معرفی کتاب «انسان شناسی یاریگری»

علوم اجتماعی اسلامی

زمان انتشار: ۱۴:۵۸ ۱۳۹۱/۰۵/۲۹

فصل نهم کتاب به یکی از مهمترین موضوعات درفضای اخیر علوم اجتماعی ایران می پردازد یعنی «نظریه ی تکروی و ناهمکاری ایرانیان وبه ویژه کشاورزان ایرانی». یکی از مشهورترین احکام درباره ی ایرانیان به طور اعم وکشاورزان به طور اخص، گمانه یا گزاره ی تکروی ایرانیان و به ویژه کشاورزان ایرانی است. این گزاره با تکرار در کار میدانی خانم لمبتون در نیم قرن گذشته، صبغه ی علمی به خود گرفته است. (ص404)
دکتر فرهادی اهمیت این نظریه را از جهاتی چند مورد توجه قرار می دهد از جمله این که در بعد سیاسی آن، از یک سو درسطح ملی گریزگاهی فراخ، نامریی و با کمترین هزینه را برای مدیران مسئولیت گریز فراهم می کند تا بار شکست برنامه های کلان را از دوش صاحبان قدرت و مسئولین برداشته و بر شانه ی مردم بگذارد.

دکتر مرتضی فرهادی

1388

نشر ثالث

در حالی که از یک سو هژمونی علوم اجتماعی و انسانی غرب بر ذهن و اندیشه ی اساتید و دانشجویان این رشته ها امکان اندیشه ورای نظریه های آن ها را سخت کرده و از سوی دیگر اندک منتقدان علوم اجتماعی عمده نقدهای خود را از منظری فلسفی وانتزاعی بنا می نهند، دکتر مرتضی فرهادی شاید از معدود افرادی باشد که آستین همت را بالا زده و با گام گذاشتن به میدان تجربی، عمر و همت خویش را مصروف تحقیقات و طرح دیدگاه هایی نموده که بسیاری از نظریه های مردم شناختی و جامعه شناختی غرب را به چالش کشیده است.

کتاب «انسان شناسی یاریگری» یکی از آثار ایشان و از نتایج حدود سی سال تحقیقات میدانی ومطالعاتی ایشان است که به معرفی اجمالی آن می پردازیم. دکتر فرهادی در مقدمه ی طولانی این کتاب ابتدا به نقد علوم اجتماعی می پردازد و عنوان می کند علوم اجتماعی و مهم ترین شاخه های آن همچون جامعه شناسی، در پی مشروعیت بخشی به نظام های قدرت و سلطه است و به موضوعات جزیی وکنده شده از بستر تاریخی و مسایل انحرافی روی آورده است (ص13) بیماری ای که به محیط های دانشگاهی ایران نیز راه یافته و به دور افتادن بیش از پیش علوم از مسایل این جوامع دامن زده است، و به طرح مسایلی بی ربط و کلیشه ای و مد روز و بدتر از همه برخی مضمون تراشی های تجزیه طلبانه وتفرقه افکنانه در کلیت و یکپارچگی نیروهای بالنده ی جامعه منجر شده است. (ص14- نقل به مضمون)

فصل اول تحت عنوان «رفتارهای یاریگرانه ی جانوران» به جستجوی یاریگری در میان موجودات مختلف می پردازد.
هدف از پرداختن به این مساله این است که رفتارهای یاریگرانه ی جانوران در زیر فشار و سنگینی و هیاهیوی قانون تنازع بقا کم تر مورد توجه قرارگرفته است. این در حالی است که مطالعات طبیعی دانان جدید نشان داده است که فرآیند تعاون در بین گیاهان و جانوران نیز به اندازه ی فرهنگ انسان صادق است. (ص 112)
دکترفرهادی بر این باور است که جستجوی رفتارهای یاریگرانه در حیوانات ممکن است ما را به درک عمیق تری از رفتارهای یاریگری و انسان رهنمون کند… رفتارهای یاریگرانه ی جانوران هم فی نفسه و هم از جهت فراهم آوردن امکان مقایسه این گونه رفتارها با رفتارهای انسانی و احیاناً تعمیم آن ها دارای اهمیت است. (ص113)در ادامه این فصل انواع رفتارهای یاریگرانه درمیان انوع جانداران با ارایه شواهد ومثال هایی تشریح شده است.

فصل دوم کتاب تحت عنوان «آدمی گری ویاریگری: واقعیت ها، ضرورت ها و پیشینه ی یاریگری (همکاری، مشارکت) در تاریخ آدمیان» به ضرورت حیاتی همکاری در میان جوامع انسانی و دلایل عینی و ذهنی افزونی یاریگری در میان آدمیان، نسبت به همکاری جانوران و گیاهان پرداخته کوشش می کند تا اثبات نماید که همکاری هم مقدم بر جنگ و هم نسبت به آن، قاعده است. اما جنگ و ستیزه در جامعه، نسبت به عمر طولانی جوامع، هم متاخر و هم استثناء است. (ص135)

فصل سوم کتاب تحت عنوان «فضای مفهومی مشارکت» نگاشته شده ودر آن مولف به بررسی معانی و تشریح فضای مفهومی مشارکت و هم معنایی و ناهم معنایی یاریگری (یاوری، تعاون) با مشارکت (انبازی) و همکاری پرداخته است. 

فصل چهارم کتاب حاضر به «نظریه های همکاری وگونه شناسی نظریه های مربوط به همکاری در کار اندیشه ورزان و دانشمندان علوم اجتماعی» اختصاصی یافته است.

ازمنظر نویسنده همکاری در جامعه شناسی به اندازه ای مهم بوده است که اغلب به عنوان یکی از ویژگی های مهم در برخی تعاریف گروه و جامعه واردگردیده است. (ص210)دکتر فرهادی در بررسی ریشه ی تعاون و اینکه از گرایش های فطری و غریزی و طبیعت دوستانه ی آدمی برمی خیزد یا زاییده ی یادگیری و نوع تربیت اوست، و یا در نیازمندی ها و ضرورت های زندگی و یا در خردمندی وفایده گرایی ریشه دارد، عنوان می کند که لزوم و ضرورت، بیش از عوامل دیگر درکم وکیف و زمینه های یاریگری موثر است، اگرچه عوامل دیگر و از آن جمله یادگیری وتجربیات تاریخی و فرهنگی نیز در تشدید و یا تخفیف آن می تواند موثر واقع شود. (ص 212)

دکتر مرتضی فرهادی

در این فصل آرای اندیشمندان مختلف مسلمان و غیرمسلمان نظیرفارابی، ابن خلدون، غزالی، ذکریای قزوینی، آدام اسمیت، اگوست کنت، کروپتکین، ونیز دیدگاه های طبیعت گرایان، خردگرایان، فایده گرایان درباره ی تعاون بررسی شده است. 

فصل پنجم به «دلایل کم توجهی نسبی به همکاری در علوم اجتماعی» پرداخته است. در این فصل عنوان می شود همکاری به خاطر ماهیت خویش خواه ناخواه به صورت مستقیم یا غیرمستقیم در تعاریف و مفاهیم و در برخی مکاتب وکار صاحب نظران جامعه شناسی، روان شناسی اجتماعی و اقتصاد، و به ویژه مردم شناسی اثراتی از خود به جای گذاشته است. اما کمترکسی از صاحب نظران به نام این رشته ها «همکاری» را مستقیماً ودر کانون توجهات فکری و برنامه ی کاری خویش قرار داده است. (ص241)

فصل ششم کتاب به «نقد آرا در تعریف وگونه شناسی مفهوم یاریگری» اختصاص یافته است. در این فصل نویسنده با اشاره به اختلافات، ابهامات و مشکلات موجود در تعریف همکاری که خود را درگونه شناسی های موجود از همکاری، خود را نشان می دهد؛ به نقد و بررسی اختلافات، ابهام ها ومشکلات موجود در تعاریف و گونه شناسی خودارایه نموده اند.

فصل هفتم کتاب به «گونه شناسی یاریگری و تعاونی سنتی در ایران» پرداخته است. در ابتدای این فصل عنوان می شود فقر اقتصادی، فقدان امنیت، شرایط اقلیمی وجغرافیایی دشوار از سویی و «پتانسیل فرهنگیِ» فرهنگِ یاری دوست و پراخوتِ اسلامی و ایرانی از سوی دیگر، در درازای زمان، به ویژه روستاییان وکوچ نشینان ما را هر چه بیشتر به هم وابسته کرده است. برخورد سازنده و هوشیارانه با این دشواری ها، چه در زمینه ی تولید و چه در زمینه ی مبارزه با طبیعت و سایر عرصه های اجتماعی، به آفرینش شکل های بسیارمتنوع و سازگاری از یاریگری و تعاونی های سنتی در جامعه ی ایرانی انجامیده است. (ص6-315) در ادامه ی این فصل طبقه بندی های مختلفی از انواع یاریگری در ایران ارایه شده است.

فصل هشتم کتاب تحت عنوان «ساخت های جهانی همکاری: همه گاهی و همه جایی بودن انواع جوهری یاریگری و مشارکت» نگاشته شده است.

مولف در ابتدای این فصل عنوان می کند: «در چهار دهه ی گذشته، مولف آن چه را که نخست از رفتارهای یاریگرانه ی آدمیان و انواع آن، محلی، خاص و بی همتا می پنداشت، به تدریج در جاهای دیگر ایران و در زمینه های دیگر و با شگفتی گاه در سایرکشورها و فرهنگ ها و افزون
برآن، دردیگر زمان ها نیز یافته است .
در ادامه ی این فصل مولف مثال ها و شواهدی از انواع مختلف همکاری در برهه ی های مختلف تاریخ و از نقاط مختلف جهان ارایه می دهد تا همه جایی وهمه گاهی بودن همکاری را نشان دهد. ساخت های اصلی همکاری از دو طریق نرمش لازم را برای تطابق خود با شرایط جدید وگوناگون به دست می آورند: یکی با ترکیبات متنوع و فزاینده ی صفات ثانوی به صفات اصلی، و دیگری با گونه آمیزی انواع یاریگری، نه تنها گونه آمیزی انواع جوهری با هم، که گونه آمیزی با صفات ثانوی و عرضی جدید. (ص399)

فصل نهم کتاب به یکی از مهمترین موضوعات درفضای اخیر علوم اجتماعی ایران می پردازد یعنی «نظریه ی تکروی و ناهمکاری ایرانیان وبه ویژه کشاورزان ایرانی». یکی از مشهورترین احکام درباره ی ایرانیان به طور اعم وکشاورزان به طور اخص، گمانه یا گزاره ی تکروی ایرانیان و به ویژه کشاورزان ایرانی است. این گزاره با تکرار در کار میدانی خانم لمبتون در نیم قرن گذشته، صبغه ی علمی به خود گرفته است. (ص404)

دکتر فرهادی اهمیت این نظریه را از جهاتی چند مورد توجه قرار می دهد از جمله این که در بعد سیاسی آن، از یک سو درسطح ملی گریزگاهی فراخ، نامریی و با کمترین هزینه را برای مدیران مسئولیت گریز فراهم می کند تا بار شکست برنامه های کلان را از دوش صاحبان قدرت و مسئولین برداشته و بر شانه ی مردم بگذارد. (ص405) از سوی دیگر در سطح بین المللی نیز این مساله روی سیاه پانصد ساله ی استعمار را در گذشته، وکشورهای مرکز را امروز نزد ایرانیان وکشورهای پیرامون سپید می کند. در پس افتادگی توسعه ای و شکست برنامه های
کلان در ایران وکشورهایی نظیر، آن ها هیچ گناهی ندارند. این ملت و فرهنگ ایران وکشورهایی نظیراست که به خاطر فردگرایی و… عقب افتاده اند. آن ها عقب افتاده اند و نه عقب نگه داشته شده. (ص406) 
علاوه بر این مولف به دلایل روانی و علمی اشاعه ی این نظریه یا گزاره نیز پرداخته است. در ادامه این فصل مولف دلایل رسوخ ونفوذ تکروی ایرانیان ضمن تشریح  به تحقیقات و مطالعات کمی وکیفی انجام شده درباره ی همکاری و یاریگری ایرانیان اشاره کرده و در پایان نتیجه می گیرد برخلاف گزاره های رایج ایرانیان در بسیاری از زمینه های اجتماعی دارای روحیات مشارکت جویانه و همکاری هستند.

دکتر فرهادی با تذکر به آن هایی که تصور می کنند ایرانیان اگر در مسایل اقتصادی واجتماعی هم دارای روحیه ی مشارکتی باشند، درحوزه ی سیاست این گونه نیستند؛ عنوان می کند اگر منظور از مشارکت سیاسی را به قول مایرون وینر «هر عمل داوطلبانه ی موفق یا ناموفق، سازمان یافته یا بدون سازمان، دوره ای یا مستمر، شامل روش های مشروع و نامشروع برای تاثیر بر انتخاب رهبران و سیاست ها و اداره ی امور عمومی در هرسطحی از حکومت محلی وملی» بدانیم، در 115 سال گذشته جامعه ی ایران شکلی از مشارکت سیاسی وجود نداشته که آن را تجربه نکرده باشد. (ص454) مولف تاکید می کند: «مهمترین دلیل ما برای مشارکتی بودن ایرانیان – حتی در زمینه ی سیاسی – وقوع دو انقلاب اجتماعی درکمتر از یکصد سال می باشد. دو انقلاب تاثیرگذار درسطح منطقه ای وجهانی کم تر از 75 سال، که دومی را پیر بلانشه، خبرنگار روزنامه ی لیبراسیون «قیام همه ی مردم» و میشل فوکو که شاهد مردم تهران پس از کشتار هفده ی شهریور بوده است اراده ی مطلقاً جمعی نامیده است. (ص9-458)

فصل دهم کتاب به موضوع «فرهنگ ایرانی و مشارکت» اختصاص پیدا کرده است. در این فصل عنوان می شود هم تعدد و افزونی و دایره ی واژگان برای همکاری ومشارکت و انواع آن، هم ترکیب و ریشه شناسی این واژگان می تواند در فهم کم وکیف یاری درجامعه ی ما درگذشته کمک کند. واژگان بسیار فارسی و عربی مترادف و متباین همکاری، نشان از کاربرد بسیار آن در زندگی ایرانیان بودهاست و اهمیت همکاری را در این جامعه، و فرهنگ آن نشان می دهد. (ص464)

بخش انتهایی کتاب نیز پیوست «انسان شناسی یاریگری: نگاهی به مشارکت های سنتی زنان ایرانی با محور اصلی همیاری (همیاری همگرا و واگرا)» می باشد که در آن به انواع همیاری های زنان ایرانی در نقاط مختلف ایران اشاره شده است. در مجموع می توان اثر حاضر را قدمی مبنایی و مهم در راستای تغییر پارادایم در فضای علوم اجتماعی مدرن که غالب مسایل اجتماعی را از دریچه ی منفعت شخصی و تنازع برای بقا تحلیل می کند، قلمداد کرد. اما مهجوریت این اثر و نیز مولف دلسوز آن، آن را تاکنون از توجهی که باید از سوی جامعه ی علمی جلب می شد به دور داشته است!

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه