اسیدپاشی، نتیجه کژتابی ارتباطی پیام‌های فرهنگی

منبع: رصد خراسان

زمان انتشار: ۱۷:۵۳ ۱۳۹۳/۰۷/۲۸

بی‌شک چه کسانی که قائل به برخوردهای جدی با بدحجابان هستند و چه افرادی که راهکارهای فرهنگی و نرم را پیشنهاد می‌کنند، هیچ‌یک راضی به این نیستند که در جامعه نوعی رویارویی و خشونت به‌وجود آمده و امکان تعرض افراد به یکدیگر به‌وجود آید. با این حال به‌نظر می‌رسد که لااقل برای برخی از افراد، ممکن است پیام‌های رد و بدل شده در این حوزه، نوعی سوءتفاهم ایجاد کند که این امر خود، فضایی مناسب برای سوءاستفاده و تحریک بیگانگان را پدید آورده و در نهایت ممکن است پیام مخابره شده را به ضد خود تبدیل کند.

محمود هرندی- چند روزی است که موضوع اسیدپاشی در اصفهان، در صدر خبرها قرار گرفته و هر روز اظهارنظری تازه در این باره در رسانه‌ها منتشر می‌شود. هرچند این حادثه فارغ از همه حدس و گمان‌ها، دارای اهمیتی ذاتی است که روان‌شناسان اجتماعی باید به آن بپردازند، اما ورای آن، برخی درس‌های سیاسی – ارتباطاتی در پشت چنین حوادثی پنهان است که نباید ساده از کنار آن گذشت.

ماجرای اسیدپاشی در اصفهان از آنجا آغاز شد که رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی مدعی حمله سازمان‌یافته به برخی زنان اصفهانی شدند. در پی انتشار این خبرها، موجی از نگرانی‌ها در رابطه با چرایی این حادثه به راه افتاد و خیلی زود نگاه‌ها متوجه «برخورد با بدحجابان شد». رسانه‌های خارجی به این نوع نگاه دامن زدند و هرچند مقامات رسمی، ادله‌ای در تایید چنین تحلیلی نیافتند و حتی برخی – ازجمله رییس پلیس اصفهان- آن را رد کردند، اما بخشی از افکارعمومی نگران این موضوع شد که مبادا عده‌ای می‌خواهند از ترس «تزریق وحشت»، با ویروس بدحجابی مقابله کنند.

این نگرانی به حدی بود که حتی یکی از مقامات دولتی روز یکشنبه پشت تریبون مجلس رفت و همزمان با بررسی طرح امر به معروف و نهی از منکر، به نمایندگان هشدار داد که ممکن است دعوت عمومی به امر به معروف، نهایتا به حرکت‌های افراطی منتهی شود. برخی دیگر اما، تلاش کردند تا ریشه اصلی چنین حرکتی را متوجه رقبای سیاسی خود کنند. همان‌ها که با تکرار گزاره «وضع حجاب مناسب نیست»، عملا فضایی برای برخی بدبینی‌ها فراهم کرده‌اند. شاید به همین خاطر باشد که برخی نمایندگان مجلس، اسیدپاشی بر روی زنان اصفهانی را «توطئه‌ای علیه زنان محجبه» دانسته و گفته‌اند که نسبت به انگیزه‌های واقعی مجرمان، مشکوکند.

روشن است که برای هرگونه اظهارنظر درباره این اتفاق باید تا مشخص شدن اسناد و مدارک و گزارش رسمی مقامات مسئول منتظر ماند، با این حال واکنش‌ها به این حادثه و ریشه‌یابی چنین اتفاقاتی نیازمند یادآوری برخی نکات است که نیابد از نظر دور نگاه داشته شود.

وقتی برخوردهای سیاسی با یک پدیده فرهنگی دردسرساز می‌شود

پرداختن به موضوعات حساسیت‌برانگیز در حوزه اجتماعی، نیازمند رعایت برخی ظرایف است که نباید از آن غفلت شود. این درحالی است که برخی فعالان سیاسی، به‌منظور نواختن رقیب، معمولا به‌دور از این حساسیت‌ها مواضعی اخذ می‌کنند که نتیجه‌اش، اقدامات افراطی فردی یا گروهی است. مثلا در رابطه با موضوع حجاب که یک مساله اجتماعی و فرهنگی است، برخوردهای سیاسی عملا باعث شده تا نه فقط گامی مثبت به سوی رفع معضلات موجود برداشته نشود، بلکه عملا بر سردرگمی این کلاف، افزوده شود.

روشن است که وقتی دولت از عمل یا توجه اقناعی به پاره‌ای مطالبات در حوزه برخورد با ناهنجاری‌ها طفره می‌رود و از دیگر سو، منتقدان در سیاه‌نمایی وضع موجود از یکدیگر پیشی می‌گیرند، راه به‌سوی انحرافات اجتماعی گشوده می‌شود.

یک دهه قبل، درست در شرایطی که دولت وقت، موضعی مشابه با دولت کنونی در مقوله مسائل اجتماعی داشت و قائل به دخالت حداکثری دولت در امور روزمره مردم و پوشش زنان نبود، یک قاتل زنجیره‌ای با تکیه بر توهمات فردی و فقدان فرهنگ لازم برای زیست جمعی در محیط شهری، اقدام به قتل زنان خیابانی در مشهد کرد. اقدامی که متاسفانه با برخی حمایت‌ها در میان توده‌ها نیز همراه شد و اگر نبود افشاگری‌های بعدی درباره انحرافات اخلاقی قاتل، ممکن بود که وی تبدیل به قهرمانی برای برخی مدعیان ناآگاه مبارزه با فساد شود.

اکنون پس از ۱۰سال بار دیگر این گمانه مطرح شده که شاید احساس مسئولیت ناآگاهانه برخی افراد برای مبارزه با بدحجابی، منتهی به رفتارهای خشونت‌بار شده باشد. هرچند این حدس و گمان هنوز رسما تایید نشده، اما نمی‌توان از این اصل بدیهی در حوزه ارتباطات گذشت که هر پیام در عرصه عمومی می تواند کژتابی‌هایی داشته باشد که بی‌توجه به آن نمی‌توان به انتشار پیام اقدام کرد.

مثلا وقتی از زبان مسئولان اجرایی شنیده می‌شود که دولت حاضر به ایفای برخی نقش‌ها در حوزه برخورد با آسیب‌های اجتماعی نیست، هرچند این پیام ممکن است برای برخی نخبگان و خواص دارای معانی واضح و قابل قبولی باشد، اما در بین توده‌های میلیونی مردم، این پیام به‌گونه‌ای دیگر رمزگشایی شده و معنای دیگری به خود می‌گیرد که ممکن است باعث تحریک برخی افراد ناآگاه و یا غرض‌ورز شود. همچنین وقتی از زبان یک عالم دینی شنیده می‌شود که دولت در عمل به وظایف خود در حوزه ترویج حجاب کوتاهی کرده و وضعیت حجاب نگران‌کننده است، باید دقت کرد که مخاطب این پیام – وقتی در سطح رسانه‌ها و نه به‌صورت خصوصی منتشر می‌شود – فقط فلان مقام دولتی نیست، بلکه توده‌های مردمی هستند که ممکن است برخی از آن ها برداشت سوئی از این اظهارنظر کرده و نقشی انحرافی در این زمینه برای خود قائل شوند.

 چگونه یک پیام، به ضد خود تبدیل می‌شود؟

بنابراین در حوزه مسائل اجتماعی باید دقت کرد که اولا نیازی به رسانه‌ای شدن برخی از مشکلات موجود در حوزه‌های حساسیت‌برانگیز اجتماعی نیست و سیاه‌نمایی درباره معضلات و ناهنجاری‌ها، الزاما دردی دعوا نمی‌کند، ثانیا در ارسال پیام رسانه‌ای باید دقت کرد که علاوه بر خواص، عوام مردم هم در معرض پیام قرار گرفته و اگر پیام کدگذاری شده در رسانه از چنان شفافیتی برخوردار نباشد که توده‌های مردم هم امکان رمزگشایی از آن و فهم پیام را داشته باشند، آنگاه باید منتظر کژتابی‌های مخرب بود.

همان‌طور که تاکید شد، تا زمان انتشار خبرهای دقیق درباره انگیزه‌های اسیدپاشان اصفهانی نمی‌توان درباره اینکه آیا این حرکت غیراخلاقی تحت تاثیر برخی پیام‌ها درباره وضعیت حجاب در جامعه بوده یا نه اظهارنظر کرد، ولی درسی که می‌توان از چنین حوادثی گرفت، این است که صاحبان تریبون، اعم از امامان جمعه و جماعات، روزنامه‌نگاران، مسئولان اجرایی و فعالان سیاسی و اجتماعی باید دقت کنند که مبادا اظهاراتشان دچار بدفهمی در جامعه شده و دلسوزی‌های غیرمدبرانه، سامان اجتماعی را از بین ببرد.

بی‌شک چه کسانی که قائل به برخوردهای جدی با بدحجابان هستند و چه افرادی که راهکارهای فرهنگی و نرم را پیشنهاد می‌کنند، هیچ‌یک راضی به این نیستند که در جامعه نوعی رویارویی و خشونت به‌وجود آمده و امکان تعرض افراد به یکدیگر به‌وجود آید. با این حال به‌نظر می‌رسد که لااقل برای برخی از افراد، ممکن است پیام‌های رد و بدل شده در این حوزه، نوعی سوءتفاهم ایجاد کند که این امر خود، فضایی مناسب برای سوءاستفاده و تحریک بیگانگان را پدید آورده و در نهایت ممکن است پیام مخابره شده را به ضد خود تبدیل کند.

وقتی یک پیام اجتماعی به ضد خود تبدیل شود، دیگر نمی‌توان کسی به جز ارسال کننده پیام را مقصر دانست و اینجاست که زنگ‌های خطر برای چگونگی نهادینه‌سازی فرهنگ صحیح امر به معروف و نهی از منکر به صدا درمی‌آید.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه