از علم سکولار تا علم دینی

زمان انتشار: ۲۰:۳۲ ۱۳۹۰/۰۳/۲۳

استدلال می­شود که کار علمی، شرقی و غربی، اسلامی و غیر اسلامی ندارد. علم روش خاص خود را دارد که همان تجربه و نظریه ­پردازی و تطبیق تجربه با پیش­بینی­ های نظریه است. کسانی که از نزدیک ناظر و یا دست­اندرکار امورعلمی نیستند همه ی آنچه را که در کتاب­های علمی آمده است یا دانشمندان […]

استدلال می­شود که کار علمی، شرقی و غربی، اسلامی و غیر اسلامی ندارد. علم روش خاص خود را دارد که همان تجربه و نظریه ­پردازی و تطبیق تجربه با پیش­بینی­ های نظریه است. کسانی که از نزدیک ناظر و یا دست­اندرکار امورعلمی نیستند همه ی آنچه را که در کتاب­های علمی آمده است یا دانشمندان از آن ها صحبت می­کنند، یافته­ های علمی می­ دانند و قطعی تلقی می نمایند و از نقشی که ایدئولوژی­ها و گرایش­های فلسفی در کاوش­های علمی و تفسیر داده ­های تجربی ایفا کرده و می­کنند غفلت دارند نویسنده کتاب معتقد است که هم با بینش سکولار می­توان در کار علمی موفق شد و هم با بینش الهی، اما یادآور می شود که تفاوت این دو گونه علم در دو جا ظاهر می­شود: اول، به هنگام ساختن نظریه­ های جهان شمول و دوم در جهت گیری های کاربردی علم این کتاب در پی تبیین این مسأله است که علوم طبیعت، چه در جهان اسلام و چه در تمدن جدید غرب، ابتدا با یک بینش دینی شکل­ گرفت و سپس در دو قرن اخیر جنبه سکولار پیدا کرد. نظر نگارنده این است که با توجه به محدودیت­ های بینش سکولار و ثمرات نامطلوب علم سکولار در صحنه ی عمل، علم باید بار دیگر جنبه دینی به خود بگیرد تا زمینه برای شکوفا شدن سایر ابعاد وجودی انسان فراهم گردد. در فصل اول و دوم کتاب طرح بحران شده است وبه بررسی علم و جهان بینی­های علمی، فلسفی و دینی و همچنین روند سکولار شدن جوامع علمی در غرب و در دارالاسلام و علل آن به همراه دیدگاه های مختلف در رابطه­ ی علم و دین در جهان معاصر می پردازد. اساساً نگارنده در فصل اول، این موضوع را که علم و دین هم در جهان اسلام و هم در جهان غرب ابتدائاً با هم بوده ­اند و هیچ تعارضی در کار نبوده است را پی می­ گیرد و معتقد است در هر دو جهان، حاملان علوم طبیعت کاوش علمی را عبادت به حساب می­ آوردند، ولی در جهان اسلام ظهور یک جریان ضد عقلی و حاکمیت بعضی حکمرانان متعصب مذهبی علوم عقلی به طور کلی و علوم طبیعی و ریاضی را بالاخص در انزوا قرار داد. و در جهان مسیحیت نیز ظهور نحله­ های فلسفی تجربه­ گرا و توفیق چشمگیر علوم در توصیف پدیده های مختلف، انسان غربی را به خود متکی و از دین دور کرد. علم جای دین سنتی را گرفت و حلال مشکلات تلقی شد.

     فصل دوم کتاب که به رابطه علم و دین در جهان معاصر می پردازد و انواع ارتباط علم و دین و گرایش به دین و معنویات در غرب و شواهدی دال بر این امر را مطرح می­ نماید و وضعیت مطلوب را از دیدگاه اسلام بیان می ­دارد. تبیین جایگاه علوم طبیعت از نظر اسلام و بررسی سئوالاتی اساسی در مورد علوم طبیعت و پیگیری جواب آنها  از نص قرآن به همراه نظریات اندیشمندان و متفکرین این حوزه که در فصل سوم به آنها پرداخته شده است زمینه را برای بررسی روند تمدن اسلامی در فصل چهارم که برای رسیدن به وضعیت مطلوب جامعه اسلامی این شناخت الزامی است، فراهم می کند. عوامل مؤثر در شکوفایی علم در تمدن درخشان اسلامی را با بررسی یک سیر تاریخی بیان می­کند نگارنده معتقد است که ضرورت این بررسی در امروز جهان اسلام در حالی که نهضت بازگشت به اصالت­های اسلامی و تجدید اعتلای امت اسلامی به راه افتاده است بیش از پیش احساس می­ شود و لازم است که علل ظهور و افول تمدن درخشان اسلامی مورد مطالعه عمیق قرار گیرد تا موانع رشد علم در دارالاسلام برطرف شود و شرایط تأمین یک تمدن اسلامی درخشان دیگر که متناسب با امکانات عصر حاضر و درخور آن باشد فراهم گردد.

     دو فصل پایانی درصدد است تا راه های درازمدت و میان مدت را برای وصول به وضعیت مطلوب ترسیمنماید. از وحدت حوزه و دانشگاه به عنوان یک راه میان مدت و تحقق دانشگاه اسلامی را به عنوان راهی دراز مدت مطرح می­ نماید. در زمینه وحدت حوزه و دانشگاه به زمینه ی طرح مسأله وحدت، منظور از وحدت، نقش حوزه، دانشجویان و اساتید در موضوع وحدت می پردازد و این را زمینه ساز طرح تحقق دانشگاه اسلامی می داند. در ادامه با پرداختن به  زمینه تاریخی آن و بررسی سئوالات و انتقاداتی در زمینه اسلامی و غیر اسلامی بودن علوم و جایگاه علم دینی – علم اسلامی  و سئوالات پیرامون آن و نهایتاً دانشگاه اسلامی  و برنامه آموزشی- پژوهشی آن می­ پردازد.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه