انقلابیهای ضد انقلاب:چگونه گفتمان انقلاب بورژوازی حزب اللهی تولید میکند!

زمان انتشار: ۰۹:۱۶ ۱۳۹۱/۰۷/۶

آنچه از ظواهر و گفتمان رسمی و عملکرد جمهوری اسلامی در ۳۳ سال گذشته ارزیابی میشود حاکی از تسلط گفتمان شریعتی/مطهری در شکل گیری مناسبات قدرت در جمهوری اسلامی است. برای جمهوری اسلامی مبارزه با غرب سیاسی و نه مدرنیته، پیشرفت در علوم و صنایع مدرن نه گزار از آن و اعتماد به ساختارهای مدرن در اسلامی کردن جامعه در فرم موضوعیت داشته که همه از غیبت نگاه آوینی در توضیح نسبت انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی حکایت دارد.

روی کار آمدن دولت نهم و
ارجاعات محمود احمدی نژاد به لزوم احیای ارزشهای انقلاب اسلامی بود که باعث شد
واژگانی چون  گفتمان، انقلاب اسلامی، احیا و ارزشها که تا چندی پیش تنها توسط
گروهی از فعالین فکری و فرهنگی مورد استفاده قرار میگرفت به شکل گسترده وارد ادبیات
سیاسی ایران شود. در روزهای پایانی حضور احمدی نژاد در مسند ریاست جمهوری، ده ها
مرکز و رسانه و فعالین فکری و فرهنگی ظهور کرده اند که همه خود را مدافع گفتمان
انقلاب اسلامی میخوانند. کم نیستند نشریات و ارگانهای فرهنگی که در پسوند و یا
پیشوند خود “انقلاب اسلامی”را یدک میشکند و یا دفاع از گفتمان انقلاب اسلامی را
هدف اصلی خود معرفی میکنند. اما به راستی گفتمان انقلاب اسلامی یعنی چه ؟ و منظور
از این گفتمان چیست؟ و اگر این گفتمان ناظر به یک قدرت است، این قدرت کدام است؟
نسبت گفتمان و قدرت در این جایگاه به چه معنی اند؟

آنچه از نظریه پردازان
نسبت جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی بر می آید به نظر می آید دو نگاه غالب در
تبیین این نسبت وجود داشته است که هر دو نگاه را میتوان در شکل گیری جمهوری اسلامی
به نحوی موثر دانست: نگاه اول : شریعتی/مطهری . نگاه دوم : نگاه آوینی.

نگاه اول: شریعتی /مطهری

در این روایت از گفتمان
انقلاب اسلامی، انقلاب اسلامی شروع نهضتی است که بواسطه آن مسلمانان انقلابی بر
ناتوانی اسلام برای اداره جامعه در عصر مدرن خط بطلان میکشند، وارد عرصه قدرت
میشوند تا با تکیه بر دانش و فرهنگ اسلامی و چالش ضد استعمارانه با غرب کشوری
پیشرفته بسازند و ایران را به نمونه یک کشور پیشرفته اسلامی تبدیل کنند. در این
گفتمان دشمن اصلی، غرب امپریالیست ماب است و مسلمانان میتوانند با تکیه بر نیروهای
بومی از وابستگی به غرب خود را رها کرده و در جهت تلاش برای آبادی سرزمین خود
بکوشند. برای فعال معتقد به این گفتمان، مبارزه سیاسی-دپلماتیک با غرب، تکیه بر
پیشرفتهای مدرن در صنایع و استفاده از امکانات برای اسلامی کردن جامعه موضوعیت
پیدا میکنند و فردیت انقلابی کسی است که در مراکز و ساختارهای قدرت حضور پیدا کرده
و برای تحقق اهداف انقلاب اسلامی با این روایت تلاش میکند.

نگاه دوم: آوینی

در این روایت، از انقلاب
اسلامی به عنوان یک واکنش به تمدن غرب یاد میشود که زمینه ساز شکل گیری تمدن پسا
مدرن شیعی است. در این نگاه، گفتمان انقلاب ناظر به گفتمانی است که قدرت بر آمده
از آن به دنبال ایجاد زنجیره فضاهایی است که در آن ساختارهای مدرن در هم شکسته و
مفاهیم بومی و دینی در شکل گیری جایگزینهای پسا مدرن در روش زندگی در حال تلاش
اند. با توجه به جنس سیال و غیر ایستا قدرت در این روایت، انقلاب اسلامی شکل نهضت
گونه خود را حفظ کرده و با الهام از چارچوب تعیین شده توسط ولی فقیه، به شکل غیر
متمرکز، پخش و موثر دست به آلترنتیوسازی پست مدرن اسلامی-شیعی میزند. در این روایت
اکتویسیم و جهادگری به جای حضور در مراکز مدرن اعمال قدرت موضوعیت یافته و
اکتیویست انقلاب اسلامی فردیتی گذرکرده از مدرنیته است که با درک معنویت انقلابی
برای شکستن ساختارها و مظاهر مدرن هم در لایه نظری ، نشانه ها و گزاره ها و هم در
ساحت عمل تلاش میکند. او همچنین با مطالعه روشهای توسعه غیر سرمایه داری و
یادگرفتن از تجربیات دیگران در ایجاد آلترناتیوهای مبتنی بر زندگی دینی و فطری
تلاش میکند. ء

گفتمان انقلاب امروز:

آنچه از ظواهر و گفتمان
رسمی و عملکرد جمهوری اسلامی در ۳۳ سال گذشته ارزیابی میشود حاکی از تسلط گفتمان
شریعتی/مطهری در شکل گیری مناسبات قدرت در جمهوری اسلامی است. برای جمهوری اسلامی
مبارزه با غرب سیاسی و نه مدرنیته، پیشرفت در علوم و صنایع مدرن نه گزار از آن و
اعتماد به ساختارهای مدرن در اسلامی کردن جامعه در فرم موضوعیت داشته که همه از
غیبت نگاه آوینی در توضیح نسبت انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی حکایت دارد. قرائتی
پست مدرن از انقلاب اسلامی هیچگاه نتوانسته است در عرصه عمل به بروز و ظهور برسد
چرا که نگاه شریعتی/مطهری قدرت ورزی در قالب نیشن -استیت مدرن را تشویق کرده و
اسلامی کردن را نه در ایجاد ساختارها بلکه در اسلامی کردن محتوا و گزاره ها ترغیب
میکند. بدین سان است که روش قدرت ورزی از جنس نهضتهای اجتماعی آلترنتیو ساز غیر
متمرکز در سایه ولایت فقیه، در چارچوب نیشن استیت تقریبا غیر ممکن به نظر میرسند
چرا که نیشن استیت های مدرن در وهله اول قدرت هایی ایستا و متمرکز طلب میکنند و در
وهله دوم به دلیل ذات اصول ناپذیر خود، نه تنها قابل جمع با جوهره دین نیستند بلکه
برای پیشبرد اقتضایات خود، نه از بین رفتن ساختارها بلکه برعکس ساختارهای مدرن را
طلب میکنند.

بنابراین نتیجه تسلط نگاه
شریعتی/مطهری به بروز جنسی از جمهوری اسلامی تبدیل گشته است که به دلیل سیطره
ساختارهای قد و نیم قد دولتی و تمرکز قدرت نیشن استیتی، ظهور هر گونه جنبش اجتماعی
غیر دولتی موافق با مبانی جمهوری اسلامی در ساحتهای مختلف را امری غیر ممکن کرده
است چرا که جنبشهای اجتماعی تنها در خلا وجود ساختار های قدرت مرکزی موضوعیت
میابند. بدین سان است که نهضتهای اجتماعی مطابق با نگاه جمهوری اسلامی در عمل عقیم
بوده و هرگونه آلترناتیوسازی وظیفه نمایندگان مردم در ساختارهای قدرت تلقی شده و
حرکتهای غیردولتی نیز بدون ارتزاق از منابع دولتی نمی توانند به حیات خود ادامه
دهند.

آنچه در اینجا حائز اهمیت
است وجود مراکز و رسانه ها، نویسندگان و فعالینی است که با ارجاع به نگاه آوینی
خود را مدافع گفتمان انقلاب اسلامی خوانده حال آنکه انقلاب اسلامی به مثابه ادامه
جنبشهای قابل لمس پست مدرن شیعی که سعی در ایجاد ساختارهای جایگزین دارند اصلا
وجود خارجی نداشته و نهضتهای جهادگرانه که در شکستن ساختار مدرن به اکتیویسم فکری
و عملی روی می آورند جز در نظریه پردازیه های انتزاعی پراکنده در جایی یافت نمی
شوند.

و شاید به خاطر فرار از
روبرویی با این واقعیت است که بعضی به تفکیک انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی روی می
آورند حال آنکه انقلاب را باید در عملکرد انقلابیون در ساحت قدرت در جمهوری اسلامی
فهم کرد. اگر انقلابیون صحنه نهضتهای اجتماعی رسالت محورکف خیابانی را خالی گذاشته
و به مراکز قدرت کوچ کرده اند نباید انتظاری جز تبدیل جمهوری اسلامی به یک نیشن
استیت مدرن دیگر با تمام خصلتهای آن که امروز جنبشهای تسخیر در صدد طغیان بر آن
هستند داشت. تفکیک جمهوری اسلامی از انقلاب تنها زمانی پرمعنی است که
 طرفدران گفتمان انقلاب اسلامی گاها مستقل و گاها در پیوند با ساختارهای مدرن
حداقلی در حال تولید جایگزینهای دینی اند. تنها در صورت وجود چنین اکتیویسم های
جهادگرانه آلترنتیوساز هستند که در صورت داشتن یک رسانه آن رسانه میتواند خود را
رسانه انقلاب اسلامی بنامند و اگر در این میان هنری در فرم در مدیوم و در محتوا،
راه مبارزه با ساختارهای مدرن را تسهیل میکند باید آنرا هنر انقلاب اسلامی فهم کرد
و  فردیت های که این اتفاق را ذیل ولایت فقیه رغم میزنند جهاد گر انقلابی
دانست.

در غیر این صورت گفتمان
انقلاب اسلامی چیزی نیست جز ارجاع به مفهومی به شدت انتزاعی و شاید به خاطر همین
است که بعضا انقلابی گری به یک بیعت سیاسی صرف – وبرای بعضی پرسود- تقلیل داده شده
و لفظ انقلابی به جای مفهوم اصول گرای سیاسی در قالب نیشن استیت ایرانی استفاده
میشود که هیچکدام به مفهوم فردیت انقلابی با نگاه آوینی ربطی پیدا نمیکنند.

در این میان هستند اشخاص
و مراکز فرهنگی و رسانه هایی که خود را طرفدار گفتمان انقلاب اسلامی نامیده و با
سکولار، غرب زده و  ناکارآمد خواندن اهالی قدرت درحوزه رسانه، پژوهش و فرهنگ
برای حضور خود را در عرصه منطق سازی میکنند و با ایجاد رانتهای ایدولوژیک و یا
گاها خانوادگی تحت عنوان کار انقلابی و مفسران برحق کلام ولی به صحنه می آیند.
 این در حالیست که این مجموعه های فکری و فرهنگی در صدد پر کردن خلا بعضی
فقدانها در جمهوری اسلامی در راستای قدرت ورزی در ظرف نیشن استیت مدرن هستند که نه
تنها نسبتی با جهادگری انقلابی ندارند بلکه به سلطه بیرحم ساختارهای مدرن حال از
جنس ایرانی آن کمک میکنند. به عنوان مثال بسیاری از این عناصر و دستگاههای فکری و
فرهنگی و رسانه ای در حال جبران ضعف رسانه های رسمی و یا فضای آکادمیک در پیشبرد
جمهوری اسلامی در اقتضایات امروزی هستند و حرکتهای آنان قطعه های از پازل حکومت
ورزی با نگاه شریعتی/مطهری را کامل میکنند هر چند که این افراد در ساحت فکر تحت
تاثیر آوینی باشند.

بسیاری از این افراد و
مراکز خود را انقلابی ، دینی و ضد غرب معرفی میکنند غافل از آنکه اینها خود آرام
آرام به دستگاههای قدرت ورزی مدرن تبدیل گشته و به خاطر پیوند خود با لوازم نیشن
استیت و ربط این رسانه ها و مراکز و فعالین با بودجه های مختلف رسانه ای و فرهنگی،
از فردیتهای در آرمان انقلابی، پس از مدتی بورژوازی حزب اللهی میسازند که در لایه
نشانه ها، در رمانها و مستندها و در ادعای رسانه ای همه تحت تاثیر آوینی، اما در
عمل، در روش زندگی و در فهم از انقلابی بودن همه ضد آوینی اند.

 

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه