دکتر جمشیدی ها در مصاحبه با علوم اجتماعی اسلامی ایرانی:

برای تاسیس رشته «الگوی ایرانی اسلامی پیشرفت» کسی کمک نکرد

علوم اجتماعی اسلامی ایرانی

زمان انتشار: ۲۲:۲۸ ۱۳۹۲/۰۱/۱۶

ایدۀ تأسیس رشته‌های «دانش اجتماعی مسلمین» و «فلسفۀ علوم اجتماعی» زودتر از تشکیل گروهِ «علوم اجتماعی اسلامی» به ذهن ما رسید. ما قصد داشتیم ذیل این گروه رشته‌های دیگری از جمله «الگوی ایرانی-اسلامی پیشرفت» را هم مطرح کنیم که متأسفانه علیرغم تبلیغات زیاد در جامعه حول این موضوعات، کسی به ما کمک نکرد.

دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران در سالی که گذشت در دو رشته جدید «دانش اجتماعی مسلمین» و « فلسفه علوم اجتماعی» پذیرش دانشجو داشته است. درباره علل راه اندازی این رشته ها و برنامه های آینده دانشکده در این حوزه، تار نمای علوم اجتماعی اسلامی ایرانی گفتگویی با ریاست دانشکده دکتر «غلامرضا جمشیدی ها» تدارک دیده است:

علوم اجتماعی اسلامی ایرانی: ایدۀ تأسیس دو رشتۀ دانش اجتماعی مسلمین و فلسفۀ علوم اجتماعی چطور شکل گرفت و جامۀ عمل پوشید؟

دکتر جمشیدی ها: اخیراً بحث‌های زیادی پیرامون علوم انسانی اسلامی درگرفته که خب طبیعتاً بخشی از آن به جامعه‌شناسی مربوط می‌شود. مطالب نظری فراوانی مطرح شده ولی بنده بر مبنای تجربۀ خود نظرم این است که در این بحث باید وارد عمل شد. به نظر می‌رسد بحث نظری به جایی نمی‌رسد و باید با تأسیس رشته و تدریس پاسخ‌های متفکرین خودمان به مسائل اجتماعی به عنوان متن درسی، دانشجو تربیت کنیم. وقتی متن و دانشجو داریم پایان نامه تولید می‌شود و همین تولید متن مجدد و اشاعۀ آن موضوع باعث گفتمان‌سازی در آن حوزه می‌شود.

بر این مبنا اولین چیزی که به ذهنمان می‌رسید این بود که ما رشتۀ دانش اجتماعی مسلمین و فلسفۀ علوم اجتماعی را راه‌اندازی کنیم. این ایده در گروه جامعه‌شناسی مطرح شد و اعضای گروه خیلی همراهی کردند. پس از تأیید گروه آموزشی دانشگاه، وزارت علوم نیز سرفصل‌های این رشته را تصویب کرد و توانستیم امسال در مقطع کارشناسی ارشد پذیرش دانشجو داشته باشیم. این را هم بگویم که ایدۀ تأسیس رشته‌های «دانش اجتماعی مسلمین» و «فلسفۀ علوم اجتماعی» زودتر از تشکیل گروهِ «علوم اجتماعی اسلامی» به ذهن ما رسید. ما قصد داشتیم ذیل این گروه رشته‌های دیگری از جمله «الگوی ایرانی-اسلامی پیشرفت» را هم مطرح کنیم که متأسفانه علیرغم تبلیغات زیاد در جامعه حول این موضوعات، کسی به ما کمک نکرد.

 آیا در روند تصویب این دو رشته مخالفتی صورت گرفت؟ کسی انگ سیاسی بودن به کار شما نزده است؟

مخالفت خاصی وجود نداشت و گروه جامعه‌شناسی و کمیسیون آموزشی هم حمایت کردند. تا کنون مخالفتی صورت نگرفته اما اگر بحثی هم مطرح شود آمادۀ پاسخگویی هستیم.

 کمی در مورد محتوای رشتۀ دانش اجتماعی مسلمین توضیح دهید.

 به نظر من، ما علوم اجتماعی اسلامی داریم ولی نمی‌خواهیم آن را بخوانیم! متفکرین معاصر ما –مثل مطهری و شریعتی- به سوال‌های اساسی جامعه‌شناسی مثل عامل تحول در جامعه، طبقه، سیر تاریخی جامعه و… پاسخ داده‌اند و اگر پاسخ نمی‌دادند اصلاً انقلابی صورت نمی‌گرفت. ما ابتدا در حوزۀ فرهنگ رقیب را زمین زدیم و سپس در عرصۀ اجتماعی پیروز شدیم. حال ما چرا این پاسخ‌های بومی را مطالعه نکنیم؟ در قدیم هم متفکرین مسلمان دربارۀ جامعه و مسائل آن اظهارنظر کرده‌اند. گرچه پاسخ‌ها با آنچه در اروپا اتفاق افتاده متفاوت است ولی سوال‌ها همان است و ما باید علوم اجتماعی خودمان را داشته باشیم. پس به جای اینکه دائماً بگوییم و در کلاس‌ها تدریس کنیم که مثلاً هابرماس چه می‌گوید بیاییم ببینیم متفکر خودمان چه می‌گوید. بعد از انقلاب دربارۀ پارسونز خیلی بیشتر از شهید مطهری و دکتر شریعتی بحث شده‌است. آیا واقعاً پارسونز بیشتر از شهید مطهری حرف برای گفتن دارد؟ چرا نباید آراء امثال علامه طباطبایی و علامه جعفری را مطالعه کنیم؟ ما معمولاً در موضع دفاع بوده‌ایم ولی حالا می‌خواهیم حرف خودمان را بزنیم.

قبل از این مظروف داشتیم ولی ظرفی نبود اما اگر ظرف تولید شود مظروف هم جا برای بسط می‌یابد و هویت شکل می‌گیرد. ما دیگر نباید در حاشیه -و به قول دکتر شریعتی ذیل پاورقی‌ها- باشیم و می‌خواهیم در متن ایفای نقش کنیم.

 چرا لفظ دانش اجتماعی به جای جامعه‌شناسی به کار برده شده‌است؟

ما به این نتیجه رسیدیم که تا کی باید حرف‌های خودمان را ذیل مباحث دیگران مطرح کنیم؛ جامعه‌شناسی حرف‌های خود را می‌زند و ما هم حرف‌‌های خودمان را در کنار آن بیان می‌کنیم و هر کدام اصطلاحات خاص خود را دارند. گرچه اندیشمندان مسلمان هم به مباحث اجتماعی توجه کردند اما لفظ جامعه‌شناسی از غرب است و در حال حاضر عنوان دانش اجتماعی مسلمین انتخاب شده‌است.

 رشتۀ فلسفۀ علوم اجتماعی چطور؟ آیا همان محتوایی را دارد که از عنوان آن برمی‌آید؟

کسی که در حوزۀ علوم اجتماعی کار می‌کند باید فلسفۀ علوم اجتماعی را بداند چون نظریۀ جامعه‌شناسی نسبت به فلسفه دست دومی است و بنیان‌های نظریه‌ها در فلسفه است و تا کسی فلسفه نداند نمی‌تواند کاری از پیش ببرد.

فلسفۀ علوم اجتماعی قبلاً در دانشگاه باقرالعلوم(ع) قم تدریس می‌شده و دانشجویان آنجا عمدتاً با فلسفه آشنایی داشتند و در نتیجه سرفصل‌های فعلی که مطابق با دانشگاه باقرالعلوم(ع) هستند، کمتر رنگ و بوی فلسفه دارند و ما باید تغییراتی در آن اعمال کنیم، حتی در عنوان رشته؛ تا به آنچه مدنظر ماست نزدیکتر شود. ما امیدواریم از دل فلسفۀ علوم اجتماعی فعلی، فلسفۀ علوم اجتماعی دینی بیرون بیاید.

 آقای دکتر! این دو رشته در پاسخ به کدام ضرورت تأسیس شدند؟ مگر جامعه‌شناسی مشکل ما را در حوزۀ اجتماع حل نمی‌کند؟!

نه! جامعه‌شناسیِ ما بازسازی تاریخ مغرب زمین است و درد ما را درمان نمی‌کند. این تجربۀ ما نیست و ما باید برای مسائل خویش راه حل‌های خاص خودمان را جستجو کنیم. این راه حل‌ها می‌تواند در علم اجتماعی ما متجلی شود. ما در دوران انقلاب کنت و دورکیم خوانده بودیم ولی نمی‌توانستیم آنها را در کوچه و خیابان و یا در مسجد و منزل برای کسی مطرح کنیم چون ضد اسلام و ضد انقلاب بودند. اصلاً با انقلاب موافق نبودند چه برسد به نوع دینی آن! ما باید حرف‌های متفکرین اسلامی و در رأس همۀ آنها حضرت امام(ره) را می‌زدیم.

 این دو رشته چه نسبتی با جامعه‌شناسی و به خصوص روش و نظریه دارند؟

علوم انسانی ترکیبی است و هر حوزۀ آن با بقیۀ حوزه‌ها مفاهمه و تعامل دارد مثل تمدن‌ها. ما برای شناخت غرب که در جامعۀ ما هم تأثیرگذار بوده باید با مباحث جامعه‌شناسی هم آشنا شویم. بعد از چند دوره تدریس و بسط این گفتمان آرام آرام پاردایم علوم اجتماعی اسلامی هم شکل می‌گیرد. کما اینکه اگر از اول در کنار جامعه‌شناسی این مباحث مطرح می‌شد، بحث در می‌گرفت و جامعه هم رشد می‌کرد و اتفاقاً منابع آن هم موجود است، ولی تا الآن گفتگو یک‌طرفه بوده است.

 داوطلبان آزمون کارشناسی ارشد مایلند بدانند این دو رشته منابع مخصوص به خود را دارند یا ذیل مجموعۀ علوم اجتماعی تعریف می‌شوند؟

برای آزمون کارشناسی ارشدِ پیش‌رو موادی که برای رشتۀ دانش اجتماعی مسلمین مدنظر ماست عبارتند از: زبان انگلیسی، زبان عربی، نظریه‌های جامعه‌شناسی، روش تحقیق و تفکر اجتماعی مسلمین. البته تلاش داریم که برای این دو رشته یک مجموعۀ جدا تعریف کنیم که در آن صورت مواد امتحانی فلسفۀ علوم اجتماعی نیز تغییراتی خواهد داشت.

 آیندۀ این رشته‌ها به چه شکل است؟ آیا در مقطع دکتری نیز پذیرش خواهید داشت؟

حتماً دکترای این دو رشته را ان‌شاءالله تأسیس خواهیم کرد و دنبال این هستیم که حتی دستگاه‌های کشور نیز برای استخدام نیرو، این دو رشته را به رسمیت بشناسند.

 اعضای گروه علوم اجتماعی اسلامی در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران چه کسانی هستند؟

در حال حاضر عضو ثابت آن دکتر بوذری‌نژاد هستند و برخی از اعضای وابسته هم غیر از خود بنده، عبارتند از دکتر پارسانیا، دکتر صادقی و دکتر کلانتری.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه