو کميسيون تحول و نوسازي آموزشي شوراي عالي انقلاب فرهنگي  در خصوص نحوه اجرای تحول و دوره ی 6 3 3 معتقد است:

اگر خوشبينانه نگاه کنيم، ظرف يک سال و نيم آينده سند ملي و برنامه درس ملي به اتمام مي رسد و اگر دفتر برنامه ريزي کتب از حالا شروع به برنامه ريزي کند، يعني ما فقط ساختار را  عوض کرده ايم و روشهاي موجود در سند و ابعاد ديگر آن، ملاحظه نمي شود و فقط دوره 5 3 4  تبديل مي شود به 3 3 6 و همين و بس. حال اگر سند پس از يک سال و نيم يا دو سال به اتمام رسيد و روش 3  3 6 را مردود دانست، چه کار بايد بکنيم؟ آيا مي توان سرنوشت دانش آموزان را اين گونه دستخوش تغييرات سريع کرد؟ ممکن است کساني تنها دغدغه شان اين باشد که يک تغيير جدي انجام دهند و نامي از خود به جاي بگذارند اما اين کار باعث يک به هم ريختگي بين  معلمان، اولياء و دانش آموزان مي شود و بعد از چهار يا پنج سال ديگر نيز داد همگان بلند مي شود و اين آقايان هم نيستند که پاسخگوي اشتباه باشند”.

در صورتی­ که تغییر ساختار، به هدف تحول در آموزش و پرورش باشد، لازم است اهداف سند فلسفه و سند تربیت رسمی در آن لحاظ شده و بدون طرح جامعی برای اجرای سند تحول، تغییر شتابزده انجام نمی شد.

در همین راستا، آقای حشمتی در مصاحبه با ما مطرح نمودند:

“در تحول ساختار فعلی، نوعی شتابزدگی برای نشان دادن تحول به چشم می خورد؛ چون تغییرات ظاهری در ساختار یک بعد نمایشی دارد و…این تغییر، به چشم همه افراد جامعه خواهد آمد.”

طبق گفته آقا محمدیان، رئیس سازمان برنامه درسی تغییرات سریع در ساختار، در حالی است که طبق سند برنامه درسی قرار بوده است، تغییر ساختار تا سال 1404  و در یک فرایند بسیار تدریجی اتفاق بیفتد (سه سال برنامه ریزی و سپس تغییر محدود و تدریجی مقاطع و گرفتن بازخورد مستمر و ..)[1] حتی در سند برنامه درسی دیده شده بود که مسئولان و کسانی که می خواهند این تحول را اجرا کنند باید دو سال در دانشگاه فرهنگیان تحصیل کنند و محتوای مربوطه را آموزش ببینند.

دکتر حسنی نیز با تأکید بر اینکه بسیاری از مطالبی که در مطالعات سند به آن رسیده بودیم در تغییر ساختار مطرح نشد، به عنوان مثال طبق بسته پیشنهادی بنا بود سن ورود 5 سالگی باشد و پیش دبستانی اجباری شود. از دید ایشان به عنوان یکی از دست اندرکاران تهیه اسناد تحول،  سند تحول ملی یک بسته کامل بود که لازم بود به صورت هماهنگ اجرایی می شد. این pack  شامل تخصصی گرایی نرم، تشکیل نظام معلمی و مباحث اقتصاد آموزش و پرورش بود.

از نظر ایشان، تغییر ساختار زمانی که برنامه درسی ملی تدوین نشده است معنایی ندارد، هنوز برنامه مشخص نشده، کتاب­ها نوشته شده است. کتابها بر چه اساس و با چه چارچوبی نوشته می شوند؟!

ایشان می افزاید: باید ابتدا راهکارهای ارائه شده در سند را الویت بندی می کردیم و بر اساس آن نقشه راهی تدوین می شد و بر اساس نقشه راه گام بر می داشتیم، اما حالا سند ملی تنها با ساختار شناخته می شود. باید به زیر ساخت ها یعنی معلم و برنامه درسی توجه می شد. ما در حال حاضر داریم روی سند فعلی کار می کنیم و راهکارهای ارائه شده در سند (اهداف عملیاتی) را در 6 زیر نظام تعریف میکنیم و برای آن برنامه و فعالیت تنظیم میکنیم باید گفت در حال حاضر مشکل ساختار نیست بلکه مشکل آماده نبودن زیر ساختهاست.

دکتر علی احمدی تأکید دارند که لازم است میان تحول بنیادین در آموزش و پرورش و  عنصر کالبدی آن که نظام مقاطع تحصیلی موسوم به 6‌ـ‌3‌ـ‌3 است تفکیک قائل شد و  نباید رسانه‌ها  اجرای این عنصر را با طرح تحول بنیادین آموزش‌و پرورش اشتباه بگیرند و موجب سردرگمی خانواده‌ها و دانش‌آموزان  شوند. اجرای چارچوب 6‌ـ‌3‌ـ‌3 شاید یک اقدام در بین بیش از 129 اقدام دیگر است و اقدام مهمی است و هر گونه نارسایی در آن، ممکن است لطمات جبران‌ناپذیری در مسیر تحول بنیادین در آموزش و پرورش فراهم نماید.

در مجموع به نظر کارشناسان در اجرایی شدن تغییرات در ساختار شتابزدگی صورت گرفت و بدون آماده کردن زیرساخت های آن که تدوین برنامه درسی و آماده سازی معلمان بود این طرح اجرایی شد. این اجرای زود هنگام با آسیب هایی همراه خواهد بود و حداقل آن این است که تحول بنیادین به اسم این تغییر در ساختار شناخته می شود و از طرفی به دلیل بار اجرایی سنگینی که دارد می تواند تحول بنیادین دچار استحاله شود.

3-    لزوم اتخاذ رویکرد اسلامی در تدوین ساختار:

بیشتر انتقاداتی که در میان کارشناسان امر و متخصصین نسبت به تغییرات ساختار وجود دارد همانطور که در بند دوم اشاره شد، متوجه زمان اجرا و همچنین اجرای ناقص این طرح است. ولی انتقادات بنیادی تری نیز وجود دارد که در این میان کمتر مورد توجه است

طرح تحول بنیادین از حدود سال 85 به صورت جدی در آموزش و پرورش پیگیری شد و در سال 1391 سند ملی تحول تصویب شد که بر هدف تربیت انسان تراز جمهوری اسلامی استوار بود. هر چند اسناد مربوط به فلسفه تعلیم و تربیت رسمی و عمومی بر اساس مبانی نظری اسلامی تدوین شدند ولی یک مشکل اساسی در این میان عدم ارتباط میان بخش نظری و عملیاتی در سند است . ساختار نیز که بخش عملیاتی سند محسوب می شود از این آسیب مصون نمانده است.

بر اساس جمع بندی حاصل از پژوهش­های انجام شده در خصوص تعیین ویژگی­های ساختار مطلوب نظام آموزشی در کشور[2]، که پشتوانه نظری ساختار مقاطع محسوب می­شدند، می توان نتیجه گیری کرد که اصلی­ترین تحقیقات انجام شده در حوزه طراحی ساختار مطلوب نظام آموزشی، نتوانسته­اند به صورت کاربردی با نگاهی اجتهادی به مطالعه منابع اصلی اسلامی(قرآن و احادیث) بپردازند و خلاء انجام تحقیقی عمیق و استنباطی مبتنی بر آموزه های اصلی اسلام در جهت استخراج  مبانی و چارچوب اصلی حاکم بر ساختار نظام آموزشی به خوبی ملاحظه می­شود.

بررسی دقیقتر محققان گروه نشان می دهد برخورد با آموزه­های دینی راهگشا در تدوین ساختار جدید نه تنها با رویکرد زیربنایی اتخاذ نشده اند، بلکه با رویکرد کفایت عدم تعارض یافته های غربی با این فرامین، پیش برده شده اند.

در صورتی که طبق مراحل تعیین شده از نظر تا عمل در تحقق تحول لازم بود با استخراج انسان شناسی اسلامی، که در اسناد مربوز به فلسفه موجود است و بررسی اجتهادی و خلاقانه منابع دست اول دینی در حوزه ساختار اصول طراحی ساختار استخراج می شد. قطعا داشتن نگاه حداقلی به گزاره های دینی برای طراحی نظام تعلیم و تربیت رسمی تراز جمهوری اسلامی تحول بنیادین را در جهت دستیابی به نظام منطبق با فلسفه تعلیم و تربیت اسلامی موجب نخواهد شد.

جمع بندی :

براساس جمع بندی نظر کارشناسان مذکور هر چند تغییر و اصلاح ساختار امر مهمی تلقی می شود ولی این تغییر در اولولیت اجرا قرار نداشت و طبق برنامه زمان بندی شده باید در سال 1404 و پس از مهیا شدن زیر ساخت ها صورت می گرفت.

 بر اساس دیدگاه این کارشناسان، اولویت تغییرات محتوایی وابسته به اصلاح برنامه درسی در اولویت تغییرات قرار دارد و به همین دلیل معطوف کردن هزینه ها و انرژی آموزش و پرورش به تغییرات ساختاری در اولوبت استراتژی های تحول قرار ندارد، این دغدغه در حالی جدی تر می شود که با توجه به سیستم متمرکز آموزش و پرورش و بالتبع هزینه های سنگین چنین تغییر روبنایی می تواند بیشتر از این که در جهت تحول بنیادین در آموزش و پرورش شود موجب استحاله طرح تحول گردد.

  امری که موجبات بروز چنین مشکلی را فراهم کرده، این است که سند ملی و سایر اسناد بالادستی فی نفسه توصیه ای برای اولویت اجرا ندارند بنابراین لازم است براساس سند ملی آموزش و پرورش ، تجربه آموزش و پرورش به خصوص در تغییرات گذشته، دلایل عقلی و سایر شرایط، نقشه راهی برای تحول نوشته شود که شامل اولویت گذاری در اجرای سند باشد. نقشه راهی که هم اجرای طرح تحول را به دلیل مسیر طولانی پیش رو از خطر استحاله و حتی فراموشی مصونیت بخشد و هم آسیب های ناشی از تغییر مدیریت ها را به کمترین مقدار ممکن کاهش دهد.

علیرغم انتقادات بیان شده، با توجه به اینکه اولین گام برای اجرای طرح تحول برداشته شده لازم است که تلاش کافی جهت به حداقل رساندن آسیب های این طرح فراهم شود، برای ادامه راه لازم است که مسیر حرکت براساس کار کارشناسی مشخص شود و هم این که ادامه اجرای این  مرحله بدون کمترین تغییرات ظاهری که هزینه بر باشد- اعم از هزینه های روانی در میان دانش آموزان و اولیاشان و سایر هزینه های انسانی و مالی و حتی انگیزه ای در میان نیروی انسانی به خصوص معلمان-  براساس سند و نظر کارشناسان تعلیم و تربیت پیگیری شود.


[1] این نقشه در ویرایش 4 سند برنامه درسی موجود است

[2] بررسی مبانی روانشناختی برنامه درسی جهت تعیین مقاطع کلیدی در برنامه درسی: مجری طرح دکتر محسن آیتی  و بررسی و نقد ساختار نظام آموزش و پرورش به منظور ارائه الگو در سند ملی آموزش و پرورش: مجری طرح خانم احمی

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه