الگوی پیشرفت و اسلامی سازی علوم انسانی

نویسنده:

http://ejtemaee.ir/old/?a=content.id&id=117&q=%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%DB%8C%20%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C%20%D8%B9%D9%84%D9%88%D9%85%20%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86%DB%8C#

زمان انتشار: ۲۳:۱۷ ۱۳۸۹/۱۲/۱۵

اگرچه این مطلب مستقیما به علوم اجتماعی اسلامی مربوط نیست و در رابطه با الگوی اسلامی- ایرانی پیشرفت می باشد، لکن الگویی که ارائه می دهد علاوه بر آن که به کار تولید علوم انسانی اسلامی می آید، در تولید علم الاجتماع اسلامی هم می تواند مفید باشد.

مفهوم الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت

این مفهوم با تبیین چهار مطلب به خوبی روشن می شود: مفهوم پیشرفت، مفهوم الگو، وجه اسلامیت الگو و وجه ایرانیت آن. پیشرفت در تعریفی عام عبارت است از فرآیند حرکت از وضعیت موجود به سمت وضعیت مطلوب. این تعریف در همه مکتب ها با بینش ها و ارزش های متفاوت صحیح است و اختلاف مکاتب در چگونگی تحلیل وضعیت موجود یا تبیین وضعیت مطلوب یا راهبردهای تغییر ظاهر می شود.

الگو به مجموعه نظام مندی از مفاهیم، اصول موضوعه و قوانین اطلاق می شود که در یک ساختار منطقی برای توضیح و تفسیر یک سیستم از موجودات تکوینی، پدیده ها، روش ها، فرآیند ها، تئوری ها و نظریات ارائه می گردد.

در یک تقسیم بندی کلی الگوها به دو دسته توصیفی و هنجاری تقسیم می شوند. الگوهای توصیفی به توصیف یک امر موجود می پردازند و الگوهای هنجاری آنچه که باید انجام شود را توضیح می دهند.

بر این اساس الگوی پیشرفت یک الگوی تئوری است؛ یعنی مجموعه نظام مندی از مفاهیم، اصول موضوعه، قوانین و راهبردها است که در ساختاری منطقی وضعیت موجود را تحلیل، وضعیت مطلوب را تبیین و راهبرد حرکت از وضعیت موجود به مطلوب را ارائه دهد. این الگو در بخش تحلیل وضعیت موجود یک الگوی توصیفی و در بخش ارائه وضعیت مطلوب و راهبردها یک الگوی هنجاری است.

الگوهای پیشرفت لااقل در یکی از این سه امر (تحلیل وضعیت موجود، تبیین وضعیت مطلوب، راهبردهای تغییر) با یکدیگر اختلاف دارند و یکی از مناشئ اصلی اختلاف نیز جهان بینی و ارزش های حاکم بر این الگوها است. اگر الگو مبتنی بر جهان بینی و اخلاق و حقوق اسلامی باشد می توان آن را به اسلامی بودن متصف کرد.

بنابراین، الگوی اسلامی پیشرفت الگویی است مبتنی بر مبانی معرفت شناختی و هستی شناختی اسلامی و در چارچوب حقوق و اخلاق اسلامی. این الگو ثابت و جهان شمول است و قابل تطبیق بر شرایط زمانی و مکانی گوناگون می باشد.

اتصاف الگوی اسلامی پیشرفت به ایرانی بودن به جهت تطبیق این الگو بر شرایط و ویژگی های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی ایران است. به همین جهت ممکن است این الگو برای سایر کشورهای اسلامی مناسب نباشد.

این بحث (وجه توصیف الگوی پیشرفت به اسلامی و ایرانی) با بحث ثابت و متغیر در شریعت اسلامی ارتباط وثیقی دارد. بینش ها و چارچوب های اخلاقی و حقوقی اسلامی جزو ثابتات است. با این وجود این ثابتات قابل تطبیق بر شرایط مختلف است.

نتیجه آنکه: الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت به مجموعه نظام مندی از مفاهیم، اصول موضوعه، قوانین و راهبردها اطلاق می شود که در ساختاری منطقی و مبتنی بر مبانی معرفت شناختی و هستی شناختی اسلام و در چارچوب حقوق و اخلاق اسلامی به تحلیل وضعیت موجود ایران و تبیین وضعیت مطلوب آن و ارائه راهبردها برای تغییر وضعیت موجود می پردازد.

اسلامی سازی علوم انسانی و تأسیس علوم انسانی اسلامی

در یک نگاه کلان و با رَد عقائد پوزیتیویست ها، علوم انسانی نیز سه وظیفه را بر عهده دارند:

1. تبیین وضعیت مطلوب

2. تحلیل وضعیت موجود

3. ارائه راهبرد تغییر

علوم انسانی در بخش اثباتی به وظیفه دوم و در بخش هنجاری یا دستوری به وظیفه اول و سوم می پردازند. علوم انسانی موجود این سه وظیفه را از طریق تئوری هایی انجام می دهند که غالباً مبتنی بر جهان بینی و ارزش های غیراسلامی است.

اسلامی سازی علوم انسانی موجود به مفهوم تخلیه این تئوری ها از بینش ها و ارزش های غیراسلامی و وارد کردن بینش ها و ارزش های اسلامی در آنها است. به عبارت دیگر در اسلامی سازی این علوم روش ها، ابزارها و قالب های تئوری های مزبور حفظ می شود ولی محتوای آنها از مفاهیم و مبانی و احکام غیراسلامی پاکسازی شده و بدیل اسلامی جایگزین آن می گردد. مثال روشن این امر تئوری های بانکداری است که با حذف قرض ربوی و بهره و ارائه جایگزین اسلامی، اسلامیزه می شود.

لازم به ذکر است تأسیس علوم انسانی اسلامی با اسلامی سازی علوم انسانی موجود متفاوت است. در تأسیس علوم انسانی اسلامی روش ها و ابزارها و قالب های تئوری های علوم انسانی موجود نیز اسلامی می شود. به عبارت دیگر در تأسیس علوم انسانی اسلامی به دنبال تولید علومی هستیم که سه وظیفه فوق را مبتنی بر مبانی معرفت شناختی و هستی شناختی اسلامی و در چارچوب اخلاق و حقوق اسلامی انجام می دهند و محصور در چهارچوب ها و روش ها و ابزارهای علوم انسانی موجود نمی شویم.

با وجود این اختلاف بین اسلامی سازی علوم انسانی موجود و تأسیس علوم انسانی اسلامی، به نظر می رسد در مرحله عملی اولی مقدمه تحقق دومی است و اسلامی سازی علوم انسانی موجود معبری برای دستیابی به توانایی علمی جهت تأسیس علوم انسانی اسلامی است.

در ادامه برای جلوگیری از تطویل عبارت ها اسلامی سازی را در مفهومی عام که شامل تأسیس نیز می شود به کار می برم.
رابطه الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت با اسلامی سازی علوم انسانی

براساس آنچه گذشت، الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت محصول اسلامی سازی علوم انسانی است و اسلامی سازی این علوم مقدمه لازم تدوین این الگو است. در حقیقت علوم انسانی روش ها و تئوری های لازم برای تحلیل وضعیت موجود و تبیین وضعیت مطلوب و ارائه راهبردها را فراهم می کنند. لذا هرچه در اسلامی سازی علوم انسانی بیشتر پیش برویم می توانیم وجه اسلامیت الگوی پیشرفت را بیشتر تعمیق نماییم. البته منظور، همه علوم انسانی نیست بلکه رشته هایی از علوم انسانی موردنظر است که با بحث پیشرفت در ابعاد فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی و سایر ابعاد آن تناسب دارند.

از آنچه گذشت درمی یابیم که راهبرد تدوین چنین الگویی با راهبرد اسلامی سازی علوم انسانی ارتباط وثیق دارد و این دو از یکدیگر قابل انفکاک نیستند.

راهبردهای تدوین الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت

در ادامه با توجه به مطالب پیشین، سه راهبرد کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت جهت تدوین الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت همراه با اسلامی سازی علوم انسانی را پیشنهاد می کنم. این سه راهبرد در طول هم هستند و نتیجه هر راهبرد یک الگوی پیشرفت است؛ با این تفاوت که وجه اسلامی الگویی که حاصل راهبرد میان مدن است بیشتر و عمیق تر از الگوی منتج از راهبرد کوتاه مدت، و وجه اسلامیت الگوی حاصل از راهبرد بلندمدت بیشتر و عمیق تر از الگوی منتج از راهبرد میان مدت است.

راهبرد کوتاه مدت: تجمیع ذخایر علمی موجود

بیش از سی سال از انقلاب شکوهمند اسلامی ایران می گذرد. دراین مدت گرچه فعالیت برنامه ریزی شده و گسترده ای برای اسلامی سازی علوم انسانی توسط نظام انجام نشده ولی اقدامات شایسته ای توسط برخی مراجع و شخصیت های علمی حوزه در این جهت انجام شده است. برخی دانشگاه ها و مراکز پژوهشی تأسیس شده اند که بیش از دو دهه به آموزش و پژوهش در موضوعات علوم انسانی اسلامی پرداخته اند. مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، دانشگاه امام صادق(ع)، دانشگاه مفید، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، نمونه های بارز این حرکت آگاهانه است.

حاصل این تلاش تربیت نیروهای دارای فضل حوزوی و تحصیلات دانشگاهی در علوم انسانی است که توانایی پژوهش در جهت اسلامی سازی این علوم را دارند. همچنین در این مراکز، تحقیقات متعددی درباره فلسفه علوم انسانی و راه های اسلامی سازی علوم انسانی و موضوعات علوم انسانی اسلامی صورت گرفته است. در دو دهه اخیر، تنها در رشته اقتصاد اسلامی در قم بیش از صد کتاب و بیش از 250 مقاله علمی در موضوعات نظام های مالی اسلامی، توسعه اسلامی، نظام اقتصادی اسلام، سیاست های اقتصادی با نگرش اسلامی، فقه الاقتصاد، اقتصاد در قرآن و سنت، اقتصاد خُرد اسلامی، اقتصاد کلان با رویکرد اسلامی و فلسفه و روش شناسی اقتصاد اسلامی منتشر شده است. در سایر رشته های علوم انسانی نیز کمابیش چنین است.

در حال حاضر در حوزه علمیه 11 انجمن علمی در رشته های علوم انسانی فعالیت می کنند و بیش از ده انجمن نیز در حال تأسیس هستند. اعضای این انجمن ها تحصیل کرده حوزه و دانشگاه و محققینی هستند که برخی از آنان دارای تألیفات شایسته در موضوع تخصص خود می باشند. در کوتاه مدت می توان از ذخایر علمی که تا کنون در کشور فراهم گشته استفاده کرد و با تجمیع پژوهشگران و پژوهش های آنان درزمینه علوم انسانی اسلامی به اسلامی سازی علوم انسانی به مفهوم پیش گفته و تدوین الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت پرداخت. تدوین الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت براساس ظرفیت علمی موجود در کوتاه مدت، تنها اقدام عملی ممکن و لازم است. اما بسنده کردن به این الگو و عدم برنامه ریزی میان مدت و بلندمدت برای دستیابی روشمند به الگوی کامل و خالص اسلامی ایرانی پیشرفت اشتباه است.

راهبرد میان مدت: تعریف و برگزاری دوره های دکترا و فوق دکترای پژوهشی

در راهبرد میان مدت برای تعمیق اسلامی سازی علوم انسانی موجود برنامه ریزی می شود. در این راهبرد پس از آسیب شناسی پژوهش های موجود و تشخیص موضوعاتی که پژوهش در آنها ضعیف یا نادر است، به تعریف و برگزاری دوره های دکترا و فوق دکترای پژوهشی در آن موضوعات خواهیم پرداخت. بدین ترتیب به تدریج حجم پژوهش در موضوعات مزبور متراکم گشته و امکان تعمیق اسلامی سازی علوم انسانی از طریق بازسازی عمیق تر و گسترده تر تئوری های علوم انسانی موجود فراهم می شود.

براساس تئوری های بازسازی شده وضعیت مطلوب ترسیم گشته، وضعیت موجود تحلیل و راهبردهای تغییر پیشنهاد می گردند. بدین ترتیب به الگویی از پیشرفت دست می یابیم که وجه اسلامیت آن قوی تر و عمیق تر است، گرچه کامل نیست. در فرآیند تحقق این راهبرد ادبیات علمی مرتبط با الگوی پیشرفت اسلامی غنی تر گشته، نیروهایی که توانایی تولید نظریات و تئوری های خالص اسلامی و اجرای آنها را دارند، تربیت شده و زمینه های لازم برای ایجاد رشته های علوم انسانی اسلامی مرتبط با الگوی پیشرفت و نیز زمینه های لازم برای تدوین و اجرای الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت منتج از این راهبرد، بیش از پیش فراهم می شود.

راهبرد بلندمدت: تشکیل گروه های پژوهشی فلسفه علوم انسانی اسلامی

در راهبرد بلندمدت برای تأسیس علوم انسانی ِ اسلامی و تدوین الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت براساس این علوم برنامه ریزی می شود. در این راهبرد با شناسایی محققان کلیدی در هر رشته به تشکیل گروه های پژوهشی در فلسفه علم مضاف به هر یک از رشته های علوم انسانی و در کنار آن تشکیل گروه پژوهشی فلسفه علم (که مرکب از برترین محققان هر رشته و برترین محققان فلسفه علم است) پرداخته و از طریق تحقیقات بینِ رشته ای روشمند و هماهنگ به پرسش های اساسی فلسفه علم به صورت کلی و به صورت رشته ای جواب های یکسان و مکتب گونه خواهیم داد. پس از آن قادر خواهیم بود علوم انسانی اسلامی را براساس مبانی و ارزش های اسلامی تأسیس نماییم.

بدین ترتیب در طول برنامه بلند مدت به تعمیق وجه اسلامی تئوری ها در علوم انسانی و به موازات آن تعمیق وجه اسلامیت الگوی ایرانی پیشرفت پرداخته و به تدریج به نتیجه مطلوب دست می یابیم. افزون بر این نیروهای علمی و اجرایی لازم برای تحقق الگوی اسلامی و ایرانی پیشرفت تربیت می شوند.

در پایان، ذکر این نکته لازم است که تدوین برنامه های کوتاه مدت و میان مدت و بلندمدت براساس این راهبردها و نیز اجرای آنها بدون مشارکت همه نیروهای نخبه علمی حوزوی و دانشگاهی به ویژه آنان که صلاحیت های علمی حوزوی و دانشگاهی را درخود جمع نموده اند، امکان پذیرنیست. لذا لازم است نهادی متکفل این امر شود که توانایی تجمیع همه ذخایر علمی مفید و تقسیم منطقی مسئولیت ها را داشته باشد.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه