این خانه پدر ندارد: تاثیرات توسعه بر خانواده و پوشش

نویسنده:

پایگاه علوم اجتماعی اسلامی ایرانی

زمان انتشار: ۱۷:۴۱ ۱۳۹۳/۰۱/۴

انقلاب اسلامي علي‌رغم تغيير در نظام سياسي و ارائه‌ي يك الگوي جديد براي نظم جديد در عالم، متمايز از نظم جهاني موجود، اما در عرصه‌ی ارائه‌ی نرم‌افزاري براي اداره‌ي حيات اقتصادي و اجتماعي متمايز از نظم تجددي خيلي موفق نبوده است. اين وابستگي باعث می‌شود تا برنامه‌های توسعه‌ي تجددزده بعد از انقلاب نيز با هدف استقرار بيشتر نهادها و نظامات تجدد با پيشتازي توسعه‌ی اقتصادي ادامه يابد. جالب است كه كارگزار توسعه، دکترین رفاه در اسلام را تئوريزه مي‌كند تا رويكرد ابزارانگارانه‌ي خود در مواجهه‌ با توسعه را نشان دهد. در يك سوي جامعه، فرهنگ تجمل‌خواهي و تجددخواهي تبليغ می‌شود و در ديگر سوي حرکت‌هایی عليه بي‌حجابي صورت می‌گیرد.

خانه پدر ندارد

در برخي از رويكردها از تجدد تحت عنوان يك كل واحد تعبير می‌شود، اگر چه اين گزاره معاني و تفاسير مختلفي را به دنبال دارد، ولي يكي از آن ها می‌تواند اين باشد كه تجدد داراي يك روح است؛ كه پس از استقرار آن در يك جامعه، همه‌ي اجزاي جامعه به سوي هماهنگي با آن روح واحد حركت می‌کنند. بنابراين جامعه‌ي مورد نظر، دچار تغيير اساسي و بنيادي در همه‌ي نهادها و نظام‌های اجتماعي می‌شود. به عنوان مثال در بحث تكنولوژي كه مادی‌ترین حوزه‌ي جامعه است. سه رويكرد عمده وجود دارد.

 در رويكرد ابزاري به تكنولوژي، تكنولوژي به عنوان يك ابزار و وسيله در دست صاحبان و مصرف‌كنندگان آن فرض می‌شود كه بر اساس عقايد و ارزش‌های خودشان می‌توانند از آن بهره‌گيري نمايند. مثال آشكار اين رويكرد مثال چاقوست كه می‌توان از آن، هم به‌عنوان وسیله‌ای براي جراحي و يا قتل و يا ابزار مفيدي در آشپزخانه استفاده نمود. البته اين رويكرد در مواجهه با دو رويكرد ديگر يعني معتقدين به «جبر تكنولوژيك2» و «رويكرد اقتضائي به تكنولوژي» دچار جرح و تعدیل‌های زيادي شده است. اين تعدیل‌ها به اين دليل است كه ورود تكنولو‍ژي به يك كشور، بدون دگرگون‌سازي بسياري از نظام‌های ارزشي آن تقريبا هيچ مصداقي در تاريخ ندارد.

در برابر رويكرد ابزاري به تكنولوژي، معتقدين به جبر تكنولوژي اعتقاد دارند از آن‌جايي كه هر تكنولوژي بر اساس ارزش‌های توليد كنندگان و طراحان آن توليد می‌شود، با ورود تكنولوژي به يك كشور، همه‌ی ارزش‌های توليدكنندگان نيز وارد می‌شود و باعث دگرگوني اساسي در نظام‌های ارزشي مصرف‌كنندگان می‌شود، از اين‌رو منطق تغيير در تكنولوژي، دروني فرض می‌شود و آن‌را تابع ارزش‌های مصرف كنندگان يك تكنولوژي نمی‌دانند.

در كنار اين رويكرد، رويكرد اقتضائي به تكنولوژي اگر چه امكان سياست‌گذاري در عرصه‌ي تكنولوژي را امكان‌پذير می‌داند اما به اقتضائات و امكانات، كه شامل محدودیت‌های تكنولوژي می‌شود كاملا معتقد است.

 هدف از اشاره به اين رويكردها، بيان اين واقعيت است كه ركن اصلي نظام مبتني بر توسعه، صنعت است و پيشرفت صنعتي در گرو پيشرفت تكنولوژيك است؛ بنابراين بسياري از رويكردهاي تحليلي در مورد تكنولوژي قابل تسري به حوزه‌‌ي توسعه نيز می‌شود. تعديل نظریه‌های پيرامون استفاده ابزاري از تكنولوژي باعث شده است تا حتي كساني كه به گزاره‌ی «صنعت بر فراز سنت و نه در برابر آن» قائل هستند نيز بپذيرند كه توسعه و صنعت تغييرات اساسي را در نظام‌های مختلف اجتماعي ايجاد می‌کند، با اين تفاوت كه اين‌ها به مقاومت سنت‌های قوي در برابر اين روح تجددي قائل هستند.

تاريخ انديشه‌ی تجددي در كشور ما ديرينه‌ي عجيبي دارد، اولين زمزمه‌های تحول‌خواهي در جامعه‌ي عصر مشروطه در اثر رندي گروهک‌های نوظهور روشنفكري، به تجدد‌خواهي عريان سكولار تبديل مي‌شود. اما به دليل نبودن هيچ‌گونه زمينه‌ي اجتماعي و يا عقبه‌ي اجتماعي قابل اعتنا، خيلي زود متوقف می‌شود و راهي به پيش نمی‌برد.

درك سطحي و ناقص از تجدد در عصر مشروطه باعث می‌شود كه درك تجدد نه در اندیشه‌های عصر روشنگري و تغيير مناسبات عالم و آدم و در نتيجه فروبستگي ساحت قدس و تغييرات اساسي جهان‌شناختي و انسان‌شناختي آن صورت پذيرد، بلكه در نمادهاي بيروني اين نظم نوظهور پي‌گيري شود. يكي از مهم‌ترین اين نمادها حجاب بود، كه در ادبيات بسياري از تجددخواهان عصر مشروطه به عنوان مانع پيشرفت و ترقي از آن ياد مي‌شده است.

دوره‌ی رضاخاني را می‌توان مهم‌ترین تلاش براي توسعه و تجدد غربي به حساب آورد. از ميان الگوهاي متفاوت توسعه از قبيل نوسازي از پايين و از طريق بسيج عمومي توده‌های محروم، و يا نوسازي از طريق طبقه‌ي روشنفكري و متوسط جامعه و يا نوسازي از بالا، رضاخان توسعه‌ی اراده‌گرايانه و نوسازي دولتي و از بالا را شروع می‌کند. درك ناقص پهلوي اول از فهم غرب به عنوان يك كل واحد سبب شد تا در كنار انتقال صنعت، تكنولوژي، نظام آموزشي و فني، تغييرات اساسي از طريق هجوم به نهادهاي سنتي و مظاهر سنت را نيز دنبال كند. غافل از آن‌كه توسعه‌ی نهادهاي مدرن در يك جامعه، خود ويراني عرصه‌های اجتماعي سنت و هماهنگي آن ها را با روح تجدد به هم‌راه خواهد داشت؛ و نيازي به سركوب رضاخاني ندارد.

با پهلوي دوم نيز چيزي جز استقرار بيش از پيش توسعه‌ي تكنولوژيك را نمی‌یابیم، نهادهاي مدرن در اين دوره نيز فربه‌تر شدند تا شکاف‌های عظيم ارزشي ميان روح تجدد و روح سنت را آشكار كنند. انقلاب اسلامي نتيجه‌ی اين شكاف بوده است.

انقلاب اسلامي علي‌رغم تغيير در نظام سياسي و ارائه‌ي يك الگوي جديد براي نظم جديد در عالم، متمايز از نظم جهاني موجود، اما در عرصه‌ی ارائه‌ی نرم‌افزاري براي اداره‌ي حيات اقتصادي و اجتماعي متمايز از نظم تجددي خيلي موفق نبوده است. اين وابستگي باعث می‌شود تا برنامه‌های توسعه‌ي تجددزده بعد از انقلاب نيز با هدف استقرار بيشتر نهادها و نظامات تجدد با پيشتازي توسعه‌ی اقتصادي ادامه يابد. جالب است كه كارگزار توسعه، دکترین رفاه در اسلام را تئوريزه مي‌كند تا رويكرد ابزارانگارانه‌ي خود در مواجهه‌ با توسعه را نشان دهد. در يك سوي جامعه، فرهنگ تجمل‌خواهي و تجددخواهي تبليغ می‌شود و در ديگر سوي حرکت‌هایی عليه بي‌حجابي صورت می‌گیرد.

بي‌شك هدف از اين مقال بيان تبارشناسي پديده‌ی بي‌حجابي نيست، بلكه تنها قصد اين بود تا از گذرگاه تاريخ، اصل مسئله و يا معضل بي‌حجابي مشخص‌تر شود.

در مقابل اين معضل چه بايد كرد؟ آيا گريزي از برنامه‌های توسعه وجود دارد؟ آيا نظام اسلامي بايد به مقابله با اين پديده نوظهور بپردازد؟ به فرض مواجهه با پديده‌ی بي‌حجابي از كجا بايد شروع كرد؟

بي شك پاسخگويي به اين پرسش‌ها و پرسش‌های بي‌شمار ديگر از ظرفيت اين مقاله خارج است. اما به صورت گذرا به چند نكته در مورد سياست‌گذاري حول اين محور پرداخته می‌شود.

1- آشكار شدن معضلات و مشكلات توسعه‌ي تجددي در اكثر كشورها و از جمله در خود كشورهاي غربي با تشكيل جنبش‌هایی عليه نظام‌های موجود تجدد و سرمايه‌داري همراه شده است. اين عامل باعث شده است كه زمزمه‌ی پيشرفت بومي و لزوم برنامه‌ريزي جدی‌تر پيرامون آن به‌صورت جدی‌تری از سوي مردم دنبال شود.

در كنار اين وقايع، بيداري عظيم كشورهاي اسلامي و حركت اين كشورها عليه اندیشه‌های تجدد و استعمار نوين، لزوم طراحي ساختارهاي متفاوت و متمايز كشورهاي اسلامي در برابر نظام‌های اجتماعي سرمايه‌داري را اثبات می‌کند. اين مهم از طريق ارتباط مؤثر انديشمندان جهان اسلام، خصوصا در حوزه‌ی اقتصادي براي طراحي نظام‌های جديد اقتصاد اسلامي، بانك‌داري اسلامي، نظام پولي اسلامي و… حاصل می‌شود، خود اين پويش براي طراحي نرم‌افزارهاي ديني اداره‌ي جامعه اگر به ثمر ننشيند، بسياري از معضلات و مشكلات جوامع اسلامي و از جمله پديده‌ي بي‌حجابي را حل خواهد نمود و ريشه‌ها و زمینه‌های اجتماعي پديده‌ي بي‌حجابي را به جاي نگاه بخشي به آن مدنظر قرار مي‌دهد.

2- در مورد بایسته‌ها و نبايسته‌هاي نظام اسلامي در مواجهه با پديده‌ی بي‌حجابي نظريات مختلفي مطرح شده است. اصل عدم ورود نظام در مواجهه با اين پديده و پدیده‌های مشابه ديگر، اگر چه كساني را با خود به همراه دارد ولي خيلي منطقي به نظر نمی‌رسد. چه اين‌كه با فلسفه‌ی تشكيل حكومت منافات دارد، حكومت چه سكولار و چه ديني اندیشه‌های متناسب و هم‌گرا با خود را تبليغ می‌کند و با پدیده‌هایی كه بر اساس نظام ارزشي آن، به‌عنوان آسيب شناخته می‌شوند مبارزه می‌کند. بنابراين بحث اصلي در نوع مواجهه و مقدمات و لوازم اين مواجهه است. از اين گذرگاه می‌توان به پاسخ پرسش سوم پرداخت.

3- بي‌حجابي يك پديده‌ي اجتماعي است، پدیده‌های اجتماعي همان‌گونه كه در اثر زمینه‌ها و شرايط اجتماعي خود به وجود مي‌آيند و علت‌های متكثر دارند، نوع مواجهه با آن ها نيز مختلف و متكثر می‌باشد. براي برخورد با اين پديده طيف متعددي از رويكردها و راه حل‌ها نياز است. برنامه‌ريزي هوشمندانه در زمینه‌های مختلف اجتماعي همراه با به خدمت گرفتن توان عرصه‌های مختلف كشور اعم از اقتصادي، فرهنگي، هنري، سياسي و حتي انتظامي پيشنهاد می‌شود. به عنوان مثال جمعيت كوچكي از بي‌حجابی‌های كنوني در جامعه، نتيجه‌ی حرکت‌های سازمان يافته و تدارك ديده شده‌ي گروهي است. بي‌شك در مواجهه با اين گروه، كسي مواجهه‌ي فرهنگي را توصيه نمی‌کند، بلكه در برابر اين گروه، روش‌های انتظامي جواب گوست.

4- راه حل اساسي برخورد با پديده‌ی بي‌حجابي پس از اصلاح ساختارهای اجتماعي، تا حد زيادي به احياي نقش خانواده وابسته است. متأسفانه در نتيجه‌ي هژموني فرهنگ تجددي بسياري از نقش‌های اصيل خانواده از نقش‌های آموزشي تا نقش‌هاي تربيتي از خانواده‌ها سلب شده است. اين امر باعث بي‌كاركردي خانواده در امور تربيتي و پرورشي شده است. تلاش براي برگرداندن نقش خانواده در بسياري از حوزه‌های مهم اجتماعي در واقع در خدمت گرفتن يك نيروي عظيم اجتماعي براي اصلاح بسياري از آسیب‌ها و پدیده‌های مختلف اجتماعي است.

تأكيد بر خانواده نيز براي اصلاح فرهنگ پوشش با تأكيد مضاعف بر نقش پدر خانواده و احياي اقتدار نقش پدري براي مديريت امور خانواده سياستي حياتي است. با اين توصيه، ديگر ضرورت عدم برخورد مستقيم با برخي افراد كه عنوان بي‌حجاب را دارند جدي می‌شود. ورود به خانواده بايد همراه با مجوز پدر خانواده باشد. برگشت اقتدار پدر به خانواده و كنترل بيشتر او بر اعضاي خانواده و حل معضلات اجتماعي از طريق پدر، باعث مديريت جدی‌تر او بر امورات خانواده و آسیب‌های خانواده می‌شود. بي‌شك خانواده مهم‌ترین نهاد و هم‌راه و هميارترين نهاد براي حل بسياري از معضلات و معلولیت‌های اجتماعي است.

  پی نوشت:

1-  مدير گروه مطالعات فرهنگي پژوهشكده مطالعات فرهنگي و اجتماعي وزارت علوم

2- -Technological Determinism

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه