آمریکا به دنبال وجه نمادین مذاکرات هسته ای

انرژی هسته ای: مساله ای تکنیکی یا وجهی نمادین؟

نویسنده:

پایگاه علوم اجتماعی اسلامی ایرانی

زمان انتشار: ۰۹:۴۴ ۱۳۹۳/۰۲/۲۱

بر اساس مقاله‌ي «ممانعت از يک ايران هسته اي: الزامات يک توافق هسته‌اي جامع» که به قلم رابرت اينهورن، مشاور ويژه وزارت خارجه آمريکا نگاشته شده است .آنچه که آمریکا به نمایندگی از غرب به دنبال آن است نه صرفا یک مساله فنی بلکه محدودیت نمادین همه کشورهایی غیر متحد با غرب است.

 اخیرا زمزمه هایی مبنی بر اینکه غنی سازی 20 درصد و حتی 5 درصد مورد نیاز ما نبوده و بی جهت به واسطه تاکید بر حق غنی سازی مجبور به تحمل فشارهای قدرتهای بزرگ هستیم. آنچه که در این تحلیل ها یافت نمی شود فقدان نگرشی جامعه به مساله هسته ای و کاستن آن به مساله ای صرفا فنی و تکنیکی است. فارغ از تزریق روحیه خودباوری و امیدی که به واسطه ورود ایران به جمع باشگاه هسته ای فراهم آمده است فشار غرب و آمریکا را می توان از وجهی نمادین نیز مورد توجه قرار داد. به گزارش علوم اجتماعی اسلامی ایرانی بر اساس مقاله‌ي 56 صفحه‌اي با عنوان «ممانعت از يک ايران هسته ­اي – الزامات يک توافق هسته‌اي جامع»[1] که  به قلم رابرت اينهورن[2]، مشاور ويژه وزارت خارجه آمريکا در امور عدم اشاعه و کنترل سلاح از 2009 تا 2013 نگاشته شده است(و این مقاله آن‌قدر براي مؤسسه‌ي بروکينگز مهم بوده است که برای آن جلسه رونمایی برگزار کرده است،) آنچه که آمریکا به نمایندگی از غرب به دنبال آن است نه صرفا یک مساله فنی بلکه محدودیت نمادین همه کشورهایی غیر متحد با غرب است.

مسأله‌ي هسته‌اي ايران يکي از مهم‌ترين چالش‌هاي جهاني دهه‌ي اخير بوده است. از يک سو ايران بر دستيابي به «حق غيرقابل انکار» خود – بر اساس برداشت عمومي از NPT – اصرار داشته و از سوي مقابل قدرت‌هاي بزرگ هسته‌اي جهان با محوريت ايالات متحده آمريکا سعي داشته‌اند با هر ابزار ممکن مانع از دست‌يابي ايران به اين حق گردند.

در دولت تدبير و اميد، روي‌کرد «برد-برد» از سوي رياست محترم جمهوري به عنوان روي‌کرد جديد دولت به موضوع هسته‌اي مطرح گرديد. در اين روي‌کرد، «اطمينان يافتن غرب نسبت به صلح‌آميز بودن برنامه‌ي هسته‌اي ايران» به عنوان هدف مطلوب غرب در مذاکرات شناخته مي‌شود و با رساندن غرب به اين اطمينان، مي­توان با تأمين «برد» مورد نظر آنان، به «برنامه‌ي هسته‌اي صلح‌آميز مورد تأييد NPT» به عنوان «برد» ايران دست يافت.

اخيراً جناب آقاي سيروس ناصري، از اعضاي تيم مذاکره‌ي ايران در گذشت، که رابطه‌ي نزديکي با تيم مذاکره‌کننده‌ي دولت تدبير و اميد دارد، در مصاحبه­اي تصريح کرده‌اند که آن چه ايران از ابتدا به دنبال آن بوده است و اکنون نيز در برنامه‌ي اقدام ژنو به آن دست يافته است، پذيرش وجود چرخه‌ي سوخت صلح‌آميز توسط غرب است و ايران هيچ‌گاه به دنبال اعتراف غرب به حق هسته‌اي ايران – که مصرح NPT است – نبوده است. همچنين از نظر ايشان اساساً توافق ژنو را بايد از منظر سياسي ديد و نبايد نگاه حقوقي به آن داشت.

اما آيا اين نگاه به مذاکرات هسته‌اي صحيح است؟ شواهد متعددي در دست است که نشان مي‌دهد ماجرا اين‌گونه نيست.

در تمام اين سال‌ها، ايالات متحده با تفسيري شاذ – اگر بتوان تفسير حقوقي آمريکا از موضوعي را شاذ دانست – اعلام کرده است که از NPT حق کشورها بر داشتن برنامه غني‌سازي ملي را استنباط نمي‌کند. تقريباً موضع تمامي کشورهاي ديگر عضو NPT در اين رابطه بر خلاف تفسير آمريکا است. علت اصلي پشتيباني مداوم کشورهاي عضو جنبش عدم تعهد از حق هسته‌اي ايران در اين مدت نيز همين ديدگاه شاذ آمريکا است.

در بسياري از مسائل بين‌المللي، آمريکا تفسيرهاي يک‌سويه و بعضاً دوگانه‌‌اي از قوانين بين‌المللي دارد و سعي مي‌کند تفسيرهاي عجيب خود از اين قوانين را به عنوان تفسير برتر بر جهانيان، به ويژه کشورهاي در حال توسعه، تحميل کند. اين اتفاق در حوزه‌ي هسته‌اي نيز رخ داده است و با همراهي ديگر قدرت‌هاي هسته‌اي جهان، اجازه‌ي شروع يک برنامه‌ي هسته‌اي کاملاً بومي تحت NPT به هيچ کشوري خارج از حلقه‌ي قدرت‌هاي هسته‌اي داده نشده است؛ معدود کشورهايي که به اين توان دست يافته‌اند يا به شکل مخفيانه به توسعه‌ي فناوري پرداخته‌اند، يا اساساً عضويت در NPT را نپذيرفته‌اند، يا تحت فشارهاي کمرشکن بين‌المللي به عقب‌نشيني يا انزوا رانده شده‌اند.

از سوي ديگر ايران کشور قدرت‌مندي است که با تکيه بر دو عنصر دروني خود، يعني منابع سرشار طبيعي و انساني و انگيزه‌ي انقلابي، همواره سعي کرده است در عين باقي ماندن در چارچوب قوانين بين‌المللي، بدون آن که به شکل رسمي به عنوان يک کشور «سرکش» شناسايي شود، نرم‌هاي ظالمانه‌ي بين المللي را به چالش بکشد و فضا را براي فعاليت خود و ديگر کشورها باز نمايد.

در موضوع هسته‌اي نيز ايران چنين مسيري را پيش گرفته است. در طول اين يک دهه رويارويي، ايران همواره بر حق خود در چارچوب NPT بر چرخه‌ي سوخن کامل تأکيد داشته است و هيچ‌گاه حتي تهديد رسمي به خروج از NPT نيز نداشته است. همين روي‌کرد همراهي با جامعه‌ي جهاني در عين تکيه بر حق خود است که باعث همراهي عمده‌ي جامعه جهاني (از نظر تعداد) و تقريباً همه‌ي کشورهاي در حال توسعه از ايران شده است. در واقع ايران با مسيري که در موضوع هسته‌اي پيش گرفته است، پيش‌قراول و سدشکن مسير دست‌يابي به فناوري هسته‌اي گرديده است. کشورهاي متعددي به نتيجه‌ي مسأله هسته‌اي ايران چشم دوخته‌اند و اميدوارند با پايداري ايران بر اثبات حق هسته‌ايش، بتوانند پس از ايران شروع به راه‌اندازي چرخه‌ي سوخت و برنامه‌ي هسته‌اي بومي نمايند.

مقاله‌اي که مؤسسه‌ي بروکينگز در مورد برنامه‌ي هسته‌اي ايران در انتهاي ماه مارس منتشر کرد و جلسه‌ي رونمايي آن مقاله، اهميت اين موضوع از ديدگاه آمريکا را نيز روشن مي‌کند. تيمي که در حال حاضر در زمينه‌ي عدم اشاعه و همچنين مسائل ايران با مؤسسه‌ي بروکينگز همکاري دارند، به دولت اوباما نزديک هستند و اعضاي آن در سال‌هاي اخير در سطوح ارشد تصميم‌گيري در دولت آمريکا فعاليت داشته‌اند. مقاله‌ي 56 صفحه‌اي «ممانعت از يک ايران هسته­اي – الزامات يک توافق هسته‌اي جامع»[3] که  به قلم رابرت اينهورن[4]، مشاور ويژه وزارت خارجه آمريکا در امور عدم اشاعه و کنترل سلاح از 2009 تا 2013 نگاشته شده است، آن‌قدر براي مؤسسه‌ي بروکينگز حائز اهميت بوده است که براي آن جلسه‌ي رونمايي برگزار کرده است، و آن‌قدر از نظر بزرگان سياست خارجي آمريکا مهم بوده است که شخصي چون دنيس راس نيز در اين جلسه شرکت جسته است.

در جلسه‌ي رونمايي مقاله، «فرانک وان هيپل»[5] نکاتي را در مورد مسأله‌ي هسته‌اي ايران ابراز کرد که نگاه جهان‌شمول آمريکا به اين توافق را شفاف مي‌کنند. او که يک دکتر فيزيک ذرات بنيادي, عضو هيأت علمي دانشگاه پرينستون و يکي از فعالان عرصه‌ي عدم اشاعه در آمريکا است، تأکيد کرد که اهتمام ويژه‌ي اوباما به موضوع هسته‌اي ايران از آنجا ناشي مي‌شود که اين موضوع از نظر ايالات متحده ابعادي فراتر از دست‌يابي يک کشور سرکش به سلاح هسته‌اي و يا حتي برپايي مسابقه‌ي تسليحاتي در منطقه دارد. او با تأکيد بر اين که اساساً غني‌سازي اورانيوم فعاليتي با کاربرد دوگانه است، وجود چرخه‌ي سوخت بومي در کشورهاي مختلف را واجد خطر اشاعه‌ي سلاح‌هاي هسته‌اي دانست. بر اين اساس، راهکاري که آمريکا دنبال مي‌کند آن است که اساساً امکان وجود ساختار غني‌سازي ملي براي هيچ کشوري وجود نداشته باشد. روش پيشنهادي وان هيپل آن است که با تلاش سياسي آمريکا در جهت اصلاح NPT، غني‌سازي ملي ممنوع شود و استفاده از شرکت‌هاي غني‌سازي چندمليتي جاي‌گزين آن شود. او اذعان داشت که کشورهاي زيادي در موضوع حق غني‌سازي با ايران هم‌داستان هستند و قانع کردن آنها کار سختي خواهد بود، اما با تلاش پيگير ايالات متحده‌ي آمريکا، و نمايش آن که حتي اين کشور نيز از شرکت‌هاي غني‌سازي چندمليتي استفاده مي‌کند، مي‌توان به اين هدف دست يافت.

اما موضوع آنجا جالب­تر شدکه وان هيپل گفت: توافق جامع با ايران مي‌تواند نمونه‌ي خوبي باشد که بر اساس آن NPT را اصلاح کرده، توافق ديگر کشورها براي اين محدوديت را جلب کنيم! با کنار هم گذاشتن اين نکته در کنار صحبت‌هاي ديگر حاضرين در جلسه در مورد محدوديت سنگين بر سقف مجاز غني‌سازي ايران در توافق جامع – به شکلي که هرگز براي نيازهاي تأمين انرژي کفايت نداشته باشد – و زمان طولاني توافق‌نامه، مي‌توان به روشني دريافت که برنامه‌اي که ايالات متحده نه تنها براي ايران، بلکه براي کل جهان در موضوع هسته‌اي طراحي کرده است چيست: محدوديت چرخه‌ي سوخت ايران به سطح تحقيقاتي-آزمايشگاهي، برقراري نظارت­هايي فراتر از پروتکل الحاقي بر اين فعاليت‌ها، پيشنهاد اين توافق‌نامه به عنوان الگوي اصلاح NPT، و تلاش و چانه­زني سياسي سنگين براي تصويب آن. در صورت موفقيت آمريکا در اين طرح، در واقع بعد از دوران طولاني‌مدت توافق جامع، نه ايران و نه هيچ کشور ديگري نخواهد توانست به شکل قانوني به توليد سوخت هسته‌اي به شکل ملي دست بزند! و به همين دليل است که در برنامه‌ي اقدام ژنو، ايالات متحده پذيرفته است که بعد از مدت توافق جامع، وضعيت ايران به وضعيت يک کشور عادي با همه حقوق يک کشور عضو NPT تبديل شود – چون در واقع در آن روز NPT بر اساس توافق جامع به­روز شده است.

با اين تعريف «برد» از سوي ايالات متحده، روشن است که «برد»ي که از طرف ايران تعريف مي‌شود، نمي­تواند چيزي در سطح «يک برنامه‌ي غني‌سازي محدود و مورد توافق طرفين» باشد، بلکه تأکيد بر «پذيرش حق غير قابل انکار و بدون محدوديت استفاده از انرژي صلح‌آميز هسته‌اي، شامل امکان در اختيار داشتن کليه‌ي اجزاء چرخه‌ي فناوري» بايد مورد تأکيد واقع شود؛ اين مبارزه‌اي است نيابتي، که در آن ايران از طرف تمام ملت‌هاي ضعيف نگاه‌داشته‌شده مي‌جنگد، و نمي‌تواند در اين مبارزه با گرفتن آب‌نبات برنامه‌ي غني‌سازي آزمايشگاهي، حق همه ملت‌هاي جهان را بفروشد – مگر آن که موقعيت خود در پيشاپيش صف مبارزه با استکبار را نيز واگذار نمايد.


[1] Preventing a Nuclear Armed Iran: Requirements for a Comprehensive Nuclear Agreement

[2] Robert Einhorn

[3] Preventing a Nuclear Armed Iran: Requirements for a Comprehensive Nuclear Agreement

[4] Robert Einhorn

[5] Frank Von Hippel

۱ دیدگاه

    […] مساله‌ای تکنیکی یا وجهی نمادین؟، سید محمد سجادی، پایگاه علوم اجتماعی اسلامی ایرانی، مورخ ۲۱ اردیبهشت […]

پاسخ دادن به مبارزه – رسانه دانشجویان خط امام » نقدی بر «انرژی هسته‌ای» به‌عنوان سیاست‌ کلان نظام (لغو پاسخگویی)

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه