اوج گیری بیداری اسلامی ناشی از عملکرد صحیح رهبران مذهبی است

زمان انتشار: ۱۸:۳۱ ۱۳۹۰/۱۲/۲۲

گسترش این بیداری اسلامی و همزمانی آن با عصری که باید آن را عصر دانایی محوری نامید اکنون موجب شده است که بهار عرب از راه برسد و این دانایی محوری پر گستره و پر ژرفا در سامانه ها ی مختلف جغرافیایی گسترش پیدا کند. در اندیشه در هم پیچیدگی عناصر زمان و مکان ناشی از افزایش سطح قدرت رسانه ای و رهبری رسانه ای اعتراض های سیاسی در سطوح و لایه های گوناگون حیات انسانی موجب شده است که این بیداری به واسطه هم زمانی با دانایی محوری ناشی از ارتباط تنگاتنگ عقول مردمی با یکدیگر زمانه ای را آغاز کند که من آن را نئو تطبیق گرایی می نامم.

بیداری
به معنای حیات و زندگی است.این کلمه به معنای فعال شدن هوش و آگاهی هم به کار می
رود. اسلامی نیز به مفهوم تبعیت و پیروی از آموزه های برترین دین الهی است. بر این
اساس بیداری اسلامی به معنی حیات برتر یا تلاش برای دستیابی به آن است و این حیات،
تنها از دین قابل دریافت است زیرا خداوند به انسان و جهان حیات بخشیده است و
پیامبرش ما را به آن چه زنده می کند، فرامی خواند.

بیداری
اسلامی به معنای زنده شدن دوباره در پرتو اسلام اصیل و تجدیدحیات اسلام است که در
پناه آن، استقلال، عدالت و همه آموزه ها و ارزش های متعالی الهی، بار دیگر زنده می
شود یا حیات می یابد. بیداری یا احیاگری اسلامی نوعی اصلاح گری دینی است. بیداری و
احیاگری اسلامی، زنده نگه داشتن اندیشه انسان و حیات اجتماعی وی بر مبنای دین و به
شیوه دینی است و به همین دلیل باید صورت و سیرت دین بیش از پیش هویدا شود تا در
نتیجه این اقدام، دین به عرصه حیات آدمی باز گردد. اکنون بیداری اسلامی مدتی است
که کشورهای مختلف را دچار تغییر و دگرگونی کرده است. اما ریشه تاریخی بیداری
اسلامی کجاست؟ آیا می توان از آن چه در کشورهای اسلامی رخ داده است، با عنوان
بیداری اسلامی یاد کرد. این پرسش ها را با مهدی مطهر نیا مدرس جامعه شناسی سیاسی
در میان گذاشته ایم.

پیشینه
بیداری اسلامی

وی
با نگاه به پیشینه بیداری اسلامی می گوید: به نظر می رسد نقطه عطف تاریخی در
دیرینه شناسی این معنا را می توان به تلاش های سید جمال الدین اسد آبادی در قرون
اخیر نسبت داد. به این معنا که سید جمال الدین اسد آبادی در گستره ای از تطبیق
گرایی به این پرسش پاسخ گفت که چرا ما عقب مانده ایم و با تاکید بر عقب ماندگی
جهان اسلام در برابر جهان مغرب زمین بر آن شد که بازگشت به اسلام اصیل را به عنوان
راه چاره اساسی این عقب ماندگی مطرح کند. علاوه بر این رویکرد سید جمال الدین اسد
آبادی نخبه گرا بود چرا که با سلاطین و پادشاهان بیشتر به گفت وگو می نشست. اگر چه
توده های مردم مخاطب اصلی او بودند اما بعدها دیدیم که رویکرد اعتدال گرایانه سید
جمال الدین اسد آبادی درباره دو مقوله استبداد و استعمار در مسیر آگاهی بخشی خواص
یا نخبگان جامعه دینی و آگاهی بخشی توده های مردم در رویکردهای ابوالحسن ندوی،
ابوالعلا مودودی سید قطب و در اخوان المسلمین خود را به نمایش گذاشت که کاملا به
طرد غرب در زمان خود پرداختند.

انقلاب
اسلامی نقطه عطف بیداری اسلامی

این
کارشناس و پژوهشگر حوزه سیاسی با بیان این که بعد از این مرحله نقطه عطف دیگری را
می توانیم در بیداری مسلمانان در ایران بیابیم، ادامه می دهد: اگر چه سید جمال در
ایران برخاست اما بیداری او در مصر و با عبده و کواکبی امتداد پیدا کرد. بیداری که
نقطه عزیمت او شد، در ایران با نهضت مشروطه و علمایی چون علامه نایینی، مرحوم
طباطبایی و آخوند خراسانی شکل گرفت و به دنبال آن ما طرح نظریه های شریعت محوری
چون نظریه شیخ فضل ا… را شاهد هستیم. از سوی دیگر انعکاس قوی و پر صدای این تلاش
را می توانیم در انقلاب اسلامی ببینیم که در قرن اخیر نقطه عزیمت دیگری در جنبش
های اسلامی شد و این بیداری اسلامی را در مهم ترین کشور منطقه خاورمیانه به تشکیل
یک نظام جمهوری با رویکرد اسلامی و کارکرد برخاسته از شریعت اسلام سوق داد.

آغاز
عصر نئو تطبیق گرایی

مطهرنیا
می افزاید: گسترش این بیداری اسلامی و همزمانی آن با عصری که باید آن را عصر
دانایی محوری نامید اکنون موجب شده است که بهار عرب از راه برسد و این دانایی
محوری پر گستره و پر ژرفا در سامانه ها ی مختلف جغرافیایی گسترش پیدا کند. در
اندیشه در هم پیچیدگی عناصر زمان و مکان ناشی از افزایش سطح قدرت رسانه ای و رهبری
رسانه ای اعتراض های سیاسی در سطوح و لایه های گوناگون حیات انسانی موجب شده است
که این بیداری به واسطه هم زمانی با دانایی محوری ناشی از ارتباط تنگاتنگ عقول
مردمی با یکدیگر زمانه ای را آغاز کند که من آن را نئو تطبیق گرایی می نامم.

هم
اکنون جغرافیای سه تمدن عمده هزاره ای شاهد نوعی جهش سیاسی به سمت آینده است

وی
اضافه می کند: اکنون جغرافیای سه تمدن عمده هزاره ای بشر یعنی بین النهرین، مصر و
گستره خلیج فارس شاهد نوعی جهش سیاسی به سمت آینده است زیرا مردمان این سرزمین ها
به این می اندیشند که روزگاری تمدن های بزرگ جهانی از جغرافیای آن ها و به واسطه
نیروی انسانی موجود در آن ها در جهان می درخشیده است ولی اکنون با وجود توانایی
های بسیار از کاروان تمدن بشری تنها زحماتش برای آن ها باقی مانده است. لذا خواهان
تغییر وضع موجود یا به پیروی از آن، ایستادگی در برابر حکامی است که مسیر حرکت آن
ها را متوقف یا کند می کند. جوامع این منطقه جغرافیایی و دیگر مناطق جهان در
چارچوب دانایی محوری دراین منطقه جغرافیایی با اضافه شدن به بیداری اسلامی اهداف خود
را دیر یا زود دنبال خواهند کرد و دولت هایی که در این مسیر با ملت های خود همراه
نشوند، در نهایت با چنین سدی روبه رو خواهند بود.

هم
آغوشی بیداری اسلامی با عصر دانایی محوری

مطهرنیا
در پاسخ به این سوال که آیا می توان از آن چه در کشورهای اسلامی رخ داده است، در
این شرایط تلقی بیداری اسلامی کرد و اصولا این بیداری اسلامی چه ویژگی هایی دارد،
می گوید:پدیده ها و پدیدارهای سیاسی و اجتماعی هیچ گاه تک بعدی نیست. مولفه ها یا
شاخص های گوناگونی ناظر بر شکل گیری و محتوا بخشی آن هاست. در وضعیت کنونی آن چه
زیربن یا پی بن اساسی این حرکت ها را تشکیل می دهد چیزی نیست جز دانایی محوری
جوامع و دانش بنیانی انسان ها ی مختلف در دایره ارتباطات رو به گسترش میان ذهنی.
امروز شبکه اینترنت، شبکه های گوناگون تلویزیونی و اخبار و اطلاعات پر شتاب مبادله
شده زمینه رشد فکری جوامع را طی کرده است. فاصله ها مرده است و زمینه تطبیق گرایی
میان جوامع و افراد افزایش پیدا کرده است. فضای فکری تک تک افراد جوامع گوناگون و
گروه های مختلف در ارتباط تنگاتنگ با یکدیگر قرار گرفته و این زمینه را ایجاد کرده
است که دانایی محوری مقایسه گرا، اعتراض های سیاسی را سنگین تر، پر بارتر و پر
پهنا تر کند. دراین زمان جغرافیای کشورهایی که از بیداری اسلامی نیز بهره مند بوده
اند، بسیار تاثیر پذیرتر از این دوره می باشند و امکان شتاب بیشتری یافته اند.در
این کشورها سیستم، غایب است و افراد حاکم اند وضع موجود، بحرانی و خشونت اعمال شده
بر مردم شکننده است. لذا هم زمانی بیداری اسلامی با عصر دانایی محوری در چنین
فضایی طغیان برانگیز است.

اوج
گیری بیداری اسلامی ناشی از عملکرد صحیح رهبران مذهبی است

اوج
و فرود بیداری اسلامی در کشورهای اسلامی که مدتی است روزهای تلخ و شیرین زیادی را
تجربه کرده، موضوع دیگری است که با این محقق و استاد علوم سیاسی مطرح می کنیم. وی
می گوید:اوج بیداری اسلامی بیش از آن که ناشی از بافت موقعیتی بروز و ظهورش باشد،
ناشی از عملکرد صحیح رهبران اسلامی در جامعه تعریف شده مسلمانان بوده است.

فهم
دقیق از اسلام توسط علمای اصیل و البته بیش از سهم نظری، عمل عینی، زمینه ساز بوده
است. چنان چه امام ششم شیعیان فرموده است ما را بیش از آن چه با سخن خویش ترویج
کنید با عمل خود تبلیغ کنید. هر گاه علمای اسلام، حوزه های علمیه و نهادهای شناخته
شده دینی جلوتر از عمل عینی و احکام اسلامی بوده اند و بیش از سخن گفتن در باب دین
به آن عمل کرده اند، بیداری اسلامی در بین توده های مردم عملیاتی تر بوده و زمینه
های برتری پیدا کرده است. لذا فراز و فرود ها بیش از آن که محصول عمل رقبا باشد و
در معرض حرکات تقابلی خود را تعریف کند بر اساس عملکرد انقلابی و اصیل اسلامی فراز
و فرود پیدا کرده است. پس از آن، امر موثر فضای بازی بوده است.بی تردید سنت ابتلا
در دین از اهمیتی جدی برخوردار است و هر گاه رهبران حرکت های دینی و بیداری اسلامی
بافت موقعیتی و محیط عملیات را خوب شناسایی کرده اند، توانسته اند کارساز باشند.

وی
خاطر نشان می کند: آن ها به موقع فریاد زده اند و به موقع سکوت کرده اند. رهبران
انقلابی جهان اسلام اگر دچار قدرت سردرگم نشوند و بدانند چه زمانی باید سکوت و چه
زمانی باید فریاد بزنند این فراز بیداری اسلامی را صعود بیشتری می بخشند.

ابراهیم
جعفری: اجلاس تهران راهبردی برای حمایت از بیداری اسلامی است

نخست
وزیر سابق عراق با اشاره به موفقیت نشست بیداری اسلامی در تهران تاکید کرد که این
نشست دارای برنامه های راهبردی برای حمایت از بیداری اسلامی بوده است. ابراهیم
جعفری نخست وزیر سابق عراق در گفت وگو با فارس در حاشیه نشست بیداری اسلامی در
تهران با اشاره به اینکه این اجلاس دارای اهمیت سیاسی و رسانه ای است، تاکید کرد
که اهداف استراتژیک و متعددی در ورای اجلاس بیداری اسلامی تهران وجود دارد. جعفری
سخنرانی رهبر معظم انقلاب در ابتدای این نشست را دربردارنده مسائل کلی دانست که
افق های راهبردی را برای حاضران گشود. نخست وزیر عراق در ادامه با اشاره به اهمیت
نشست بیداری اسلامی تصریح کرد: نشست هایی از این دست فرصتی برای دیدار رهبران
اسلامی است و دیدار این رهبران در فرصتی غیر از این مشکل است. وی در ادامه عنوان
اولین نشست بیداری اسلامی در تهران را دربردارنده مفهوم کلی این اجلاس دانست و
ابراز داشت: این نشست نگاهی به مسئله بیداری اسلامی است که دیدگاه های مختلف در
این باره از نقاط مختلف از افغانستان، لبنان، فلسطین و عراق را مورد بررسی قرار
داده است. ابراهیم جعفری نشست تهران را فرصت مناسبی برای رهبران اسلامگرا دانست تا
یکدیگر را بهتر بشناسند. وی نشست بیداری اسلامی در تهران را بسیار موفق دانست و
افزود: این نشست دارای برنامه های راهبردی برای حمایت از بیداری اسلامی بوده است.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه