تحلیلی از خانم دکتر فروز رجایی‌فر درباره پیام سازندگی امام

باموالهم و انفسهم

نویسنده:

زمان انتشار: ۱۲:۱۹ ۱۳۸۹/۱۱/۱۶

آنچه در پیام بازسازی و سازندگی امام مطرح شده، ابعاد معنوی و مادی دارد. بعد معنوی، مثل مسئله‌ی استقلال اقتصادی و ساختن کشور به دست نیروهای خودی. ضمن اینکه دائم روی حفظ ریشه‌های فرهنگ انقلاب اسلامی تأکید می‌کنند. در بعد مادی هم یک هدف مشخص کردند که خیلی به قانون اساسی نزدیک است؛ اینکه یک […]

آنچه در پیام بازسازی و سازندگی امام مطرح شده، ابعاد معنوی و مادی دارد. بعد معنوی، مثل مسئله‌ی استقلال اقتصادی و ساختن کشور به دست نیروهای خودی. ضمن اینکه دائم روی حفظ ریشه‌های فرهنگ انقلاب اسلامی تأکید می‌کنند. در بعد مادی هم یک هدف مشخص کردند که خیلی به قانون اساسی نزدیک است؛ اینکه یک رفاهی برای مردم تأمین بشود که کار خودشان هم باشد و در مجموع، از اقتصاد نفتی عبور کنیم و به خودکفایی برسیم. این دو محور اساسی پیام است.

در مسئله بازسازی، سیاست‌هایی را انتخاب و پیاده کردیم که اتفاقاً از این نگاه حضرت امام دور بوده. یعنی در هر دو بعد، استقلال و رفاه، به کلیات و اسکلت فرمایش امام توجه نشده است.مثلاً حضرت امام در همین پیام فرموده‌اند که یک یا چند شهر خراب‌شده را دست‌نخورده نگه‌دارید. ولی می‌بینیم کمترین تلاشی برای حفظ آثار مناطق جنگی نشده. مثلاً آن استحکاماتی که عراق در ورودی شهر خرمشهر ایجاد کرده بود که به هیچ ترتیب نتوان وارد خرمشهر شد، و بچه‌ها توانستند از همانها عبور کنند، اینها را که می‌شد حفظ کرد. گزارشی شنیدم که تانک‌های عراقی را به کارخانه‌های تولید فولاد خودمان فروخته‌اند به کیلویی یک تومان! درحالی‌که می‌توانستند به‌عنوان آثار تجاوز حفظ کنند.

نکته دیگر اینکه واقعاً مهم است که از نیروهای مومن به انقلاب استفاده بشود؛ کسانی که در سازندگی، منافع شخصی خودشان در نظرشان نباشد و هدف‌شان واقعاً بازسازی اقتصادی و منابع کشور باشد. اینها جز از مومنین و مخلصین برنمی‌آید. اگر منابع مالی بازسازی و سازندگی را به کسانی بدهید که اهل تقوا و خداترس نباشند، اتفاق‌های دیگری می‌افتد. درعین حال باید یاد بگیریم که ظرفیت نظارتی‌مان حتی نسبت به نیروهای مومن به انقلاب نیز افزایش یابد و نگذارد دچار آلودگی شوند.

امام در بند هفت می‌گویند باید کشاورزی و صنعت و تجارت داخل و خارج، از انحصار آدم‌های متمکن و مرفه خارج شود و توده‌های مردم دخیل شوند. این‌ خیلی مهم است. نهاد سرمایه‌داری در کشور ما سابقه طولانی ندارد. در زمان شاه، بورژوازی جز در بخشی که وابسته به خارج بود، شکل نگرفت. نتیجه‌اش این است که اکنون آن‌قدر سرمایه‌های مردمی جزیی است که عموماً نمی‌توانند وارد فعالیت‌های کلان اقتصادی شوند. به همین دلیل باید مردم را در قالب تعاونی‌ها و سیستم‌هایی که بتوانند سرمایه‌های جزیی خود را به هم اضافه کنند و فعالیت‌های اقتصادی را شکل دهند، سازماندهی کرد. این‌طوری، خیر بازسازی به خود مردم می‌رسد. ولی به این چندان توجه نشد و سرمایه‌های خرد مردم از فرصت‌های سازندگی دور ماند.

در گذشته، افتادیم در اقتصاد صددرصد دولتی و مردم را از جایگاه اقتصادی‌شان دور کردیم. این دفعه داریم می‌افتیم در اقتصاد خصوصی و مدل سرمایه‌داری غربی و قائل می‌شویم به اینکه سرمایه‌های بزرگ در اختیار افراد تازه‌به‌دوران رسیده قرار گیرد و چه بسا بعد از جذب سرمایه، تمایل تأثیرگذاری در قدرت هم داشته باشند و کارهای سیاسی هم بخواهند بکنند که خطر، آن موقع خود را نشان می‌دهد. اما اگر سرمایه‌های جزیی بدنه‌ی متوسط مردم را در قالب تعاونی متمرکز کردیم، تصمیم‌گیری دست خود مردم می‌افتد و راهی برای این نوع اقتصاد که نه سرمایه‌داری است و نه کمونیستی، پیدا می‌کنیم.

الآن در زمینه اصل 44 دچار ابهام هستیم که نقش تعاونی و حدودش در این قانون چیست. لذا داریم از آن طرف بام می‌افتیم! یعنی خصوصی‌سازی در ابعاد بسیار گسترده. می‌گویند چه اشکالی دارد یک نفر بانک داشته باشد؛ یا یک نفر شرکت هواپیمایی داشته باشد! یک نگاهی است که مستلزم مدل سرمایه‌داری غربی است. اصل 44 دچار به‌هم‌ریختگی در اجرا شده است. درحالی که در بند دوم اصل 44 این را مطرح می‌کند که تأمین شرایط و امکانات کار برای مردم به منظور اشتغال کامل و قرار دادن وسایل کار در اختیار کسانی که قادر به کارند ولی وسایل کار ندارند. در قانون اساسی یک چنین سیاستی برای تقویت تعاونی‌ها در نظر گرفته شده. و ادامه داده که اینها بتوانند در حوزه تولید روی توزیع نیز کار کنند.

محتوای بند 5 پیام که به مبارزه با فرهنگ مصرفی اشاره می‌کند، باید در زندگی مدیران اجرایی ما متبلور می‌شد. درباره امپراطور ژاپن گفته می‌شود که وقتی در حال سازندگی کشورشان بودند، اجازه ندادند قصر سلطنتی بسازد یا به مکان پرهزینه‌تری نقل مکان کند و می‌گویند سی- چهل سال در یک خانه معمولی زندگی کرد. ما اگر هدف‌گذاری معنوی را جلوی چشم داشته باشیم، می‌توانیم به هدف‌گذاری ارتقای مادی کشور هم توجه کنیم؛ آن‌وقت توسعه، تضاد پیدا نمی‌کند با فرهنگ‌مان. اول انقلاب مردم از جان‌شان مایه می‌گذاشتند، از خانواده‌شان، واقعاً کار را یک نوع عبادت می‌دانستند. کسی که اهل ایثارگری است، از سود که صرف نظر می‌کند هیچ، به زیان هم تن می‌دهد، از سرمایه‌اش خرج می‌کند، باموالهم و انفسهم.

اگر مسئولان تفکر سودپرستی را اشاعه نمی‌دادند، کی مدیر دولتی با این شرط حاضر بود کار کند که به اندازه بخش خصوصی به او حقوق بدهند و اگر کمتر باشد می‌رود به بخش خصوصی؟ پس اسلامی بودن دولت چه می‌شود؟ پس آن نگاه خدمت به جامعه اسلامی چه می‌شود؟ این است که این نگاه باعث شد ما نتوانیم توسعه اقتصادی را همزمان با فرهنگ انقلاب جلو ببریم. این دوتا را از هم جدا کردند و نتیجه این شد که شما با خواندن این بند پیام امام، تعجب می‌کنید که مگر می‌شود رفاه را همزمان با کاهش مصرف‌گرایی، تعقیب نمود؟! بله که می‌شود. بالاخره سطح رفاه قابل تعریف و مطالبه است. مثلاً ما می‌گوییم که بهداشت باشد، مسکن باشد، اما غربی‌ها می‌گویند حتماً تلویزیون آن‌چنانی در خانه باشد، تعطیلی آخر هفته، لباس آبرومند. خب این که توقف ندارد؛ یکباره می‌بینید که ما از سطح رفاه رد شدیم و رسیدیم به سطح وحشتناک مصرف‌زدگی.

با یک راننده تاکسی صحبت می‌کردم. اینقدر ماشینش کهنه بود که آدم دلش می‌سوخت که چطور یک آدم مسن با چنین ماشینی می‌تواند مسافرکشی کند. می‌گفت من چهل قلم کالای برقی برای جهیزیه دخترم گرفته‌ام! من بشمرم که یک خانه به چند مورد کالای برقی احتیاج دارد عقلم به ده مورد بیشتر نمی‌رسد. آن راننده تاکسی ساندویچ‌میکر هم برای دخترش خریده بود. این مصرف‌زدگی است.

آفت مصرف‌زدگی، تقصیر خودمان بوده است. با آن فرهنگ غلط توسعه، از فرهنگ اسلامی فاصله گرفتیم و شروع کردیم به تبلیغ کالاهای غربی. در حالی که دهه اول انقلاب، حتی یک آگهی بازرگانی هم از تلویزیون پخش نمی‌شد. مسئله با این توجیهات شروع شد که تبلیغات، فروش ایجاد می‌کند؛ فروش هم اشتغال می‌آورد؛ تبلیغ، مصرف‌زدگی نیست؛ معرفی کالاست که مردم بدانند فلان کالا در کشور وجود دارد و منحصر هم بود به کالاهای ایرانی؛ احتمالاً با این فلسفه که ایجاد کار بشود برای کارگر ایرانی. یک‌دفعه تمام این عرصه‌ها افتاد به دست کالاهای خارجی و حتی کار هم برای کارگر خارجی ایجاد شد! وقتی پایه‌های فرهنگی یک چیزی غلط گذاشته شود میوه‌های آن در حوزه سیاست و اقتصاد هم غلط از آب درمی‌آید.

بنابراین می‌توان گفت بعد فرهنگی و معنوی پیام امام، شاید از بعد اقتصادی و ابزاری و توسعه‌محورش، خیلی مهم‌تر بوده و چون اتفاقاً همان را اول کنار گذاشتند، مسیری که در آن افتادیم مسیری نبود که برای ما سازندگی همه‌جانبه بیاورد.

امام می‌گویند «رفاه متناسب با وضع عامه مردم». عامه همان طبقه‌ای است که با کمی مسامحه در لفظ، گفته می‌شود «طبقه متوسط». نگفتند در سطح محرومین جامعه، رفاه ایجاد کنید. گفتند متناسب با وضع عامه مردم. این به نظرم تأکیدی است که امام روی گسترش طبقه متوسط می‌کند و می‌خواهند هم محروم نداشته باشیم و هم سرمایه‌دار کلان. ما باید الگویی را ارائه دهیم که یک نفر هیچوقت چهل قلم کالای برقی در جهیزیه‌اش نباشد. این نیاز به تبلیغات و مطالعات و آموزش مردم دارد.

نکته دیگری که در بند 5 مورد تأکید امام است «حفظ شعائر و ارزشهای کامل اسلامی و پرهیز از تنگ‌نظری‌ها و افراط‌گرایی‌ها» است. من فکر می‌کنم این نکته بخصوص الان که یک پیروزی برای دوستداران انقلاب حاصل شده، خیلی مهم است. دوستان ما در دولت نباید دچار غفلت و غرور شوند و تندروی‌ها و تنگ‌نظری‌هایی داشته باشند که دوباره بیست سال بعد مورد انتقاد قرار گرفته و برای آینده انقلاب مسئله‌ساز شود.

ما امروز منتقد کسانی هستیم که چرا در دوره‌ای به اسلام عمل نکردند. خدا نکند که ما هم مصداق انتقاد نسل بعد باشیم که زمانی که باید به اسلام عمل می‌کردیم باز هم عمل نکردیم. چه با سهل‌انگاری و اهمال باشد، چه تندروی و افراط، که در هر صورت ظلم به نظام اسلامی است.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه