میزگردی با حضور دکتر حسینی، دکتر شهبازی، دکتر کامران و دکتر طالب؛

از صمدآقا تا شیرفرهاد

زمان انتشار: ۰۰:۱۴ ۱۳۸۹/۱۲/۱۳

بدون حضور فعال رسانه ها در زمینه تبیین و پیگیری مسائل مربوط به روستا چقدر می توان به حل مشکلات مختلف روستاها امیدوار بود؟ دکتر طالب: سوال غیر منتظره است. چراکه به این ترتیب توسعه روستایی را از بیرون و از بالا به پایین در نظر گرفتیم. اصولاوضعیت رسانه و نوع ارتباط در جامعه روستایی […]

بدون حضور فعال رسانه ها در زمینه تبیین و پیگیری مسائل مربوط به روستا چقدر می توان به حل مشکلات
مختلف روستاها امیدوار بود؟

دکتر طالب: سوال غیر منتظره است. چراکه به این ترتیب توسعه روستایی را از بیرون و از بالا به پایین در نظر گرفتیم. اصولاوضعیت رسانه و نوع ارتباط در جامعه روستایی چگونه است؟ ممکن است بگوییم شعاع رسانه
های جمعی به روستاها هم رسیده و مشتری های خاص خود را هم دارد. اینها اسباب توسعه نیست. الان سعی براین است که با آمدن IT به روستاها و کافی شاپ ها اینها را پیشرفت بدهیم.اینها نیازمندیهای جامعه روستایی ما نیست. ما اثرات سوء اینها را در جوامع شهری دیدیم. از بین رفتن خانواده ثمره این نوع رسانه ها است. نه فقط اینها بلکه شیوه ارتباط در روستا نوعی است ویژه مبتنی بر اعتماد و سرمایه اجتماعی و سایر هنجارها و اصولی که درجامعه ما رواج داشته است. در دهه اول انقلاب این نمونه ها را دیدیم. کسانی به حوزه ارتباط وارد می شدند که اعتماد به آنها خیلی از مسائل را حل می کرد. امروز به نظر من رسانه ها در روستا
لااقل رسانه های مکتوب مفقودند. نوع غیر مکتوب آن گسترش پیدا کرده که اثرات توسعه ای ندارد و اگرهم تغییراتی در جامعه روستای ایجاد کنند برای زودتر آمدن به شهر است… . رسانه خیلی مطلوب روستا نیست. مگر اینکه با هدف واعتقادی که از زندگی و توسعه روستایی داریم سازگار باشد.

دکتر شهبازی: تجربه دوسه دهه اخیر نشان می دهد که بدون حضور فعال رسانه ها امیدی به توسعه، عمران وآبادانی روستاها وجود ندارد. مسائلی که امروز درروستاها وجود دارد مستلزم تجزیه وتحلیل است و تصویر آنها باید درجامعه منعکس شود واهالی کشور مطلع شوند که درجوامع روستایی شان چه می گذرد وچه استعدادها و فرصت هایی برای توسعه و پیشرفت واشتغال زایی هست. مادام که حضور فعال رسانه ها درروستاها نباشد چنین آگاهی حاصل نمی شود.

دکتر کامران: جمعیت روستایی ایران علی رغم اینکه قابل توجه است هم بودجه پایینی دارد و هم اینکه از نظر
اجتماعی روستا را از شهر جدا می کنند. در حالی که شهر وروستا یک سیستم اند. توسعه نمی تواند از شهر بگذرد مگر اینکه روستایش پیشرفت کند. در تغییر یک سیستم اجتماعی از فئودالیته به سرمایه داری نمی آیند در شهر سرمایه گذاری بکنند. اول اصلاحات ارضی در روستا انجام می شود. لذا دروازه توسعه روستا است. چراکه روستا و شهر یک سیستم اجتماعی اند. جایگاه رسانه در این سیستم این است که نقش خود کنترلی را به عهده دارد. اگر اختلالی در درون سیستم بوجود بیاید زنگ خطر را به صدا در می آورند.  این خودکنترلی حتی در یک کارگاه کوچک هم وجود دارد. اگر عضوی نباشد که اختلال را فریاد بزند، سیستم با معضل مواجه می شود ونهایتا با فروپاشیدگی. در سیستم عظیم اجتماع این رسانه ها هستند که باید اختلال را فریاد بزنند.امروز در روستاها اختلال درکجاست که رسانه ها اعلام خطر نمی کنند؟ روستاییان تولید می کنند و از آن طرف همان محصول را با قیمت ارزان وارد می کنند. بدون اینکه روستایی خود بداند به سمت ورشکستگی می رود. در نتیجه مهاجرت می کند. در یک کشور پیشرفته در چنین حالتی رسانه ها بلافاصله زنگ خطر را به صدا در می آورند. دولت باید سیاست ها را بر اساس نیاز مردم تنظیم کند و رسانه ها هستند که باید نیازهای واقعی را بیابند. بی تفاوتی مردم روستا یک معضل است.آیا این معضل باید به اوج برسد وسیستم را از هم بپاشاند یا نه
باید هشدار داده شود ورفع نقص گردد؟ نقش رسانه ها اینجا آشکار می شود. زمین ارزش حقیقی دارد واین ارزش در حاصل خیز بودن خود را نشان می دهد. اگر همین ارزش رنگ صرف مبادلاتی بگیرد و در بورس وارد شود یک اختلال است. با این شیوه زمین بدون اینکه ارزش تولیدی داشته باشد معامله می شود. رسانه ها هستند که باید این آفت را فریاد بزنند. رسانه مشکلات را حل نمی کند بلکه درد را نشان می دهد آن چنانکه آزمایشگاه چنین می کند.

دکتر حسینی: شناخت واقعی روستا و روستاییان به منظور راهیابی برای حل مشکلات اقتصادی، اجتماعی و فنی امروز خود، پس از حدود 50 سال فراموش شدگی، کار اصلی و وظیفه سنگین رسانه ها توسعه روستایی وملی ما خواهد بود. اما متاسفانه راه درازی در پیش است و هنوز هم بعضی قلم به دست های علاقه مند به شناسایی روستا و مشکلات آن در شروع بحث می نویسند« روستایی فرهنگ ندارد» وبعد می روند سر  دلسوزی های خود. آن عزیز از فرهنگ چه تصوری دارد؟ آیا با آب و خاک و زندگی طاقت فرسا سروکار داشتن است؟ یا نشناختن چند هنرپیشه خارجی ویا چند ایسم؟ ویا چند چیز دیگر؟ حال پس از 50 سال تحقیر که هنوز ادامه دارد چگونه می توان هویت ازدست رفته روستا را بازگرداند؟ ویا جوان تحصیلکرده را علاقه مند به کار وزندگی درروستا ها نمود؟ بایستی اقرار کرد که تاکنون در تمامی ابعاد زندگی سهمی برای روستا قائل نشده ایم و اصولا شناخت درستی از روستا آنگونه که هست نداریم. روستاییان بیش از قرنها و نسل ها ازدسترسی به  علم، ابزار، عدالت دریافت حقوق شهروندی و عملا از تمامی آنچه سهم رسانه ای آنان می نامیم محروم مانده اند. رفع همه آن محرومیت ها وظیفه اصلی اصحاب منصف رسانه ها خواهد بود. تا به این وسیله راههایی برای تحول دانش کاربردی و سرمایه گذاری های مناسب در روستا بازنمایند. به نظر شما روستا و مسائل آن در مجموعه فضای رسانه ای کشور چه سهم و ضریبی می تواند داشته باشد؟ و آنچه محقق است چقدر به نقطه مطلوب نزدیک است؟

دکتر طالب: پاسخ به این سوال مشکل است. شرایط موجود در جامعه جایی برای روستا باقی نگذاشته است. ویرانی روستا موجب پیشرفت شهر است! این نگاه از گذشته غالب بود. هنگام اصلاحات ارضی 57درصد تا 08درصد از مردم روستانشین بودند.شاه گفتمن این ننگ را پاک می کنم و این نسبت را برع کس می کنم.ما امروز به این وعده نزدیک شدیم.ما روستا ها را فراموش کردیم و از بین بردیم. حتی قانونی هم اینکار را کردیم.
در 5 برنامه قبل از انقلاب در قانون آوردند که روستاهای زیر 052 نفر جمعیت را امکانات ندهیم.چرا که به صرفه نبود.بعد از انقلاب نهایتا به این نتیجه رسیدند که سرمایه گذاری دراین سنخ روستا به صرفه نیست. جامعه روستایی ما نهایتا به سویی می رود که حداکثر گردشگاه شهری ها شود و جایگاه نسل بازنشسته ها که می خواهد آرامشی داشته باشد.سهم واقعی روستا چیزی است و آنچه در اذهان وافکار میگذرد چیز دیگری است.همین روستاهایی که ما سرمایه گذاری در آنها را به صرفه نمی دانیم نقشی کلیدی در تولید محصول
ایفا می کنند.در سخنرانی یکی از مقامات مسئول، در سال 76 ،در سمینار توسعه کشاورزی در ایران، ذکر شد که روستا های زیر 052 نفر، که نزدیک به 52 درصد جمعیت روستایی ما را تشکیل می دهند، 06 الی 07 درصد تولیدات کشاورزی جامعه را تامین می کنند.با همان نظام سنتی که دارند.

دکتر شهبازی: روستا خزانه ملی سرزمین ماست. هرچه دارائی ملی ازقبیل آب، خاک، جنگل، مرتع و… داریم همه اینها در روستاها متمرکز اند. روی همین حساب است که می گوییم روستاییان خزانه داران ملی ما هستند. لذا در فضای رسانه ها باید بیشترین و مطلوب ترین فضا برای آنها باشد تا موقیعیت خزانه و خزانه داران را مداوم دریابیم. رسانه ها پیوسته باید بگویند از منابع ملی چه مقدار دچار خسارت می شود. خاکش چرا و چگونه فرسایش می یابد، آبها، مساحت جنگل ها و مراتع، آبخیزها چگونه دارند رو به ضعف و کاهش می روند. اگر رسانه ها نباشند، که نیستند، اهالی کشور نیز نمی دانند که چه بر سر خزانه ملی ما می آید. با این وصف است که وقتی منابع از بین می روند صدمات متوجه کل جمعیت می شود: جمعیتی که اطلاع نداشتند که چه
اتفاقی افتاد و این اتفاق چگونه شکل گرفت!

دکتر کامران: روستاها بخش عمده ای از جمعیت را در خود جای داده اند. مهم ترین بخشی که می تواند روی پای خودبایستد همین روستاها هستند. در صنعت وابستگی داریم. اما دربخش کشاورزی این طور نیست. روستا قدرت مانور بالایی برای توسعه دارد.می گویند ما کشور کم آبی هستیم. در حالی که400میلیارد متر مکعب آب داریم و تنها از5 درصد آن ا ستفاده می کنیم. جنگل ما به تنهایی ازمساحت دانمارک وهلند بیشتر است. اما به لحاظ انعکاس در رسانه ها، چه از نظر انعکاس خبرها وچه از نظر انعکاس وضعیت موجود، سهمی ندارند. نمی توانم آمار بدهم. منتهی از لحاظ مقایسه با بعضی امور مثل فوتبال یا حتی صنعت یا حتی چیزهای وارداتی، روستا نقشی ندارد. مجلات حوزه روستا معدودند.حتی نشریه ای که یک ستون ثابت به مباحث روستا اختصاص بدهد نداریم. در فرانسه6 درصد مردم روستانشینند اما از نظر تعداد نشریات و رشته های دانشگاهی آمار قابل توجهی دارند.

دکتر حسینی: امروزه هیچ حزب و گروهی بلند گوی روستاییان ما نیست. در رژیم گذشته عمده مالکان حداقل به طور نامرئی دارای تشکیلات حفظ منافع خود بودند و در موقع انتخابات با کاندیداهای مجلس قرار و مدارهایی در رابطه باحفظ ویا اعتلای منافع خود می بستند ویا روستاییان را عضو احزاب عمومی می کردند. البته برای بهره کشی بیشتر از آنان. به این طریق مسائل روستایی ویا حداقل نام روستا در مجلس برده می شد. اما امروز آن صدایی که هرگز به جایی نمی رسد فریاد روستاییان فقیر، مظلوم، غارت شده و تنهای در این عالم است. تا فردا چه شود؟ اگر رسانه ها راهی برای یک کاسه کردن صدای روستاییان در قالب تشکیلات صنفی پیدا کنند اولین دریچه توسعه روستایی ویا جلوگیری از هویت زدایی آنان توسط به اصطلاح هنرمندان باز خواهد شد ویا به بیداری دولتمردان کمک خواهد کرد.. مهم ترین چالش بر سر به دست آوردن سهم عادلانه روستا در فضای رسانه ای کشور چیست؟ و راههای میان بر جبران عقب ماندگی دراین زمینه چه می تواند باشد؟

دکتر طالب: مهم ترین چالش ذهنیت غلطی است که نهادینه شده و حتی خود جوان روستایی را هم از اینکه خود را منتسب به روستا بداند خجالت زده می کند. می گویند خدا روستا را آفرید و روستاییان شهر را. بیشتر کسانی که درشهرها و در نهادها فعالیت می کنند روستایی اند. حتی در رسانه ها. اما چون برای آنها مفهوم
روستا و روستایی بودن ضد ارزش است اصلا حاضر نیستند حرفی هم از روستا بزنند. امروز اگر بخواهند کسی را مسخره کنند می گویند دهاتی. اگر در کلاس به فلان جوان بگویی که اهل کدام روستا هستی ناراحت می شود و اعتراض می کند که چرا از روستایی بودن او حرفی زده اید.

دکتر شهبازی: عمده ترین چالش درگیری دولت ها به امور سیاسی و فارغ شدن آنها از سیر جریان امور در جوامع روستایی است. به بیان روشنتر روستاهای ما متولی ندارد! هیچ دستگاهی متولی مستقیم روستاها نیست! درگذشته این امید می رفت که جهاد این مهم را بر عهده بگیرد ،که دردهه اول و دوم بعد از انقلاب گرفت، اما بعدا با ادغام در نهاد کشاورزی بیشتر به فکر تولیدات کشاورزی هستند وبه روستا وروستایی وعمران و آبادانی روستا عنایتی ندارند. در مجلس هفتم تصمیماتی گرفته شد که متاسفانه منتج به نتیجه نشد. توجه جدی دولت به روستاها، سرمایه گذاری در آبادانی روستاها، انگیزش رسانه ها در کمک به مشکل یابی و مشکل گشایی، ترغیب مردم به مشارکت از جمله کارهایی است که دولت ها می توانند انجام بدهند.

دکتر کامران: شاید مهم ترین چالش غیراقتصادی کردن روستاهاست. زمانی یک کار خبری و رسانه ای روی موضوعی صورت می گیرد که از نظر اقتصادی به صرفه باشد.اگر پیرامون روستا قلم بزنیم اما موضوع روستا مهم نباشد شاید در رسانه ما خریدار نداشته باشد. وقتی بخش کشاورزی خود با معضل خرید محصول مواجه است که نهایتا منجر به مهاجرت روستایی می شود مسلما نمی شود در مسائل جمعی اش سرمایه گذاری کرد. رسانه هم وارد این جرگه نمی شود. الان مسئله واردات محصول نیز چالش مهمی شده است. اگر دیر بجنبیم
همه کشاورزی ما غیر اقتصادی خواهد شد. الان سرمایه گذاری روی حاصل خیزترین زمین ها با ورشکستگی روبرو می شود. درشمال کشور که آب هم داریم اگر کسی برنج بکارد به صرفه نیست. نهایتا برنج را وزارت بازرگانی وارد می کند. قیمت ها باید به گونه ای سامان یابد که سرمایه گذاری جواب بدهد. وقتی خود سیستم با بحران مواجه است رسانه ها نمی توانند فعال باشند ویا کسی نمی آید سرمایه گذاری فکری بکند و نشریه ای داشته باشد. امنیت رسانه ای هم موضوعی قابل بحث است. امنیت رسانه ای یعنی اینکه اگر رسانه ای طرح مسئله کرد و به موضوعات اساسی که مغفول اند پرداخت با مشکل اقتصادی مواجه نشود. امکانات را از او
دریغ نکنند. اینگونه نباشد که به یکی آگهی بدهند و به دیگری ندهند.رسانه خودش یک صنعت است و نیاز به امنیت دارد چرا که رسانه با نقد ونظر رشد می کند. اگر نقد ونظر نباشد هر بحثی که مطرح می شود کپی برداری است و تعریفی و تمجیدی.

دکتر حسینی: مهم ترین چالش بر سرراه به دست آوردن سهم عادلانه روستا در فضای رسانه ای کشور این است که ارباب رسانه پرداختن به مسائل روستایی را در ارتباط با مسیر ترقی سیاسی- اجتماعی خودیک نوع
چالش ندانند. بلکه این وظیفه را به عنوان باقیات صالحات در نظر بگیرند واگر مسیری از طریق قلم و بیان آنان در رفع مشکلات روستایی کشور بازگردد آن را اجری خداپسندانه بدانند نه خوش آمد این وآن ویا خنداندن یا گریاندن این و آن. البته اقرار داریم که این امر آزادگی خاص خود را می طلبد.البته همگان واقفند که نق زدن به مراتب آسان تر از دنبال راه حل درست مساله بودن است و خوشبینانه دیدن دشوارتر از بدبینانه دیدن است. از اصحاب رسانه توقع این است که توجه به مسائل روستایی را به عنوان ایجادیک هیاهو درنظر نیاورند. بلکه با بررسی های علمی راه حل مسائل را در قالب های هنری، اجرایی و در راستای منافع عمومی مملکت به ظهور برسانند.زیرا راهی که امروز جامعه روستایی و جامعه رسانه ای کشور در آن پیش می روند آینده ای خطرناک
برای مملکت ما دارد که هنوز به ابعاد آن فکر نکرده ایم. مشخصا عملکرد صدا وسیما را در زمینه طرح درست و ضریب دهی مناسب به مسائل روستا چگونه ارزیابی می کنید؟

دکتر طالب: ما در دوران انقلاب دوران رجعت کوتاهی داشتیم به برخی از اصول با اهمیت گذشته.با آن فضا و آن توجه، بسیاری از مشکلات پیش رو را در سایه جمع گرایی حل می کردیم. صدا وسیما نیزتحت تاثیر فضا ناچار بود به مسائل مهم جامعه توجه خاصی داشته باشد.شبکه روستایی تاسیس شد که من هم در آنجا فعالیت می کردم.فعالیت های متعددی داشتیم. بعضی از تهیه کنندگان و کارگردانان را به روستاها می بردیم و آنها را با زندگی روستایی آشنا می کردیم.حتی بعضی شبهای عید که شبکه سراسری برنامه نداشتند از شبکه روستا برنامه می دادیم.ساختمانی داشتیم که فروریخت که با ریزش آن شبکه روستا هم فروریخت. صدا و سیما در ابتدا خوب شروع کرد. اما امروز اگر واژه روستا را بکار نبرد بسیار بهتر است.مجری ای که شهری است و دریک برنامه شهری برنامه اجرا می کند یکدفعه می گوید حالا می رویم به روستا و… گفت:
کاری بکن کز دلم خون نیاید/ سرشک از رخم پاک کردن چه حاصل.

دکتر شهبازی: یادم می آید دردهه 06 تلاشی برای افتتاح شبکه روستا شد. اگر این ایده جدی گرفته می شد، اگر برای ترغیب جوانان روستایی به پا می خاست وبرنامه های ویژه ای می گذاشت و از مسائل آنان حرف می زد، اگر در جهت معرفی نخبگان روستایی آن گونه که درسایر زمینه ها می شود اقدام می شد،اگر امتیازات ویژه برای کسانی که در روستاها سرمایه گذاری و تولید می کنند در نظر گرفته می شد، اگر در شناخت و شناساندن دانش بومی ومهارت های محلی روستایی قدمی برداشته می شد، اگر فرهنگ اصیل روستایی ، ارزش واقعی تولید و کار وقناعت وسخت کوشی تبیین وتعریف می شدند و وجود ارزشمند دهاتی در جامعه مشخص می شد وبرداشت تحقیر آمیز از رفتار و لهجه دهاتی صورت نمی گرفت، آنوقت می گفتیم رسانه ملی روستا وروستائیان را فراموش نکرده است ومجذوب شهری ها، آن هم شمال شهری ها، نشده. حتی اگر به حاشیه نشین ها که آنها را شهری های روستایی تبار می نامیم،توجهی می کرد نیز می گفتیم صدا و سیما
قادر نیست به روستا توجه ویژه کند اما لااقل به حاشیه نشین ها توجه کرده است و زندگی وگرفتاری آنها را فراموش نکرده است. متاسفانه اینگونه نشد.

دکتر کامران: صدا و سیما تا اندازه ای به خصوص بعد از انقلاب اسلامی خوب عمل کرد. اخبار روستایی داشت و کم وبیش کار کرده اند. منتهی کافی نیست. برای اینکه پشتوانه تحقیقاتی وعلمی وسیعی ندارد. وقتی چنین پشتوانه ای نباشد حداکثر کار ژورنالیستی در می آید. یک کسی برود و گزارشی تهیه بکند. مقالات  ختلف که در مجلات علمی و پژوهشی نوشته می شودیا تحقیقاتی که سازمان های تحقیقاتی انجام می دهند می تواند پشتوانه خوبی برای برنامه های صدا و سیما پیرامون روستا باشد. صدا و سیما که خودش نمی تواند برود و تحقیقات بکند. بلکه باید به مراکز تحقیقاتی وصل شود و به کارهای صرفا گزارشی اکتفا نکند.

دکتر حسینی: در طی چند ده سال گذشته در این کشور روستا را فراموش کرده بودند، به ویژه رسانه های صوتی و تصویری کشور. البته نه به تمامی. بلکه قبل از انقلاب تجسم رسانه های تصویری از روستا و روستایی
خرابه ای بود که در آن پسری جوان( صمد آقا) و مادربزرگش(ننه آقا) زندگی می کردند و رفتار آنها همه از روی نادانی و برای خنده و سرگرمی مردم شهر نشین تصویر می شد. رسانه های مکتوب نیز البته به طور ضعیفی از روستا بحث می کردند، که در مجموع گویا همه وظیفه به تمسخر گرفتن زندگی در روستا را داشتند وتصمیم به فرار از آن را به اهالی دیکته می کردند.سینماگران نیز البته در روند همسو با دیگر رسانه ها نقش  خود را به همان گونه ایفا می کردند. اما در همه آنها سهم روستا و روستایی در بین همه رسانه ها چیزی ورای وسیله
سرگرمی برای شهر نشینان خسته از هیاهوی شهری نبود.پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز جریانات به همین نحو سیر می کرده است. با وجود این که رهبر فقید انقلاب در رهنمودهایشان احترام ویژه ای برای همه زحمت کشان ،و از جمله روستاییان قائل بودند، رسانه ها کماکان روستا را نمی شناختند ویا بحث از آن را برای خود دارای بار منفی سیاسی- اجتماعی می دیدند وهرچند اکثر و بلکه همه دست اندکاران رسانه ها خود نسل
اول روستایی بودند که به شهر آمده بودند، ویا فرزندان نسل های قبلی، ولی نمی دانم چرا نمی خواستند مسائل قابل توجه مختلف اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی روستا را عنوان کنند. رادیو ایران آن زمان نیز برنامه ای برای دهقانان داشت که تا آن جا که یادم هست، اکثر بعد ازظهرها نزدیک غروب پخش می شد. به این ترتیب که در آغاز آن صدای بع بع گوسفندان و بان بان گاوها درهم پیچیده و گوینده همزمان با صداهای مختلف آن با
صدای بلند می گفت« صدای دهقان از رادیو ایران»!؟بلی این خلاصه ای بود از پیگیری برنامه های روستا در رسانه ملی ما وتاکنون نیز البته کم و بیش و به شیوه های دیگر همان راه را سیر می کنند. البته امروز دیگر صمد آقا و ننه آقا در صحنه نیستند. جای آن ها را خانعلی، قوچعلی و… گرفته اند. جمعی به اصطلاح هنرمندان جویای نام و هویت هنری نیز بی پرواتر از آنان به هویت روستایی ما می تازند و تمامی روستاها را برره و روستاییان را اهالی برره می شناسانند، که مایه بسی تاسف و نشان بی توجهی مسئولان فرهنگی کشور است.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه