نقد دوم بر کتاب «دیدگاه: پنج گفتار در باب تاریخ فرهنگی با نگاهی به جنگ ایران و عراق»

برای فهم «تاریخ فرهنگی» به منابع دست اول رجوع کنیم

نویسنده:

علوم اجتماعی اسلامی ایرانی

زمان انتشار: ۰۱:۵۴ ۱۳۹۲/۰۷/۱۲

آيا ما مختار هستيم هر معنا از فرهنگ را با هر معنا از تاريخ در نظر آوريم و درباره تاريخ فرهنگي بينديشيم؟ هنگامي كه بشر غربي درباره جنگ‏هاي استعماري مي‏انديشيد كدام معنا از جنگ را با كدام معنا از تاريخ در هم مي‏آميخت و چگونه تاريخ فرهنگي جنگ‏هاي آن دوران را مي‏نگاشت؟ پس از جنگ خليج فارس چه؟ اگر تاريخ «تاريخ فرهنگي» را تا آثار ماركس درباره سرمايه و وبر درباره اخلاق پروتستاني به عقب ببريم؛ آنگاه اين دو چه نسبتي با نگاه بودريار به جنگ خليج فارس دارد؟

در اردی‌بهشت ۱۳۹۲ کتاب دیدگاه: پنج گفتار درباره‌ی تاریخ‌ فرهنگی با نگاهی به جنگ عراق و ایران، که مجموع گفتارهایی از سرکار خانم فرانک جمشیدی  و آقای دکتر علی رجبلو و نیز مصاحبه‌ هایی با چند تن از اصحاب مطالعات فرهنگی است، روانه‌ی بازار نشر شد. نظر به اهمیت جایگاه کتاب در دعوت نظری از روشهای کیفی مطالعات فرهنگی پست مدرن برای مطالعه جنگ/ دفاع مقدس، علوم اجتماعی اسلامی ایرانی در طی یادداشتها، مصاحبه ها و نشستهایی به نقد و بررسی رویکرد اصلی کتاب می پردازد. پیش از این یک مصاحبه با مولف کتاب و یک نقد بر این کتاب منتشر شده است. یادداشت پیش رو دومین نقدی است که اسماعیل فراهانی فارغ التحصیل کارشناسی ارشد مطالعات فرهنگی دانشگاه علامه طباطبایی برای سایت فرستاده اند:

فَلْيَنْظُرِ الانْسانُ إِلي طَعامِه

پس از گذشت سالياني از پايان جنگ تحميلي، همچنان نكات ناگفته و ظرايف ناشنيده در اين باب فراوان است و به نظر مي‏رسد، صرف خاطره‏نگاشته‏ها و خاطره‏گويي‏ها خلأ موجود را پر نخواهد كرد. به خصوص، توجه به جنگ تحميلي به مثابه واقعه‏اي تاريخي كه در ارتباط با گذشته جامعه ايران خلق شد و مي‏بايست آينده اين كهن بوم و بر را جهت دهد، به حد كفايت نبوده است. از اين روي، توجه به تاريخ‏نگاري و تاريخ‏نگري جنگ اهميت بسياري دارد. تاريخ دفاع مقدس از آنجا كه در ارتباط تنگاتنگ با فرهنگ اين سرزمين مشتمل بر خلق و خوي و پيشينه خاطرات قومي و عقايد مذهبي بوده است، بيش از هر چيز امري فرهنگي- مذهبي است. از اين جهت در نگاه نخست، بهره‏مندي از دريافت تاريخي دفاع مقدس با رويكردي فرهنگي امري صحيح بلكه ضروري به نظر مي‏رسد. به اين ترتيب «تاريخ فرهنگي» يكي از مضاميني است كه علاقمندان به تاريخ‏نگاري دفاع مقدس را به خود مي‏خواند. از سوي ديگر، بهره‏مندي و برخورداري از تجارب و دانش بشري نيز امري است پسنديده و حتي به يك معنا سفارش‎شده و تبعاً نبايد در كار علم به خط و خطوط سياسي توجه كرد و بايد به جاي «مَن‎قال» به «مَاقال» گوش سپرد… . به اين ترتيب مي‏توان داستان پيدايش كتاب «ديدگاه؛ پنج گفتار در باب تاريخ فرهنگي (با نگاهي به جنگ عراق و ايران)» را دريافت.

اما اين كتاب در بهره‏مندي از دانش بشري دچار اشتباهي اساسي شده است و دانش دست اول را وانهاده و به دنبال دانش دسته دوم و حتي دسته سوم رفته است. مصاحبه با اساتيد بزرگوار كه بنده نيز مستقيم و غيرمستقيم در محضرشان درس‏ها گرفته‏ام در مقايسه با ترجمه منبع يا منابع دسته اول چندان سنجيده به نظر نمي‏رسد. كما اين كه آثار ترجمه‏شده اين عزيزان براي اساتيد، دانشجويان و دوستداران علم و دفاع مقدس آموزنده‏تر به نظر مي‏رسد. آنچه در اين كتاب شاهد هستيم بازتعريف علوم غربي از سوي اساتيد عزيز بعلاوه ناتواني يا اكراه از تحليل جنگ (و يا احتمالاً حذف اظهارنظرهاي راديكال در مراحل طبع) است.

بنابراين، مراجعه به اساتيد داخلي تنها در دو حال كارساز و راهگشا است: 1- اساتيد مختلف از منظرهاي متفاوت جنگ هشت‏ساله يا جنگ تحميلي يا دفاع مقدس را تحليل نمايند (موضوع بومي). 2- اساتيد مذهبي و همداستان با دفاع مقدس، به بيان تحليل‏هاي خود بپردازند (تحليل بومي). همانطور كه مشاهده مي‏شود در هر دو مورد فقدان يا دسته دوم بودن دانش غربي، سبب چنين ترجيحي مي‏شود.

و البته اي كاش، كار به همين‏جا ختم مي‎شد و مقدمات و مؤخراتي در كار نبود. چرا كه اين بخش‏‏ها فهم ما از علم را تا زمان مشروطيت عقب مي‏برد و گويا اين همه آثار در باب نسبت سنت و تجدد، اسلام و مدرنيته، فلسفه علم و… هرگز پاي به عرصه وجود نگذاشته‏اند.

در اين اثر درباره موتور محرك تاريخ، سير حركت تاريخ، چيستي تاريخ و… سخني به ميان نيامده است. مثلاً آيا موتور محرك تاريخ، تحول ابزار كار است؟ يا سير تاريخ، خطي است؟ يا حركت تاريخ به سوي تكامل است؟ يا تاريخ به مانند علوم دقيقه دعوي پيش‎بيني دارد؟ يا تاريخ به پايان رسيده و ما بي‏اطلاع هستيم؟ يا تاريخ ساخته قدرت و ثروت است و ما بايد گوش به دهان حاشيه‏هاي جهان زر و زور بدهيم؟ يا تاريخ رو به سوي مقصدي ندارد و محل جدال بر سر كسب منافع فردي، گروهي، قومي، قبيله‏اي، ملي و… است؟ يا…

همچنين، در اين اثر درباره تحولات مفهوم فرهنگ در ادوار مختلف تمدن غرب و نسبت آن‏ها را تحولات مفهوم تاريخ در همان ادوار، سخني به ميان نيامده است؟ آيا فرهنگ شامل همه اجزاي زندگي بشر مي‏شود؟ يا فرهنگ زيربناست؟ يا فرهنگ، والا و پست دارد؟ يا فرهنگ به‏واسطه‏ي قرار دادن خود در اختيار صنعت به اصالت خود لطمه مي‏زند؟ يا فرهنگ خالص امري انتزاعي است و آنچه واقعيت دارد صنعت-فرهنگ است؟ يا فرهنگ همان سبك زندگي است؟ يا…

آيا ما مختار هستيم هر معنا از فرهنگ را با هر معنا از تاريخ در نظر آوريم و درباره تاريخ فرهنگي بينديشيم؟ هنگامي كه بشر غربي درباره جنگ‏هاي استعماري مي‏انديشيد كدام معنا از جنگ را با كدام معنا از تاريخ در هم مي‏آميخت و چگونه تاريخ فرهنگي جنگ‏هاي آن دوران را مي‏نگاشت؟ پس از جنگ خليج فارس چه؟ اگر تاريخ «تاريخ فرهنگي» را تا آثار ماركس درباره سرمايه و وبر درباره اخلاق پروتستاني به عقب ببريم؛ آنگاه اين دو چه نسبتي با نگاه بودريار به جنگ خليج فارس دارد؟

به فرض، هر آنچه نگفته شده، گفته مي‏شد؛ آنگاه چه؟ با كدام نسخه منسجم و منطقي غربي بايد به سراغ تاريخ فرهنگي دفاع مقدس برويم؟ اگر انقلاب اسلامي، آنطور كه كچوئيان گفته است انقلاب كبير باشد يا آنطور كه فياض مي‏گويد قيام لله باشد، چه؟ دفاع مقدس به عنوان يكي از اولين و نزديك‏ترين حوادث تاريخي متصل به انقلاب اسلامي با كدام نسخه، قابل درك و دريافت است؟

معناي تاريخ، موتور محرك تاريخ، جهت حركت تاريخ، سير حركت تاريخ، پايان تاريخ… معناي فرهنگ، سطح‏بندي فرهنگ، نسبت آن با تحولات مدرن نظير صنعت و والايي و پستي و… چه صورتي خواهد داشت؟

به فرض كه اصطلاح «تاريخ فرهنگي» بر جاي باشد؛ تاريخ فرهنگي دفاع مقدس چه نيست؟ چه هست؟ چگونه مي‏تواند باشد؟

به نظر مي‏رسد بايد پيام امام(ره) به مناسبت تأسيس مركز اسناد انقلاب اسلامي (مورخ 25/10/1367) را مجدداً مورد مطالعه قرار دهيم. اين پيام از مهمترين پيام‏هاي ايشان در زمينه حراست محتوايي و جلوگيري از تحريف تاريخ انقلاب اسلامي و دستاوردهاي آن در ساير عرصه‏ها و صحنه‏ها از جمله جنگ تحميلي است. ايشان در پيام خود ضمن تأكيد بر نگارش تاريخ انقلاب آن‏گونه كه مورد نظر ملت انقلابي است، درباره روش‏هاي ثبت و ضبط حقايق تاريخي نيز موضع‏گيري مي‏نمايند. و البته مسئله مهم‏تر، رويكرد ايشان در نامه مذكور است كه مخاطب آن مي‏تواند تمامي افراد درگير در فرآيند وقوع انقلاب اسلامي به مثابه «انسان انقلاب اسلامي» باشد. اهم نکات اين نامه که خطاب به سيد حميد روحاني زيارتي نگاشته شده، به شرح ذيل است:

«از شما مي‌خواهم هر چه مي‌توانيد سعي و تلاش نماييد تا هدف قيام مردم را مشخص نماييد، چرا كه هميشه مورخين اهداف انقلاب‌ها را در مسلخ اغراض خود و يا اربابانشان ذبح مي‌كنند. امروز همچون هميشه تاريخ انقلاب‌ها، عده‌اي به نوشتن تاريخ پرافتخار انقلاب اسلامي ايران مشغولند كه سر در آخور غرب و شرق دارند […] شما بايد نشان دهيد كه چگونه مردم، عليه ظلم و بيداد، تحجر و واپس‌گرايي قيام كردند و فكر اسلام ناب محمدي(ص) را جايگزين تفكر اسلام سلطنتي، اسلام سرمايه‌داري، اسلام التقاط و در يك كلمه اسلام آمريكايي كردند» (جلد 21، صص 239– 240).

ممكن است عبارت امام(ره) عجيب و حتي افراطي به نظر برسد، «سر در آخور شرق و غرب داشتن» ضرورتاً به معني وابستگي مالي يا سياسي يا ارتباط پنهاني… نيست. براي فهم اين عبارت بايد آن را به كمك «فَلْيَنْظُرِ الانْسانُ إِلي طَعامِه[1]» تفسير كرد. «روشن است که منظور از نگاه کردن تماشای ظاهری نیست. بلکه نگاه به معنی دقت و اندیشه در ساختمان این مواد غذایی و اجزای حیاتبخش آن و تأثیرات شگرفی که در وجود انسان دارد، و سپس اندیشه در خالق آنهاست»[2] در روایات در تفسیر این آیه مطالبی نقل شده از جمله امام صادق(ع) می‏فرمایند: «یعنی انسان به علم (خوراک روح) بنگرد و فرمودند: به علمی که فرا می‏گیری بنگر و نگاه کن که از چه کسی فرا می‎گیری»[3]

البته عزيزاني كه دست‎اندركار تهيه اين اثر بوده‎اند همه نكات پيام امام بزرگوار را مد نظر داشته‏اند الا آن كه «سر در آخور شرق و غرب داشتن» را تنها به ويژگي‏هاي شخصي افراد و ثبت دقايق تاريخي محدود دانسته‏اند در حالي كه عدم دقت در سئوالات مطروحه درباره فرهنگ و تاريخ ما را به نقطه‏اي مي‏رساند كه انقلاب و دفاع مقدس را نه به دست سرسپردگان كه با منطق سرسپردگي تنظيم و تبيين نماييم.


[1] سوره عبس، آیه 24.

[2] تفسير نمونه، ج 26، ص 145.

[3] وسائل الشیعه، ج18، ص 109.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه