ایده آل های رسانه ی دینی در گفتگو با وحید جلیلی

زمان انتشار: ۱۳:۱۸ ۱۳۹۱/۰۷/۴

رسانه ای که مروج اسلام ناب نباشد، مروج حجاب نیست، اگرچه یک صفحه ی ویژه برای حجاب داشته باشد یا چندین مقاله و برنامه درباره ی حجاب تهیه کند. حجاب؛ نماد یافتن نسبت درست با جامعه برای زن مسلمان است؛ یعنی زن وقتی می خواهد به زندگی اجتماعی و سیاسی خودش بر اساس مبانی دینی معنا بدهد، حجاب متجلی می شود.
همواره یکی از مهم ترین ابزارها در ترویج امر حجاب به شمار می رود. این مسئله که چگونه می شود حجاب را در قاب رسانه تعریف کرد مورد بحث فعالان فرهنگی این عرصه بوده است. در این راستا در گفت و گویی با «وحید جلیلی» مدیر دفتر مطالعات جبهه ی فرهنگی انقلاب اسلامی و سردبیر «ماهنامه ی راه» به کندو کاو این مهم پرداخته ایم.

همان طور که مستحضرید، یکی از مباحث مهم در بخش ترویج فرهنگ عفاف و حجاب نقش رسانه هاست. این نقش را با توجه به اهمیت آن چگونه ارزیابی می فرمایید؟

کار رسانه در جامعه ضریب دهی است. اگر بخواهیم راجع به حجاب کار رسانه ای کنیم و به آن ضریب بدهیم، باید پیشاپیش ضریب خود حجاب را در منظومه ی فکری، اخلاقی و اجتماعی خودمان بدانیم. حجاب از دل یک نظام تربیتی بیرون می­آید و آن نظام تربیتی کنار یک نظام اقتصادی است، کنار یک نظام فرهنگی خاص است.

مشکل این است که بسیاری از  مروجین حجاب  نگاه منظومه ای ندارند و آن را  در مجموعه ی احکام و معارف دین و در نسبت با بقیه ی مفاهیم دینی نمی بینند. تا ضریب حجاب  در مجموعه ی معارف دینی مشخص نشود وقتی هم رسانه می خواهد در فضای افکار عمومی به آن ضریب بدهد، دچار اختلال می شود.

در جوامعی که حاکمیت دینی ندارند و افراد صرفاً از روی وظیفه ی شخصی شان به حجاب ملتزم می شوند قضیه فرق می کند و به یک معنا  , و از بعضی جهات کار آسان تر است، ولی جامعه ای که عَلَم اسلام را برافراشته و می گوید ما در تمام ساحات اجتماعی، اقتصادی و سیاسی می خواهیم آرمان های دینی را دنبال کنیم، دیگر نمی تواند بگوید ما در بعضی از حوزه ها مسلمان و متعصب هستیم، اما نسبت به بعضی از حوزه های دیگر که بعضاً مهم ترند بی اعتناییم!

از قدرت حکومت برای الزام به حجاب استفاده می کنیم ولی برای الزام به احکام مهم تر و ارزشهای بنیادی تر استفاده نمی کنیم!یکی از آن ها مثلاً بحث عدالت اجتماعی است. خیلی از افرادی که دستشان به تریبون ها می رسد راجع به حجاب تند حرف می زنند، اما راجع به بسیاری از مظالم اجتماعی سکوت می کنند. مسلماً مخاطب حق دارد بگوید همان طور که از موضع دین از حجاب دفاع می کنید، از مظلوم هم باید دفاع کنید و در مقابل منکرهای بزرگ  ترهم باید اعتراض کنید.

 اگر رسانه می خواهد به حجاب ضریب بدهد، باید توجه کند که مهندسی فکر دینی را در جامعه به هم نریزد. در سیگنال هایی که به جامعه می دهد باید بگوید دین ما یک منظومه ی فکری ـ ارزشی دارد که در آن جایگاه فساد اقتصادی، ربا و بقیه ی مسائل و از جمله بدحجابی مشخص شده است.

بحث امر به معروف و نهی از منکر متأسفانه در جامعه ی ما مظلوم واقع شده و عمدتاً محور و مصداق آن محدود به حجاب شده است، در حالی که اگر به معارف دینی و فرمایشات بزرگان و رهبران انقلاب  مراجعه کنید، می بینید که امر به معروف و نهی از منکر در نگاه آن ها صرفاً ناظر به نهی آدم های معمولی  و فرودست نیست، اگرچه این گروه هم مطرح هستند، اما  بالاترین امر به معروف ” کَلِمَةُ عَدْلٍ عِنْدَ إِمَامٍ جَائِرٍ”است. یعنی حق خواهی در مقابل  بالادست عدالت گریز !در حالی که بعضی از پرچمداران امر به معروف و نهی از منکر در کشور ما فقط در حوزه ی حجاب ظهور می کنند و در مقابل هیچ فرد قدرتمند یا بانفوذی حاضر نیستند امر به معروف و نهی از منکر کنند.

بنابراین اگر رسانه می خواهد به حجاب ضریب بدهد، باید توجه کند که مهندسی فکر دینی را در جامعه به هم نریزد. در سیگنال هایی که به جامعه می دهد باید بگوید دین ما یک منظومه ی فکری ـ ارزشی دارد  که در آن جایگاه فساد اقتصادی، ربا و بقیه ی مسائل و از جمله بدحجابی مشخص شده است.

چند وقت پیش یکی از اساتید سؤال خوبی مطرح کرده بود.ایشان می گفت این همه تظاهرات و تحصن علیه بدحجابی مطرح می شود، چرا تا به حال در طول این 30 سال یک بار در مخالفت با ربا تظاهرات برگزار نشده است؟ !به نظرم این سؤال خیلی مهم و قابل توجه است. ربا در قرآن به صراحت جنگ با خدا عنوان شده است، اما چنین تعبیری راجع به حجاب وجود ندارد. با این حال، گاه  یک صدم حساسیتی که در مقابل بی حجابی نشان داده می شود در مقابل ربا روی نمی دهد. اگر نظام اقتصادی جامعه اجازه نداد  اعضای خانواده دور هم جمع شوند و هم دیگر را ببیند و با هم مبادله عاطفی کنند، وقتی سیستم اقتصادی این طور خانواده را تحت فشار قرار دهد، قاعدتاً خیلی از برکاتی که خانواده  و فضای تربیتی اش باید داشته باشد، نخواهد داشت.

 این نشان دهنده ی این است که افکار عمومی هندسه ی درستی از اندیشه ی دینی ندارد. این یک مشکل نظری است که اگر رفع شود، به نظرم خیلی اوضاع بهبود می یابد. اگر رسانه های ما واقعاً دینی شوند، مطالبشان راجع به حجاب گیرایی بیشتری خواهد داشت. صاحبان تریبون ها اگر راجع به همه ی منکرات، به خصوص مسائلی که از بدحجابی مهم ترند، واکنش نشان بدهند، موقعی که راجع به حجاب هم حرف می زنند، حرفشان دلنشین خواهد بود و مخاطب آن را راحت تر می پذیرد.

به تعبیر دیگر، مشکل ما راجع به موضوع حجاب در فضای رسانه برمی گردد به سکوتی که ما در مقابل سایر منکرات اختیار کرده ایم. آن سکوت فریادهای دیگر ما را تحت الشعاع قرار می دهد و از تأثیر آن ها می کاهد. بنابراین اگر می خواهیم حرف ها، توصیه ها و حساسیت هایمان راجع به موضوع حجاب بر جامعه تأثیر بگذارد، باید حساسیتمان را نسبت به مجموعه احکام دین بالا ببریم.

مخصوصا وقتی که می خواهیم از قوه قاهره حکومت برای الزام به حجاب استفاده کنیم اهمیت این مساله دوچندان می شود.ملت از استفاده از قدرت برای برخورد با منکرات لذت می برند و اصلا فلسفه فطری حکومت همین است  ولی مشروط به اینکه از قدرت حکومت به شکل کاریکاتوری استفاده نشود.

طرف از فلان اداره دولتی یا شرکت خصوصی می آید بیرون در حالیکه یقین دارد به او ظلم شده و زندگیش به خاطر منافع نامشروع فلان آدم  یا اهمال و لاقیدی فلان مسئول  دارد نابود می شود یا سخت  می شود و مستاصل است که به کجا مراجعه کند و برای برخورد فوری و مناسب با این منکر بزرگ چه کسی او را در این جامعه یاری می کند ؟!و بعد می بیند ماشین های نیروی انتظامی دارند با بدحجابی برخورد میکنند. ته دلش می گوید کاش همین غیرت و حمیت و استفاده از قدرت برای رعایت ارزشهای دینی را در خیلی حوزه های دیگر هم می دیدیم.و چه می شد که گشتهای ارشاد برای مجرمان بالادستی هم داشتیم.مگر ما حکومت تشکیل نداده ایم برای برخورد با ظلم و فساد و ….؟ 

 شما فکر می کنید اراده ای وجود دارد که ما به سمت سایر مباحث اخلاقی نرویم و فقط حجاب را پررنگ کنیم یا اینکه روزمرگی و تسامح دلیل این اوضاع است؟

هر دو این ها هست. بعضی ها در رویکردشان حرف های امام و مبانی ایشان برای اداره ی جامعه را قبول ندارند و به همان دین استحاله شده ی زمان شاه معتقدند، اما از آنجایی که جرئت ندارند به صراحت امام را نقد کنند، یک برخورد کاریکاتوری با اندیشه ی ایشان دارند و سعی می کنند هندسه و اجزای تفکر انقلاب اسلامی را، با مسکوت گذاشتن بخشی از اجزای آن و تحریف بخشی دیگر، به هم بریزند. گروه هایی مثل انجمن حجتیه رسماً با مبانی اسلام ناب مخالف اند و یکی از کارهایی که می توانند انجام دهند همین است که مثلاً بدحجابی را  بزرگترین معضل جلوه دهند و به قول امام حسرت دین داری دوره ی شاه را بخورند!!

معلوم است که آن ها اندیشه ی ناقصی دارند و بعضاً بعضی از تیپ های حزب اللهی هم تحت تأثیر همین اندیشه های فاسد؛ مواضع نامناسبی اتخاذ می کنند. این در حالی است که وضعیت امروز حجاب اصلاً با قبل از انقلاب قابل مقایسه نیست. ما امروز در این زمینه از همه ی کشورهای دنیا جلوتر هستیم. در موضوع حجاب و باقی زمینه های حضور اجتماعی زنان خیلی پیشرفت داشته ایم. اگر کسی از این منظر به موضوع نگاه نکند، ممکن است بعضی از این مظاهر بدحجابی در خیابان های تهران به نظرش خیلی بزرگ بیاید و کل نظام و انقلاب را متهم کند.

به نظر شما، جدای از مشکلات نظری، در مجموع رسانه های ما در حال حاضر مروج حجاب هستند؟

رسانه ای مروج حجاب است که مروج اسلام ناب باشد. رسانه ای که مروج اسلام ناب نباشد، مروج حجاب نیست، اگرچه یک صفحه ی ویژه برای حجاب داشته باشد یا در بعضی مقاطع چندین مقاله یا برنامه درباره ی حجاب تهیه کند. حجاب؛ نماد یافتن نسبت درست با جامعه برای زن مسلمان است؛ یعنی زن وقتی می خواهد در جامعه حضور پیدا کند و به زندگی اجتماعی و سیاسی خودش بر اساس مبانی دینی معنا بدهد، حجاب متجلی می شود. وقتی که منظومه ی فکر دینی در رسانه ها به هم بریزد و ضرایبش خلط شود، اگرچه مستقیماً به حجاب بد و بیراهی گفته نشود، ولی به نظرم مبانی حجاب در جامعه کمرنگ می شود.

از رسانه ی ملی، به عنوان مهم ترین رسانه ی کشور، انتظار می رود که خودش بتواند ضریب دهی کند؛ یعنی فکری پشتش باشد که این رسانه ضریب دهی را در جامعه انجام دهد. نظر شما چیست؟

مهم ترین رسانه در کشور ما صداوسیما است. این رسانه به لحاظ کمی و کیفی اصلاً با بقیه ی رسانه های کشور قابل مقایسه نیست.به نظرم اصل مشکل به آن نگاه ظاهربینانه برمی گردد. وقتی جنس مطالباتی که از صداوسیما مطرح می شود بر اساس مبانی دقیق و درست دینی نباشد، حاصلش این می شود که صداوسیما به همه ی کارگردان ها ابلاغ می کند یک تار موی هیچ زنی هم نباید دیده شود.

همان طور که امروز این گونه است؛ یعنی اگر به سریال های صداوسیما نگاه کنید، حجاب از لحاظ حدود شرعی در آن ها رعایت می شود، هرچند که اخیراً این موضوع هم کم رنگ تر شده است.حجاب هست ولی حجب  نیست.رفتارهای جلف   با حجاب ظاهرا کامل!این موضوع حاصل همان نگاه ظاهربینانه و جزئی نگر به حجاب است؛ یعنی شما می بینید در یک سریال 50 قسمتی همه ی خانم ها حجاب را رعایت می کنند، ولی فضای  ارزش های خانوادگی و اخلاق دینی در آن سریال وجود ندارد.

در واقع حجاب به امری مکانیکی تبدیل شده است. کالبدش هست، ولی روح ندارد. این در حالی است که همه ی این ها با همدیگر نسبت دارند. حجاب با مهربانی، فکر مردم بودن و امثالهم نسبت دارد، ولی حجابی که در صداوسیما می بینید گاه  هیچ نسبتی با این ارزش ها ندارد. دیالوگ ها، روابط، اتفاقات و… گفتمان دیگری را ترویج می کنند، ولی بازیگرها حجاب دارند. این نوع حجاب که در خیلی از سریال ها وجود دارد اتفاقاً به نظر من نافی حجاب است.

برای مثال، سریالی به نام ستایش از تلویزیون پخش می شد که می گفتند مظهر حجاب است، در حالی که کل سریال بر تقبیح یک حکم دینی و ایجاد نفرت نسبت به این حکم بنا شده بود که  حضانت فرزند بر عهده ی  پدر و جد پدری است .در این فیلم یک خانم چادری  به واسطه ی  حکم اسلام بدبخت می شود!

ضمن اینکه خود آن بازیگری که نقش یک خانم چادری را بازی می کند، در خارج از رسانه وضعیت پوششی نامناسبی دارد.

به نظر من این موضوع چندان مهم نیست، چون او بازیگر است و ممکن است نقشی که بازی می کند شباهتی به شخصیت واقعی اش نداشته یاشد. اتفاقاً یکی از اشتباهاتی که در مورد ان سریال اتفاق افتاد این بود که همه بدحجابی آن بازیگر را پررنگ کردند و فسادی که در سریال بود فراموش شد. صداوسیما چندین مرحله  نظارتی دارد که احیاناً موی سر خانم ها بیرون نباشد، بعد به این راحتی یک سریال علیه اسلام پخش می کند که با وجود فقر محتوا بر مخاطب عام تأثیرگذار بود.

دختربچه ای که این فیلم را نگاه می کند از آن حکم دینی نفرت پیدا می کند. بذر این موضوع را در ذهن مخاطب می کاریم و بعد می گوییم چرا مثلاً فلان بازیگر در بیرون روسری اش عقب بود؟ این سطحی نگری رسانه های ما را نشان می دهد. سؤال اینجاست که اگر مثلاً آن خانم در بیرون حجاب داشت و چادری بود، دیگر این سریال خوب بود؟ دیگر ایرادی به این سریال وارد نبود؟ این نوع آسیب شناسی ها به نظرم یک دور باطل در مدیریت های فرهنگی ما به وجود می آورد.

 مشکل ما راجع به موضوع حجاب در فضای رسانه برمی گردد به سکوتی که ما در مقابل سایر منکرات اختیار کرده ایم، آن سکوت فریادهای دیگر ما را تحت الشعاع قرار می دهد و از تأثیر آن ها می کاهد.

 تلاش رسانه های غربی در تبلیغ سبک زندگی خودشان بین جوامع دیگر کاملاً مشهود است، در حالی که در رسانه های ما تلاشی برای ارائه ی سبک زندگی ایرانی و اسلامی وجود ندارد. به نظر شما علت این امر چیست؟ آیا ما توان و ظرفیت این را نداریم که سبک زندگی ایرانی ـ اسلامی را ترویج کنیم؟ این سبک زندگی جاذبه ای برای جوان امروزی ندارد؟

 به نظر من، سبک زندگی جامعه ی ما اصالتا  اسلامی است و رسانه ی ما برعکس عمل می کند. در جامعه ای که بیش از هزار سال با فرهنگ اسلامی زندگی کرده رسانه ها خیلی راحت می توانند این سبک زندگی را غنی سازی و تعمیق کنند. این کار نه تنها سخت نیست، بلکه به نظرم خیلی هم آسان است. اتفاقاً هر فیلم سینمایی یا سریالی که به سبک زندگی خانواده ی ایرانی نزدیک شده بازخورد خوبی در جامعه داشته است. اگر واقعیت زندگی سنتی و دینی به معنای درست آن نشان داده شود، حاصل کار دلنشین خواهد بود.

 برای مثال، فیلم های «نیاز» و «طلا و مس» از این دسته هستند. سوژه های آن ها هم عجیب و غریب نیست. هم در جامعه ی امروز ما نمونه های عالی و دلنشین  این سبک زندگی بسیار بسیار  زیاد است و هم در تاریخ جامعه ی ما. آن چیزی که باعث می شود اتفاقاً چالش هایی  درباره ی سبک زندگی به وجود آید فضای رسانه ای ماست. در واقع فضای رسانه ای تلاش می کند سبک زندگی ما را تغییر دهد و سبک زندگی دیگری را جایگزین آن کند.

 چرا با وجود اینکه مردم به دنبال سبک زندگی ایرانی ـ اسلامی هستند، در اکثر فیلم ها و سریال ها و رسانه های مختلف سبک زندگی غربی تبلیغ می شود؟

 من عنوان سبک زندگی ایرانی ـ اسلامی را قبول ندارم. به نظرم این ادبیات مشکل دارد. ما مدعی سبک زندگی اسلامی هستیم، در حالی که عربستان یا طالبان هم می گویند ما سبک زندگی اسلامی را پیاده می کنیم. سبک زندگی کدام یک اسلامی است؟ بنابراین ما در مورد خودمان باید بگوییم سبک زندگی انقلاب اسلامی. دلیل فرار صداوسیما یا بسیاری از رسانه ها از این نوع سبک زندگی مجموعه ای به هم پیوسته است.

جامعه ی ایرانی اگر بخواهد انقلابی زندگی کند، هم حجابش انقلابی می شود و هم مطالبات دیگرش .مثل دهه ی اول انقلاب که حجاب هم در اوج بود و بسیاری از بی حجاب ها به سمت حجاب گرایش پیدا کردند، اما در کنار آرمان هایی که به آن ها ایمان آوردند، فضای دینی را تجربه کردند. این موضوع محدود به حوزه ی فردی و خانوادگی نیست، بلکه در باقی حوزه ها هم وجود دارد. شاید ترس  بعضی مدیران فرهنگی ما از سبک زندگی انقلابی موجب می شود که حجاب انقلابی مطرح نشود.

 اتفاقاً آن ها با حجاب سنتی مشکلی ندارند و حتی در بعضی از برنامه های صداوسیما تلاش می شود حجاب و مذهب  مطلوب انجمن حجتیه تبلیغ شود. مشکل آن ها سبک زندگی انقلابی است. بعضی از مدیران فرهنگی ما خودشان از سبک زندگی انقلابی فراری هستند. در سبک زندگی انقلابی زهد هم وجود دارد و مبنای آن «الجار ثم الدار» است.

 مدیرانی که در بالای شهر زندگی می کنند، حقوق های کلان می گیرند و زندگی شان با اغلب مردم فاصله دارد قطعاً نافی سبک زندگی انقلابی هستند، چون از تبعات آن می ترسند. بنابراین سبک زندگی انجمن حجتیه تبلیغ می شود که زن تا آرنج النگو بیندازد، ماشین آخرین مدل  سوارشود و رویش را هم بگیرد.

  بعضی مدیران فرهنگی ما شیفته ی این الگو هستند و بسیاری از آن ها هم این گونه زندگی می کنند؛ سرمایه داری به اضافه ی 17 رکعت!در واقع دل در گروی ارزش های سرمایه داری دارند و تعفن نظام های طبقاتی و ظالمانه را می پسندند، ولی برای اینکه روی این تعفن را بپوشانند ریاکارانه یک چادر هم سرشان می کنند. این در حالی است که حجاب زن مسلمان پرچم همه ی معارف دین است. اول انقلاب این گونه بود، چادر انقلابی  صرفاً دلالت بر عفت فرد نمی کرد، بلکه نشان می داد آن زن فرزندش را زودتر از بقیه به جبهه می فرستد و هر جایی هم که لازم باشد در خدمت اجتماع است. این حجاب جذابیت بالایی  داشت، چون ظاهر شرعی بر باطن دینی دلالت می کرد.

 در حالی که ما برعکس این سبک زندگی را ترویج کرده ایم. یک خانمی را در شبکه ی قرآن دعوت کرده بودند و ایشان درباره ی زهد و ساده زیستی صحبت می کرد و می گفت باید عروسی ها و مهریه ها را ساده بگیریم. مجری از او پرسید آیا دختران امروزی این ساده زیستی را می پذیرند؟ او پاسخ داد:” بله، شاید شما باور نکنید، ولی واقعاً چنین آدم های ساده زیستی هم وجود دارند مثلاً دختر خودم فقط 500 سکه مهریه اش بود” !!

 مسلماً مخاطبی که این برنامه را نگاه می کند کل ذهنیتش راجع به اسلام، ساده زیستی و زهد مختل می شود. این فساد فکری توسط تلویزیون یا بسیاری از افراد ظاهراً موجه ترویج می شود و می خواهند روی آن را با ظواهر شرعی بپوشانند. نمی شود در عمق زندگی مذهبی  ما اثری از مواسات، انفاق، ظالم ستیزی، مظلوم پروری و…نباشد  و در عین حال ادعای مسلمانی هم بکنیم. ساده ترین چیزی که می توانند با آن ادعای مسلمانی کنند همین است که یک چادر سر کنند و سالی 3 بار عمره بروند.

 کم کم همان چادر را هم بر می دارند. در چنین شرایطی ممکن است حجاب نه تنها کارکرد خودش را از دست بدهد، بلکه کارکردی مخالف پیدا کند. مثل عربستانی ها که نوکری آمریکا را می کنند، ظلم می کنند و طبقاتی ترین نظام را دارند، بعد هم می گویند من 4 زن دارم که همه شان پوشیه زده اند. بنابراین من مسلمان هستم و شما ایرانی ها ضد اسلام هستید. ظاهر موقعی ارزش مند است که بر باطن دینی دلالت داشته باشد. جزئ موقعی ارزش دارد که ارتباطش را با کل از دست نداده باشد.

 اگر حجاب واقعی باشد، در کنار آن برای اجرای عدالت و برقراری همه ی احکام دین باید تلاش شود. این موضوع برای بعضی از مدیران سخت است، چون آن ها می خواهند غربی زندگی کنند، از مزایای حکومت دینی استفاده کنند و تمتعات و رفاهیات غربی و برتری طلبی را هم داشته باشند و به پایین دستی ها هم بگویند ما مسلمانیم و شما باید از ما اطاعت کنید.

به نظر شما آیا واقعاً می توان برنامه ی مدونی برای ترویج حجاب در رسانه ها تدوین کرد؟

 در مجموع هر کاری که در خدمت اسلام ناب انجام شود به ترویج حجاب هم کمک می کند؛ چه مستقیم به حجاب ربط داشته باشد و چه نداشته باشد. در انقلاب اسلامی این اتفاق افتاد. امام اسلام ناب را هم در مقابل لیبرالیسم و غرب زدگی و هم در مقابل تحجر مطرح کرد. اگر این مرزبندی مشخص نشود، ما فکر می کنیم حجاب فقط در برابر بی بندوباری است.

 در حالی که حجاب در مکتب انقلاب اسلامی هم در برابر بی بندوباری و هم در برابر تعاریف غلط از زن در قالب دین است. نمی توانیم پارادایم های انقلاب اسلامی را کنار بگذاریم و انتظار داشته باشیم وضعیت حجاب در جامعه روز به روز بهتر شود. مرزبندی باید با هر دو طرف باشد؛ هم لیبرالیسم و لاابالی گری و هم متحجرین و کسانی که منظومه ی فکر دینی را به هم زده اند.

 اگر هر دو این مرزبندی ها را با هم پیش ببریم، به نتیجه می رسیم، وگرنه صرف اینکه هر روز رسانه ها مطلبی درباره ی حجاب منتشر کنند یا برنامه ای در ابن باره بسازند هیچ فایده ای نخواهد داشت. باید سبک زندگی انقلاب اسلامی را در قالب فرآورده های رسانه ای و هنری بازتولید کنیم و در مقابل کسانی که با نگاه های غلط در پی ترویج حجاب هستند بایستیم.

 باید مبانی دینی خودمان را راجع به حضور زن در جامعه تثبیت کنیم، چون حجاب لباس حضور زن در جامعه است. اساساً اسلام خواستار حضور و مشارکت زن در جامعه است و برای او تکالیف اجتماعی و سیاسی قائل شده، و  قانون حجاب را  هم تشریع کرده است. با توجه به این مسئله، مرزبندی نگاه اسلام ناب به بحث حجاب و نگاه های متحجرانه یکی از مهم ترین محورهایی است که باید رسانه ها درباره ی آن کار کنند. همان طور که می دانید، نمونه های دیگری از ترویج حجاب هم در تاریخ کشورهای اسلامی و حتی امروز وجود دارد که مهم ترین نمونه های آن طالبان و عربستان است.

 بعضی ها در ایران غبطه ی حجاب زنان عربستان و طالبان را می خورند، ولی به این نگاه نمی کنند که رعایت حجاب در عربستان یا نظام طالبان ذیل یک منظومه ی دینی نیست. در بین آن ها حجاب بیشتر یک موضوع قبیله ای است، چون اگر بر اساس مبانی دینی به رعایت حجاب ملتزم باشند، دستورات دیگری هم در دین وجود دارد که به آن ها پایبند نیستند.

 امروز در جامعه ی ما تنها حدیثی که از حضرت فاطمه (سلام الله علیها) گفته می شود این است: «ارزنده ترین زینت زن حفظ حجاب است.» البته من تا به حال متن عربی این حدیث را ندیده ام. تا به روز میلاد یا شهادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) می رسیم تنها موضوعی  یا مهم ترین موضوعی که درباره ی آن حضرت بیان می شود حجاب است، اما این ظلم به حضرت فاطمه (سلام الله علیها) است که ما صرفاً ایشان را به حجاب بشناسیم و از باقی معارفشان بی بهره بمانیم. اگر آن تفکر فاطمی بر جامعه حاکم شود و حجاب ذیل این تفکر تببین شود، خیلی فرق خواهد کرد. حضرت فاطمه و حضرت زینب (سلام الله علیهما) به سخنرانی هایشان معروف هستند.

 حضرت فاطمه (سلام الله علیها) در مسجد پیغمبر (صلی الله علیه و آله) برای زن و مرد سخنرانی می کردند. همچنین سخنرانی ها و خطبه های حماسی حضرت زینب (سلام الله علیها) موجود است. این خطبه ها و سخنرانی ها هم عمق معرفتی،و هم  شجاعت و حضور اجتماعی این بزرگواران را نشان می دهد.

 سؤال اینجاست که ما چقدر تلاش کرده ایم این الگو را در جامعه ترویج کنیم؟ اینکه در مورد شخصیت حضرت فاطمه (سلام الله علیها) صرفاً روی حجاب تأکید کنیم، ظلم به آن حضرت نیست؟ پس تکلیف امتیازات و ویژگی های دیگر آن حضرت چه می شود؟ البته قطعاً حجاب یکی از ویژگی های شخصیتی حضرت فاطمه (سلام الله علیها) است، ولی ویژگی های بسیار بزرگ تری در شخصیت آن حضرت وجود دارد که متأسفانه کمتر به آن ها پرداخته می شود. حدیث داریم از آن حضرت که می فرمایند: «الجار ثم الدار» راجع به همین حدیث می توان صدها کتاب نوشت، چرا که مبنای  تفکر اجتماعی دینی است. تا امروز رسانه های ما چقدر روی این حدیث کار کرده اند؟ همین «الجار ثم الدار» کافی است تا همه ی مشکلات مملکت حل شود، ولی راجع به این مباحث  ریشه ای کاری انجام نمی شود،و قاعدتا میوه اش هم به دست نمی آید.

 و رعایت حجاب یکی از  میوه های  یک نظام اجتماعی و فکری درست است.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه