معرفی کتاب «بحران صهیونیسم» انتشارات نیویورک تایمز

اسرائیل را تحریم سیاسی و اقتصادی کنید

زمان انتشار: ۱۴:۳۵ ۱۳۹۲/۰۵/۹

آیا یهودیان حق بازگشت به سرزمین اجدادی خود را دارند ولی فلسطینیان حق ندارند به سرزمینی بازگردند که در سال 1948 در آن زندگی می‌کرده‌اند؟! چگونه است که یهودیان حق زندگی در اورشلیم را برای خود مسلم می‌دانند ولی به مرور زمان وسعت این شهر را بیشتر کرده‌اند! در سالهای 1949 تا 1967 که اردن بر نیمه شرقی این شهر تسلط داشت مساحت اورشلیم را 6 کیلومتر مربع اعلام می‌کردند اما پس از سال 1967 مساحت آن به 70 کیلومتر مربع افزایش یافت!

اشاره: کتاب «بحران صهیونیسم» در سال 2012 توسط انتشارات «تایمز بوکز»، متعلق به شرکت نیویورک تایمز، منتشر شد و مورد تمجید و تحسین بسیاری از منتقدان و شخصیتها قرار گرفت. گزارشی از این کتاب توسط انجمن دانش آموختگان علوم اجتماعی دانشگاه تهران تهیه شده است که در آن مهم ترین محورها و ادعاهای نویسنده کتاب به صورت چکیده ارائه شده است؛ مطالعه این گزارش در آستانه روز جهانی قدس مفید می باشد.

«پیتر بینارت» نویسنده این کتاب، یک یهودی لیبرال دموکرات است که پدر و مادرش از مهاجران جنوب آفریقا هستند. از مهمترین سوابق کاری وی می‌توان به سردبیری مجله The New Republic و نویسندگی در نشریات تایم، نیویورک تایمز، نیویورک پست، وال استریت ژورنال، بوستون گلوب، فایننشال تایمز و … و نیز تدریس در دانشگاه سیتی یونیورسیتی نیویورک اشاره کرد.

 موضوع کتاب بحران صهیونیسم «بحران هویتی رژیم اسرائیل» است به طوری که نویسنده، اسرائیل را «کشوری بدون آینده» ترسیم می کند.  نویسنده معتقد است آنچه امروز اسرائیل را تهدید می کند ایران، حزب الله، حماس و سوریه نیستند بلکه این تهدیدات ناشی از «سیاست های اشغالگری اسرائیل» است.  وی تصریح می کند که دولتمردان اسرائیل «قدرت توجیه اخلاقی» این رژیم را از دست داده اند و پیشنهاد نهایی وی «تحریم سیاسی و اقتصادی اسرائیل اشغالگر» می باشد.

این کتاب مورد تمجید و تحسین بسیاری از منتقدان و شخصیت ها قرار گرفته است. از جمله:

·        «بیل کلینتون» رئیس جمهور سابق امریکا این کتاب را برای تمامی کسانی که به اسرائیل و امنیت آن اهمیت می دهند، مهم دانسته است.

·        «لی همیلتون» نماینده سابق کنگره و معاون کمیسیون یازده سپتامبر این کتاب را «هشدار دهنده» و «بیدار کننده» می داند و معتقد است که نویسنده به دنبال کشور یهودی دموکرات است که به همه ساکنان آن ازجمله اعراب اقلیت تعلق داشته باشد.

·        «اریک آلترمن» استاد کالج بروکلین این کتاب را «تلنگری» می‌داند به یهودیان آمریکا در مورد دولتی (رژیم اسرائیل) که با اندیشه های غلط سعی در تصاحب همه چیز دارد و کاملا در جهت خلاف انتظارات یهودیان ، سیاست هایی را اتخاذ می کند که ریشه بسیاری از مشکلات فعلی اقلیت یهود در کشورهای مختلف است. وی معتقد است یهودیان در آمریکا به این نتیجه رسیده اند که دولت اسرائیل به موجودیتی «شکننده» تبدیل شده و تنها کار آن اشغالگری سرزمین فلسطین به هر طریق ممکن است.

·        «راجر کوهن» تحلیلگر روزنامه نیویورک تایمز این کتاب را «برملا کننده» همه ترفندهای اسرائیل در قربانی جلوه دادن «دروغین» خود می داند. وی نقطه قوت این کتاب را برملا ساختن چنین ترفند پوکی از سوی سران اسرائیل می داند.

·        « برت استفان» نویسنده نشریه وال استریت جورنال، این کتاب را دارای نقاط قوت فراوانی می داند ولی معتقد است عمده ترین نکته ای که کتاب بر آن تأکید دارد معرفی اسرائیل بعنوان «کشوری بدون آینده» است.

·        «ادگار برونفمن» رئیس کنگره جهانی یهود بین سال‌های 1979 تا 2007 معتقد است این کتاب با استدلال قوی و حقوقی ثابت می کند اگر اسرائیل به اشغال سرزمین های فلسطین ادامه دهد
«بحران هویتی» آن تشدید شده و از آن مهمتر در جامعه یهودیان آمریکا پشتیبانان خود را از دست خواهد داد و نتیجه این وضعیت «پایان عمر» صهیونیسم بدون تهاجم خارجی خواهد بود.

بحران صهیونیسم

چکیده مهمترین محورهای کتاب

 ·        به عقیده نویسنده کشور یهودی مورد نظر بنیانگذاران صهیونیسم، کشوری لیبرال بوده است که برای تمامی ساکنان آن حقوق شهروندی یکسانی قائل باشد و در جای جای کتاب با اشاره به بیانیه استقلال اسرائیل[1] یادآور می‌شود که اسرائیل متعهد به تساوی کامل حقوق اجتماعی وسیاسی برای ساکنان این کشور صرف نظر از مذهب، نژاد و یا جنسیت آنان شده است.

 ·        اکنون دوران بسیار مهمی از تاریخ یهود است و پس از امپراتوری روم اکنون یهودیان به قدرت، ثروت و کشوری یهودی دست پیدا کرده‌اند که این وظیفه‌ای بزرگ به دوش تمامی یهودیان دنیا می‌گذارد تا از این عطیه الهی حفاظت کنند. آنچه اسرائیل صهیونیستی یعنی اسرائیلی لیبرال دموکرات را تهدید می‌کند ایران، حزب‌الله، حماس، سوریه و … نیستند بلکه این تهدید ناشی از سیاست‌های سردمداران رژیم اشغالگر قدس است.

 ·        از ما می‌خواهند که از کنار بسیاری از مسائل به آسانی بگذریم در حالی که این مسائل مشکلات اصلی جامعه یهود در عصر معاصر است، اگر بنا باشد به سادگی از کنار این مسائل بگذریم آن‌گاه چگونه می‌خواهیم استفاده اخلاقی از قدرت یهود را توجیه کنیم؟

 ·        مشکل اصلی جامعه یهود در وضعیت فعلی این نیست که در حال ضعیف شدن است بلکه مشکل اساسی این است که چند نفر حاضرند با قدرت فعلی اسرائیل همراهی کنند. قدرتی که در حال حاضر به دست آمده ماحصل ۶۰ سال فشار و زورگویی به میلیون‌ها فلسطینی‌ای است که از حقوق اولیه خود محروم شده‌ و به سبب اشغال از خانه و کاشانه‌شان آواره شده‌اند.

 ·        «دو مولفه حیاتی» که برای اسرائیل دارای اولویت است عبارتست از« کمک های سازمان های قدرتمند یهودی در امریکا» و «شهرک سازی در کرانه باختری»(اشغال گری). اما امروز این دو مساله اساسی به مهمترین چالش‌های پیش روی اسرائیل نیز تبدیل شده است.

 چالش‌های مهم پیش روی اسرائیل :

الف) «اشغال کرانه باختری» بزرگترین اشتباه اسرائیل

·        یکی از تعارض‌های همیشگی دولت اسرائیل ، مسئولیت آن در قبال «یهودیان» و «دیگر ساکنان» این کشور است. این تعارض قابل‌حل است. اما اگر اسرائیل موفق به حل این تعارض نشود یا باید از دموکراتیک بودن صرف‌‌نظر کند و یا از یهودی بودن.

 ·        نویسنده کتاب در تشبیهی بسیار قابل توجه فلسطینیان را همانند آوارگان یهود می‌داند که فقط با داشتن کشور و سرود ملی و پرچمی که هویت آنان را به عنوان یک ملت نشان دهد به خواسته‌هایشان خواهند رسید؛ و نتیجه می‌گیرد که مسئله فقط حقوق تضییع شده اعراب در فلسطین نیست بلکه کشوری است که متعلق به خود اعراب باشد. اما از سال 1967 به بعد و با اشغال کرانه باختری راه‌حل دوکشوری غیرقابل اجرا شده است.

 ·        اگر خطی از ناصریه [2] در شمال و بئرشبع[3] در جنوب متصل کنیم، اسرائیل به دو قسمت شرقی و غربی تقسیم می‌شود، به اعتقاد نویسنده قسمت غربی که همان اسرائیل 1948 است به اصول دموکراتیک پایبند است اما در اسرائیل شرقی که از سال 1967 ایجاد شد حقوق ساکنان عرب در حال پایمال شدن است.[4]

«راه حل‌های پیش روی اسرائیل»:

·        در شرایط فعلی اگر اسرائیل بخواهد به وعده‌های بیانیه استقلال خود عمل کند به کشوری که حدود 6 میلیون یهودی و 1.5 میلیون عرب دارد، 2.5 میلیون شهروند عرب کرانه باختری و 1.5 میلیون عرب نوار غزه افزوده می‌شود که نرخ رشد جمعیت آنان 50 درصد بیشتر از نرخ رشد جمعیت یهودیان است. در این صورت اسرائیل عملا دست به خودکشی زده است.

 ·        راه‌حل دیگر که برخی چپ‌گرایان ارائه کرده‌اند کشوری سکولار و چندملیتی بین دریای مدیترانه و رود اردن است. اما حکومت چندملیتی در کشورهایی آرام مثل کانادا قابل اجراست نه کشوری مثل اسرائیل که در آن یهودیان و اعراب همواره در حال جنگ بوده‌اند. بینارت معتقد است چنین کشوری آغاز مجدد جنگ‌های 1930 خواهد بود با این تفاوت که دیگر انگلستان به عنوان میانجی در این کشور حضور ندارد.

 ·        راه‌حل دیگر این است که اسرائیل کرانه باختری را اشغال کند و حقوق شهروندی اعراب را نیز منکر شود که دراینصورت کشور یهودی به یک نظام آپارتاید تبدیل خواهد شد.

 ·        حالت دیگر می‌تواند این باشد که اسرائیل در مرزهای 1967 حقوق شهروندی اعراب را رعایت کند اما کرانه باختری را تحت اشغال خود نگاه دارد، یعنی هم دموکراسی را اجرا کند و هم دیکتاتوری. اما همانطور که آبراهام لینکلن بیان داشته است چنین کشوری در نهایت یا دیکتاتوری محض می‌شود و یا دموکراسی محض.

 ·        اکثریت مخالفان اسرائیل، بجز اسلامگرایان، با اشغالگری اسرائیل مخالفند نه با حق حیات آن. در نتیجه این «اشغالگری» اسرائیل است که موجب افزایش مخالفان این کشور شده است.

·        یهودستیزی در جهان وجود دارد اما موضوع اینجاست که جهان تغییر کرده و اسرائیل و یهودیان چه در آمریکا و چه در اسرائیل به قدرت رسیده‌اند و وقتی قدرت باشد تمایل به سوءاستفاده از آن نیز خواهد بود. بینارت یهودستیزی را سپری برای اسرائیل می‌داند که از انتقاد نسبت به سیاست‌هایش به آن پناه می‌برد.

 ·        سوال جالب‌توجهی که نویسنده مطرح می‌سازد این است که: آیا یهودیان حق بازگشت به سرزمین اجدادی خود را دارند ولی فلسطینیان حق ندارند به سرزمینی بازگردند که در سال 1948 در آن زندگی می‌کرده‌اند؟!

 ·        نکته دیگر جالب توجه این است که یهودیان حق زندگی در اورشلیم را برای خود مسلم می‌دانند ولی به مرور زمان وسعت این شهر را بیشتر کرده‌اند! در سالهای 1949 تا 1967 که اردن بر نیمه شرقی این شهر تسلط داشت مساحت اورشلیم را 6 کیلومتر مربع اعلام می‌کردند اما پس از سال 1967 مساحت آن به 70 کیلومتر مربع افزایش یافت!

 ·        یکی از استدلال‌های اسرائیل برای اشغال کرانه باختری امنیت اسرائیل در مقابل حملات سوریه، اردن و عراق بود. نویسنده در رد این استدلال می‌گوید در سال 1967 که نیروهای عربی سه برابر اسرائیل بودند و از سوی شوروی سابق تأمین تسلیحاتی می‌شدند اسرائیل طی شش روز نبرد را پیروز شد؛ مقایسه با آن سال اکنون شوروی از هم‌ پاشیده است، عراق مورد حمله آمریکا قرار گرفته و اردن با اسرائیل صلح کرده است، دولت سوریه نیز در تلاش برای بقای خود است و همه این‌ها این استدلال را بی‌معنی می‌سازد.

 ·        بزرگترین تهدید خارجی اسرائیل حملات موشکی ایران، حزب‌الله و سوریه است که اینچ به اینچ اسرائیل را تحت قلمرو موشک‌های خود دارند ولی اشغال کرانه باختری راه‌حل دفاع در برابر این تهدید نیست بلکه استقرار سامانه‌ای ضد موشکی برای این تهدید کافیست.

 ·        نکته ای که نویسنده در رد بهانه امنیت برای اشغال کرانه باختری بیان می‌کند این است که از زمانی که سلام فیاد نیروهای آموزش دیده توسط آمریکایی‌ها را برای تأمین امنیت کرانه باختری مستقر کرد حملات تروریستی کاهش یافت. بدیهی است که وقتی فلسطینیان کشوری متعلق به خودشان داشته باشند بهتر از زمانی که بعنوان گماشته اسرائیلی‌ها مسئول امنیت باشند، این کار را انجام خواهند داد. همانطور که مصر و اردن مبارزه بهتری با تروریسم ضداسرائیلی داشتند.

·        یک کشور فلسطینی حتی اگر پیمان صلح با اسرائیل را بشکند از «تغییر رژیم» در مصر و اردن خطرناک‌تر نخواهد بود. «در شرایط فعلی خاورمیانه، مردم این کشورها مهمتر از دولت‌ها هستند» و در صورت ادامه اشغالگری دولت‌ها نمی توانند مقابل خواست ملت‌ها بایستند.

 ·        نویسنده با اشاره به روند مذاکرات صلح و موضع‌گیری‌های طرفین در دوره‌های مختلف، اشغالگری را تنها مانع رسیدن به صلح می‌داند. او می‌نویسد محمود عباس اعلام کرده است که خواهان به رسمیت شناخته شدن کشوری فلسطینی در کنار اسرائیل است. حتی اتحادیه کشورهای عربی اعلام کرده است که اگر اسرائیل به مرزهای 1967 بازگردد آن را به رسمیت خواهد شناخت. خالد مشعل و اسماعیل هنیه نیز در سال 2010 اعلام کردند که اگر مردم فلسطین به راه حل دوکشوری رأی دهند آنان رأی مردم را خواهند پذیرفت. اما سازمان‌های یهودی آمریکا این مواضع را نادیده می‌گیرند. «جیمی کارتر»، «ایهود باراک» و «ایهود اولمرت» نیز هشدار داده‌اند که درصورت عدم خروج اسرائیل از مناطق اشغالی این کشور به نظام آپارتاید نزدیک خواهد شد.

 ·        سران یهودیت آمریکا اعلام کرده‌اند که فلسطینیان در مذاکرات صلح اسلو راه‌حل دوکشوری را نپذیرفته‌اند. اما آنچه در این مذاکرات به عرفات پیشنهاد شد یک کشور مستقل فلسطینی نبود. موضوع مورد اختلاف در آن مذاکرات حق بازگشت مردم فلسطین و نیز حاکمیت بر بیت‌المقدس بود که عرفات چشم‌پوشی از آن را خیانتی بزرگ به تمام مسلمانان جهان می‌دانست. پس از روی کار آمدن حماس و اعلام آمادگی آن برای راه‌حل دوکشوری نیز سیاست‌های اسرائیل موجب جنگ شد و از فرصت ایجاد شده استفاده نشد.

 ب) نقض اصول دموکراسی و لیبرالیسم

·        «فرهنگ ضددموکراسی» در اسرائیل در حال رواج است و این فرهنگ اسرائیل دموکرات را تهدید می‌کند. مطابق تحقیقات موسسه دموکراسی اسرائیل 70درصد از یهودیان اسرائیل با عضویت اعراب اسرائیل در کابینه مخالفند. تحقیق انجام گرفته توسط موسسه ترومن در سال 2010 نشان می‌دهد که 44درصد از یهودیان اسرائیل معتقدند که نباید به اعراب آپارتمان اجاره دهند و کمتر از 50 درصد آنان دموکراسی را مهمترین ارزش اسرائیل می‌دانند. به نظر بینارت نژادپرستی لازمه اشغال یک ملت است، چراکه نمی‌توان هم حقوق گروهی را پایمال کرد و خانه‌های آن‌ها را ویران ساخت و در عین‌حال به آن‌ها همانند انسان نگریست!

 ·        نویسنده در ادامه با اشاره به دوره‌های نخست‌وزیری نتانیاهو و رابین در اسرائیل می‌نویسد فروکش کردن اشغالگری می‌تواند باعث کاهش تنش میان اعراب و یهودیان اسرائیل گردد که عصرطلایی این روابط در زمان اسحاق رابین بود[5] اما بعد از انتفاضه سال 2000 اوضاع دگرگون شد و یهودیان اعراب را به عنوان ستون پنجم می‌دیدند و اعراب معتقد بودند که جان آنان برای یهودیان بی‌ارزش است.[6]

 ·        هرچه اسرائیل به اشغالگری ادامه دهد بیشتر در دنیا منزوی می‌شود و سیاست‌های دولت نتانیاهو باعث «انزوای بیشتر» اسرائیل و نیز افزایش حس نژادپرستی شده است[7].

 ·        نویسنده با اشاره به شکل‌گیری سازمان‌های یهودی آمریکا می‌گوید لوئیس براندیز[8]، هنریشا زولد[9]، استفان وایز[10] و همه رهبران صهیونیسم آمریکا به دنبال حقوق زنان، کارگران و طبقه ضعیف جامعه بودند.

   

ج) فاصله گرفتن سازمان‌های یهودی آمریکا از یهودیان این کشور

·        نسل جدید یهودیان آمریکا تمایلی به حمایت از اسرائیل ندارند و دلایل عمده آن بدین شرح هستند:

 1-    بیش از آن که اصول یهودیت به دانش‌آموزان یهودی آموخته شود، «تاریخ هولوکاست» برایشان تشریح و تدریس می شود و وقتی اصل یهودیت را به آنان نیاموخته‌ایم نمی‌توان دفاع از کشور یهودی را از آنان انتظار داشت.

2-    سازمان‌های یهودی آمریکا انتظار دارند که یهودیان سیاست‌های اسرائیل را بدون دلیل اولیه ، موجه دانسته و تأیید کنند و سپس دلایلی برای آن ارائه کنند!

3-    داستان قربانی بودن یهودیان برای یهودیان جوان با آنچه در زندگی خود و در خاورمیانه می‌بینند قابل جمع نیست؛ آنان همچون پدران خود که جنگ جهانی دوم را تجربه کرده‌اند خطر نابودی اسرائیل را دلیلی موجه برای سیاست‌های کنونی آن نمی‌دانند.

 ·        سازمان‌های یهودی و یهودیان آمریکایی بیش از آنکه به یهودیت و آئین یهود بپردازند به هولوکاست و رنج و ستم یهودیان علاقمند بودند؛ فرزندان آنها همانند آنها به یهودیت و آئین یهود بی‌توجه هستند با این تفاوت که هولوکاست و رنج و عذابی برای یهودیان ندیده‌اند و براحتی می‌پرسند: آیا اسرائیل سرزمین فلسطینیان را غصب نکرده است؟! اینجاست که نسل جدید یهودیان آمریکا براحتی از یهودیت خارج می‌شوند و یهودیان آمریکا در داخل آمریکا بقای یهودیت را به خطر انداخته‌اند و با حمایت از اسرائیل رویای اسرائیل دموکرات را بر باد داده‌اند.

 ·        بنیامین اپستین[11] رئیس هیئت ضدافترا در سال 1974 در کتابی کمرنگ شدن خاطرات هولوکاست و نیز قدرت یافتن یهودیت را «دلایل یهودستیزی جدید» در قالب ضدیت با اسرائیل دانست. از اینرو تبلیغات گسترده در مورد هولوکاست افزایش یافت و حتی آموزش هولوکاست به کتاب‌های درسی نیز راه یافت. اما تمرکز بر این استراتژی باعث شد تا دید جهانی مورد غفلت واقع شود و قوم‌گرایی جایگزین لیبرالیسم شود.

 ·        سیاست‌های اسرائیل و حمله سال 1982 به لبنان باعث بیشتر شدن فاصله با یهودیان آمریکا شد و در تحقیق سال 1989 کمیته یهودیان آمریکا[12] بیش از نیمی از یهودیان آمریکا با واکنش اسرائیل به انتفاضه اول مخالف بودند. در اواخر دهه 1990 دو سوم یهودیان آمریکا با تأسیس کشوری فلسطینی موافق بودند و در سال 2005 سه چهارم آنان موافق بودند که آمریکا در جهت برقراری صلح هم بر اسرائیل و هم بر فلسطین فشار بیاورد.

 

د) ادبیات «قربانی بودن همیشگی» یهودیان

·        تغییر وضعیت یهودیان از مظلومیت و ضعف شدید به قدرت گسترده امروزی فوق‌العاده سریع رخ داده است اما به‌رغم این تغییر، ادبیات سران صهیونیسم هنوز متناسب با ملتی است که قربانی تاریخ بوده و رسالت اصلی آنان نجات از ظلم و ستم است.[13] این مسئله در طول تاریخ یهود وجود داشته و همیشه داستانهای تاریخی یهود از قربانی بودن شروع و به نجات ختم شده است و به دوران قدرت و سلطه یهودیان اشاره نشده است. اما این برای پاسخگویی به دو چالش بزرگ یهودیان در عصر حاضرمناسب نیست:

1- چگونه یهودیت در آمریکا، کشوری که در آن خروج از یهودیت برای یهودیان بسیار آسان است، حفظ شود؟

2- چگونه دموکراسی در اسرائیل، کشوری که در دوسوم از دوران حیات خود کرانه باختری را اشغال و اصول دموکراسی را در آن نقض کرده است، حفظ شود؟


راه حل قابل توجه نویسنده کتاب:

نویسنده می‌گوید ما به یک «داستان جدید یهودی» نیاز داریم که حول این موضوع باشد:

1-«ما قربانیان همیشگی تاریخ نیستیم».

2-«بزرگترین چالش‌های پیش روی صهیونیست ناشی از قدرت آنست نه ضعف آن.»

 

انتقاد از اسرائیل توسط یهودیان آمریکا:

بینارت با اشاره به اینکه رهبران یهودیت آمریکا به دلایل گوناگون مخالف انتقاد یهودیان آمریکا از سیاست‌های اسرائیل هستند این دلایل را اینگونه بیان می‌کند:

·        یهودیان آمریکا زندگی راحت‌تر در آمریکا را ترجیح داده و به اسرائیل مهاجرت نکرده‌اند و حق انتقاد به سیاست‌های اسرائیل را ندارند. اگر اینگونه است یهودیانی که در دهه‌های گذشته به انتقاد از سیاست‌های همه کشورها از شوروی سابق گرفته تا ایران مشغول بوده‌اند نیز در آن کشورها زندگی نمی‌کرده اند!

 ·        دلیل دیگر اینکه اسرائیل یک دموکراسی است و باید به تصمیمات آن احترام گذاشته شود. به گفته «فاکسمن»، رئیس هیئت ضدافترا، دموکراسی اسرائیل باید تصمیم‌گیری کند و یهودیان آمریکا حمایت کنند. اما یهودیان آمریکا از بسیاری از کشورهای دموکراتیک بخاطر رفتارشان در قبال اسرائیل انتقاد می‌کنند و نیز دولت دموکراتیک حماس که به اذعان یک مرکز تحقیقاتی وابسته به کنگره در انتخاباتی آزاد و منصفانه روی کار آمده است را به رسمیت نمی‌شناسند. حال آنکه مشروعیت دولت اسرائیل تا حد زیادی به آراء شهرک‌نشینان بستگی دارد که حق رأی شهرک نشینان خود جای سؤال و تردید دارد.

ه) تفاوت دیدگاه اوباما و نتانیاهو

بینارت با بررسی پیشینه اوباما و نتانیاهو به اختلاف دیدگاه و نظریات این دو اشاره می‌کند:

·        اوباما در دنیایی یهودی رشد کرد و حامیان مالی او، مشاوران ارشد سیاسی او، همسایگان او و اساتید تأثیرگذار زندگی او همگی یهودیان لیبرال بودند و نگاه اوباما به اسرائیل و یهود همانند نگاه آرنولد ژاکوب ولف است که معتقد است به همان اندازه که تأسیس کشور یهودی مهم است ماهیت این کشور نیز مهم است. بینارت با اذعان به دیدگاه‌های ضدغربی امثال ولف می‌نویسد که او اعراب را دارای ارزشها و منافع طبقاتی مشترک با یهودیان می‌داند.

 ·        در مقابل نتانیاهو تحت تأثیر افکار پدرش بن‌زایون نتانیاهو و ژابوتینسکی است. بینارت مهمترین دیدگاه‌های ژابوتینسکی را در این می‌داند که به اعتقاد او صهیونیسم به خودی خود اخلاقی است و نباید با معیارهای اخلاقی بیرونی آن را سنجید. از سوی دیگر بن‌زایون نیز مذاکرات صلح اسلو را آغاز نابودی کشور یهودی می‌دانست. بینارت می‌نویسد ژابوتینسکی تا جایی به حقوق بشر متعهد و معتقد بود که خطری کشور یهودی در دو طرف رود اردن را تهدید نکند.

 ·        «تقابل اوباما و نتانیاهو» چالش مهمی برای اسرائیل است. وی با اشاره به پافشاری‌های اوباما برای توقف شهرک سازی به عنوان پیش‌شرط روند صلح بیان می‌کند که نهایتا این اوباما بود که در مقابل نتانیاهو و متحدانش در آمریکا تسلیم شد و در سپتامبر 2011 علنا مواضع پیشین خود را کنار گذاشت.

·        تسلیم شدن اوباما در مقابل نتانیاهو نشانه‌ای بسیار بد و ناامیدکننده بود و شاید تا سالهای زیادی چنین شرایطی برای صلح ایجاد نشود و رئیس‌جمهوری با این دیدگاه‌ها به کاخ سفید راه نیابد.

و) آینده یهودیان آمریکا

·        اکثر سران سازمان‌های یهودی آمریکا در سنین سالخوردگی و بالای 60 سال هستند . با مردن این افراد تفکر آن‌ها نیز از بین خواهد رفت. سران سازمان‌های یهودی اکثرا یا بازمانده هولوکاست هستند و یا رنج و ستم نازی‌ها را در سنین کودکی تجربه کرده‌اند. این گروه از یهودیان نمی‌توانند بپذیرند که در دروه‌ای زندگی می‌کنند که قربانی بودن به پایان رسیده است و چالش‌های پیش روی آن‌ها ناشی از قدرتشان است نه ضعفشان. در مقابل بجای آن‌ها یهودیان جوانی خواهند آمد که داستان قربان بودن یهودیان را با آنچه در خاورمیانه می‌بینند مقایسه می‌کنند و اعتقادی به آن نخواهند داشت.

 ·        نویسنده یهودیان آمریکا را به سه دسته تقسیم می‌کند:

1.      «یهودیان ارتدوکس»: یهودیانی که پیش از این بخش کوچکی از جمعیت یهودیان آمریکا را تشکیل می‌دادند اما اکنون با ازدواج‌های در سنین پایین و دو یا سه برابر بودن تعداد فرزندانشان نسبت به دیگر یهودیان در آینده قدرت را بدست خواهند گرفت.

این یهودیان کودکانشان را به مدارس ارتدوکس می‌فرستند که در آن زبان عبری آموزش می‌بینند، در حیاط مدرسه ساعت به وقت اسرائیل نمایش داده می‌شود، در پایه‌های ابتدایی نام کلاس‌ها، نام شهرهای اسرائیل است و دانش‌آموزان دوره پیش‌دانشگاهی 1 یا 2 ساله به اسرائیل اعزام می‌شوند. نکته مهم این است که علاقه‌ای که در این کودکان به اسرائیل ایجاد می‌شود ناشی از علاقه‌ای است که به یهودیت در آنان ایجاد شده است. اما این یهودیان به دموکراسی اهمیت نمی‌دهند و در تحقیق سال 2006 کمیته یهودیان آمریکا سه چهارم آنها مخالف کشور فلسطینی بودند.

به قدرت رسیدن این یهودیان «تهدیدی برای اسرائیل دموکرات» است.

 2.      «یهودیان سکولار»: این یهودیان علاقه‌ای به مسائل اسرائیل ندارند و این بی‌علاقگی ناشی از بی‌علاقگی  به یهودیت است.

بینارت با اشاره به وضعیت ازدواج‌های میان‌مذهبی در آمریکا اشاره می‌کند که رفته رفته فرزندان ناشی از چندین ازدواج میان‌مذهبی از یهودیت فقط نام آن را می‌شناسند و هیچ آشنایی با آیین یهود نخواهند داشت. نتیجه بررسی جمعیتی یهودیان در سال 2001-2000 نشان می‌دهد که قبل از سال 1970 آمار ازدواج درون‌مذهبی در آمریکا 90 درصد بود که این میزان به 50 درصد رسیده است.

 3.      «یهودیان غیرارتدوکسی»: مسئله مهم برای این دسته یهودیت است و به همین دلیل به موضوع اسرائیل می‌پردازند. این نسل جدید از یهودیان در حال تشکیل سازمان‌هایی متعلق به خود هستند که در آن ارزش‌های لیبرال با تعهدات مذهبی به هم آمیخته شده‌اند. به عقیده بینارت این یهودیان هیچ تأکیدی بر قربانی بودن ندارند و تلاش برای جلوگیری از ازدواج میان‌مذهبی در این گروه نصف تأکید سازمان‌های یهودی آمریکا بر این مسئله است در حالی که در فرزندان یهودیان پیرو سازمان‌های یهودی ازدواج میان‌مذهبی بسیار زیاد است اما آمار ازدواج درون‌مذهبی فرزندان این گروه از یهودیان 93 درصد است. 77 درصد از این یهودیان معتقدند که اسرائیل باید شهرک‌سازی را متوقف کند و از سویی آنها صهیونیسم را همه چیز خود نمی‌دانند و از اینرو اسرائیل برای آن‌ها در درجه اول اهمیت قرار ندارد.

 ·        «در مجموع به قدرت رسیدن هر سه گروه بالا آینده اسرائیل را به خطر می‌اندازد».

 ·        دفاع از «اسرائیل دموکرات» مستلزم این است که یهودیان آمریکا اولاً بیشترین تعهد را به ارزش‌های دموکراسی داشته باشند، ثانیاً یهودی باقی بمانند و ثالثاً یهودیت را به کودکان خود منتقل کنند.

 ·        از دیدگاه نویسنده بهترین راه، آموزش یهودیان آمریکا در مدارس تمام‌وقت یهودی است. اما این راه حل در بلند مدت مشکل را حل خواهد کرد و در کوتاه مدت برای حفظ اسرائیل دموکرات باید مستقیما علیه اشغالگری اسرائیل فعالیت کرد.

 ·        تلاش دولت اسرائیل و متحدان آمریکایی‌اش برای تطهیر چهره اسرائیل بی‌فایده است چراکه مشکل اسرائیل روابط خارجی نیست بلکه «مشکل اخلاقی در توجیه قدرت» است.

·        در دوران کنونی نمی‌توان با تبلیغات اشغالگری و استعمار را موجه جلوه داد.

 ·        نویسنده با اشاره به اینکه نام “کرانه باختری” به دوران تسلط اردن بر این منطقه برمی‌گردد بیان می‌دارد که باید نام این منطقه را اسرائیل غیردموکرات نهاد و سپس مبادلات تجاری، سرمایه‌گذاری، کمک‌های مالی و ملاقات با مقامات این منطقه را ممنوع ساخت تا یا به اسرائیل دموکرات بپیوندند و یا به عنوان شهروند یهودی در کشوری فلسطینی زندگی کنند.

 جمع بندی و نتیجه گیری نویسنده

  از نگاه پیتر بینارت بزرگترین چالش پیش روی رژیم صهیونیستی و تهدیدی که متوجه حیات آینده این رژیم است چالشی بنیادین و ناشی از عملکرد سران یهود در آمریکا و سران کشور جعلی اسرائیل در سرزمین های اشغالی است.

به اعتقاد او آنچه که رهبران یهود باید نگران آن باشند ایران هسته ای، حزب الله و سوریه نیست بلکه تغییر نگاه اعتقادی نسل جدید یهودیان است که در صورت ادامه روند فعلی منجر به نابودی صهیونیسم خواهد شد. او معتقد است این تغییر نگاه ناشی از مسائلی همچون اشغال کرانه باختری، عدم همخوانی اعمال و سیاست های کشور یهودی با آنچه صهیونیسم مدعی آن است، عدم آموزش اصول و اعتقادات یهودیت به نسل جدید یهودیان، عدم درک تغییر شرایط یهود در جهان از ضعف و قربانی بودن به قدرت فعلی و تأکید اشتباه سران یهود بر ادبیات قربانی بودن یهود و هولوکاست است.

در این میان دولت رژیم اشغالگر قدس با ادامه اشغال کرانه باختری و تضییع حقوق شهروندی ساکنان غیریهودی آن به این تغییر نگاه کمک می کند. سران سازمان های یهودی آمریکا نیز با کمک های مالی و سیاسی خود از سیاست های اشغالگرانه اسرائیل و از طرفی با تقبیح و جلوگیری از انتقاد به سیاست های اسرائیل به بهانه یهودستیزی و امثال آن باعث شده اند که امکان تغییر این سیاست ها نیز ازبین بروند. علاوه بر این رهبران یهودی و سران دولت اسرائیل تلاش می کنند مسئله هسته ای ایران را مهمترین مسئله خاورمیانه که حیات رژیم صهیونیستی را تهدید می کند جلوه دهند تا توجهات را از اشغالگری و ادامه شهرک سازی در کرانه باختری منحرف سازند.

بینارت راه حل نهایی چالش فعلی را تمییز میان اسرائیل قبل و بعد از سال 1967 و «تحریم سیاسی و اقتصادی اسرائیل اشغاگر» و نیز «آموزش منسجم و تمام وقت آئین یهود به نسل جدید یهودیان» می داند.


[1]   همان بیانیه تأسیس کشور جعلی صهیونیستی در سال 1948

[2] Nazareth

[3] Beersheba

[4]  به عنوان مثال اعرابی که قانون را نقض کنند در دادگاه نظامی محاکمه می‌شود و جریان محاکمه آنان چندین ماه یا حتی سال‌ها به طول می‌انجامد و کمتر از یک درصد آنان بی‌گناه شناخته می شوند، مجرمان اعدام می شوند و یا حتی خانه آن‌ها با بولدزر تخریب می‌شود اما در مورد کمتر از 10 درصد مجرمان یهودی اعلام جرم می‌شود چه رسد به اینکه به دادگاه احضار شوند

[5]  طبق بررسی‌های جامعه‌شناس دانشگاه حیفا، سامی اسموهاSammy Smooha  ، درصد اعراب اسرائیل که حق حیات اسرائیل را منکر می‌شدند از 13 درصد در سال 1988 به 5 درصد در سال 1995 (آخرین سال حضور رابین) رسید. در همین دوره درصد یهودیانی که مخالف اعطای حق شهروندی به اعراب بودند از 43 درصد به 31 درصد کاهش یافت

[6]  در این دوره درصد اعراب مخالف حق حیات اسرائیل به 24 درصد افزایش یافت.

[7]  نتایج تحقیق سال 2010 موسسه دموکراسی اسرائیل نشان می‌دهد که 53 درصد از یهودیان از دولت خود می‌خواهد اعراب را به ترک اسرائیل ترغیب کنند.

[8] Louis Brandeis

[9] Henrietta Szold

[10] Stephen Wise

[11] Benjamin Epstein

[12] Jewish American Committee

[13]  در سال 2009 آبراهام فاکسمن رئیس هیئت ضد افترا اعلام کرد که یهودستیزی در سال جاری به نقطه اوجی رسیده است که از روزهای غم‌انگیز جنگ جهانی دوم به بعد مشاهده نشده بود!

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه