در همایش رسانه های محلی مطرح شد:

دکتر فرهادی: چرا به فرهنگ روستا نیازمندیم/انتقاد از تقلیل جامعه شناسی روستا به جامعه شناسی کشاورزی

نویسنده:

علوم اجتماعی اسلامی ایرانی

زمان انتشار: ۱۷:۳۱ ۱۳۹۱/۰۶/۳۰

مگر نه اینکه روشنفکران ایرانی صد سال و بیش از آن است که ما را از روستا و فرهنگ روستایی برحذر می کنند؟ مگر نه اینکه هرچه تعداد ساکنان شهرهای ما بیشتر باشد شاخصی از توسعه یافتگی و صنعتی شدن کشور است؟ مگر نه اینکه شهری ها همواره فرهنگ روستایی را تحقیر کرده و دهاتی بودن را مانع اصلی پیشرفت، قانونمندی و… معرفی می کنند؟ دکتر مرتضی فرهادی با طرح سوالات بالا در اولین همایش رسانه های محلی جبهه فرهنگی انقلاب با بیان اینکه “در علوم اجتماعی در زمینه جامعه شناسی روستایی انحرافات زیادی ایجاد شده است و جامعه شناسی روستایی به جامعه شناسی کشاورزی تقلیل یافته است در صورتی که نیاز ما فهم و تفسیر فرهنگ مردمان و سنتهای روستاست” به بیان اهمیت توجه به روستا و فرهنگ روستا در فهم و بررسی مسائل موجود اجتماع ایرانی پرداخت.

دکتر  مرتضی فرهادی  مردم شناس و عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی که مهمان دومین روز «همایش رسانه های محلی انقلاب اسلامی» بود، سخنان خود را با قرائت یک شعر از «کتاب روستا» ـ نشریه دوران دانشجویی خود آغاز کرد و سوالاتی را مطرح کردند: “مگر نه اینکه روشنفکران ایرانی صد سال و بیش از آن است که ما را از روستا و فرهنگ روستایی برحذر می کنند؟ مگر نه اینکه هرچه تعداد ساکنان شهرهای ما بیشتر باشد شاخصی از توسعه یافتگی و صنعتی شدن کشور است؟ مگر نه اینکه شهری ها همواره فرهنگ روستایی را تحقیر کرده و دهاتی بودن را مانع اصلی پیشرفت، قانونمندی و… معرفی می کنند؟ و مگر نه اینکه خود جوانان روستایی از ده متنفر هستند و به دنبال فرصتی هستند که روستای خود را رها کرده و به شهر بیایند؟ آیا در چنین سروصداهای  سخن گفتن از بازگشت به روستا و فرهنگ روستا به خلاف قافله راه افتادن و در مسیر مخالف آب شناکردن نیست؟ ” 

ادامه داد. و تلاش کرد تا در مجالی کوتاه به سوال «چرا ده برای ما اهمیت دارد؟» پاسخ دهد. در زیر گزیده ای از صحبتهای استاد به اختصار آورده شده است:

1-روستا، خاستگاه معرفت

معرفت به هر معنایی بگیرید، معرفت فراتجربی، معرفت فلسفی، معرفت علمی و حتی هنر، خاستگاه آن روستاست. چه امروز و چه دیروز. اگر روستا را از دست بدهید (نه صرفا ساختمانش را) معرفت را از دست داده ایم. حتی اگر نتوان دلایلی را به صورت منطقی برای این مسئله ارائه کرد، به تجربه ثابت شده است که تمام بزرگان ایران از روستا برخاسته اند. همین روستای بی مکتب و مدرسه، شاعر فیلسوف و دانشمند ایرانی را تربیت کرده اند. در نتیجه اگر بخواهید هویت خود را حفظ کنید ناچارید روستا را حفظ کنید. روستا گهواره فرهنگ است و حفظ فرهنگ روستایی مثل نان شب واجب است.

2. روستا خاستگاه فرهنگ توسعه پایدار است؛

برای رسیدن به توسعه ـ آن هم توسعه پایدار ـ نیازمند ویژگی های فرهنگی خاص در یک ملت هستیم که این ویژگی ها در فرهنگ روستاست. برای مثال

  «فرهنگ تولید»؛ روستا به ما می آموزند که ما کار مولد و زایا انجام بدهیم.صنعت فراوری است زایندگی ندارد. اما روستایی تولید می کند.

  روستایی ها «دوستدار طبیعت» هستند و به آن احترام می کنند. آن فرهنگ روستایی است که یک بید بی کس و تنها را هزار سال حفظ میکند تا آنجا که بدان قسم می خورد. روستایی میفهمند توسعه نباید نابودکننده طبیعت باشد. شهری ها ناخواسته دشمن طبیعت هستند. برای همین پیامبران کشاورز و دامدار آفریده شدند که از بارش باران ناراحت نشوند که ماشین مان کثیف شد! 

  ویژگی دیگر روستایی «صبوری» دهقانی است که ما برای توسعه بیش از هر چیز به این نیاز داریم. شهری ها ناشکیبا هستند که نمونه اش را در رانندگی امروزی می بینید. روستایی می داند حتی اگر چقندر و تربچه هم بکارد باید 6 ماه صبر کند تا به محصول برسد.

  فرهنگ «صرفه جویی». فقط نانی که ما تهرانی ها ضایع می کنیم میتواند یک کشور 5 میلیونی را غذا بدهد. اما روستایی چنین می اندیشد که هر چیز که خار آید روزی به کار آید. ما شهری ها با این خرِّاجی و پاساژ گردی امور میتوانیم توسعه برسانیم؟

   «زمان سنجی» و تقویم داری. ما ایرانیان معمولا زمان سنج نیستیم. مدیریت زمان و رفوگری وقت ـ به قول پروین اعتصامی ـ در روستایی جوهری است.

  «کوشندگی». آنچه شهری ها و متاسفانه برخی روستاییان امروزی ندارند.

   روستایی طبیعتا وطن پرست است «وطن پرستار» است. این از ویژگی های لازم باز برای توسعه پایدار است.

   آینده نگری، برنامه ریزی، واقع گرایی از دیگر ویژگی های ویژه فرهنگ روستایی است که مجال توضیح آن نیست. کتاب «حماسه کویر» دکتر محمد باستانی پاریزی را در این زمینه حتما بخوانید.

3. روستا خاستگاه مشارکت و تعاون

  خاستگاه فرهنگ کار فتوتی روستاست. کشاورزان ما کار می کنند اما به شیوه فتوتی. که با نظام اقتصاد سرمایه داری و توسعه رقابتی کاملا متفاوت است.

  اگر ما نظام اقتصادی مبتنی بر رقابت داشته باشیم، ممکن است به سرمایه داری برسیم اما آن مطلوب اسلام نیست. اقتصاد اسلامی مبتنی بر رفاقت و فتوت است. مقاله حجه الاسلام یوسفی را در رابطه با اسلامی بودن همیاری های سنتی روستایی بخوانید.


ما در طول تاریخ، فرهنگ همیاری و مشارکت را در روستاها داشته ایم. در سال 1335 که ایران تنها هجده میلیون جمعیت داشته (که حدود 9 میلیون آنها زن  بوده اند) 2 میلیون زن ایرانی تحت حمایت چتر تعاونی ایرانی «واره» بوده اند. این در حالی است که حتی زنان فمینیست دوآتشه ما هم چنین چیزی را نشناخته و معرفی نکرده اند.

   «بنه» تعاونی چندهزار ساله کشت شراکتی و تعاونی است. یک میلیون کشاورز ایرانی در سال 1335 در یک بنه مشارکت داشته اند (تا دوره اصلاحات اراضی که آن اصل چهار ترومن در ایران به راه افتاد). بنابراین ما زمینه های فرهنگی چنین نظام اقتصادی ای را داشته ایم.

4. روستا خاستگاه اخلاق

   متاسفانه هرچه از این مرکز تهران دورتر میشویم با مردمانی باصفاتر به انسانهای از نظر اخلاقی بزرگتر و بزرگتر روبرو میشویم. البته این دوری و نزدیکی به پایتخت، تا زمانی که ماهواره به روستا نرفته بود کاملا صادق بود، اما هنوز هم تاحدی این ویژگی برقرار است.

اینها را که من مختصر عرض کردم، صرفاً به عنوان یک ادعا از من بپذیرید و با تجربه از نزدیک به تحقیق و بررسی بپردازید.

 

 

 

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه