باید در انتظار «رویداد» دیگری بود!

نویسنده:

منبع: وبلاگ هست

زمان انتشار: ۱۱:۳۵ ۱۳۹۲/۰۸/۲۸

نمی خواهم کلاس را به صحنۀ جنگ تشبیه کنم؛ ولی به نظر من طرف مقابل تفکری جبهه‌ای دارد و خودی‌ها ضرورت حمایت از هم‌سنگری‌ها را حس نمی‌کنند و به بهانه‌های مختلف از اظهارنظر سر باز می‌زنند.

اشاره: آقای مجتبی کاوه مطالبی را در وبلاگ خود در نقد فضای حاضر بر دانشکده علوم اجتماعی خود نوشته اند که بخش هایی از آن با عنوان این بخش سایت تناسب داشت که از نظر می گذرد.

از زبان ورودی جدید سال 87

چند روزی است چهره‌های جدید و سوالاتی از قبیل اینکه “ببخشید آقا انتشارات کجاست؟”حکایت از حضور ورودی‌های جدید امسال دارد. خواستم از زبانِ کسی که سه سال پیش ورودی جدید بود چند کلام با آنها صحبت کنم:

“جامعه‌شناسی” لفظِ پر آب و تابی است؛ همچنین “مارکس”، “پسا ساختارگرایی” و “اتنومتدولوژی” اما تو باور مکن!

نمی‌دانم چرا جامعه‌شناسی را انتخاب کردی؟ علاقه، بازارِ کار، خدمت به جامعه و یا اصلاً انتخاب کردی یا انتخاب شده‌است؛ ولی به هر حال مراقب تأثیراتِ عموماً نامحسوسی که اولاً محیط دانشگاه و ثانیاً محتوای رشتۀ تحصیلی روی روحت می‌گذارد باش -خصوصاً اگر مثل من از شهرستان آمدی!-

اینکه فکر کنی جامعه‌شناسی علمِ فرامکان و فرازمانی است که تحصیل آن به شناخت بهتر جامعه توسط محصل می‌انجامد و در زندگی جمعی‌اش موفق‌تر است، غلط نیست ولی برداشت نادقیقی است..

از آنجا که بعید می‌دانم در طول ترم درس بخوانید، احتمالاً شبِ امتحان متوجه خواهید شد کهاز سرِ ناچاری science را “علم” ترجمه کرده‌ایم و sociology را “جامعه‌شناسی”!

اگر فکر کردی که با مدرکِ این رشته کار پیدا می‌کنی باید بگویم: زهی خیال باطل..!

در این رشته به راحتی می‌توان یک فوق لیسانس را که برای گذران امورش مسافرکشی می‌کند متصور شد؛ پس سعی کن زبان بخوانی، کار با spss را یاد بگیری، مطالعات غیر درسی داشته باشی و…

و دستِ آخر اینکه “بومی‌سازی جامعه‌شناسی” و “اسلامی‌سازی علوم انسانی” و بحث‌هایی از این قبیل پیرامون این رشتۀ فخیمه مطرح است که باید سعی کنی بعد از دو سه سال نسبت به آنها موضعی داشته‌باشی –موافق، مخالف یا…

 درباره کلاس جامعه شناسی خانواده

 نمی خواهم کلاس را به صحنۀ جنگ تشبیه کنم؛ ولی به نظر من طرف مقابل تفکری جبهه‌ای دارد و خودی‌ها ضرورت حمایت از هم‌سنگری‌ها را حس نمی‌کنند و به بهانه‌های مختلف از اظهارنظر سر باز می‌زنند.

جبهۀ مقابل با اینکه طیف‌های مختلفی دارد اما در موضع دفاع، از هیچ حمایتی دریغ نمی‌کند و حتی اگر مطلبی علمی هم برای گفتن نداشته‌باشند، با نق و نوق کردن از روایتی که مد نظرشان است پشتیبانی می‌کنند.

حال حرف من این است که صرفِ همراهی، به هر نحوی که باشد -اعم از بحث تئوریک، نظر شخصی، تجربۀ فردی و یا حتی نُچ‌نُچ کردن- به تقویت جبهۀ خودی کمک می‌کند. به نظر من در این‌طور مواقع قالب در نقش محتوا ظاهر می‌شود و هر حمایت یا مخالفتی، فارغ از اینکه چه مطلبی را عنوان ‌کند، بارِ مفهومی خاصی را به کلاس القا می‌کند که در تثبیت موضع خودی موثر است…

 بعد التحریر:

۱) آسیبِ اظهارنظر سرِکلاس این است که -حتی ذره‌ای- دیگران و نظر آنها برای ما مهم باشند..!

 

دین به مثابۀ ابژه

از آنجایی که دستم به ملکم همیلتون نمی‌رسد تا حرف‌هایی که زمان مطالعۀ کتابش (جامعه‌شناسی دین) به ذهنم خطور می‌کرد را به او بگویم، اینجا می‌نویسم‌شان:

۱) زمانه‌ای که جامعه‌شناسی در قوت بود و همه چیز را به بوتۀ نقد می‌کشید سرآمده ملکم‌خان!

۲) ابژه کردن دین مستلزم آن است که در هوایی غیر از دین نفس بکشی تا بتوانی از آن پرسش کنی..

۳) اقتضاء دین طوری است که اگر بیرون از عالمِ آن باشی، درک درستی از دین نمی‌یابی؛ چه رسد به اینکه آن را مورد مداقّه قرار دهی.

۴) جهان‌بینی دینی مثل لباس نیست که هرگاه اراده کنیم بر تن کنیم و یا آن را عوض کنیم! (اگر دکتر سروش هم این را بشنود بد نیست)

۵) باید فلسفه علم خوانده‌باشی و بهتر از من می‌دانی که علم مدرن (که تو با آن دین را از موضع بالا نگاه می‌کنی) چندین سال است که دارد زیر علامت سؤال‌های بزرگ له می‌شود! علامت سؤال‌هایی که نمی‌توانند در مقابل دینی که صاحب وحی است ظاهر شوند.

و اینکه…

نمی‌دانم جامعه‌شناسانِ مسلمانِ محترم (خصوصاً دانش‌جویانی که لفظ جامعه‌شناس را با آب و تاب برای خود به کار می‌برند) چطور می‌توانند هم به وحی اعتقاد داشته‌باشند و هم کتاب همیلتون را بدون تشویش خاطر بخوانند…!

۱ دیدگاه

    دانشجوی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران :

    خوب بود؛ البته به بعضی صحبتا نقد وارده؛
    این تذکرا برا یه دانشجوی جامعه شناسی لازم بود ولی نه کافی/

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه