بحران «مدیریت آب» داریم نه بحران آب!

نویسنده:

زمان انتشار: ۲۰:۴۱ ۱۳۹۳/۰۷/۲۷

بطور مثال هلند که قطب مديريت آب است از نظر توليد مقالات در بحث آب کشور دوازدهم دنيا است و ما کشور چهاردهم هستيم اما ما مسائلي را کار مي‌کنيم که هدفمان صرفا چاپ مقاله است؛ من از دانشگاهيان تقاضا دارم مانند برخي از مسئولين که توپ را فقط در زمين تحريم‌ها ميندازند، نباشيم ما هم توپ را در زمين مردم و مسئولين نيندازيم.

پیش از این پرونده ای را با محوریت «آسیب های فرهنگی و اجتماعی بحران آب در ایران» آغاز کرده بودیم.«بحران آب و زیست جهان ایرانی» و «چگونه ایرانیان پیشرو در مدیریت منابع آب به بحران آب دچار شدند؟» و آیا انقلاب بی آبی در ایران در راه است؟ سه  یادداشت و گزارش پیشین در این باره بود.

به گزارش علوم اجتماعی اسلامی ایرانی بحران آب علاوه بر معضلات محیط زیستی گویا معضلاتی نیز در حوزه سیاست پدید آورده است. معاون وزیر جهاد کشاورزی و رییس کمیسیون کشاورزی مجلس در برنامه تلویزیونی ثریا از پروژه کشاورزی هراسی به بهانه حل بحران آب سخن گفته اند. رییس کمیسیون کشاورزی مجلس پشت پرده کشاورزی هراسی را کسی می داند که 14 سال متولی آب و کشاورزی در کشور بوده است و به جای پاسخگویی درباره عملکرد خود در این حوزه توپ را به زمین کشاورزان بینوا انداخته است. در این میان دکتر حجت الله میان آبادی از کارشناسان حوزه آب که از هلند فارغ التحصیل شده است موضع مساله را تغییر داده و آن را بحران مدیریت منابع آبی می داند. در ادامه گفتار شفاهی دکتر میان آبادی را از نظر می گذرانید.

سوء مديريت، کمبود آب را به بحران تبديل کرده است

  به اعتقاد من مسئله اي که در کشور ما، کمبود آب را به بحران آب تبديل کرده است، سوء مديريت می باشد و علل مختلفي در خصوص سوء مدیریت و بحران آب در ايران وجود دارد که اهم این عوامل نوع رويکردی ما به مسئله آب، ميل به توسعه بي ضابطه و عدم سياست گذاري بويژه در بخش کشاورزي می باشد.

 سدسازي افراطي درياچه اروميه را خشکاند

 در رابطه با عامل اول معتقد هستم که ما سه رويکرد اصلي در بهره برداري از آب داريم. رويکرد اول، رويکرد مهندسي محور است که در اين رويکرد اصل کار ما بر اساس کارهاي سازه اي يعني سد سازي می باشد.براي نمونه  تعداد سد هايي که در دهه هاي اخير در کشور ما احداث شده 650  عدد سد است و تعداد سدهاي مورد مطالعه هم 537 عدد است که اين تعداد سدها، بسيار بيش تر از نياز کشور ماست به طوری که آقاي چيت چيان در برنامه ثريا شجاعانه اقرار کرد که ما در سد سازي افراط کرده ايم و هم اکنون نزديک به 40 درصد سدهاي ما خالي است.

یا طبق آماري که در رابطه با سد سازی در در حوزه درياچه اروميه وجود دارد، بيش از 100 سد  ساخته‌ايم و اکنون در اروميه به اين وضعيت رسیده ایم؛ هر سد ساخته شده بیش از 700 ميليارد هزينه داشته است درحالي که مي‌توانستيم با يک پنجم هزينه در همان مقدار آب صرفه جويي کنيم و الگوي کشت وکشاورزي را بهبود ببخشيم. لازم به ذکر است که کشور ما در منطقه‌اي خشک قرار دارد  و تبخير آب مهمترين معضل ما است. بنابراین  نبايد با اين افراط در سد سازي اين مقدار حوضچه تبخير آب درست می کردیم. برای مثال درسيستان بيش از 90 درصد آبهاي ذخيره شده تبخير مي‌شوند.

سر سياست گذاران کشور، به سنگ سدها خورد، اما مسيرشان تغيير نکرد

  بسيار خوشحالم که مسئولين رسما اعتراف مي کنند افراط کرديم و سر سياست گذاران کشور به سنگ سدها خورده است؛ اما با اين حال مسير مسئولين هنوز تصحيح نشده است. امروز مسئولين بجاي سد سازي مي‌خواهند از انتقال آب استفاده کنند که به مراتب از قبلي هزينه برتر و خطرناکتر است.

بطور مثال مي خواهند آب را از خزر به اروميه بکشند يا آب را از عمان به سيستان ببرند و يا آب خزر را از البرز با پمپاژ رد کنند و به سمنان ببرند؛ بنابراین مي‌توان گفت اين بار بجاي سد سازي در طرح‌هاي انتقال آب افراط مي‌کنيم که هزينه هاي بيشتري هم از سد سازي دارد؛ حتي رسانه هاي خارج از کشور مدعي شده اند که اين طرح مطرح شده است که آب کشور تاجيکستان را براي تامين مصارف آب کشور، وارد ايران کنيم که اين طرح هم بسيار گران است و هم از لحاظ امنيتي و هيدروپليتيکي اشکالات اساسي دارد.

هر چند گاهي اوقات ما در سد سازي در اروميه حسن نيت داشته ايم و با افتتاح ها فکر مي‌کرديم کار مثبتي انجام مي‌دهيم اما غافل بوديم که اين اقدامات براي اروميه واقعا مخرب است؛ الان که متوجه شده ايم اين اقدامات در گذشته اشتباه بوده بايد مراقب باشيم تا دوباره اشتباهي نکنيم که بعد از بيست سال بفهميم که اين اقدام هم اشتباه بوده است.

 متاسفانه بسياري از مقالات دانشجويان ما با اين عنوان شروع مي‌شود که آب کالايي اقتصادي است، که به اعتقاد من اين عنوان بسيار ناراحت کننده است؛ چرا که آب موهبتي فرهنگي، ديني، سياسي، اقتصادي، سياسي و اقليمي است، و اين ديدگاه دانشگاهيان ما است که وضعيت آب کشور را به اينجا رسانده اند؛ و متاسفانه اکثر قريب به اتفاق انگيزه هاي سد سازي در اروميه رويکردي اقتصادي صرف داشته است.

سدسازي افراطي با فشارهاي سياسي يا ازطرف دولت و يا از طرف نمايندگان 

در خصوص رويکرد مديريتي در مصارف آب، ما يک مديريت عرضه داريم و يک مديريت تقاضا؛ در مديريت عرضه تمام تلاش سياست گذاران ما اين مي‌شود تا آب مورد نياز را تامين کنند و يا سد احداث کنند يا آب را وارد کنند و يا از خزر آب را به نقاط ديگر بکشند؛ اما رويکرد تقاضا اين است که ما بايد جلوي بسياري از هدر رفت‌هاي آب را بگيريم. مثلاً استاندار سمنان در دولت قبل گفتند اگر ما تنها يک پنجم زمين‌هاي سمنان را به سيستم آبياري تحت فشار مجهز کنيم سالانه 110ميليون متر مکعب صرفه جويي در آب داريم؛ يعني اگر ما کمتر از 40درصد زمين هاي کشاورزي را به سيستم آبياري تحت فشار مجهز کنيم صرفه جويي آبي مان،  بيشتر از آبي است که مي‌خواهيم از خزر به سمنان بياوريم. در حالی که ساخت بي رويه سد بخاطر اينست که برخي از سدهاي ما با فشارهاي سياسي يا ازطرف دولت و يا از طرف نمايندگان احداث شده است که گمان مي کنند، به حوزه هاي انتخابيه شان خدمت مي کنند.

کل آب هدررفت شهر مشهد برابر با کل آب موردنياز بيرجند 

 شرایط اقلیمی کشور ما خشک و بیابانی است و هنر مديريت اين است که سيستم را به گونه اي پايدار طراحي کنيم تا کمترين تبعات ممکن را داشته باشيم، همانند استراليا که در يک خشکسالي 15 ساله با مديريت صحيح اين بحران را پشت سر گذاشت. در حال حاضر ما سه نوع شبکه آبياري زهکشي داريم که بيش از 50 درصد آن سنتي است، کمتر از 15 درصد آن نيمه پيشرفته و حول و حوش 30 درصد آن پيشرفته است.

 الان در شبکه شرب شهري ما 30 درصد آب تصفيه شده قبل از اينکه به دست مردم برسد، هدر مي‌رود. بطور مثال چند سال پيش، براساس بررسي که در شهر مشهد صورت گرفت نشان داد که کل آب هدررفت در شهر مشهد برابر با کل آب موردنياز بيرجند است. در حالی که  در خصوص مصارف آب، ما عادت کرده ايم که نوک پيکان انتقاد خود را به سوي مردم کشاورز که قشر ضعيف و زحمتکش جامعه هستند، بگيريم؛

بصورت ميانگين 40 درصد آب، از سد تا به کشاورز برسد در شبکه هاي انتقال آب هدر مي رود

همچنین مطالعاتي در خصوص شبکه هاي هدر رفت انتقال آب صورت گرفته است که به طور مثال نشان می دهد، شبکه انتقال آب سد دز از 100 درصد آبي که از پشت سد براي کشاورزي مي فرستيم در ابتدا 20درصد آن هدر مي‌رود و وقتي وارد خط توزيع مي‌شود مجدد 20درصد اين آب هدر مي‌رود. در دشت قزوين نیز که مدرنترين سيستم آبياري را دارد از 100 درصد آب ورودي راندماني 80 درصدي داريم و از اين 80 درصد نزديک به 50 درصد آن دوباره هدر مي‌رود، يعني در مجموع 50 درصد از کل آب پشت سد که قرار است به زمين کشاورزي برسد هدر مي‌رود؛ اينها از مشکلات حکمراني است که بيشتر در مورد آن صحبت خواهيم کرد.

در مطالعه اي موردي در دشت مغان نیز، نزديک به 77درصد آب پشت سد هدر مي‌رود و فقط 23 درصد آن به زمين کشاورزي مي‌رسد؛ ميانگيني از اين چند مطالعه موردي گرفته شده است که بر اساس آن از 42 ميليار متر مکعب آب تخصيص يافته فقط 27 ميليارد آن به  شبکه توزيع ميرسد و از اين 27ميليارد متر مکعب هم فقط 14.7 ميليارد متر مکعب آن به دست کشاورز مي‌رسد

در سيستان مشکل آب داريم ولي هندوانه مي کاريم

 در حال حاضر الان آب مجازي کشور را به قيمت بسيار ارزان به کشورهاي ديگر صادر مي‌کنيم، و بعد به دنبال اين هستيم که آب را از مناطق ديگر وارد کشور کنيم؛ ما از لحاظ جايگاه توليد محصولات غذا در جهان جايگاهي نداريم اما در بحث توليد ميوه جات دومين توليد کننده محصولات خيار، خربزه، پسته و هندوانه هستيم؛ درواقع محصولات پر آب صادر مي‌کنيم اما مي‌خواهيم از کشورهاي ديگر آب وارد کنيم.

ما بيشترين صادرات آب مجازي را بخاطر چنين ميوه هايي داريم؛ اين يعني الگوي کشت ما مشکلات عظيمي دارد. بطور مثال در اروميه با اينکه بحران اساسي آب داريم الان سيب صادر مي‌کنيم و خوشحال هم هستيم که صادرات داريم. متاسفانه ما در سيستان که به سختي آب آن را تهيه مي‌کنيم، آب را به کشاورز داده‌ايم و کشاورز هم هندوانه کاشته است و البته اين هندوانه را هم نتوانسته بفروشد و آن را جلوي گاو گوسفندهايش ريخته است؛ در کرمان و خراسان هم شرايط به اين ترتيب است و اين بخاطر سياستگذاري هاي نادرست است.

و در حالی که طبق آمار رسمي هلند که از کشورهاي پر آب دنيا است، سومين کشور وارد کننده آب مجازي دنيا است اما ايران کاملا برعکس است. بعني علي رغم آب کم، ولي بيشترين صادر کننده آب مجازي است.

معلوم نيست چه بلايي داريم سر خراسان مي آوريم

در رابطه با رویکرد سوم یعنی عدم سیاست گذاری به ویژه در بخش کشاورزی، باید گفت، تعريف حکمراني مجموعه اي از سيستم هاي حقوقي، اجتماعي، فرهنگي و اقليمي است؛ يعني ما بايد در خلال بهبود مسائل آبي کشور مسائل سياسي، اقليمي يا اجتماعي آب را درنظر بگيريم. اين يک هشدار است که اگر ما ميخواهيم آب کشور را نجات بدهيم بايد از نگاه مهندسي و سازه اي به نگاه حکمراني روي بياوريم؛ چرا سيستم حکمراني ما مشکل دارد؟ بخاطر اينکه شهرداري ما تراکم فروشي مي‌کند و بعد دستش را در جيبش مي‌گذارد و ديگر هيچ مسئوليتي در قبال آب اين واحدهايي که ايجاد کرده ندارد؛ در سيستم حکمراني شهرداري ها در کلانشهر ها مسئول آب آن کشور هستند. از يک طرف مي گوييم مشهد مشکلات جدي آب دارد و از طرف ديگر در کنار آن شهر پديده را ايجاد مي کنيم که هيچکس نمي داند آبش را از کجا بايد بياوريم. از اين مثال ها در مديريت شهري مان زياد است.

ما همه چيز را مي‌خواهيم اما به هيچکدام هم نمي‌رسيم؛ اين يعني توسعه بي بند و بار!

 تصور ما اين است که آب ما يک متولي دارد و آن وزارت نيرو است و بقيه بايد بروند دنبال کار خودشان؛ ما بجاي اينکه صنعت را ببريم مکان هايي که آب است آب را مياوريم مکان هايي که صنعت است. آيا تا اين حد بايد نگاه و سياست هاي ما اشتباه باشد تا اينگونه به چالش بخوريم؟و بعد از آنکه به مشکل مي خوريم مردم را جابجا مي کنيم و هم اکنون شاهد مهاجرت هاي گسترده از مناطق کم آبي که در آن فولاد زده ايم هستيم.

اين کارشناس مسائل آب خاطر نشان کرد: کشورهايي مثل هلند و آلمان تصميم خودشان را گرفته اند که ميخواهند چه کاري انجام بدهند و آمايش سرزميني در آنجا صورت گرفته است اما مثلا در ايران خراسان که واقعا از کمبود آب رنج مي‌برد قطب صنايع غذايي کشور شده است و از طرفي آن را قطب توريسم مي‌کنيم و از طرف ديگر به دنبال اين هستيم که خراسان قطب صنعتي کشور شود و فولاد که آب بر هم هست آنجا مي زنيم؛ بالاخره بايد تکليف خودمان را روشن کنيم، ما همه چيز را مي‌خواهيم اما به هيچکدام هم نمي‌رسيم؛ اين يعني توسعه بي بند و بار!

سياست گذاري هاي غلط وزارت علوم، اساتيد دانشگاه را به اينجا رساند

 در رابطه با نقش علم و دانشگاه ها هم به نظر می رسد، وضعيت پژوهش_کاربردي ما وضعيت خوبي نيست يعني اينکه اين مطالعات با نياز کشور ما تطابقي ندارد بطور مثال هلند که قطب مديريت آب است از نظر توليد مقالات در بحث آب کشور دوازدهم دنيا است و ما کشور چهاردهم هستيم اما ما مسائلي را کار مي‌کنيم که هدفمان صرفا چاپ مقاله است؛ من از دانشگاهيان تقاضا دارم مانند برخي از مسئولين که توپ را فقط در زمين تحريم‌ها ميندازند، نباشيم ما هم توپ را در زمين مردم و مسئولين نيندازيم.

ما در زمينه هاي حکمراني و ديپلماسي آب رشته دانشگاهي نداريم، در حالی که 30 سال است که در اين رشته ها در دنيا کار مي‌شود؛ سياست گذاري هاي غلط وزارت علوم در خصوص ارتقا اساتيد که منوط شده به چاپ مقالات، اساتيد را به چاپ اين مقالات مجبور کرده اند.

 نکته ی جال آنکه حتی کشورهاي خارجي در مورد مشکلات ايران می اندیشند، مثلاً شما وقتي در هلند صفحه سايت يک استاد دانشگاه را باز کنيد در آن صفحه ذکر شده است که “من هيرمند شناس هستم”؛ در حالی که يکي از دانشجويان نمونه ما رفته بود آمريکا و نمي‌دانست که هيرمند کجا هست و اين بخاطر ضعف نظام آموزشي کشور است. حتی يکي از اساتيد مطرح آب زيرزميني هلند ارائه اي که داشت گفت طول قنات هاي ايران تقريبا برابر فاصله زمين تا ماه است و اين به این معنا است که، آب در ايران باستان با مديريت صحيح حکمراني مي‌شده است.

در يکي از بودجه هاي سالانه، بودجه اي که دولت و مجلس به سد سازي تخصيص داده بود چندين برابر کل بودجه جهاد کشاورزي بود؛ ما تمام تلاشمان اين است که بايد رويکردهايمان را عوض کنيم.

 ايران بايد ديپلماسي آب را بداند و از اطرافش خبر داشته باشد

 علاوه بر این در خصوص منابع مشترک آبی و دیپلماسی آب می توان گفت، 50 درصد از جمعيت کل زمين در مناطقي زندگي مي‌کنند که آب مورد نيازشان به آبهاي مشترک وابسته است. ديپلماسي آب براي بهره برداري و تعاملات مثبت در دنيا، 35 سال است که در مجامع بين المللي مطرح است. همچنین ديدگاه هاي سياستمداران دنيا اهميت اين موضوع را نشان ميدهد و اکثريت علمي دانشگاهي بر اين باورند که آب بجاي اين که باعث جنگ شود، ميتواند باعث همکاري بين کشورها شود.

 ما بايد ديپلماسي آب را بدانيم و بدانيم که اطرفمان چه خبر است؛ همچنین لازم است تا حوزه هاي آبي دنيا را از لحاظ هيدروپليتيکي مورد مطالعه قرار دهیم. ايران از نظر تعداد همسايه سومين کشور است و جالب است که بدانيم ما با تمام اين 15 کشور همسايه مرز آبي داريم يعني از غرب به دجله و فرات و از شرق به آمو دريا متصل هستيم؛ همچنين ايران منابع زير زميني مشترکي هم با همسايه ها دارد لذا ما يکي از خاص ترين هيدروپليتيک هاي دنيا را داريم اما متاسفانه رشته دانشگاهي در اين زمينه نداريم.

۱ دیدگاه

    […] آب مایهٔ حیات و تعیین‌کنندهٔ اقلیم و سبکِ زیست و حتی شیوهٔ اندیشیدنِ یک جامعه است، پس نمی‌توانی چالش‌های جامعه‌شناختی و اندیشه‌ای را […]

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه