به بهانه اکران "چ"؛

بازگشت به روزگار وصل یک دورمانده از اصل

نویسنده:

زمان انتشار: ۲۳:۰۴ ۱۳۹۳/۰۱/۱۳

بهانه حاتمی کیا برای گفتن درد دلهایش اصلا جفت و جور نشده و بدجور ذوق منتقدانِ تاریخدان را کور می کند. اما وقتی حرف و عمل حاتمی کیا را پس از ساختن “چ” به تحلیل ها اضافه می کنیم، فیلم از بعد تاریخ نگاری صرف خارج می شود به به بستری برای گفتن دردهای فریاد گونه قشر آرمانگرای مذهبی تبدیل می شود. حتی حاتمی کیا برای زدن حرفهایش سراغ ژانر دفاع مقدس به تنهایی نمی رود؛ چرا که اگر آوینی و آثارش را پایه گذار ژانر دفاع مقدس بدانیم نباید تصاویر اکشن جنگی و خون در فیلم تصویر شود؛ درحالی که “چ” برای گفتن حرفهایش رحمی به حال روحی مخاطب نمی کند.

آخرین حرف ابراهیم حاتمی کیا در سینمای ایران چندان شبیه آثار وی در چند سال گذشته نیست. تغیییر واضخ وی و بازگشت به دوران اوج با ژانری از سینما که با وجود وی عجین شده، امری غیر قابل انکار است. حاتمی کیا فیلمساز سینمای اجتماعی نیست چون سینمای اجتماعی جایی برای حفظ آرمانها ندارد، کوبیده شدن سخن بر ذهن مخاطب را بر نمی تابد و فراخور حال دلسوختگان نیست.

برخلاف آنچه حاتمی کیا می کوشید اتصالش به سینمای اجتماعی را در ادامه کارنامه گذشته اش نشان دهد، وصله ای ناجور شد که حتی آثارش در میان مخاطبان ژانر جدید با عدم استقبال مواجه شد تا “چ” برای مخاطبی که یک دهه منتظر بازگشت به روزگار وصل یک دورمانده از اصل خویش بود، بسان یک تولد دوباره باشکوه و شعف آفرین جلوه کند.

“چ”برای مخاطب بیش از آنکه چمران باشد، حاتمی کیاست، حاتمی کیای آژانس شیشه ای که تک تک دیالوگ هایش فریاد دردمندانه ای است از مدینه فاضله ای که میان دفاع مقدس تا روزمرگی های عصر خود آرمانهایش زیر و رو شده و اثری از آن پاکی و آراستگی را ندارد.

حال اگر فیلم را بدون رفتارهای اخیر حاتمی کیا تحلیل کنیم، یعنی قطع تاثیر مولف بر شناخت اثر، می توان به “چ” نقدهای جدی وارد کرد، چرا که چمران بهانه خوبی برای گفتن دغدغه ها نیست، چون خود دلیلی محکم و متقن است. با چمران و مناسباتش نمیتوان شوخی کرد، نمیتوان بر آن حذف و اضافه ای اعمال نمود چون وی یک چریک است با تمام صلابت و اقتداری که تاریخ آن را ثبت کرده و مخاطب هرجا نام چمران را می شنود منتظر فرمانده ای ست که محکم می ایستد، سخن می گوید و عمل می کند.

چمرانِ کردستان وجهی از مصطفی است که نقطه اوج یک وزیر تلقی می شود و چنان قوی ترین نیروی جدایی طلب را به ذلت می کشاند که در تاریخ نمونه رفتار وی ثبت نشده اما فیلم نمی تواند تعجب سوال برانگیز مخاطب را در قبال رفتارهای چمران حاتمی کیا پاسخ دهد. چمرانِ حاتمی کیا اصلا شباهتی به چمرانِ خمینی ندارد، حتی اصغر وصالی نیز بیش از آنکه یک سرباز امام تصویر شود به جوانی عصبی، مغرور و خودسر می ماند.

بهانه حاتمی کیا برای گفتن درد دلهایش اصلا جفت و جور نشده و بدجور ذوق منتقدانِ تاریخدان را کور می کند. اما وقتی حرف و عمل حاتمی کیا را پس از ساختن “چ” به تحلیل ها اضافه می کنیم، فیلم از بعد تاریخ نگاری صرف خارج می شود به به بستری برای گفتن دردهای فریاد گونه قشر آرمانگرای مذهبی تبدیل می شود. حتی حاتمی کیا برای زدن حرفهایش سراغ ژانر دفاع مقدس به تنهایی نمی رود؛ چرا که اگر آوینی و آثارش را پایه گذار ژانر دفاع مقدس بدانیم نباید تصاویر اکشن جنگی و خون در فیلم تصویر شود؛ درحالی که “چ” برای گفتن حرفهایش رحمی به حال روحی مخاطب نمی کند.

درگیری در بیمارستان و حجم استفاده از تصاویر منقش به خون، حجم سر و صداهای جنگی و انفجارها و در نهایت صحنه سقوط هلیکوپتر (جدا شدن سر از تن، دوخته شدن آدمها به سخره، پرت شدن زخمی ها به بیرون و …) نفس مخاطب را بند می آورد به گونه ای که برخی معتقدند دیدن تصاویر آن برای کودکان مناسب نیست.

جلوه های ویژه فیلم مخاطب را راضی می کند، تصویر حرکت هلیکوپتر در سکانس ابتدایی فیلم، تصویر شاهین در حال پرواز، بازسازی تصویر روستا و در نقطه اوج، صحنه های مربوط به سقوط هلی کوپتر از جمله سکانسهای بیاد ماندنی “چ” است.

باید پذیرفت فیلم نقش اول و دوم و سوم و … ندارد چرا که حضور نقشها در کنار هم برابرند پس نمیتوان به بازی عرب نیا ایرادی گرفت چرا که جز حفظ برخی حرکات بدنی شهید چمران، کارگردان از وی چیز دیگری نخواسته، این وضعیت شامل حمیدیان نیز می شود چرا که مهمترین نقش وی در فیلم فرماندهِ بسیجی بی کله ایست که گروه دستمال قرمزها را دور هم جمع کرده تا از مردم پاوه در مقابل هجوم کموله ها دفاع کند.

مهمترین نقطه قوت فیلم دیالوگ هاست، گفتگوی سیروان و هانا در بیمارستان برای جنگیدن تا پای جان و حفظ وطن؛ گفتگوی شهید چمران و دکتر عنایتی، در رفیق قدیمی و دشمنان جدید درباره یکپارچگی ایران و وابستگی های غیر وطنی و تسلیم شدن؛ سخنان رزمندگام بسیجی در مقابل هم با مردم کرد و … همه حرفهایی است که حاتمی کیا برای گفتنشان چمران را بهانه کرده است.

حاتمی کیا از نشان دادن صحنه های رقت بار هیچ ابایی ندارد و با هنرمندی تمام صحنه های دردناک را تصویر می کند تا حرف دلش را بزند. فضای دوران دفاع مقدس برای او خاطره و زندگی است و درست جایی که احساس می کند آرمانهایش در حال فراموشی است دوباره سالهای آتش و خون را تصویر می کند.حتی جایی که می خواهد محکمترین ضربه را وارد کند از نشاندن آنچه بر مردم گذشته نمی گذرد و در صحنه واژگونی هلیکوپتر برباد رفتن آرزوهای هانا را با شهادت سنگین سیروان به رخ می کشد.

اگرچه واقعا فیلم پایانی ندارد و مخاطب آرزو می کند که کاش همان پایان نبرد مردم و جدایی طلبان ، پایان خوشایند فیلم می بود اما پیام حاتمی کیا منتقل شده است و کسانی که از سالن سینما خارج می شوند دریافته اند که بازگشت حاتمی کیا به سینمای دفاع مقدس به معنای جریان دوباه دغدغه های وی از دورانی است که بارها نسبت به فراموشی آرمانهایش خط قرمز دارد.

 

۱ دیدگاه

    aliok :

    با سلام
    فیلم چ با همه ی سر و صدا و حمایت حزب اللهی ها نقدهای عمیقی هم بهش وارده.
    یکمی به شخصیت چمران تو این فیلم نگاه کنی یه فرد به شدت ضد جنگ و صلح طلب میبینی که هیچ توانایی مدیریتی نداره.
    برخورد چمران توی این فیلم با جنگ همون برخوردیه که طبق اسناد جمع آوری شده در کتاب راز قطعنامه آقای هاشمی و دار و دسته اش با جنگ داشتن. نگاهشو یه جوری نشون داده انگار اولویت با یه سفره شدن با مهاجمین و مذاکره با اوناس. چمران تو این فیلم فقط دوبار مذاکره نافرجام داره و هیچ عملکرد شاخص دیگه ای تو درگیری پاوه نداره. حال این سوال مطرحه که کسی که زندگیشو ول میکنه میره مصر آموزش چیریکی میبینه و میده و بعد تو لبنان وسط درگیری حاضر میشه دیدگاهش نسبت به جنگ یه دیدگاه صرفا ضدجنگه یا فلسفه ی تدافعی اسلام که مبنای جهاد (حتی جهاد ابتدایی ) هست رو قبول داره؟

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه