تحلیلی انسانشناختی از وضعیت زنان در جهان امروز

بدن زن به مثابه عنصر هویتی برای اعمال قدرت

نویسنده:

پایگاه علوم اجتماعی اسلامی ایرانی

زمان انتشار: ۱۹:۵۱ ۱۳۹۳/۰۱/۳۱

زنان، خانه یعنی عرصه ‏های بروز و ظهور قدرت زنانگی را رها کردند و از طرفی به آمال خود در زمینه اعمال قدرت در جامعه و در رقابت با مردان دست نیافتند و در واقع قربانی مطامع سیستم ‏های سرمایه دارای و به طور خاص مردان شدند. نباید فراموش کرد که آثار و ضربات ناشی از سبک زندگی مدرن و تغییر نقش زنانه بر پیکره جامعه تبعات دامنه ‏داری برای ما و آینده به دنبال دارد.

جواد نظری مقدم

دانشجوی دکتری فرهنگ و ارتباطات پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی

1-بدن مهمترین و اولی‏ ترین عنصرهویتی هر انسان به شمار می ‏رود. چیستی و چگونگی هویت انسانی افراد در ارتباط و تعامل آنان با یکدیگر تأثیرگذار است. به طور مثال پوست که از مهمترین عناصر هویتی بدن محسوب می‏ شود و تمام بدن را پوشانده، در برابر هر غیریتی از خود واکنش نشان می‏ دهد به قول انسانشناسان، بدن نمی ‏تواند هر کسی را لمس کند. شما با هر کسی دست نمی ‏دهید. نحوه دست دادن شما با فردی بیگانه تا فردی آشنا فرق می‏ کند. بدن انسان هنگام لمس جنس مونث و مذکر واکنش ‏های متفاوتی از خود نشان می‏ دهد. پس بدن می ‏تواند عامل تمایز و تعارف افراد با یکدیگر باشد.

2- در طول تاریخ تفاوت جسمانی میان زن و مرد موجب گردیده مرد به عنوان عنصری غالب، قدرت را در جامعه در دست بگیرد و زنان در این مسیر در ظاهر همواره عنصری مغلوب به شمار می‏رفته ‏اند. در گذشته توانایی جسمانی و فیزیکی یکی از مهمترین عناصر تمایز افراد به شمار می‏رفته. تا جایی که انسان، عقل سالم را در بدن سالم می ‏جست. برخی انسانشناسان معتقدند که شاید از سیطره همین نگاه به زن همواره به عنوان عنصری دست دوم و ضعیف نگریسته می ‏شد چرا که تلازم خاصی میان نقص و ضعف بدن زن و قوه عقل و فکر او احساس می ‏شده است.

3-با این وجود زنان در خانه از طریق بدن و قوه احساس که مهمترین شاخصه ‏های زنانگی به شمار می ‏روند اعمال قدرت می ‏کردند. کارهای خانه از قیبل شستشو و پخت و پز عرصه قدرت زنان در خانه به شمار می ‏روند. مردان برای این دست کارها باید از زنان اجازه بگیرند و ورود به این عرصه‏ ها دخالت در حریم و حوزه قدرت بوده و واکنش زنان را به دنبال دارد. در رابطه عاشقانه هم مرد همواره طالب بوده و زن مطلوب و مرد اسیر عشوه و عناصر هویتی زن یعنی بدن و احساس و عاطفه زنانه بوده است. زن دلربایی می ‏کرده و مرد  خریداری دل. اگر این جریان صورتی دیگر به خود میگرفت مثلا” مردی که حرکاتی امردی می ‏کرد و یا با عشوه راه می‏رفت از سوی جامعه مورد نکوهش قرار می‏ گرفت.

4-قدرت در واقع به معنای تحمیل اراده یک عنصر بیولوژیک به عنصر دیگر بیولوژیک است. برای مدت مدیدی این مرد بوده که اراده خود را بر زن تحمیل می‏ کرده. مدرنیسم در بسیاری از حوزه ‏ها  و سیستم های اجتماعی این مناسبات را بر هم زده است. به خصوص در دو جنگ جهانی اول و دوم ، حضور مردان در جنگ موجب شد تا نیاز به حضور زنان در اجتماع و استفاده از آنان در چرخه حیات زیستی جامعه و ادارات و بخشهای دیگر جامعه که قبل از آن مردان  متکفل آن بودند احساس شود. لذا سیل عظیمی از زنان وارد چرخه کار و مشاغل در جامعه شدند. با انقلاب صنعتی زنان و کودکان به دلیل کم هزینه بودن به عنوان نیروی کار مورد بهره برداری صاحبان سرمایه قرار گرفتند.

5-مجموع این عوامل در کنار تلاش‏های جنبش های حقوق زنان موجبات حضور همه جانبه زنان در عرصه اجتماع را فراهم کرد. همانطور که بیان شد پیش از این زن در خانه با استفاده از عنصر بدن اعمال قدرت می‏نمود..بدن مهترین عنصر هویتی زنان به شمار می ‏رود. بدن او را از مرد متمایز می‏ کند. او برای جبران این عقب ماندگی‏ ها و سال ‏های سال قدرت و غلبه مردانگی که بر او تحمیل می‏ شد سعی نمود تا از عنصر هویتی خویش یعنی بدن برای اعمال قدرت در جامعه نیز استفاده کند. با استفاده از بدن،  او چشم‏ ها و در واقع بدن‏ ها را با خود همراه می‏ کند و به سمت خود حرکت می‏ دهد. تا عنصری غالب در جامعه باشد و یا حداقل به برابری زن و مرد رضایت دهد و ظرفیت‏ های موجود را تصاحب کند. این موج در کشورهای غیر توسعه یافته به سرعت شکل گرفت و آزادی زنان به عنوان یکی از اولی ‏ترین مطالبات جنبش‏های اجتماعی و سیاسی مطرح شد. آزادی زنان در واقع نسبت مستقیمی با آزادی جنسی دارد. هر جایی که میزان آزادی زنان بیشتر باشد آزادی‏ های جنسی نیز بیشتر است و این یعنی تغییر  نقش  و کارکرد خانواده.

6- .به دنبال این فرایند، خانواده مهمترین ستون و پایه خود یعنی زنان را از دست داد و یا پایه خانواده لرزیدن گرفت. با اتکا به نگاه کارکردگرایی، انتظارات جدید از خانواده و رها نمودن نقش های زنانه در خانه به جهت حضور در اجتماع و عرصه‏ های قدرت، در کارکرد نهاد خانواده اختلال ایجاد شد و اختلال در نهاد خانواده اختلال در دیگر نهادهای جامعه از قبیل اقتصاد،آموزش، سیاست و .. را به همراه داشته است. لذا می‏توان آشفتگی و فروپاشی اجتماعی را در این حالت به انتظار نشست.

7- این حضور زنانه در جامعه موجب شد تا حوزه قدرت زنانه در خانه تحت الشعاع قرار گیرد و از آنجا که زنان نمی ‏توانستند با اتکا به نیروی فکر و اندیشه بر مردان که عموما” از معدل بالاتری در قوه عاقله برخوردارند(1) غالب شوند دیری نپایید که در این حوزه دست‏مایه تبلیغات تجاری و ابزاری برای سودآوری صاحبان سرمایه قرار گرفتند و جذاب‏ترین عنصر هویتی آنان یعنی بدن، به ابزاری برای قدرت مردان در جامعه تبدیل شد. و این یعنی اینکه زنان در جامعه مغلوب شدند. و ابزاری برای سکس و خشونت و سودآوری شرکت‏ها و سیستم لیبرال سرمایه داری قرار گرفتند. در واقع زن به عنصری تجاری بدل شد که به ارزانترین وجه ممکن نیازهای جنسی جامعه را اطفا می‏کند. شعارهای برابری زن و مرد و آزادی زنان  و عدم تبعیض جنسیتی شعارهایی بود که در ظاهر برای دفاع از حقوق زنان مطرح می ‏شد ولی در واقع زنان را وارد ساحاتی می ‏نمود که متناسب با ویژگی‏ها و شرایط بیولوژیکی و عاطفی آنان نبود.

8- طبیعت، حکم به عدم یکسانی مردان و زنان می‏ دهد این تفاوت در ساختار بیولوژیکی و روحی زن و مرد پیداست. همانطور که بیان شد زن و مرد به واسطه عناصر هویتی خود(بدن) جایگاه و نقش ‏های خاصی در جامعه ایفا می ‏نمودند. بر هم زدن این توازن طبیعی توازن جامعه را بر هم زده است. زنان تلاش می کنند تا نقش مردان را بازی کنند. وارد عرصه ‏هایی می ‏شوند که معمولا” ظرفیتهای بیولوژیکی آنان پاسخگو و کافی نیست. ورود به اجتماع عنصر بیولوژی در زنان را مورد مخاطره داده است. میان حضور زنان در عرصه‏ های قدرت به طور مثال سیاست و زیبایی و عناصر بیولوژیک رابطه مستقیم وجود دارد. عموما” افرادی که تحصیلات عالیه کسب می‏کنند یا در قدرتهای سیاسی حضور دارند زیبا نیستند. در نتیجه حضور زنان در اجتماع مهمترین عنصر هویتی و قدرت زنانه را که بدن اوست تحت تأثیر قرار می ‏دهد.

9-یکی از مهترین عناصر قوام بخش خانواده روابط زناشویی است . اما حضور زنان در اجتماع عنصر بیولوژیک و بدن زنان را مورد تأثیر مستقیم خود قرار داده. و در ننتیجه دو طرف آنچنان که باید از هم لذت نمی برند. از نقطه نظر دینی پوشیدگی زنان در جامعه باعث افزایش لذت جنسی در خانه و در حیطه زناشویی می ‏شود.  پنهان بودگی و ناپیدایی قدر و قیمت عنصر ناپیدا را افزایش می‏ دهد. اما حضور همه جایی و رسانه ‏ای  زنان  موجب شد مردان در جامعه با مشاهده و نظاره لذت ببرند و زنان لذت بفروشند. مشاهده زنان از طریق فیلم ‏ها و یا در کف خیابان‏ها انتظارات جنسی و زناشویی افراد جامعه و به ویژه مردان را تغییر داد. بخش عمده ‏ای از گزارش ‏های محاکم قضائی و تحلیل ‏های مربوط به دلایل طلاق به مسائل جنسی و خیانت ‏ها و از این دست مسائل بر می ‏گردد. طنز این قصه در این جاست که زن که خود عامل مهمی در بر هم زدن این توازن بوده و در تبدیل شدن خود به عنصری دسترس در جامعه برای مردان سهم بزرگی داشته در برابر خیانت‏ های جنسی و یا تجاوز جنسی علیه زنان واکنش نشان داده و جامعه را به جهت سوء استفاده جنسی از مردان مورد ملامت قرار می ‏دهد. به عقیده من در این وضعیت این زن است که باز در مصاف با  جنس مخالف مغلوب گردیده و شکست خورده و در نتیجه متحمل هزینه ‏های آن خواهد بود.

10- زنان، خانه یعنی عرصه ‏های بروز و ظهور قدرت زنانگی را رها کردند و از طرفی به آمال خود در زمینه اعمال قدرت در جامعه و در رقابت با مردان دست نیافتند و در واقع قربانی  مطامع سیستم ‏های سرمایه دارای و به طور خاص مردان شدند. نباید فراموش کرد که آثار و ضربات ناشی از سبک زندگی مدرن و تغییر نقش زنانه بر پیکره جامعه تبعات دامنه ‏داری برای ما و آینده به دنبال دارد.

پی نوشت

(1)مقصود این نیست که مردان عاقل تر از زنان هستند. بلکه این حرف به این معنی است که زنان به جهت برخی ویژگی ‏های خاص زنانه واجد میزان زیادی از انرژی احساس هستند و همین احساسات گاه قوه عقل را تحت الشعاع قرار می ‏دهد لذا گفته ‏می‏شود که زنان عموماً قوه درک و عاقله ضعیفتری نسبت به مردان دارند. در مقابل قوه احساس و عاطفه در میان مردان کمرنگ ‏تر است. ما در اینجا از استثنائات سخن نمی‏گوییم

۴ دیدگاه

    ریحانه بهشتی :

    سلام
    تو رو خدا هر مطلبی رو به اسم انسان شناسی ، هویت و… نشر ندید
    این جمله رو ببینید« بدن مهمترین و اولی‏ ترین عنصرهویتی هر انسان به شمار می ‏رود»
    شما فقط یک متفکر رو بگید که هویت و عناصر هویتی رو اینگونه تعریف کرده باشه.
    هیچ رفرنسی برا این مطلب وجود نداره

    سلام و درود بر دوست عزیر آقای جواد نظری
    تفکر و نوشتن امری ضروری و تحسین برانگیز است. اما نباید مسایل را ساده گرفت. مسایل اجتماعی و فرهنگی شامل پیچیدگی ها و ابعاد مختلفی می باشند. شما در این متن، بر اساس پیش فرض هایی که هیچ دلیلی برای آنها نیاورده اید به سادگی احکامی صادر می کنید. اولا بسیاری از صغراهای شما، جای تردید و مناقشه می باشند، دوما استدلال ها و نتیجه گیری هایتان نیز ضعیف بوده و برای مخاطب قانع کننده نمی باشد.
    برخی از این صغراهای اثبات نشده این متن بدین قرار است:
    – جمله ای که خانم بهشتی اشاره کرده اند.
    – «زنان در خانه از طریق بدن و قوه احساس که مهمترین شاخصه ‏های زنانگی به شمار می ‏روند اعمال قدرت می ‏کردند.»
    – «در رابطه عاشقانه، مرد همواره طالب بوده و زن مطلوب»
    – پیش فرضی که به صراحت بیان نشده ولی از آن بسیار استفاده شده اینکه، زن از مرد زیباتر است و این مهمترین مزیت زن بر مرد است. این نگاه اولا سرشار از مردانگی است و از نگاه مردان است که غیر همجنس نسبت به همجنس زیباتر است. دوما تقلیل گرایانه است و جایگاه زن را به یک عروسک تنزل داده و جایگاه مرد را به یک خریدار عروسک.
    هیچ وقت این خاطره را از مرحوم استاد عبدالهی فراموش نمی کنم. در اواخر عمر ایشان، با وجود اینکه بر جامعه شناسی و نظریات آن تسلط عالی داشتند و به هنرمندی و استادی آنها را طبقه بندی کرده و آموزش می دادند ولی حاضر نبودند کتابی منتشر کنند و با اصرار ما در سر کلاس درس، این جواب را می دادند که من حرف جدیدی برای گفتن ندارم. اینهمه تواضع برای ما دانشجویان الگو بوده و هست.
    نوشتن شاید ساده باشد، ولی مستدلل و علمی نوشتن هنر است.

    ali :

    با سلام. از جناب جواد نظری مقدم کمال تشکر را دارم. به وقل معروفک جانا سخن از زبان ما می گویی! بنده سالهاست در امر تحقیق و پژوهش و قلم دستی دارم. جناب مقدم خیلی عالمانه به بسیاری شبهات پاسخ دادن. از منتقدین متعجبم که ایشان را متهم به پیش داوری و غیر علمی بودن میکنند! مگر هر سخنی که به فلان دانشمند اروپائی و امریکائی رفرنس نداده باشد حجیبت علمی ندارد! مگر خود این اندیشمندان پای هر سخنی از کسی دیگر رفرنس داده اند؟ بسیاری از استدلا لهای اندیشمندان غربی متکی به فرضیات آنان است که نیازمند بررسی و تحلیل است. بسیاری از این دیدگاه ها در حد همان فرضیات خام است که به خاطر گفتمان پژمونیک غالب غربی و آن نگاه قطبی و امانیستی بزگر شده و علمی جلوه داده شده. بیس مطالب جناب نظری و پارادایم آن کلام اسلامی است. ایشان از خلقت که پایه نظام کلامی اسلام در استدلال است(توحید مفضل امام صادق نمونه کاملی از این دیدگاه است) استفاده کرده. اصل بدیهی در کلام اسلامی و حتی فقه خلقت است. مصالح و مفاسد بمتنی بر نظام خلقت است و هر آنچه با نظام خلقت مبارزه و مخالفت کند محکوم به شکست است. غرب به خاطر سکلولاریزه کردن سازمان علم و دین ناخواسته به مبارزه با خدا و خلقت بر خواست و بر اساس اولویت سود و سرمایه و امانیسم به مبارزه با قوانین خدا و خلقت برخواست نتیجه آن بر هم خورن ثبات و امنیت و ارامش در همه عرصه های زندگی بشری هستیم یکی از آنها هم نادیده گرفتن وظیفه بدیهی و ماموریت انسان در خلقت است. خداوند این تفاوت های فاحش را در وجود انسان قرار داد و شریعت خود را نیز بر همین پایه نهاد. کسی که به مخالفت با خلقت برخوسات ناخوسته به مخالفت تمام قد با شریعت برخواست. زن وقتی زن است که مرد نیست( هر چند هر دو از یک نوعند هستند) و مرد وقتی مرد است که زن نیست. زیبایی و لطافت و ظرافت زنانه ماموریت و مسئولتی است که خلقت بر عهده زن گذاشته لذا اینکه چشم بر خلقت ببندیم و بگوئیم زن هم می تواند مرد باشد در عین حالیکه زن است پارداکسی مضحک است و نتیجه مقابله با آن فاجعه بار است. چیزی که در حال حاضر شاهدش هستیم و آن نابودی کانون خانواده، بر هم خوردن تعادل روانی و جسمی مزدان و زنان، …

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه