اندیشه سیاسی و اجتماعی ابن خلدون

نویسنده:

زمان انتشار: ۱۸:۰۰ ۱۳۸۹/۱۲/۱۳

” ابن خلدون ، دانشمند و نظریه پرداز بزرگ مسلمان ، در تونس به دنیا آمد و در مصر درگذشت . به نظر می رسد زندگی پرفراز و نشیب ، مهاجرت و سفرهای متعدد و حبس ها و در یک کلام ، محیط اجتماعی و سیاسی و فعالیتهای علمی و قضایی اش ، در شکل گیری آراء سیاسی وی تأثیر داشته است . به عقیده ی ابن خلدون تلاش برای تأمین نیازهای انسانی ، انسان را به همکاری و پذیرش تقسیم کار می کشاند . تقسیم کار منجر به تولید بیشتر و نیز باعث کشمکش و درگیری بر سر مسأله کار و چگونگی انجام آن می گردد .شکل گیری دولت به حضور مردم ، سرزمین مشخص و حکومت نیز وابسته است . در رأس دولت ، شاه قرار دارد که با زور به قدرت رسیده است . نظریه «عصبیت» ، مهم ترین نظریه ی ابن خلدون و اساسی ترین کلید فهم اندیشه های اوست . عصبیت به معنای پیوند و پیوستگی است و در اثر پیوندهای فامیلی ، هم پیمانی ، هم دینی و هم نژادی پدید می آید . عصبیت در بادیه نشینان بیشتر است و آنان با بهره گیری از این عصبیت فراوان و با توجه به سست شدن عصبیت در شهرها ، به شهرنشی

زندگینامه
ولی الدین ابوزید عبدالرحمن محمد بن خالد بن خطاب ، معروف به ابن خلدون ، در 711 ش . 732 ق . در تونس به دنیا آمد و در 784 ش . / 808 ق . در مصر در گذشت . ابن خلدون زندگی پرماجرایی داشت ؛ زیرا از یک سو ، پدر ، مادر و جمعی از استادان خود را در اثر طاعون و سپس همسر و فرزندانش را در اثر توفان دریا از دست داد و از سوی دیگر ، از ملازمت با سلطان تا مهاجرت های فراوان ، حبس و زندان را به خود دید . به طور خلاصه ، زندگی وی چهار دوره ی 1) فراگیری علم، 2 ) فعالیت های سیاسی، ( مانند دبیری سلطان سرزمین مغرب )، 3) گوشه گیری و 4) تدریس و تصدی مناصب قضایی ( مثل قاضی القضاتی مصر ) را در بر می گیرد . دو کتاب معروف وی به نام های تاریخ العبر(1 ) و مقدمه ی ابن خلدون ، حاصل این زندگی پر فراز و نشیب است ( 2).نظریه ی دولت
ابن خلدون از معدود صاحب نظران اسلامی و درعین حال ، مشهور ترین آنها است که دولت را پدیده ای پویا و در حال تکامل می داند . به بیان ساده تر ، او همانند فارابی ، زندگی اجتماعی را ضروری می دانست ، به آن دلیل که تأمین نیازهای مادی ، بقای نسل و دفاع در برابر حیوانات درنده ، مشروط به همکاری و پذیرش تقسیم کار است . در مرحله ی تقسیم کار ، که انسان به تولید مصنوعات بیش از نیاز اولیه می پردازد ، تجاوز به حقوق و اموال یکدیگر آغاز و حیات انسانی به صحنه ی کشمکش و درگیری مبدل می شود . برای جلوگیری از جنگ میان انسان ها ، دولتی لازم است که به وسیله ی قوی ترین و داناترین فرد جامعه اداره می شود . بدین سان « پیشرفت زندگی اجتماعی و تحصیل مازاد تولید ، نیاز به دولت را پدید می آورد » (3).
به عقیده ی ابن خلدون ، شکل گیری دولت مشروط به آن است که مجموعه ای از افراد در سرزمینی مشخص ، دور هم گرد آیند و حکومت تشکیل دهند . چنین دولتی موظف به مبارزه با دشمن ، تعیین حدود جغرافیایی و حراست از آنها ، دریافت مالیات ، منع مردم از دست زدن به اعمال خلاف قانون و وظایفی مانند آن است ؛ دولتی که شمشیر ( سربازان ) و قلم ( نویسندگان ) ، کارگزاران و دستگاه دیوانی از عناصر تشکیل دهنده ی آن شمرده می شوند . در رأس دولت ، پادشاه قرار دارد که به کمک شمشیر و زور به قدرت دست یافته است و به واسطه ی اعمال زور از سوی فردی دیگر ، قدرتش به انتها می رسد و دولتی جدید متولد می شود .(4)
ابن خلدون می گوید : دولت یک موجود زیست مند و در نتیجه ، همانند انسان دارای تولد ، رشد و مرگ است . عمر هر دولت مانند عمر انسان ، از 120 سال تجاوز نمی کند . در این مدت ، دولت پنج مرحله ی 1) استقرار ، 2) خودکامگی، 3) عظمت ، 4 ) آرامش و 5) پریشانی را پشت سر می گذارد . در مرحله ی اخیر ، اسراف ، تبذیر ، شهوت رانی ، بکارگیری افراد نالایق ، به تباهی رفتن سپاه ، تندی با بزرگان و برخی مسائل دیگر بروز می کند. به دیگر سخن ، دولت در مرحله پریشانی ، از انسجام کافی بی بهره است ، تعارض های متعدد آن را احاطه می کند و از نیروی کافی ، امکانات مالی و همبستگی بهره ای ندارد . به همین دلایل ، مرگ و انقراض ، دولت را در بر می گیرد و دولتی دیگر جانشین آن می شود . او همچنین این نظریه را در مورد تمدن ها به کار می گیرد و معتقد است که هرتمدنی پنج مرحله ی 1) تهاجم، 2) اوج ، 3) تجمل ، 4) استبداد و 5) انحطاط را سپری می کند . (5)نظریه ی عصبیت
مفهوم « عصبیت « که نظریه ی معروف ابن خلدون است ، نقشی اساسی در دیدگاه های اجتماعی و سیاسی او دارد و از نظر وی ، اساس تاریخ و محور تحول اجتماعی است . در دیدگاه ابن خلدون: « اصطلاح « عصبیت « به معنای پیوند و پیوستگی و از « عصبه « به معنای اقارب [نزدیکان و خویشان ] آدمی از جانب پدر ، مشتق شده است و مراد از آن ، دفاع مردم از حریم قبیله و دولت خویش است . واژه ی « عصبه » در چهار آیه قرآن آمده (6) و در همه ی این موارد به معنای گروهی که توسط یک عامل ، به هم سخت پیوند زده شده و مستحکم گردیده اند . می باشد (7). »
عصبیت منشأ فطری دارد و در نتیجه ، یک موضوع طبیعی است . با این وصف ، ابن خلدون در پاسخ به این سؤال که عصبیت چگونه شکل می گیرد و یا چه چیزهایی موجب پید ایش عصبیت می شود ، به عناصر ذیل اشاره می کند :
1- پیوندهای فامیلی و خویشاوندی ؛
2- هم پیمانی و هم سوگندی ؛
3- دین و مذهب مشترک ؛
4- اجداد یا اصل و نسب واحد ؛
5- محیط و شرایط سخت جغرافیایی . (8)
تعصب نژادی ، احساس برادری ، وطن خواهی و در یک کلمه ، عصبیت در مردم بادیه نشین افزون تر و به همین دلیل ، همبستگی و طول عمر سیاسی آنان بیشتر است .
ولی هر گاه یکی از قبایل به تشکیل دولت بپردازد ، به تدریح عصبیت خویش را از دست می دهد و سرانجام ، مرگ ، دولتش را فرا می گیرد ؛ زیرا محیط و نظام شهر ،که دولت در آن تشکیل می شود و تداوم می یابد ، از عصبیت کمی برخوردار است . حتی اگر دولت به عمران و آبادانی شهرها همت گمارد ، تقویت و تحکیم دولت فراهم نمی آید ، بلکه هر قدر عمران و آبادانی شهرها بیش تر شود ، از میزان همبستگی ، هماهنگی و تجانس ( عصبیت ) انسان ها می کاهد و دولت را به مرحله ی نیستی نزدیکتر می سازد . (9)
علاوه بر تأسیس دولت ، که به زوال عصبیت کمک می کند ، شهر نشینی نیز به زندگی مصرفی و نیز به نابودی عصبیت مدد می رساند . همچنین نابودی دین و اخلاق به حیات عصبیت خاتمه می دهد و رواج استبداد ، مرگ تمدن ها و عصبیت ها و را فراهم می آورد . همچنین انتقال و یا تبدیل زندگی دامداری به کشاورزی ، به زندگی عصبیت پایان می بخشد و مالیات ستاندن منجر به زبونی ، خواری و گسستن منشأ عصبیت می شود و اختلاط و آمیختگی تازیان با ملل غیر عرب به تباهی عصبیت می انجامد؛ یعنی : همان عصبیتی که موجب پیوند فرد با دیگران ، مایه ی انسجام درون گروهی و باعث تسلیم ناپذیری ، اتحاد قومی و دینی مردم شده بود ، (10) به یکی از شکل های مذکور فرو می ریزد .

انواع اجتماع
سرشت و فطرت انسان به گونه ای است که وی را برای تأمین نیازهای ضروری و به منظور دفاع در برابر خطرها به یاری همدیگر و به زندگی اجتماعی سوق می دهد . افزون بر آن ، در پرتو حیات جمعی است که انسان به کمال دست می یابد و شایسته ی جانشینی خدا بر روی زمین می گرد د . از نظر ابن خلدون ، زندگی اجتماعی به دو شکل تحقق می یابد :
1-بادیه نشینی : زندگی انسان هایی است که برای تأمین نیازهای ضروری ( مانند غذا ) ، در کوه ، بیابان و یا بادیه ( صحرا ) دور هم گرد می آیند .
2- شهر نشینی : شهرنشینان گروهی از بادیه نشینان هستند که برای تأمین نیازهای تجملی خود ، شهرها را ساختند و در آن ساکن شدند. (11).
بادیه نشینان اخلاقی نیکوتر از شهرنشینان دارند و نیز دلاوری ، رزم آوری و تندخویی آنان بیش از اهالی شهر است . همچنین دارای زندگی ساده و ابتدایی هستند و از سرما و گرما به شکاف کوه ها و خانه های ساخته شده از پشم حیوانات ، شاخه ی درختان و سنگ های طبیعی پناه می برند . آنان معیشت خود را به سختی ، از کوه ، دشت و صحرا تهیه می کنند و خوراکشان از مواد طبیعی فراهم می آید . ابن خلدون براساس نوع خوراک ، بادیه نشینان را به سه دسته تقسیم می کند :
« الف: دسته ای که به کار کشاورزی می پردازند و در قریه ها و کوهستان ها ساکن هستند .
ب: دسته ای که به مال داری و مانند آن اشتغال دارند و بین دشت ها و چراگاه ها در حرکتند .
ج: دسته ای که از طریق شترداری امرار معاش می کنند و دائم در حال بیابان گردی می باشند »(12).
« از دیدگاه ابن خلدون ، بادیه نشینان پس از این که در اثر کار و تلاش ، وضعیت معاش و اقتصاد خویش را بهبود بخشیدند … امیال رفاه طلبانه و گرایشات تجمل خواهانه در ایشان …. بروز می کند » آنان را وامی دارد که به تأسیس یا تسخیر شهرها بپردازند و شهر نشینی را جایگزین بادیه نشینی نمایند . اما « تجمل گرایی و گسترش نیازهای غیر ضروری سبب گسترش فساد و در نهایت ، سقوط عمران » ، تمدن و شهرنشینان امروز و بادیه نشینان دیروز می گردد . به بیان دیگر ، زندگی شهری به سوی تجمل گرایی ، آسایش طلبی ، زیاده خواهی ، لاابالی گری ، سستی روابط خانوادگی ، خود محوری و ترس و مانند آن سوق می یابد و هر گاه این صفات به اوج خود برسد ، طومار زندگی شهری را در هم می پیچید (13).

نظریه ی تحول اجتماعی
ابن خلدون بر این عقیده بود که جامعه ی انسانی بر اثر این عوامل دچار تغییر و تحول می شود :
1- هر گاه محیط طبیعی و اجتماعی زمینه های لازم را برای پیدایش و رشد تمدن و فرهنگ فراهم نیاورد ، آن گاه جامعه به تأثیر از محیط تغییر می پذیرد .
2- هر گاه روحیه ، اخلاق ، خواسته ها و نیازهای افراد در زندگی فردی و جمعی تغییر نماید ، جامعه نیز متحول می شود .
3- گاه نیز بادیه نشینان بر شهر نشینان پیروز می شوند و به تأسیس دولت جدید می پردازند . دولت جدید منشأ تحولات و ارزش های تازه ای است که آن نیز تحول در ساختار درونی جامعه را پدید می آورد . (14).
تحولاتی که با استقرار دولت جدید روی می دهد ، بسیار است . برخی از این تحولات عبارتند از :
الف – عده ای از شهرنشینان در اثر جنگ با بادیه نشینان کشته می شوند .
ب – تعدادی از شهر نشینیان به دولت های همسایه پناه می برند .
ج – عده ی زیادی از شهرنشینان مشروعیت حاکمان جدید را می پذیرند (15) و حتی بعضی ها به استخدام دولت جدید در می آیند . هر یک از این تحولات سه گانه ، موجب تحولاتی دیگر می شوند ؛ به این معنا که کشته شدن تعدادی از شهرنشینان ، مخالفت فراریان و پناهندگان به کشورهای همسایه را علیه نظام تازه بر می انگیزاند و نیز ارزش ها و آرمان های شهر نشینان و تسلیم شده ، ساختار جامعه و دولت جدید را متأثر می سازد.
به سخنی دیگر ، هر چند پیروزی بادیه نشینان موجب تولد دولت تازه و تحول اجتماعی جدید می شود ، ولی این تأثیر به آن معنا نیست که بادیه نشینان از زندگی شهری تأثیر نمی پذیرند ، بلکه بین بادیه نشینان و شهرنشینان رابطه ی متقابلی پدید می آید ، به گونه ای که بادیه نشینان برای ارتقای سطح کمی و کیفی تولید و در ساختن جامعه ای نو ، ایجاد تمدنی تازه و خلق فرهنگی نوین ، به دانش صنعت ، توان مالی ، ابزار اقتصادی ، اخترا عات و فن آوری صاحبان تمدن قبلی ( شهرنشینان ) نیاز دارند . شهرنشینان نیز برای تهیه و گرد آوردن تجملاتی چون غذاهای متنوع ، انواع پوست ها و مواد چرمی متعدد ، محتاج بادیه نشینان هستند
(16).
دولت و تمدن جدید نیز ممکن است همانند دولت و تمدن قدیم ( بادیه نشینان دیروز و شهرنشینان امروز) زوال یابد و رو به انحطاط رود . از نظر ابن خلدون ، آنچه را موجب مرگ تمدن گذشته و تولد عمران ( تمدن ) بعدی می شود ، باید در زندگی شهر نشینی ، که قرارگاه و مرکز ثقل دولت و حکومت کنونی است ، جست وجو کرد . بنابراین ، هر گاه در زندگی شهری ، بیماری های واگیر و مسری شایع شود ، دستگاه دولتی فاسد و مختل گردد ، جمعیت بیش از حد لازم افزایش یا کاهش یابد ، فساد ، تنبلی و کم کاری در اثر تلاش برای برآوردن امیال و هوس ها پدید آید . دولت از گرفتن مالیات اجتناب کند ، روحیه ی تجمل پرستی اوج گیرد و نیز انحرافات جنسی ، قیمت کالاها و روحیه ی پستی و حقارت افزایش پیدا کند ، دولت جدیدی جایگزین دولت قبلی می گردد ؛ (17) یعنی ، دولت قبلی در پی بروز عوامل مذکور ، فرو می پاشد و جای آن را دولتی جدید می گیرد .

خلاصه مطالب :
ابن خلدون ، دانشمند و نظریه پرداز بزرگ مسلمان ، در تونس به دنیا آمد و در مصر درگذشت . به نظر می رسد زندگی پرفراز و نشیب ، مهاجرت و سفرهای متعدد و حبس ها و در یک کلام ، محیط اجتماعی و سیاسی و فعالیتهای علمی و قضایی اش ، در شکل گیری آراء سیاسی وی تأثیر داشته است . بخشی از آراء سیاسی وی عبارت است از :
1- نظریه « دولت » : تلاش برای تأمین نیازهای انسانی ، انسان را به همکاری و پذیرش تقسیم کار می کشاند . تقسیم کار منجر به تولید بیشتر و نیز باعث کشمکش و درگیری بر سر مسأله کار و چگونگی انجام آن می گردد . برای جلوگیری از جنگ میان انسان ها ، به دولت نیاز می شود .
شکل گیری دولت به حضور مردم ، سرزمین مشخص و حکومت نیز وابسته است . در رأس دولت ، شاه قرار دارد که با زور به قدرت رسیده است . به عقیده ی ابن خلدون ، تمدن ها و دولت یک موجود زنده است و همانند هر موجود زنده ی دیگر ، زمانی متولد می شود و زمانی دیگر می میرد .
2- نظریه ی « عصبیت » این نظریه ، مهم ترین نظریه ی ابن خلدون و اساسی ترین کلید فهم اندیشه های اوست . عصبیت به معنای پیوند و پیوستگی است و در اثر پیوندهای فامیلی ، هم پیمانی ، هم دینی و هم نژادی پدید می آید . عصبیت در بادیه نشینان بیشتر است و آنان با بهره گیری از این عصبیت فراوان و با توجه به سست شدن عصبیت در شهرها ، به شهرنشینان می تازند و دولت جدیدی را جایگزین دولت قبلی می کنند. ولی عصبیت در بادیه نشینانی که دولت جدیدی تشکیل داده اند و شهرنشین شده اند به تدریج از بین می رود و آنان را در معرض خطر حمله ی بادیه نشینان قرار می دهد .
3- انواع اجتماع : لزوم تلاش برای تأمین نیازهای ضروری و دست یابی به کمال ، انسان را به زندگی جمعی سوق می دهد . زندگی جمعی به دو شکل بادیه نشینی و شهر نشینی تحقق می یابد . بادیه نشینان ، که دلاورتر و ساده زیست تر از شهرنشینان هستند ، براساس معیشت ، به مال داران ، کشاورزان و شترداران تقسیم می شوند ، در حالی که شهرنشینان آسایش طلب تر ، خود محورتر و ترسوتر هستند و یک زندگی مصرفی و تجملی دارند .
4- نظریه «تحول اجتماعی»: به عقیده ابن خلدون، جامعه انسانی بر اثر عواملی چون تغییر روحیه، اخلاق، خواسته ها و نیاز ها تغییر می کند. این تغییرات منجر به روی کار آمدن دولت جدید می شود. البته استقرار دولت جدید نیز تحولات تازه ای در پی دارد. همه این تحولات ناشی از پیروزی بادیه نشینان بر شهر نشینان است، ولی خود بادیه نشینان حاکم و شهر نشین شده و از شهرنشینان قبلی و محکوم تأثیر می پذیرند. این تأثیر پذیری متقابل به نیازهای متقابلی که این دو به همدیگر دارند، باز می گردد.

پی نوشت ها:
1- عنوان اصلی کتاب العبر عبارت است از : کتاب العبر و دیوان المبتدأ و الخبر فی ایام العرب و العجم و البربر و من عاصرهم من ذوی السلطان الاکبر .

2- شناخت انواع اجتماعات از دیدگاه فارابی و ابن خلدون ، خوشرو، ص 60 – 72 ؛ اندیشه ی اجتماعی متفکران مسلمان از فارابی تا ابن خلدون ، آزاد ارمکی ،ص 279 – 280 .
3-دولت و حکومت در اسلام ، لمبتون ، ص 261 – 266 .
4- همان ، ص 272 ؛ اندیشه ی اجتماعی متفکران مسلمان از فارابی تا ابن خلدون ، آزاد ارمکی ، ص 313 .
5- اندیشه ی اجتماعی متفکران مسلمان از فارابی تا ابن خلدون ، آزاد ارمکی ، ص 314 – 315 و 322 ؛  تاریخ اندیشه های اجتماعی در اسلام ، ستوده ، ص 146.
6- یوسف ( 12 ) ، آیه ی 8 و 14 ؛ نور ( 24) ، آیه ی11 ؛ قصص ( 28) ، آیه ی 76 .
7- تاریخ اندیشه های اجتماعی در اسلام ، ستوده ، ص 140.
8- تاریخ اند یشه های اجتماعی در اسلام ، ستوده ، ص 141 – 142.
9- اندیشه ی اجتماعی متفکران مسلمان از فارابی تا ابن خلدون ، آز اد ارمکی ، ص 307 – 308 .
10- همان ، ص 309 – 310 ؛ تاریخ اندیشه های اجتماعی در اسلام ، ستوده ، ص 141 – 142.
11- شناخت انواع اجتماعات از دیدگاه فارابی و ابن خلدون ، خوشرو ، ص 98- 99 و 102 – 103.
12- همان ، ص 105 – 107 و 110 – 112 .
13-شناخت انواع اجتماعات ازدیدگاه فارابی و ابن خلدون ، خوشرو ، ص 115 و 133 – 134.
14 – اندیشه اجتماعی متفکران مسلمان از فارابی تا ابن خلدون ، آز اد ارمکی ، ص 282 – 284.
15- همان ، ص 285 – 286 .
16-اندیشه اجتماعی متفکران مسلمان از فارابی تا ابن خلدون ، آزاد ارمکی ، ص 285 – 286.
17- همان ، ص 301 – 302.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه