نگاهی به برنامه های دلسوزانه امریکا در قبال ایران

اگر تحریم ها برداشته شود چه می شود؟

نویسنده:

منبع: علوم اجتماعی اسلامی ایرانی

زمان انتشار: ۱۸:۴۹ ۱۳۹۲/۰۹/۲

در نتیجه انعقاد این پیمان، حجم صادرات امریکا به ایران به 20 برابر صادرات ایران به امریکا رسید، این در حالی بود که بسیاری از کالاهای صادراتی آن کشور به ایران جزو مواردی بود که نمونه آن در ایران نیز تولید می‌شد. ورود این کالاها، بسیاری از کارگاه‌های ایران را با ورشکستگی و بحران روبرو کرد و سبب ترویج بیکاری، بحران مالی و فقر در کشور شد.

مقدمه

معمولا هنگامی که بحث از رابطه با امریکا و نتایج آن می‌شود، به مباحثی که مستقیما امریکا دشمنی علیه ایران اتخاذ کرده اشاره می‌شود؛ برای مثال مشارکت آمریکا در براندازی دولت دکتر مصدق، تقویت دیکتاتوری پهلوی و حمایت از رژیم بعثی علیه جمهوری اسلامی، تحریم‌های غیرقانونی و غیرانسانی و به طور کلی مواردی که دولت امریکا موضعی خصمانه علیه ایران اتخاذ کرده است، اما بد نیست نگاهی به نتایج اقداماتی داشته باشیم که امریکا می‌خواسته با ایران طرح دوستی بریزد و دلسوزی نماید. یکی از این موارد اقدامات دولت هری ترومن رئیس جمهور امریکا در دهه 1950 (1320-30 شمسی) در قبال ایران است که به دکترین اصل چهار ترومن مشهور شده است[1].

اصل چهار ترومن چیست؟

برنامه اصل چهار اشاره به بند چهارم از سخنان ترومن رئیس جمهور آمریکا در نطق خود در ۱۹۴۹ (مطابق با 1325 شمسی) دارد وی در این سخنرانی گفته بود: «ما باید اقدام جدیدی را راجع به قابل دسترس کردن مزایای پیشرفت های علمی و صنعتی برای بهبود رشد کشورهای در حال توسعه انجام دهیم. بیش از نیمی از مردم جهان در شرایط بسیار بدی هستند. غذای آنها کافی نیست و قربانی بیماری‌ها هستند، زندگی اقتصادی آنها ابتدایی و راکد است … امریکا در میان کشرهای دیگر در پیشرفت‌های علمی، تکنیکی و صنعتی سرآمد است. منابع مادی ای که ما می‌توانیم در اختیار دیگر مردم برای استفاده و کمک بگذاریم محدود است؛ ولی منابع غیرقابل پیش‌بینی در دانش فنی که به طور دائم در حال رشد است، وجود دارد. من معتقدم ما باید برای مردم طرفدار صلح شرایطی را فراهم کنیم که از گنجینه دانش فنی ما برای بهبود زندگی بهتر بهره‌مند شوند.» [2]

تحلیلگران درباره این سخنرانی و برنامه آمریکا چنین گفتند که آمریکایی‌ها دو هدف کلی از این دکترین دنبال می کردند، نخست ایجاد ثبات اقتصادی برای جلوگیری از رشد کمونیسم در کشورهایی که درگیر مشکلات مالی بودند، دوم کمک به اقتصاد آمریکا از طریق قادر ساختن سایر کشورها به خرید کالاهای آمریکایی[3].

ایران و اصل چهار

در ابتدا تركيه و يونان در گروه اول و كره جنوبي، فيليپين و ايران در گروه دوم كشورهاي دريافت كننده كمك قرار داشتند. اما سرانجام ايران، به دليل اهميت ژئواستراتژيك بيشتر، در گروه اول جاي گرفت و اولين كمك اقتصادي آمريكا براي اصلاحات عمراني و پيشرفت امور اقتصادي، به ايران تعلق گرفت[4].

در واقع ایران آن روز به دلیل جنگ تحمیلی جهانی دوم، دچار فقر و مشکلات اقتصادی فراوان شده بود؛ اقتصادی نامتعادل- جامعه‌ای پرتنش و همسایگانی طمع ورز سبب شدند که ایران دست کمک به سوی دولتی دراز کند که به ظاهر قصد داشت با سرازیر کردن سیل کمک‌های خود به کشورهایی چون ایران، درهای بهشت زمینی را بر مردم فقیر و رنج دیده آنها بگشاید[5].

در پائیز 1327 دولت ایران قراردادی با امریکا امضا کرد که براساس آن امریکا با اعزام یک هیئت تحقیق، نیازهای اقتصادی ایران را ارزیابی ‌کند. کارشناسان امریکایی پس از 4 ماه تحقیق به این نتیجه رسیدند که تخصیص یک وام 250 میلیون دلاری از بانک صادرات و واردات امریکا می‌تواند برنامه هفت ساله عمرانی ایران را تأمین نماید. در ایران تبلیغات فراوانی از سوی دولت «ساعد» به نفع اعطای این وام صورت گرفت و سفر شاه به امریکا در آبان 1328 نیز بیشتر به منظور راضی کردن امریکایی‌ها به پرداخت این وام بود. البته شاه از این سفر دست خالی بازگشت و پرداخت این وام به بهانه ناتوانی ایران در بازپرداخت به موقع آن موکول به امضای قرارداد جداگانه‌ای میان دو کشور راجع به مقررات اصل 4 گردید. این قرارداد در 27 مهر 1329 میان رزم‌‌آرا نخست وزیر و دکتر هنری گریدی ـ سفیر امریکا در تهران ـ به امضا رسید[6].

با روی کار آمدن دکتر مصدق در 1330، وی دلخوش بود که بتواند از مقامات امریکایی کمک دریافت کند و جامعه ایران را که بر اثر «تحریم»های انگلیس به بدترین موقعیت خود رسیده و با انبوهی از مشکلات مواجه بود، نجات دهد. اما هرچه می گذشت همسویی امریکا با انگلستان بیشتر آشکار می‌شد و معلوم شد که امریکا از این کمک‌ها منافع شخصی خود را دنبال می‌کند.

این نکته نیز گفتنی است که آمريكا در منظر ايرانيان تا قبل از كودتاي 28 مرداد 32 شرايط بسيار مناسبتري از بسياري كشورهاي استعمارگر آن روز داشت و به همين دلیل كمك‌های امریکایی حسن نيت تلقي مي‌شد، اما بیشتر وام‌ها و کمک‌های امریکا جنبه نظامی پیدا کرد و از جمله آنها امضای قرارداد برای خريد ده ميليون دلار اسلحه و مهمات توسط دولت وقت بود[7].

نتایج اجرای اصل چهار ترومن

برنامه اصل چهار در ايران شامل چهار بخش كشاورزي (مانند افزايش توليد گندم)، بهداشت (مانند مبارزه با مالاريا، تأمين آب بهداشتي)، عمران (احداث كارخانجات نساجي) و فرهنگی (تعليم آموزگاران) می‌شد.[8] نتایج فعالیت‌های فرهنگی و آموزشی امریکایی که برای خوانندگان آشکار است، اما در مورد موارد دیگر در ادامه تلاش می‌شود به نتایج هر یک به طور مختصر اشاره کنیم.

الف) بخش کشاورزی

اقتصاد ایران در سال‌های بعد از جنگ دوم‏ جهانی مبتنی بر کشاورزی و دامداری بود و حدود 80 درصد مردم در روستاها زندگی می‏کردند. بنابراین کشور می‌توانست نیازهای خوراکی داخلی را تامین کند، به طوری که ایران در زمان نهضت ملی شدن صنعت نفت جزو کشورهایی بود که گندم صادر می کرد. اما با اجرای اصل 4 ترومن، ایران به کشوری تبدیل شد که برای تأمین نان مردم دست خود را در مقابل بیگانگان دراز می کرد. [9]

یکی از مهم‌ترین گام‌ها در اجرای اصل چهار، اجرای اصلاحات اراضی و قراردادن اجباری دهقانان در تعاونی‌های تولید محصولات زراعی بود. با اصلاحات اراضی، ساختار نظام های مالکیت سنتی که حداقل موجب قوام نظام تولید گذشته بود تخریب شد و جایگزینی مناسبی هم پیدا نکرد. دهقانان خرده‌پا که مالک زمین کوچک شده بودند، امکان کشت نداشتند و به شهرها مهاجرت کردند. همچنین با ترویج شیوه کشاورزی مدرن و توزيع بذر امریکایی بين كشاورزان، و ترویج استفاده از کود شیمیایی و ماشین آلات کشاورزی، وابستگی همه جانبه نهاده‌های تولید اعم از ماشین آلات، کود، سم، بذور اصلاح شده و… به خارج از کشور به وجود آمد. این در شرایطی بود که حتی کشورهای توسعه یافته اروپایی در دهه 1960 و 1970 با تشکیل کمیسیونی تحت عنوان CAP خودکفایی در محصولات اساسی کشاورزی را برای اعضای خود هدف گذاری کرده بودند.

عجيب‌ترين هدايايي که آمريکا‌يي‌ها از طريق کمک‌هاي اصل چهار براي ايراني‌ها فرستادند تعداد زيادي خر قبرسي بود! که چون مي‌گفتند نژاد خرهاي قبرسي خيلي خوب است و آمريکا احتمالاً مي‌خواست کمکي به مردم قبرس که تحت تاثير و نفوذ کمونيست‌ها بودند بکند، تعداد 100 راس الاغ درشت قبرسي خريد و آنها را سوار هواپيماهاي نظامي آمريکا در چندين پارتي به ايران فرستاد.

حتی در زمینه دامداری چنین تبلیغ می‌شد که نژاد حیوانات بومی کشور مانند مرغ، گاو، گوسفند و… مرغوب نیست و با هدف ظاهری ايجاد ارتقاي كيفيت محصولات، جوجه، مرغ و خروس امریکایی توزیع و با حیوانات داخلی تعویض شدند. واردات همه جانبه محصولات کشاورزی بویژه محصولات اساسی، جو، ذرت، علوفه، دانههای روغنی، گوشت، مرغ، تخم مرغ، لبنیات، میوه و… و بطور کلی وابستگی غذایی کشور به بیگانه از جمله نتایج این اقدامات بود.

عجيب‌ترين هدايايي که آمريکا‌يي‌ها از طريق کمک‌هاي اصل چهار براي ايراني‌ها فرستادند تعداد زيادي خر قبرسي بود! که چون مي‌گفتند نژاد خرهاي قبرسي خيلي خوب است و آمريکا احتمالاً مي‌خواست کمکي به مردم قبرس که تحت تاثير و نفوذ کمونيست‌ها بودند بکند، تعداد 100 راس الاغ درشت قبرسي خريد و آنها را سوار هواپيماهاي نظامي آمريکا در چندين پارتي به ايران فرستاد. روز پياده‌کردن الاغ‌هاي قبرسي از هواپيماها در فرودگاه مهرآباد معرکه و جنجالي برپا شده بود. روزنامه‌هاي چپي تهران دولت آمريکا را مورد حمله و انتقاد شديد قرار داده و مي‌نوشتند در حالي که الاغ‌هاي بندري در جنوب ايران از اصيل‌‌ترين و قوي‌ترين الاغ‌هاي خاورميانه هستند چه علت دارد که دولت آمريکا بر ملت ايران منت گذاشته تعدادي الاغ از قبرس خريده به ايران اهدا کند؟[10]

ب) بخش سلامت و بهداشت

در بخش بهداشت که باز با عناوین پرطمطراقی چون پيشگيري از بروز امراض همه‌گير و ريشه كني مالاريا، آموزش‌هاي بهداشتي به روستاييان و مخصوصا «زنان» خانه دار، همراه بود، براي مبارزه با مالاريا، روستاهای شمال کشور با داروي ضدپشه (د.د.ت) سمپاشی شدند. اما در واقع آمريکا مازاد مواد و اشياي باقیمانده از دوران جنگ جهانی را به ایران فرستاده بود.

در همین راستا دولت آمريکا تعداد زيادي وسايل آهنين عجيب به ايران ارسال کرد که امریکایی‌ها وجوه آن را به جاي اينکه به خزانه دولت ايران واريز کنند به حساب توليدکنندگان مستراح‌هاي بهداشتي آمريکا ريختند. اين اشياء آهنين در حقيقت آبريزگاه‌هايي به صورت عمودي و شامل اتاقک‌هايي بودند که لگن توالت فقط براي استفاده به حال ايستاده و دفع ادرار در آن تعبيه شده بود.

اين توالت‌هاي جنگي ايستاده براي پادگان‌ها و سربازخانه‌ها و اردوگاه‌هاي موقت ارتش آمريکا در جبهه‌هاي اروپا و آفريقا و آسياي جنوب شرقي ساخته شده بود و چون کارخانه‌هاي آمريکايي صدها هزار از اين دستگاه‌ها را ساخته و مازاد آنها در انبارهايشان مانده بود، کارپردازان اداره مرکزي اصل چهارم در آمريکا از فرصت استفاده کرده مازاد توالت‌هاي مزبور را به عنوان کمک به بهداشت ملل محروم به اين کشورها ارسال داشتند و البته وجوه آن پس از کسر کميسيون‌ها و پورسانت‌هاي محاسبه شده به حساب توليد‌کنندگان آمريکايي ريخته مي‌شد.

به قدري تعداد اين آبريزگاه‌هاي سرپايي که به ايران ارسال شد زياد بود که تخمين زده مي‌‌شد به هر يک از روستاهاي ايران که در آن زمان تعدادشان حدود 65 هزار بود دو دستگاه توالت آمريکايي می‌رسید! آبريزگاه‌هاي ادرار (و نه براي مدفوع) ويژه سربازخانه‌ها، بدون شلنگ و مخزن آب، آن هم براي دهات مسلمان‌نشين ايران و براي مردمي که مقوله طهارت براي آنها بسيار مهّم بود، در بسیاری روستاها توزیع شد. با تشويقي که مامورين اصل چهار مي‌کردند عده‌اي از چوپان‌ها و رهگذران به اين مستراح‌ها رفته علاوه بر پيشاب قضاي حاجت کامل مي‌کردند. پس از مدتي کثافات و پلشتي، اين مستراح‌هاي فلزي و اطراف آن را فراگرفت و اعتراض روستایی‌ها بلند شد تا مجبور شدند آنها را جمع‌آوری کنند.[11]

ج) بخش مهندسي و عمراني

هدف این بخش تجهيز و تعمير راه آهن، مخابرات، آبرساني به مناطق محروم روستايي و… بود. شایان ذکر است که به دلیل وجود نفت در ایران، سیاست خام فروشی و افزایش واردات نه تنها به تقویت صنعت داخلی منجر نشد که وابستگی بیش از پیش به نفت و تک محصولی کردن اقتصاد، دنبال گردید. لذا هیچ‌یک از صنایع وارداتی در ایران چندان پا نگرفتند.

در واقع چنین می‌توان گفت که در نتیجه انعقاد این پیمان، حجم صادرات امریکا به ایران به 20 برابر صادرات ایران به امریکا رسید، این در حالی بود که بسیاری از کالاهای صادراتی آن کشور به ایران جزو مواردی بود که نمونه آن در ایران نیز تولید می‌شد. ورود این کالاها، بسیاری از کارگاه‌های ایران را با ورشکستگی و بحران روبرو کرد و سبب ترویج بیکاری، بحران مالی و فقر در کشور شد.[12]

این تجربه تاریخی نشان می‌دهد که اقدامات امریکا در اعطای کمک به کشورهای جهان سوم در مسیر رشد و توسعه بیش از آنکه منافع کشورها را تامین کند، منجر به وابستگی آنها به اقتصاد جهانی و غرب شده و راه را برای استعمار اقتصادی و صنعتی ـ البته با ظاهری جذاب و فریبنده ـ فراهم می‌کند. این نوشتار را با اظهارات یکی از مسئولان سابق اقتصادی ایالات متحده به پایان می‌بریم؛

وزیر کشاورزی امریکا در دهه 70 می گوید: من تصور می‌کنم که سلاح غلات و مواد غذایی نیرومندترین سلاحی است که اکنون ما برای تأمین صلح در اختیار داریم. در 20 سال آینده و تا هنگامی که سایر کشور ها برای تأمین غذای خود به امریکا وابسته باشند این وضع تداوم خواهد یافت و کشورهای مزبور بیش از آن که ما را دچار زحمت سازند مجبورند که به عواقب کار خود سخت بیندیشند[13].

 



[1] ویدا همراز، بررسی اهداف و عملکرد اصل چهار ترومن در ایران، وزارت امور خارجه، اسناد و تاریخ دیپلماسی، 1381

[12] تاریخ ایران از باستان تا امروز؛ انتشارات پویش؛ چاپ 1359؛ صص 512 و 513. http://www.ensani.ir/fa/content/52158/default.aspx

[13] رامین جهانبگلو؛ غول های غلات؛ ص 400-401

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه