اضطرار و پیچیدگی آخرالزمان

زمان انتشار: ۰۸:۵۳ ۱۳۹۱/۰۷/۶

اغلب دقیقاً نمی­توان فهمید که ما در حال تحمیل کردن خودمان به آنها و تغییر دادن چهرۀ جهان هستیم یا اینکه به واقع داریم در مناسبات فعلی جهان (یا به قول دکتر داوری: «وضع کنونی عالم») ادغام می­شویم؟

مسألۀ ما با دنیای جدید پیچیدگی­های دیوانه
کننده­ای دارد. مسألۀ ما که می­گویم مقصودم بحث اقامۀ دین است در دنیای جدید. دیوانه
کننده از آن جهت که … . بگذارید مقدمه چینی را رها کنم و به سراغ اصل مطلب بروم.

 چند روز قبل برای کاری رفته بودم بانک. داخل
شعبه
LCD
بزرگی نصب بود که به جای پیام­های تبلیغاتی رایج و جوایز مربوط به نیات
خیرخواهانۀ ما و از این قبیل، روی شبکۀ ورزش تنظیم شده بود و به مشتریان و کارمندان
اجازه می­داد که مسابقات دو و میدانی المپیک را تعقیب کنند. تبادل اطلاعات و تحلیل-های
حاضران جزء لاینفک فضا بود. در این میان، حرف یکی از کارمندان بانک توجهم را جلب کرد.
بر خلاف ما امّل­ها، کارمند مذکور مسابقات را از شبکۀ سه و ورزش پیگیری نمی­کرد، هر
چه می­گفت از «دبی اسپرت» و «الجزیره اسپرت» بود. می­گفت که امسال به طور محسوسی تعداد
ورزشکاران زن محجبه افزایش پیدا کرده است. از عربستان و قطر و مصر گرفته تا حتی مواردی
از کشورهای غیر اسلامی اروپا و آمریکا. ادعایش این بود که مثلاً در همین دو و میدانی،
در اکثر مواد یک ورزشکار محجبه و بعضاً بیشتر حضور دارد.

 با خودم فکر کردم: کار دنیا را ببین! بعد
از این همه حکایت اسلام ستیزی و حجاب ستیزی و منع دختران مسلمان از مدرسه و دانشگاه
در اروپا، حالا غرب در حین المپیک هم ناچار است که چشم باز کند به اینکه چهرۀ عالم
دارد عوض می­شود. حجاب دختر مسلمان که به خاطر اظهار صریح تعلق و پایبندی به شریعت
اسلام، همیشه خاری در چشم اینها بوده و هست، حالا حتی در میان بزرگترین فستیوال جهانی
تمدن جدید هم دست از سرشان بر نمی­دارد.

 بعد ذهنم رفت به این سمت که چقدر خوب و معنادار
است که آغازگر این ماجرا زنان و دختران مسلمان ایرانی بوده اند. در واقع، ایران اسلامی
بوده است که این راه را باز کرده است. خواهران ما بوده اند که با حجاب در مسابقات مختلف
شرکت کرده اند و البته در مقاطعی با محرومیت و ممانعت از شرکت در مسابقات بهای این
ماجرا را پرداخته اند تا حالا فراگیر شود.

 همین طور که این افکار با تحلیل و تفسیرهای
مفسّران (!) محترم جلوی ذهنم رژه می­رفت، یکباره از آن پس پشت­ها ایدۀ دیگری آمد و
خودنمایی کرد. خیلی ساده و مختصر اینکه: «اصولاً حجاب یعنی چه؟ آیا حجاب صرفاً یک فرم
است یا چیزی بیشتر، نوعی سلوک است؟ آیا می­شود با رعایت فرم حجاب، سلوک مربوط به آن
را دور زد؟ آیا انجام ورزشهای پرتحرک و پربرخورد در حضور مردان نامحرم توسط زن مسلمان
با روح کلی حجاب سازگار است؟ آیا کمال مطلوب این است که هر کاری که افراد بدون حجاب
می­توانند انجام دهند، با حجاب هم بتوان انجام داد؟ اصلاً نسبت زن مسلمان با پدیدۀ
اصالتاً مشکوک و مسأله­داری مثل ورزش قهرمانی -که معلوم نیست در نگاه آرمانی تکلیفش
چیست- چه می­تواند باشد؟ و …»

 وجه دیوانه کنندۀ ماجرا، فراتر از این مورد
خاص این است که:

 اغلب دقیقاً نمی­توان فهمید که ما در حال
تحمیل کردن خودمان به آنها و تغییر دادن چهرۀ جهان هستیم یا اینکه به واقع داریم در
مناسبات فعلی جهان (یا به قول دکتر داوری: «وضع کنونی عالم») ادغام می­شویم؟

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه