استخوان احمدی نژاد

زمان انتشار: ۱۲:۲۱ ۱۳۹۱/۱۰/۷

هشدار داده بودم که رویکرد احمدی نژاد فاقد مبانی نظری است، و به سان قارچی می ماند که ناگهان بر مزبله ای از اشتباهات اصلاح طلبان روئید و بسته به حال و هوا، به مبانی و مبادی نظری چنگ می زند، چندان که اکنون به اقتضای دفاع از حذف ناگهانی یارانه ها چنگ در لیبرالیسم زده است

در میان
هیاهوهای سیاسی و افزایش طبق معمول نرخ ارز بعد از اظهارات آقای احمدی نژاد، بخش مهمی
از اظهارات ایشان در مصاحبه تلویزیونی مغفول ماند:

“دولت
هم اکنون می خواهد به جای بهداشت، آموزش و فرهنگ مردم تصمیم بگیرد، در حالی که به نظر
من تجربه نشان داده راندمان کار در دولت پایین است و اگر به مردم واگذار شود، بهتر
است، ما این کارها را به عنوان خدمات به مردم می دهیم و به آنها می فروشیم. به عنوان
مثال امروز در مدارس این خانواده ها هستند که تلاش می کنند، فرزنداشان در یک مدرسه
ثبت نام کند، در حالی که باید برعکس باشد و مدرسه ها باید تلاش کنند که خانواده ها
در مدرسه آنها ثبت نام کنند. “

در میان
دو مکتب عمده و رقیب سوسیالیسم و لیبرالیسم، اولی بر ضرورت دخالت و مدیریت دولت در
اقتصاد، سیاست، اجتماع، فرهنگ و… استوار گشته و دومی بر ضرورت پرهیز از چنین مداخله
و مدیریتی و تاکید بر دولت حداقل و کوچک…

مدلی
که از سوی اصلاح طلبان دنبال می شد مدل لیبرالی بود و به قدرت رسیدن احمدی نژاد به
معنای شکست لیبرالیسم در ایران قلمداد شد و طبیعتا با طیف وسیعی از مداخله های روزافزون
دولت از گشت ارشاد در حوزه اجتماعی تا ممیزی های وزارت ارشاد در فرهنگ و اسلامی سازی
علوم در حوزه دانش مواجه شدیم و اقتصاد هم ردای سوسیالیسم بر تن کرد….

نگارنده
قصد ندارد به دفاع از لیبرالیسم و یا نقد ان بپردازد که خود مجالی مبسوط می طلبد؛ اما
این پرسش را مطرح می سازد که چه شده و چرا ناگهانی در آستانه انتخابات احمدی نژاد سر
از لیبرالیسم در آورده است؟؟؟؟

پیشتر
در زمانه ای که برخی دوستان تمام مقصدشان احمدی نژاد بود و نقد احمدی نژاد انگ بی بصیرتی
داشت؛ در نوشته کوتاه هرچه زود برآید دیر نپاید، (نقدی بر احمدی نژادیسم) هشدار داده
بودم که رویکرد احمدی نژاد فاقد مبانی نظری است، و به سان قارچی می ماند که ناگهان
بر مزبله ای از اشتباهات اصلاح طلبان روئید و بسته به حال و هوا، به مبانی و مبادی
نظری چنگ می زند، چندان که اکنون به اقتضای دفاع از حذف ناگهانی یارانه ها چنگ در لیبرالیسم
زده است. او که با مبادی اسلام انقلابی مبتنی بر قیام بر سرکار امد ارام ارام نشانه
هایی از اسلام قعودی انجمن حجتیه نشان داد. گاه از سوسیالیسم دفاع کرد و گاه سر از
لیبرالیسم دراورد و گاهی هم از ناسیونالیسم افراطی که تجلی تام اسلام را در ایرانیت
دید. و هنوز هم کسی نمی داند فردا به کدامین سو سرک بکشد.

مولانا
جلال الدین بلخی می گفت:

ای برادر
تو همه اندیشه ای / مابقی خود استخوان و ریشه ای

فردی
که فاقد اندیشه باشد و باری به هرجهت بچرخد؛ فاقد روح اندیشه ورزی است و به استخوان
و اسکلتی شبیه تر مانَد و زمانه ای که یک اسکلت را به فرمانروایی برگزیده نیز بالتبع
از روح و اندیشه تهی است… خالی بودن زمانه و زمینه هر قوم و ملتی از اندیشه، آنها
را به انحطاطی محتوم خواهد کشانید… بر حذر باشیم و هوشیار اگر بتوانیم که بیندیشیم….

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه