مفهوم امر سیاسی

نویسنده کتاب: کارل اشمیت/ ترجمه یاشار جیرانی و رسول نمازی

انتشارات: ققنوس

زمان: ۱۳۹۳

زمان انتشار: ۱۴:۳۹ ۱۳۹۳/۰۷/۱۹

کارویژه اصلی دولت، به عنوان محور امر سیاسی، که بر دوگانه دوست/دشمن برقرار شده است، برقراری نظم است. یعنی دولت باید بکوشد از درون نزاع دائمی دوست/دشمن نظمی پدید آورد

برخی از دانشمندان، نویسندگان و اندیشمندان را می‌‌بایست در گروهی جای داد که بعد از مرگ شان و به تدریج اهمیت آرای آنها از سوی جامعه علمی مورد توجه قرار می‌‌گیرد. اگر در جهان علم اسحاق نیوتن مثالی برای این گروه باشد، در عرصه اندیشه سیاسی کارل اشمیت مثال درخوری است. آرای اشمیت (۱۸۹۵- ۱۸۸۸م)، متأله مسیحی حقوقدان و نظریه‌‌پرداز سیاست، اگر چه از سوی بزرگانی مانند هابرماس، ژیژک، هایک، هانا آرنت دیده شد، ولی به مثابه همین افراد در ساحت اندیشه‌‌ورزی ندرخشید و این درحالی‌ست که نظرات بکر و نوآورانه‌‌ای داشته است. این گمنامی در فضای علمی کشور ایران به شدت پررنگ‌‌تر است.

کتاب «مفهوم امر سیاسی» که از سوی انتشارات ققنوس به چاپ رسیده است، دربرگیرنده اصلی‌‌ترین مقاله این متفکر بزرگ آلمانی، و البته به مانند هایدگر طرفدار دولت نازی، است. در واقع اثرگذارترین نوشته وی مقاله ای است با همین عنوان که به دلیل اهمیت و محوریت آن، از سوی تدوین کنندگان کتاب عنوان خود کتاب را به خود اختصاص داده است. اثر مهم دیگر او کتاب «الهیات سیاسی» است که به طور ویژه روند نوینی در اندیشه‌‌ورزی مدرن در رابطه میان کلام دینی و حوزه سیاست به وجود آورد.

دغدغه اصلی اشمیت در این مقاله فلسفیدن «امر سیاسی» است. در حاليکه عموم جريان نظري غربي متاثر از انديشه يونان باستان با طبيعت بشر و جامعه آغاز به انديشيدن مي‌‌کند، اشميت، کاري به کار اين دو ندارد و از واقعيت نظم و ضرورت حاکميت براي حفظ آن صحبت به ميان مي‌‌آورد. في الواقع، وضعيت مدرن و انسان مدرن براي او مفروض انگاشته شده است. وي امر سياسي را ذاتاً مبتني بر تمايز دوست/دشمن مي‌‌داند. اين يعني امر سياسي در يک امر رقابتي بلکه فراتر از آن، در امر حياتي (مربوط به تنازع بقا) معنا مي‌‌يابد. زماني که «ديگري» تبديل به بازيگري شود که حضور او مانع دسترسي يا بهبود منافع فرد، يا تداوم «هويت» را در خطر اندازد به عنوان دشمن شناسايي مي‌‌گردد. از منظر او دعوت مسیح به بخشیدن مربوط به نظم درونی کشورهاست و این عاقلانه نیست که در وضعیت بین‌‌المللی که بخشیدن بالقوه مساوی با نابودی است، بخشیدنی در کار باشد.

وي بکارگيري معيارهايي که حوزه‌‌هاي ديگر مانند دين، اخلاق، اقتصاد، و حقوق را از حوزه سياست بازمي‌‌شناساند، بر روي حوزه سياست امري بسيار خطا و خطرناک به حساب مي‌‌آورد. از نظر او بدترين نوع جنگ و امر سياسي آني است که به نام حقيقت، خوبي، درستي، و عدالت انجام مي‌‌گيرد. به نظر اشميت همين که گروه‌‌بندي سياسي شکل مي‌‌گيرد احتمال وقوع جنگ نيز به وجود مي‌‌آيد و استخدام مفاهيم ارزشي و محرک مانند حقيقت و عدالت بيشتر يک حقه است. وي از اين رو دست اندازي ليبراليسم مداخله‌‌گر و ويلسونيسم به مفاهيمي مانند آزادي و انسانيت را در آن سالها (دهه‌‌هاي نخست قرن بيستم) بر همين اساس مردود و خطرناک مي‌‌شمرد.

کارویژه اصلی دولت، به عنوان محور امر سیاسی، که بر دوگانه دوست/دشمن برقرار شده است، برقراری نظم است. یعنی دولت باید بکوشد از درون نزاع دائمی دوست/دشمن نظمی پدید آورد و این همانجائی است که ضرورت دارد به دولت «امر استثناء» به مثابه کارویژه انحصاری حاکمیت بخشیده شود. این صرفاً دولت است که می‌‌تواند به چنین ویژگی حقوقی مشروعی دست یازد. نه عاقلانه است به دیگری اعطا شود و نه از دولت ستانده. وی به سختی طرفدار قدرت مطلقه دولت مرکزی بود.

این کتاب مجموعه مقالاتی است که دو مورد آن به خود کارل اشمیت تعلق دارد که آرای او را درباره امر سیاسی به خوبی نشان می‌‌دهد. سه مقاله دیگر به شارحان و ناقدان آرای وی اختصاص دارد که از سوی تدوین کنندگان کتاب چنین آمده است که خواندن آنها می‌‌تواند سهم مهمی در فهم آرای پیچیده اشمیت داشته باشد.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه