نگاهی دوباره به کتاب اخیر دکتر کچویان

انقلاب اسلامی ایران و معرفت شناسی جدید اسلامی

نویسنده:

زمان انتشار: ۱۹:۴۷ ۱۳۹۱/۱۱/۱۷

آنچه به لحاظ دینی، انسان را در میان این دو طیف، هدایت می‌کند و حقیقت را به وی نشان می‌دهد، امری ماورای خود انسان و تاریخ اوست و مهمترین نمود عینی آن، امامت در تفکر شیعی است. ایشان معتقد است از لوازم قبول اینکه انسان، در این دو طیفِ در مسیر حقیقت‌یابی، امکان نجات و درک حقیقت، به صورت خودبه‌خودی و بدون اتکا به موجودی فراتر از انسان، را ندارد، اعتقاد به وجود نیرویی ماورایی مانند هدایت امام و پذیرش ولایت است.

مقدمه

دکتر حسین کچویان است در آخرین کتاب خود که مسئلۀ اصلی آن، ارائۀ تحلیلی از انقلاب‌های اخیر منطقه است، با تکیه بر این چارچوب تحلیلی که انقلاب اسلامی، نوعی انفتاح در تاریخ بشری بوده است، انقلاب‌های منطقه را به نوعی متاثر از بستر و زمینۀ تاریخی‌ای می‌داند که با انقلاب اسلامی در برابر و ضدیت با غرب، گشوده شده است. لذا تاثیر انقلاب اسلامی بر این انقلاب‌ها یا دیگر تحریکاتی که در سال‌های بعد، امکان وقوع آنها وجود دارد، تاثیر علی-معلولی، به معنای رایج نیست، بلکه این تاثیر از جنس ایجاد یک بستر و زمینۀ تاریخی است که در اثر انفتاح و گشودگی تاریخ، با وقوع انقلاب اسلامی و گسسته شدن تاریخ تجدد، فراهم آمده است.یکی از مسائل عمده‌ای که بعد از انقلاب اسلامی، در صدر مناقشات معرفت‌شناختی قرار گرفته است، مسئله «علم (معرفت) دینی» است. این مسئله به یک معنا، در چارچوب عام‌تر نسبت میان جهان اسلام و غرب و منازعۀ تمدنی میان این‌دو قرار می‌گیرد. در این حوزه، چهار حوزۀ معرفتی مداخلۀ جدی دارند: 1. سنت فلسفۀ اسلامی که قائل به نوعی مابعدالطبیعه شبه یونانی هستند؛ 2. علم مدرن ؛ 3. رویکردهای پست‌مدرن به معرفت؛ 4. دیدگاه‌های الاهیاتی گریزان از مابعدالطبیعه. در این میان انقلاب اسلامی، در تغییر فضای معرفتی مسملین و گشودن فضای جدیدی برای نوعی اندیشیدن متفاوت، مورد توجه جدی قرار گرفته است.

یکی از منازعات جدی در مورد علم دینی، تمایز علم دینی از علم سکولار است. مطابق دیدگاه‌های فرهنگستان علوم اسلامی، تمایز علم سکولار از علم دینی، وابسته به تلقی متفاوتی است که از واقعیت/حقیقت دارند. توضیح آنکه در این تلقی، ما دو رویکرد حق و باطل داریم. در هر دو رویکرد، می‌توان سخن از علم و سخن از جهل به میان آورد. بنابراین ما هم علم حق و هم جهل حق داریم و از آن سو، هم علم باطل داریم و هم جهل باطل. آنچه در این تلقی حائز اهمیت است، این است که فضای تمدنی-تاریخی بر علم تاثیر مستقیم دارد.

این تلقی، از تلقی رایج در سنت فلسفۀ اسلامی متمایز است. در تلقی رایج در سنت فلسفۀ اسلامی، ما صرفاً یک رویکرد به حقیقت داریم. در این رویکرد واحد، که مبتنی بر رئالیسم معرفت‌شناختی است، علم زمانی حقیقتاً علم دینی است که به حقیقت نزدیک باشد و علم سکولار، حقیقتاً علم نیست. بنابراین ما علم باطل به معنای مذکور نداریم، بلکه علمِ باطل، همان جهل است. در این رویکرد، علم مقوله‌ای مستقل از زمان و مکان انگاشته می‌شود. از این‌رو به‌عنوان مثال، حجه‌الاسلام علی اکبر رشاد، در مناظره‌ای که با حجه‌الاسلام محمد مهدی میرباقری داشته‌ است، معتقد بود رویکرد فرهنگستان به نسبیت‌گرایی معرفت‌شناختی خواهد رسید.

دکتر حسین کچویان با اشاره به این دو تلقی رایج در فضای فعلی، به طرح برخی از مسائل اقدام ورزیده است و از سوی دیگر، کوشیده تا این دیدگاه‌های معرفت‌شناختی را با واقعیت عینی انقلاب اسلامی مرتبط سازد. در ادامه کوشش شده است تا به برخی از این مواضع اشاره شود:

طی مسیر بین دو حد:

در وضعیت فعلی، عموماً در مورد نسبت میان علم مدرن و اندیشۀ دینی، دو حد قابل تشخیص است: 1. حفظ علم کلی و ساحت لازمان و لامکان (که یکی از خصوصیات علم مدرن نیز هست)؛ 2. پیوند معرفت با بافت تاریخی و تمدنی (که از این مقام می‌توان به نقد علم مدرن و عامیت و کلیت آن پرداخت). دکتر حسین کچویان معتقد است نگاه سنتی به علم که در حوزۀ علمیه نیز رایج است و در عین استقلال و اصالت از فکر یونانی، از آن متاثر نیز هست، علم را واجد خصلت کلیت و عامیت می‌داند. این دیدگاه عمدتاً از سوی مرحوم علامه طباطبائی و شاگردان ایشان مطرح شده است. این دیدگاه به جهت اشتراک در مورد کلیت و عامیت دانش، نمی‌تواند مرز خود را با موضع مدرن، به طور مشخص، بیان دارد. از سوی دیگر، به نظر دکتر کچویان، این نگاه با بسیاری ازمواضع خداشناسی و انسان‌شناسی ما سازگار نیست. به عنوان مثال، در نگاه خالص دینی و با عنایت به آیاتی مانند «کل یوم هو فی شأن»، عالم به لحاظ جوهری شکل واحدی ندارد. این مواضع با دیدگاه مذکور و رایج در سنت حوزه علمیه، سازگار نیست و به بیانی دیگر، عینیت‌گرایی خام هم با فکر دینی سازگار نمی‌باشد. در حقیقت، به‌زعم دکتر کچویان، چنین تعابیری در نگاه دینی، اشاره به این دارد که دستگاه عقلی یا شناختی انسان‌ها، محتوایش را از موقعیت‌های خاص انسانی به‌دست می‌آورد و انسان‌هايي که در موقعيت‌هاي وجودي متفاوت هستند، قطعاً نه تنها به لحاظ صوری، بلکه به لحاظ محتوایی نیز دانش‌هاي متفاوتي را به‌دست مي‌آورند. دکتر حسین کچویان، دیدگاه اساتیدی مانند آیت‌الله جوادی آملی را در طیف نگاه سنتی حوزه قرار می‌دهند و اساتیدی مانند دکتر سعید زیبا کلام، که عمدتاً با تکیه بر نگاه‌های پست‌مدرنی به علم، به این مسئله می‌نگرند را در سر دیگر طیف جای می‌دهند.

دکتر حسین کچویان، هرچند در مسئله مذکور، صرفاً به طرح مسئله پرداخته و کاوش در ابعاد این مسئله را بسیار عظیم و نیازمند تاملات ژرف می‌داند، اما یکی از اقتضائات نگاه خاص‌گرایانه به علم را اعتقاد به انقلاب اسلامی می‌داند. از این منظر، دیدگاه دکتر کچویان به نگاه افرادی مانند دکتر سعید زیباکلام، بعد از انقلاب اسلامی و ترویج نگاه دینی، نزدیک می شود؛ «چراکه جهان خاص چنین دیدگاهی را قدرتي حفظ مي‌کند و يک موجوديتي دارد که کسي به اين زندگي تعرض نمي‌کند». البته از این جهت که اگر انقلاب اسلامی و قدرت حاصله از آن نبود این دیدگاه نیز مقبولیت نمی یافت، دیدگاه دکتر زیباکلام مورد نقد دکتر کچویان قرار می گیرد.

انقلاب اسلامی و انفتاح تاریخ:

از این منظر، می‌توان نگاه دکتر کچویان به انقلاب اسلامی را دریافت. ایشان در مورد انقلاب اسلامی، معتقد است با وقوع انقلاب، نوعی انفتاح در تاریخ جهانی ایجاد شده است. اگر از منظر مسئله مذکور به انقلاب بنگریم، این انفتاح، در حقیقت نوعی گسست از فلسفۀ تاریخ مدرن است که بعد از انقلاب فرانسه و آغاز دورۀ جدید، بر کل تاریخ بشری، سایه افکنده بود و در آن، علم بشری، واجد خصلت عامیت و کلیت بوده است. با این انفتاح، امکان گذر از این دیدگاه و قرار گرفتن در وضعیتی ایجاد می‌شود که می‌توان میان این دو سر طیف، طی مسیر کرد. ایشان در مورد این موضع، قائلند که باید نوعی از عینیت را در مورد انسان، قائل باشیم و از این‌جهت، به نوعی به دیدگاه افرادی نظیر مانهایم نزدیک می‌شویم. دیدگاه مانهایم، قائل به نوعی نسبت‌گرایی در مقابل نسبیت‌گرایی است. در این دیدگاه، هرچند از تاثیر بافت تاریخی-اجتماعی بر معرفت غفلت نمی‌شود، اما در نهایت، نوعی عینیت را نیز برای آن در نظر می‌گیرد. هرچند مانهایم نمی‌تواند منشاء اعتقاد به این عینیت و گریز از نسبیت‌گرایی را تبیین نماید.

به عقیدۀ دکتر کچویان، آنچه به لحاظ دینی، انسان را در میان این دو طیف، هدایت می‌کند و حقیقت را به وی نشان می‌دهد، امری ماورای خود انسان و تاریخ اوست و مهمترین نمود عینی آن، امامت در تفکر شیعی است. ایشان معتقد است از لوازم قبول اینکه انسان، در این دو طیفِ در مسیر حقیقت‌یابی، امکان نجات و درک حقیقت، به صورت خودبه‌خودی و بدون اتکا به موجودی فراتر از انسان، را ندارد، اعتقاد به وجود نیرویی ماورایی مانند هدایت امام و پذیرش ولایت است. از این منظر، دکتر کچویان معتقد است مسائلی از این دست که در تفکر صدرایی وجود دارد، بایستی بتواند با تفکرات جدید، توضیح داده شود. به‌عنوان مثال، اینکه در تفکر صدرایی، نبی، در مرتبۀ عقل مستفاد و با ارتقاء نفس، با عقل فعال اتصال برقرار می‌کند، هرچند مسئله را تاحدودی تشریح کرده است، اما بایستی دید این راه‌حل ها با نظر به فکرهای جدید و اقتضائات تمدنیِ جدید تا چه اندازه راه‌گشا است.

اقتضائات تمدنی-تاریخی امامت:

به نظر می‌رسد دیدگاه دکتر کچویان در مورد اقتضائات تمدنی جدید و توضیح مسئله به این زبان، ورودی به بحث امامت و ولایت، پس از انقلاب اسلامی خواهد داشت. به عقیدۀ ایشان، همان‌طور که در تفکر شیعی، امام، به معنای کتاب ناطق است، در حقیقت، امام مفسِر قرآن و حقیقت قدسی به زبان مردم و فهم‌های متفاوت آن‌ها در دوره‌های مختلف حیات بشری است. ایشان معتقد است موضع فعلی شیعه، بالاخص در منطق فلسفی، مقبول و قانع‌کننده نیست. موضع فیلسوفان مسلمان، بیان می‌دارد که «ما می‌توانیم بفهمیم؛ یعنی اینکه ما یک عقلی داریم که می‌تواند درک کلی و عینی به‌دست بیاورد و حداقل این است که فیلسوفان با تکیه بر عقل، می‌توانند به این درک کلی و عینی دست بیابند. اما اگر چنین است، چه نیازی به امامت حیِّ حاضر و ناطق زندۀ تاریخی داریم؟» به عقیدۀ دکتر کچویان، موضع کلامی این مسئله را بهتر حل می‌کند. در این موضع، این مسئله حتی با رسول هم حل نمی‌شود. رسول در زمان خودش، امام است. بنابراین به عقیدۀ ایشان، به نظر می‌رسد مجرای حل مسئله، مستلزم حضور امام حیِّ حاضری است که مجرای ورود به هستی باشد که راه نیل به حقیقت، از وی می‌گذرد. ایشان در توضیح این دیدگاه، شعری از حافظ را بیان می‌دارند: «طی این مرحله بی‌همرهی خضر مکن/ ظلمات است، بترس از خطر گمراهی». البته خودِ امام به این معنا، از سویی با حقیقت مطلق هستی مرتبط است و از سوی دیگر، عصری است و می‌تواند در هر عصری، تجدید و احیاء گردد.

ایشان معتقد است به نظر می‌رسد مسئله ولایت که مبنای انقلاب اسلامی بوده است، با این توضیح، درک می‌شود. از این منظر، ایشان معتقد است چنین هدایتی در جریان انقلاب و بعد از آن، وجود داشته و فردی که فراتر از همۀ انسان‌هاست، این جریان را هدایت می‌کند. از این منظر، فارغ از حضرت امام (ره)، این مسئله را می‌توان در تمایز حب و شأنی که در وجود حضرت آیت الله خامنه‌ای، قبل و بعد از قرار گرفتن در مقام ولایت دیده می‌شود، دریافت. از این منظر، دکتر کچویان معتقد است، «شأن شيعه در دوران غيبت انتظار است؛ يعني عدم اتكاي به خود و توجه به امام داشتن و همين مؤانست، طبق قاعده‌ي لطف و قواعد ديگري كه در مورد نظارت امام گفته‌اند، باعث مي‌شود كه امام اجازه‌ي گمراهي و انحراف ندهد». بنابراین ایشان معتقد است گرایش به یک سر طیف، که قائل به یک عقل کلی و عام انسانی و خودبیناد است و بیش از همه در تفکر مدرن نمایان است، انسان را به بی‌نیازی به خداوند و تجلیات او می‌کشاند. این عقل، با ظهور جریان‌های پست‌مدرن، به چالش کشیده شده است. اما از سوی دیگر، اعتقاد به تکثری که در دورۀ پست‌مدرن ایجاد شده، انسان را گرفتار و حیران در تکثری از داده‌های تاریخی می‌کند. انسان در چنین وضعیتی در تکثر، گُم می‌شود. به عقیدۀ دکتر کچویان، راه نجات از این دو سر طیف و نیل به حقیقت، احساس اضطرار و اعتقاد به فقر ذاتی است. «انسان بايد به لطف و رحمت خداوند توجه داشته باشد تا او را نگه ‌دارد و راهي جز اين ندارد». لازمۀ چنین اعتقادی این است که ما خودمان را در ساحت تاریخی دین ببینیم و از این منظر، «ساحت تاریخی ما، ذیل وجود حضرت رسول (ص) شکل گرفته و آن حضرت و ائمۀ (ع)، تاریخ ما را متعین کرده‌اند. لذا تاریخیت ما تاریخیت غرب نیست و ما تاریخیت خاص خود را داریم و در پیوند با آن معرفت و زیست ما رقم می­خورد. لذا قطعاً گرفتاری آنها را نداریم». روشن است که به عقیدۀ دکتر کچویان، انقلابِ اسلامی، با گسست از تاریخ تجدد، بایستی خود را در ذیل این تاریخ تعریف و تعیین کند.

طرح یک مسئله

روشن است که رابطۀ علم و معرفت دینیِ انسان، در این دیدگاه، با انقلاب اسلامی، ارتباط وثیقی دارد. از این منظر، به نظر می‌رسد میان دیدگاه‌های مطرح شده از سوی «فرهنگستان علوم اسلامی» و دکتر حسین کچویان، شباهت و شاید تفاوت‌های ظاهری و محتوایی برقرار باشد که جای بررسی و تامل دارد.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه