گفتگو با شهریار خاطری رییس موزه صلح درباره گردشگری جنگ

از ظرفیت های جهانی گردشگردی جنگ برای رساندن پیاممان استفاده نمی کنیم

نویسنده:

پایگاه علوم اجتماعی اسلامی ایرانی

زمان انتشار: ۱۰:۵۵ ۱۳۹۲/۱۲/۲۴

ما باید بین این دوتا یکی را انتخاب بکنیم. یا این شرایط را همین طور نگه داریم ولی فراموش کنیم که ما می‌خواهیم مسائل تاریخی و جنگمان جهانی بشود و به یک نسل دیگر برسد یا اگر می‌خواهیم اینها به واقع و نه در حرف و شعار به اطلاع مردم دنیا برسد نقاط برجسته‌ای که در جنگ ایران و عراق وجود داشته، پژوهشگران بیایند و در موردش کار بکنند. عموم مردم راجع به مسائل و نقاط برجسته جنگ ایران و عراق چیزی بدانند. وارد بخشی از تاریخ قرن بیستم بشود، ما حتماً باید اجازه بدهیم که این بیاید و در قالبهای رایج گردشگری قرار بگیرد. حالا نه دقیقاً مثل گردشگری تخت جمشید و اصفهان و جاهای دیگر ولی در جاهای دیگر دنیا هم این ملاحظات وجود دارد. مثلاً دیدن برج ایفل با دیدن نرماندی شاید خیلی مثل هم نباشد. آنجا هم ملاحظاتی وجود دارد. آنجا هم گردشگری که می‌رود، احترام خاصی برای آن مکان قائل است ولی زیرساختهایش فراهم است.

دکتر شهریار خاطری، رئیس موزه صلح و نویسنده کتاب گردشگری جنگ در جهان، همراه با تیمی از جانبازان دوران دفاع مقدس به عنوان سفیران صلح، تا کنون از بسیاری از مرکز گردشگری جنگ در کشورهایی چون ژاپن، فرانسه، ویتنام و … بازدید کرده است.وی پس از مشاهده و مقایسه فضاهای موجود در کشورهای مختلف با پایگاه علوم اجتماعی اسلامی ایرانی در این خصوص به گفتگو نشسته است.

س: در بحث گردشگری جنگ، مردم ما کلاً اطلاعات کمی در مورد اين بحث در خارج از ایران دارند. یعنی اکثراً فکر می‌کنند بحث راهیان نور فقط مختص به ایران است. ابتدائا می‌خواستم با توجه به جاهایی که شما رفته بودید توضیحی در مورد این بحث بدهید و این که کلاً در کشورهای دیگر چه طور با این مسئله برخورد می‌کنند.

خاطری:  همان طوری که خودتان هم خیلی خوب می‌دانید این موضوع فقط مختص ایران نیست. در خیلی از کشورهای دنیا یک موضوع خیلی رایجی است که علاقمندان زیادی دارد و به طور مشخص گردشگری مناطق جنگی تا آن جایی که من می‌دانم، صد و اندی سال است که به این شکل رایج شده. مثلاً بعد از نبرد واترلو در بلژیک افرادی بازمانده آن مناطق را می‌بردند و از مناطق جنگی بازدید می‌کردند ولی شاید بشود گفت، بعد از جنگ جهانی اول بود که تحت عنوان گردشگری مناطق جنگی خانواده و بازمانده‌های آن جنگها یا خود سربازان آن جنگها می‌رفتند و از مناطق بازدید می‌کردند.

شاید یکی از مناطقی که این مسأله خیلی رایج بود و الآن هم هنوز یکی از معروفترین مقاصد گردشگری جنگ است، همان مناطق نبرد هیتلر در  بلژیک است که حتی تحت عنوان زائرین می‌رفتند. در تراکتهای تبلیغاتی هم که هست، نوشته شده زیارت مناطق جنگی. یعنی شاید جنبه‌های اعتقادی خیلی مهم بود. یک جور قداست خاصی داشت. برای این که خانواده افرادی را که کشته شده بودند به آنجا می‌بردند و یک همچین احساسی وجود داشت که اینجا یک منطقه مقدسی برای آنها است.

خاطری

این رفته رفته وارد بخشی از صنعت گردشگری در دنیا شد. به خصوص بعد از جنگ جهانی دوم که هم وسائل ارتباط جمعی بهتر شد و هم وسائل مسافرت راحت تر شد، به نظر آمد که در بین مردم اشتیاق بیشتری وجود دارد که این را هم به عنوان بخشی از مقاصد گردشگری خودشان قرار بدهند. یعنی مناطقی که جنگ در آنها اتفاق افتاده. چون همیشه بین مردم یک کنجکاوی و عطشی وجود داشته که ببینند مناطقی که نبردهای بزرگ و جنگهای تاریخ‌ساز اتفاق افتاده، آنجا چه شکلی است. چه آثاری وجود دارد. این است که بعد از جنگ جهانی دوم خیلی رایج شد.

س: یک تفاوتی که در ایران خیلی از افراد اذعان می‌کنند که با خارج وجود دارد، این است که می‌گویند در ایران بعد معنوی بازدید از مناطق جنگی بیشتر است. آیا در کشورهای دیگر این طوری نیست؟ یعنی آنها صرفاً می‌روند که خرابه‌های باقیمانده از جنگ جهانی دوم را ببینند؟

خاطری:  این طوری نیست که موضوع علاقمندی های معنوی یا توجهی که از نظر معنوی به این تورها می‌شود، جایی نداشته باشد اما  در خارج از ایران اصولاً جنبه تاریخی جغرافیایی آن یک خرده بیشتر می‌چربد تا جنبه معنوی آن. به نظر می‌آید رفته رفته هر چه از آن نبردها فاصله می‌گیریم، بحث تاریخ رخ دادن آن حوادث، بیشتر جنبه تاریخی پیدا می‌کند. یعنی دانشجویان، دانش‌آموزان یا افرادی که به مرور بخشی از تاریخ کشور خودشان یا تاریخ قاره خودشان یا تاریخ بخشی از دنیا علاقمند هستند، می‌روند و آن مناطق را می‌بینند و این هم فقط مختص به افرادی نیست که به یک دلیل خاصی وابستگی به آن نبرد یا آن جنگ دارند. نه. ممکن است افرادی از هر جای دیگر دنیا، از ژاپن یا کره باشند که دوست دارند نرماندی را ببینند. برای این که خوب می‌دانند این یک بخش مهمی از اتفاقات تاریخ قرن بیستم بوده. یا می‌روند و شهر ایپر را می‌بینند.

ولی افرادی که به آن مناطق تعلق خاطری دارند یعنی مثلاً پدربزرگانشان یا اقوامشان را در آن نبرد از دست داده‌اند، طبیعتاً برای آنها جنبه معنوی هم اهمیت دارد. اتفاقاً به نظر من کسانی که برنامه‌ریزان این صنعت گردشگری هستند، حداقل در اروپا به این مسأله توجه خوبی دارند. جنبه‌های معنویش هم مورد توجه قرار می‌گیرد.

یکی از نشانه‌هایش این است که قبرستانها یکی از مقاصد خیلی معروف گردشگری جنگ در اروپا و در خیلی از جاهای دیگر دنیا است. مردم به گورستانهای جنگی می‌روند و ادای احترام می‌کنند. مراسم خاصی وجود دارد. مثلاً همان طور که می‌دانید در شهر ایپر بلژیک هر روز ساعت هشت بعد از ظهر در آنجا یک مراسم معنوی برگزار می‌شود که به کشته‌های جنگ جهانی دوم ادای احترام می‌کنند. من نمونه‌اش را جای دیگری سراغ ندارم که این مراسم هر روز برگزار بشود. بالاخره ما در جاهای دیگر دنیا سالیانه داریم. گاهی اوقات چند بار در سال داریم ولی من برای هر روز نمونه‌ای سراغ ندارم. به واقع می‌شود گفت که این مراسم یک مراسمی است که جنبه معنوی هم دارد. همه ادای احترام می‌کنند. سکوت می‌کنند. به کسانی که کشته شده‌اند فکر می‌کنند. در زیر محلی که نام نود هزار نفر از کشته شدگان جنگ جهانی اول آنجا هست.  

س: مقاصد گردشگری جنگ در دنیا به چند بخش تقسیم می‌شوند؟ به جز بازدید از منطقه جنگی و موزه‌های جنگ.

خاطری:  شاید الآن تقسیم‌بندی دقیق و کلاسیکی در ذهن من نباشد. افراد مختلفی با رویکردهای مختلفی اینها را تقسیم‌بندی کرده‌اند. یک تقسیم‌بندی هم خیلی رایج شده که من با آن چندان موافق نیستم. به نظرم تقسیم‌بندی نادرستی است که به آن dark tourism می‌گویند یا گردشگری سیاه. آن موقع می‌آیند و گردشگری جنگ را در این قالب قرار می‌دهند. می‌گویند ما بخشهای مختلف گردشگری داریم. یکیش گردشگری سیاه است و گردشگری جنگ جزو این قرار می‌گیرد ولی به نظر من کاملاً نادرست است. شاید این بیشتر مربوط به افرادی است که جنبه ظاهری جنگ را مد نظر قرار می‌دهند. یعنی می‌گویند جنگ یک پدیده سیاه است. فقط به بدیهای جنگ توجه می‌کنند. البته جنگ خوبی به آن معنا ندارد ولی فقط جنبه منفی جنگ را در نظر می‌گیرند. طبیعتاً گردشگری جنگ را در یک قالبی می‌برند که اتفاقاتی مثل یک حادثه خیلی دردناک، سقوط یک اتوبوس به دره، این را هم در کنار آن قرار می‌دهند. در حالی که این طوری نیست. وقتی ما عملاً می‌بینیم، گردشگری جنگ بار فرهنگی خیلی زیادی دارد. الآن گردشگری صلح که در دنیا رایج شده، در کنار همین قرار گرفته که طبیعتاً نمی‌شود به آن سیاه گفت. می‌روند و مناطق جنگی را می‌بینند، برای این که ما درسهایی را بیاموزیم یا به دانش‌آموزان یاد بدهیم که چه کار بکنند دیگر این اتفاقات رخ نده یا از کسانی که فداکاری کرده اند الگو بگیرند. این کاملاً بیهوده است و این هیچ وقت گردشگری سیاه و تاریک نیست.

ولی در هر صورت عمدتاً بيشتر مقاصد اين نوع گردشگری مناطق جنگی است. موزه‌های جنگ است و یادمانهای جنگ. یعنی شاید بشود یادمانها را جدا از اینها قرار داد. الآن در دنیا روی این مسأله خیلی توجه می‌کنند. یک یادمان ممکن است از نظر فیزیکی در یک جایی غیر از آن منطقه نبرد باشد و جدای از یک موزه جنگ ولی گردشگران خیلی زیادی را به خودش جذب بکند. مثل یادمانهایی که ما در مناطق جنگ جهانی اول یا دوم در بلژیک و شمال فرانسه داریم که افرادی فقط برای دیدن آن یادمان خاص می‌روند. ویژگی‌های خاصی که از نظر معماری دارد یا ویژگی‌های خاصی که از نظر جغرافیایی دارد.

خاطری

س: در بحث پژوهشهایی که در این زمینه انجام شده، الآن دنیا در کجا ایستاده؟ یعنی چقدر روی پژوهشهای پیرامون این موضوع دارند فعالیت می‌کنند؟

خاطری:  تا آن جایی که من می‌دانم، الآن اگر از نقطه نظر صنعت گردشگری به موضوع نگاه بکنیم، این موضوع در دنیا مهم است. چه از نظر جنبه‌های اقتصادی و چه از نظر جنبه‌های فرهنگی خیلی موضوع مهمی است و مورد توجه قرار گرفته. من یادم هست همین چند وقت پیش که برای یک کاری در بلژیک و همین شهر ایپر بودم، یک کنفرانس بزرگی برگزار شده بود و تور لیدرهای شرکتهای مهم گردشگری اروپا، نه فقط بلژیک، جمع شده بودند و در شهر بلژیک سمیناری بود. شیوه‌های ارتقای گردشگری جنگی در مناطق جنگ جهانی اول را داشتند با همدیگر مرور می‌کردند. آدمهای خیلی قَدَر گردشگری اروپا برای این موضوع دور همدیگر جمع شده بودند. برای این که می‌دانند این موضوع ظرفیت خیلی زیادی دارد. هنوز باستان‌شناسان زیادی دارند در مناطق جنگی کاوش می‌کنند که بقایای سربازان، سلاحهای آنها و وسائل مربوط به جنگ را از آنجا بیرون می‌کشند و در موزه‌ها قرار می‌دهند. امروز دارد موزه‌های جدید درست می‌شود. بعد از صد سال از جنگ جهانی اول. این نشان می‌دهد که هنوز به این مسأله خیلی توجه دارند. تحقیقات زیادی انجام می‌شود.

نکته مهم این است که این موضوع دانشگاهی شده. رفته و در دل مباحث دانشگاهی قرار گرفته. چیزی که می‌رود و در دانشگاه قرار می‌گیرد، خود به خود پویا می‌شود. یعنی در اختیار یک تشکیلات نظامی یا یک تشکیلات اداری نیست. دانشگاهی که می‌شود، دانشجو می‌رود و در مورد این موضوع تحقیق می‌کند. استاد می‌رود و در مورد آن تحقیق می‌کند. مثلاً همین کاوشهای جنگ جهانی اول را دانشجویان باستان‌شناسی انجام می‌دهند. دانشجویان تاریخ نظامی انجام می‌دهند. دانشجویان جامعه‌شناسی انجام می‌دهند. حتی الآن دارند تأثیرات جامعه‌شناختی آن را بررسی می‌کنند. تأثیرات جامعه‌شناختی بازدید از مناطق جنگی در نسل جدید یا وضعیت اجتماعی آن موقع و مقایسه آن با الآن. من فکر می‌کنم تحقیقات خوبی دارد انجام می‌شود. یکی از علل مهمش هم همین نگاه آکادمیک به این مسأله است.

س: در ایران چطور؟ آیا ما اصلاً در ایران چیزی به اسم تور گردشگری جنگ داریم؟ با آن تعریفی که در جهان از آن صورت می‌گیرد.

خاطری:  خیلی سخت است که ادعا بکنیم ما چیزی به اسم گردشگری جنگ در ایران داریم. برای این که گردشگری یک تعریف خاصی دارد. به نظر می‌آید هنوز فاصله داریم تا آنجا که چیزی تحت عنوان گردشگری جنگ با آن تعریفی که می‌گویند داشته باشیم. یعنی این که افراد بتوانند به تورگردانان مختلف مراجعه بکنند و انتخابهای مختلفی را داشته باشند. بتوانند آن مقصد مورد نظرشان را انتخاب بکنند. تسهیلات و زیرساختهایی وجود داشته باشد که بتوانند با وسیله‌های مختلف و با اشکال مختلف و در زمانی که مورد نظر خودشان است، بروند و در مناطق حضور پیدا بکنند. دسترسی به آن مناطق راحت باشد. حتی افرادی از کشورهای مختلف بتوانند بیایند و از آن جاها بازدید بکنند. مثل جاذبه‌های تاریخی‌ای که در ایران وجود دارد، متأسفانه هنوز این جوری نیست ولی به نظر می‌آید اگر ما بخواهیم در مورد جنگ ایران و عراق که ادعا می‌کنیم طولانی‌ترین جنگ متعارف قرن بیستم است و خیلی ویژگیهای مهمی داشته که واقعاً هم داشته، اگر بخواهیم اینها را به دنیا بشناسانیم و به مردم خودمان، چاره‌ای جز این نداریم که اجازه بدهیم این هم در قالب گردشگری قرار بگیرد. البته مسؤولین دغدغه‌هایی دارند و به خاطر آن این را خیلی محدود نگه داشته‌اند ولی من فکر می‌کنم، می‌توانند این هم به آن دغدغه‌هایشان توجه داشته باشند. این که به لحاظ فرهنگی هنجارشکنی اتفاق نیفتد و قداست آن مناطق زیر سؤال نرود یا نمی‌دانم. دغدغه‌های دیگری که وجود دارد یا ملاحظات نظامی و امنیتی که وجود دارد، برای کشور ما با یک کشور اروپایی فرق می‌کند.   

ولی در هر صورت من فکر می‌کنم ما باید بین این دوتا یکی را انتخاب بکنیم. یا این شرایط را همین طور نگه داریم ولی فراموش کنیم که ما می‌خواهیم مسائل تاریخی و جنگمان جهانی بشود و به یک نسل دیگر برسد یا نه، اگر می‌خواهیم به واقع و نه در حرف و شعار، اینها به اطلاع مردم دنیا برسد. نقاط برجسته‌ای که در جنگ ایران و عراق وجود داشته، پژوهشگران بیایند و در موردش کار بکنند. عموم مردم راجع به مسائل و نقاط برجسته جنگ ایران و عراق چیزی بدانند. وارد بخشی از تاریخ قرن بیستم بشود، ما حتماً باید اجازه بدهیم که این بیاید و در قالبهای رایج گردشگری قرار بگیرد. حالا نه دقیقاً مثل گردشگری تخت جمشید و اصفهان و جاهای دیگر ولی در جاهای دیگر دنیا هم این ملاحظات وجود دارد. مثلاً دیدن برج ایفل با دیدن نرماندی شاید خیلی مثل هم نباشد. آنجا هم ملاحظاتی وجود دارد. آنجا هم گردشگری که می‌رود، احترام خاصی برای آن مکان قائل است ولی زیرساختهایش فراهم است.

س: در بحث آکادمیک چطور، فکر می‌کنید لازم است که این بحث را جدی وارد مباحث آکادمیک بکنیم؟

خاطری:  به نظر من یکی از مشکلات اساسی که ما نتوانستیم این را به معنای کلاسیکش به شکل گردشگری نشان بدهیم، همین مسأله است. یعنی این که این به معنای واقعی آکادمیک نشده، بنابراین پژوهشهای کافی صورت نگرفته. بنابراین گپها و خلاءها شناخته نشده. این یک زنجیره است. بنابراین راهکارهای پیشنهادی خوبی برایش به وجود نیامده. به چالش کشیده نشده. همین جوری این دور باطل ادامه دارد و بنابراین در دست یک سازمانهای خاصی، خب دارند تلاششان را می‌کنند و همه جوره هم زحمت می‌کشند ولی خواه ناخواه این نواقص در آن موجود است و از این محدوده تا یک جایی بیشتر نمی‌تواند جلو برود. باید این واقعیت را بپذیریم. تا یک جایی بیشتر جلو نمی‌رود. مخاطبانش از یک جایی فراتر نمی‌توانند بروند. بدون شک نمی‌تواند جهانی بشود. ما فکر می‌کنیم می‌توانیم با این شکل جهانیش بکنیم. با دعوت یک افراد خاصی به داخل و بردن آنها به مناطق جنگی، با آوردن بخشی از دانشجویان خارجی به مناطق جنگی. این نیست. این گردشگری جنگ و گردشگر خارجی بردن به منطقه جنگی نیست. این یک چیز دیگری است. در واقع دعوتی است که ما می‌کنیم و افرادی را به آنجا می‌بریم.

خ

تعداد تحقیقات و پایان‌نامه‌هایی هم تا آن جایی که من می‌دانم، آمدند ارزیابی کردند. پرسشنامه پر کردند. پژوهش کردند و با گردشگران مصاحبه کردند. به معنای دانشگاهی، نه به معنای گزارشات اداری برای روابط عمومیها، به معنای دانشگاهی به تعداد انگشتان دست باشد. شاید هم کمتر. این نشان می‌دهد که به اندازه کافی به این موضوع پرداخته نشده.

س: آیا سقف گردشگری ما به اندازه غرب نیست؟ یعنی اگر روی آن سرمایه‌گذاری بشود، احتمال این که ما رتبه بگیریم و در دنیا بالا بیایم اتفاق می‌افتد؟

خاطری:  من اصلاً نمی‌خواهم دچار خودشیفتگی بشویم و در مورد جنگ ایران و عراق اغراق بکنیم. کما این که متأسفانه گاهی اوقات دچار اغراق‌گویی هم می‌شویم. ولی من به عنوان کسی که شاید بشود گفت تمام مناطق جنگی و نوار مرزی را در ایران دیدم و با گروههای مختلف رفتم و مناطق گردشگری جنگ را چه در اروپا و چه در آسیا و چه در بعضی از کشورهای دیگر دیدم. می‌توانم ادعا بکنم که ظرفیت خیلی بالایی دارد و قشنگ می‌تواند با خیلی از مناطق رقابت بکند. در بعضی از کشورها، در همین کتاب گردشگری جنگ هم مثال زده شده. مثلاً در سارایوو یک تونل است. چیز عجیب و غریبی نیست ولی واقعاً گردشگر دارد به آنجا می‌رود. سایت دارد و مردم به آنجا می‌روند و فقط تونل سارایوو را می‌بینند. یا در بعضی از کشورهای دیگر دنیا مثلاً در ویتنام، یک جایی یک اتفاق خیلی کوچکی افتاده. حالا نمی‌خواهم آن فاجعه‌ای که در آنجا رخ داده را کمرنگ بکنم. از نظر ابعاد انسانی اینها را با اتفاقاتی که در جنگ ایران و عراق افتاده مقایسه می‌کنیم. ولی گردشگر دارد به آنجا می‌رود. گردشگر به معنای واقعی، تعداد خیلی زیادی، منافع اقتصادی فراوانی آنجا دارد ولی ما خرمشهر را داریم. خرمشهر خیلی مهم است. ظرفیت گردشگری خیلی بالایی دارد. به خاطر این که آنجا در خیلی از فصول سال جاذبه‌های طبیعی هم دارد. در مسیر آن جاذبه‌های تاریخی زیادی وجود دارد. وسیله حمل و نقل خیلی خوب است. به طور مستقیم تا خرمشهر می‌رود. در آبادان فرودگاه هست و از کشورهای مختلف می‌توانند به آنجا بیایند و آنجا را ببینند. خیلی اتفاقات فوق‌العاده‌ای در خرمشهر افتاده. هر کدام از آن خانه‌ها. مثلاً شما نگاه بکنید، خانه پابلوف در همان استالینگراد که در این کتاب گفته شده. یک خانه‌ای که چند نفر در آن مقاومت می‌کردند. الآن یک مکانی برای گردشگران مختلف شده.

من اخیراً به دوگرومونیک رفته بودم. در کرواسی در کنار دریای آلیبرتی که در جنگ بالکان آسیب خیلی زیادی دید. صربها به آنجا حمله کردند. اتفاق خیلی قشنگی که افتاده این است که یک خیابان خیلی تاریخی و قدیمی شهر دوگرومونیک، فروشنده‌ها برای این که جاذبه بیشتری ایجاد بکنند و مردم زیادی بیشتر به آن طرف بروند و از مغازه‌هایشان خرید بکنند یا آنها را ببینند، چون مغازه بخشی از خانه‌های قدیمی است، اتفاقاتی که در جنگ برای آنها افتاده، خودشان در این باره تابلو درست کردند. از شخصی پرسیدم و گفتند خودمان این کار را کردیم. با هزینه خودمان اینجا نوشتیم، این خانه من است قبل از جنگ، در زمان جنگ این اتفاق افتاده بود، مثلاً این قدر آدم اینجا آسیب دیدند. روی لوح فلزی حک کردند و آنجا زدند. مردم همه به آنجا می‌روند و آن را می‌خوانند. در ضمن از این مغازه‌ها خرید هم می‌کنند. از این اتفاقات مگر در خرمشهر کم افتاده. یا در بعضی از شهرهای دیگر ما. حالا من خرمشهر را به عنوان یک نقطه خیلی شاخص مثال می‌زنم. یا شهر سردشت ما که اولین شهر دنیا است که هدف حمله شیمیایی قرار گرفته.

شما الآن ببینید، در همین هلبچه‌ای که آن طرف مرز است، اتفاقاً از نظر زیرساختهای گردشگری و بحث حکومت و اینها خیلی ضعیفتر از این طرف مرز است، دائم گردشگران مختلف به آنجا می‌روند. مقامات مختلف دنیا می‌روند ولی ما در شهر سردشت همچین چیزی نداریم.

بنابراین من فکر می‌کنم که خیلی راحت می‌تواند یکی از نقاط خوب گردشگری باشد و حداقل فعلاً بتواند در منطقه برای خودش جایی باز بکند، بعد انشاءالله در آسیا یا خاورمیانه و حتی در دنیا.

س: به عنوان سؤال آخر می‌خواهم راجع به بحث بازسازی سؤال کنم. آیا در دنیا بازسازی مناطق جنگی به این معنا داریم که مثلا ساختمان آسیب دیده را درست و مرتب کنیم و بعد به آدمها از آن مجموعه عکس نشان بدهیم. چیزی که شاید متأسفانه در مسجد خرمشهر اتفاق افتاده.

خاطری:  راجع به این خیلی بحثهای طولانی شده. کتابهای زیادی هم در دنیا راجع به آن نوشته شده. محققین مختلف آمدند و از جنبه‌های معماریش و تاریخ و باستان‌شناسی و اینها صحبت کردند که چه کار باید بشود. همیشه یک بحث داغی بوده. بین مدیریت شهری که می‌خواسته بازسازی و نوسازی بکند. نگاهش این طرفی بوده و افراد دیگری که نگاه تاریخی و باستان‌شناسی به قضایا داشتند یا افرادی که به مسائل نگاه ارزشی داشتند. این در جنگ جهانی دوم هم خیلی داغ بود. در هیروشیما یا جاهای دیگر که ما الآن چه کار بکنیم. یک عده‌ای می‌گفتند ما باید اینجا را به گونه‌ای بسازیم که آن فشار روحی و روانی که به مردم وارد شده، دیگر دائم در ذهن مردم نباشد. امید و بازسازی و سازندگی وجود داشته باشد. یک عده‌ای می‌گفتند نه. باید این چیزها را به دنیا و به نسل جدید نشان بدهیم. به نظر می‌آید که این دوتا در خیلی از جاهای دنیا با هم به تعادل رسیدند. یعنی گفتند در عین حالی که ما باید به سمت سازندگی و عصر جدید و مدرنیزه شدن برویم، باید آثاری را با همان شکل و شمایل نگه داریم که اتفاقاً این هم از نظر فنی متخصصین زیادی را در دنیا دارد. که چه جوری یک بنای قدیمی را حفظ و نگهداری بکنیم. نمونه خیلی بارز و قشنگ آن همان گنبد اتمی است که در شهر هیروشیما وجود دارد. هر چند یک بار می‌آیند و این را محصور می‌کنند و شروع به مقاوم‌سازی آن می‌کنند که این یک کار بین‌المللی هم هست یا بعضی از ساختمانهای دیگر در دنیا که همین جوری نگهش داشتند. البته ما هم چندتا ساختمان این جوری در ایران داریم ولی به نظر نمی‌آید که خیلی مسأله ساده‌ای باشد. باید خیلی ملاحظات را در نظر گرفت که این ساختمانها باید در کجا باشند و چه ویژگیهایی داشته باشند.

باید بپذیریم که برای اینها باید هزینه بکنیم که نگهشان داریم تا اینها تخریب نشوند. یک نمونه خیلی تأسف‌بارش ساختمانی بود که وسط شهر سردشت بود. این تنها ساختمانی بود که باقیمانده آن حمله شیمیایی بود. تا چند سال پیش هم بود و هیچ کس صاحبش نمی‌شد و هیچ کس جرآت نمی‌کرد به طرفش برود. سازمانهایی هم که متولی بودند، نرفتند آنجا را بخرند. متأسفانه تخریب شد. این می‌توانست به عنوان یک سند بین‌المللی برای تمام جهان باقی بماند که این اولین منطقه غیر نظامی است که بمباران شده. در یک شهر و هنوز هم آثارش موجود است، و مثلاً بیمارستان قصر شیرین را داریم که آنجا خیلی خوب است. مقاوم‌سازی شده و مانده و گردشگر در طول سال به آنجا می‌روند و بازدید می‌کنند.

در مورد خرمشهر. به نظر من گل سرسبد همه اینها خرمشهر است. نه این که برای اتفاقی که در خرمشهر افتاده، خیلی با جاهای دیگر کشور فرق دارد. به دلایلی که گفتم. رفت و آمد به آنجا نسبت به بقیه جاها خیلی راحتتر است. مستندات خوبی از جنگ خرمشهر وجود دارد. عکس و سند و کتاب و ساختمانهایی که هنوز آثارش آنجا هست. والا چرا. در پاوه هم اتفاقات مهمی افتاده ولی دسترسی به آن راحت نیست. در مورد آنجا اسناد خیلی کم است. ولی به نظر من باید یک سرمایه‌گذاری خیلی جدی روی خرمشهر بشود. هم دسترسی دریایی دارد. هم ریلی دارد. هم هوایی دارد. هم زمینی دارد. فوق‌العاده است. عکسهایی که ما از خرمشهر داریم، شاید در هیچ جبهه دیگر هم اتفاق نیفتاده. خانه به خانه عکس آدمهایش زنده هستند. هنوز ساختمانها وجود دارند. واقعاً می‌شود آنجا را به یک پارک گردشگری جنگی تبدیل کرد.

  در مجموع من فکر می کنم ما برای این ظرفیت عظیم برنامه ریزی کافی نکرده ایم و لازم است تا مجموعه ای از نهادها، بخصوص دانشگاهها در این امر وارد شوند.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه