بررسی جامعه شناسی انتخابات در استان ایلام

زمان انتشار: ۰۰:۰۷ ۱۳۹۰/۱۲/۲

در استان ایلام، مردم در فرآیندهای سیاسی و رقابت های انتخاباتی علقه های قبیله ای را بر اولویت های حزبی و حتی اصل شایسته سالاری و مهارت های فردی ترجیح می دهند. به این معنا که عامل قبیله در انتخاب نامزدهای انتخاباتی سرنوشت ساز است.

در مکتب نوسازی کلاسیک که یکی از مکاتب توسعه
است، به سنت ها و رفتارهای خاص گرا و شخصی شهروندان به عنوان یکی از موانع
توسعه سیاسی و اقتصادی نگریسته می شد. اما در بسیاری از کشورهای جهان سنت،
فرهنگ قبیله ای و روابط شخصی محرکی برای توسعه یافتگی کشورها شده است.
تالکوت پارسونز جامعه شناس معاصر با اشاره به متغیرهای الگویی 5 گانه که
عبارتند از: اکتساب در مقابل انتساب، نقش های اختصاصی در مقابل امتزاج نقش
ها، عام گرایی در مقابل خاص گرایی، روابط غیرشخصی در مقابل روابط شخصی و
جهت گیری خویشتن گرا (پیگیری منافع شخصی) در مقابل جهت گیری جمع گرا، سعی
داشت جوامع جهان سوم را به دلیل دارا بودن تعهد به سنت ها، آداب و رسوم،
روابط شخصی، آمیختگی نقش ها و رسوم قبیله ای، توسعه نیافته معرفی و راه
برون رفت از این وضعیت را توجه به رفتارهای عام و عقلانیت ابزاری اعلام
کند. اما تحقیقات بعدی در مکتب نوسازی جدید و مکتب وابستگی نشان داد که سنت
ها و رفتارهای مبتنی بر شیوه های خاص گرایی و روابط شخصی نه تنها باعث عقب
ماندگی نمی شود بلکه پیشرفت های شگرفی را هم در پی دارد. برای مثال توسعه
کشورهایی چون چین، هنگ کنک و تایوان نتیجه روابط مبتنی بر سنت بوده است.
این نتیجه در تحقیق وانگ در خصوص نقش تبارگرایی خانوادگی و تاثیر آن بر
پیشرفت های کشور چین اثبات شده است. (سو، 1388، ص 96)

 اگر بخواهیم وضع ایران را نیز با سنجه های
مکتب نوسازی جدید ارزیابی کنیم می توان به این نتیجه رسید که سنت و فرهنگ
بومی در 32 سال گذشته نه تنها باعث محدودیت نبوده بلکه نقش مهمی در توسعه
سیاسی و اقتصادی و فرهنگی کشورمان برجای گذاشته است، انسجام اجتماعی،
افزایش مشارکت سیاسی که به قابلیت افزایی نظام سیاسی منجر می شود و عبور از
بحران های متفاوت تنها بخشی از تاثیرات مثبت سنت های ایرانی اسلامی در
کشورمان است.

این وضع در استان ایلام به دلیل تنوع گویش،
قبیله و رفتارهای گوناگون ملموس تر به نظر می رسد. مردم استان ایلام در طول
32 سال گذشته با دارا بودن فرهنگ سیاسی مترقی توانسته اند رویدادهای بزرگی
را در تاریخ انقلاب اسلامی خلق کنند. وحدت و انسجام در دوران دفاع مقدس که
منجر به ایجاد فرهنگ مقاومت، ایثار و شهادت شد، شرکت پرشور در انتخابات و
مناسبت های ملی مذهبی در قالب راهپیمایی های وحدت بخش و دشمن شکن تنها بخشی
از تاثیر رویکرد فرهنگ سنتی در جامعه ایلام است. فرهنگ سنتی در برخی
رفتارهای اجتماعی که خاص مردم استان ایلام است چه در گذشته و حتی در زمان
حال نیز نمود داشته است. برای مثال نمی توان نقش سران ایل ها و مصلحان را
در مسائلی چون خون صلح، سیرانه، پرسانه، مراسم چمر و … انکار کرد. این
رفتارهای اجتماعی که ریشه در تاریخ کهن ایلام دارد نقش مهمی در هویت بخشی و
انسجام مردم دارد. افزایش اعتماد و به وجود آمدن سرمایه اجتماعی کمترین
آثار وضعی آن محسوب می شود.

فرهنگ سیاسی و انتخابات در استان

قبل از بررسی رفتارشناسی انتخاباتی در استان
ایلام به بررسی فرهنگ سیاسی و انواع آن که ارتباط نزدیکی با مشارکت سیاسی
دارد می پردازیم. در این مجال به بررسی فرهنگ سیاسی مردم استان ایلام و
تاثیر آن بر پویش تحولات سیاسی اجتماعی خواهیم پرداخت. در جامعه شناسی
انتخابات فرهنگ سیاسی که عبارت است از: انگاره ها و ایستارها نسبت به
اقتدار، مسئولیت های حکومتی و الگوهای مربوط به جامعه پذیری سیاسی (قوام،
1373، ص 71) به سه نوع اصلی تقسیم بندی شده است. 1ـ فرهنگ سیاسی محدود
(بسته) 2ـ فرهنگ سیاسی تبعی (انفعالی) و 3ـ فرهنگ سیاسی مشارکتی (فعال)

در فرهنگ سیاسی محدود جهت گیری های افراد
نسبت به اهداف سیاسی فوق العاده ضعیف است و مردم تصور نمی کنند که می
توانند در شکل گیری و دگرگونی هدف های سیاسی موثر باشند. در این فرهنگ
موضوعاتی نظیر منافع، اهداف و امنیت و توسعه ملی جایگاهی ندارد. این در
حالی است که در فرهنگ سیاسی تبعی ممکن است افراد از وجود نظام سیاسی و داده
های آن آگاهی داشته باشند ولی به علت نبود نهادهای بیان و تجمع خواست ها و
تقاضاها و یا ضعف ساختارهای نهاده افراد نمی توانند از کارایی سیاسی
چندانی برخوردار باشند.

در فرهنگ سیاسی مشارکتی مردم به طور نسبی در
نهاده ها (طرح خواست ها و تقاضاها) و نیز داده ها (استراتژی ها، قوانین، و
طبقه بندی اولویت ها) نقش دارند و نسبت به رفتار نخبگان سیاسی حساسند. در
کشورهای برخوردار از این فرهنگ سیاسی شهروندان از لحاظ روانی بر این باورند
که می توانند به نظام سیاسی کمک و مساعدت کنند و بر تصمیمات موثر واقع
شوند.

به نظر می رسد در میان سه فرهنگ مذکور، فرهنگ
سیاسی مشارکتی مطابق با رفتارهای مردم کشورمان باشد. گردش نخبگان که با
آراء مردم شکل می گیرد یکی از ویژگی های نظام سیاسی کشورمان است به این
معنا که مردم با استفاده از مکانیزم های مردم سالاری دینی همچون انتخابات
آزاد می توانند مدیران نظام را انتخاب کنند و خود نیز به این اصل واقف اند.
این موضوع را می توان با نمونه های حضور حداکثری مردم در انتخابات سال های
اخیر اثبات کرد. حضور بیش از 80 درصد مردم کشور در انتخابات ریاست جمهوری
نهم که این نسبت در استان ایلام به 90 درصد رسید، تنها نمونه ای از فرهنگ
سیاسی مشارکتی مردم استان است. بنابراین به نظر می رسد فرهنگ سیاسی در کشور
و به خصوص استان ایلام از نوع مشارکتی باشد چرا که مردم نیک می دانند که
در روی کارآمدن کارگزاران نقش اثرگذاری دارند.

اما علاوه بر کارکردهای مثبت و مناسب
رویکردهای سنتی و ایلی که به حق هم فرصتی برای همگرایی و وحدت بوده است، به
نظر می رسد فرهنگ ایلی آسیب هایی نیز به همراه داشته است که به دغدغه ریشه
دار دلسوزان استان بدل شده است. به عبارتی درست استفاده نشدن از ظرفیت
سنتی از جمله پتانسیل های ایلی و قبیله ای علی رغم کارکردهای مثبت آن، باعث
شده است این مساله کماکان حل نشده باقی بماند. این موضوع دغدغه مقام معظم
رهبری نیز هست به طوری که ایشان در دیدار با کارگزاران نظام به صورت علنی
به آن اشاره فرمودند: حضرت آیت الله خامنه ای رفتار قبیله ای در میدان
سیاست و اقتصاد را یکی دیگر از نقاط ضعف برشمردند و خاطرنشان کردند: در
رفتار قبیله ای، تأیید یا تخطئه اقدامات افراد، براساس ماهیت عمل آنها
انجام نمی شود بلکه انتقاد و یا تعریف از افراد به نحوه وابستگی آنها به
قبیله مورد نظر مرتبط است. (سایت مقام معظم رهبری)

بر این اساس به آسیب شناسی رفتارهای ایلی در حوزه سیاست به خصوص انتخابات در استان ایلام می پردازیم.

این عبارت برای همگان کاملا آشناست؛ در استان
ایلام مردم در فرآیندهای سیاسی و رقابت های انتخاباتی علقه های قبیله ای
را بر اولویت های حزبی و حتی اصل شایسته سالاری و مهارت های فردی ترجیح می
دهند. به این معنا که عامل قبیله در انتخاب نامزدهای انتخاباتی سرنوشت ساز
است. به اعتقاد برخی پژوهشگران فقدان احزاب سیاسی و مطبوعات حرفه ای در
استان باعث شده است که ایل و تبارگرایی کارکرد حزبی به خود گرفته و نقشی که
احزاب و مطبوعات باید ایفا کنند قبیله آن را بازی کند. این نقش که به خوبی
در سال های اخیر نمایان است دارای پیامدهای و نقاط عطفی است که به مهمترین
آن ها اشاره می شود. شاید بتوان گفت: ابن خلدون جامعه شناس مسلمان اولین
کسی باشد که به طور دقیق در باره اهمیت و کارکردهای عصبیت قومی که با این
متن نیز سازگاری دارد نظریه پردازی کرده است. عصبیت از نظر لغوی از ریشه
عصبه به معنای خویشاوندان شخص از جانب پدر است و شخص صاحب عصبیت کسی است که
از حریم جد اعلای خود دفاع کند. (تاریخچه جامعه شناسی، ص 277) این خلدون
اصطلاح عصبیت را در معنای بسیار نزدیک به این معنای لغوی به کار برده است.
عصبیت از راه پیوند نسبی و وابستگی خاندان به یکدیگر و با مفاهیمی مشابه
آن، حاصل می شود. (ابن خلدون، مقدمه، ص 242)

ضمنا این خویشاوندی باید واضح و صریح باشد و
خویشاوندان همدیگر را به عنوان خویشاوند شناخته، قبول داشته و با هم همکاری
کنند. اگر خویشاوندی کسانی ، تنها متکی به روایات و اخبار دور باشد نیروی
وهم درباره آنها به ضعف می گراید و سود آن از میان می رود و توسل و توجه
بدان، کاری بیهوده خواهد بود. (ابن خلدون، 1375، ص 243)

حال با توجه به پیشینه نظری این بحث به تاثیر
قومیت در انتخابات می پردازیم سران طوایف در استان که به تعبیر ماکس وبر
دارای اقتدار فرهی هستند از نفوذ  خود برای جلب نظر اعضای ایل به نامزد
خاصی استفاده می کنند. بنابراین ممکن است در اینجا شایسته سالاری و مهارت
ها و توانمندی های فردی نامزدها کمتر مورد توجه قرار گیرد و پیوند و یا عدم
پیوند آنان با ایل آینده سیاسی و راهیابی به مجلس و عکس آن را تعیین کند.
این وضع بعد از انتخاب نامزدها و راهیابی آنان به مجلس شورای اسلامی نیز
ادامه دار خواهد بود. به گونه ای که مطالبات مردمی از نمایندگان نیز
غیراستاندارد می شود و در قالب استخدام نزدیکان، رفع مشکلات سربازی
فرزندان، نقل و انتقال اداری، رفع مشکلات بیمارستانی متبلور می شود. این
فرآیند به همین حوزه ختم نمی شود. نمایندگان راه یافته به مجلس شورای
اسلامی در طول 4 سال نمایندگی سعی می کنند دین خود را به افراد صاحب نفوذ
ایل ها و قبایل که نقش مهمی در پیروزی آنان داشته اند ادا کنند. بدین ترتیب
لابی نمایندگان آغاز می شود و نقش فزاینده ای در تقسیم مسئولیت های سیاسی
استان ایفا و فهرست معرفی مدیران به مسئولان کشوری و استانی ارائه می کنند.
این وضع اصل مهم تفکیک قوا را که در همه نظام های سیاسی و همچنین کشورمان
پذیرفته شده است خدشه دار می کند و حتی باعث کدورت میان نمایندگان ومسئولان
استانی را سبب شده است. ضمن اینکه فهرستی که از سوی نمایندگان به مدیران
معرفی می شود عموما ضعیف بوده و عملکرد قابل قبولی از خود بر جای نگذاشته
اند. بدین ترتیب به جای بررسی کلان مسائل استان و برنامه ریزی، چانه زنی و
مذاکره با دولتمردان برای توسعه استان، رفع نیازهای شخصی دست چندم ایل و
قبایل، برای نمایندگان مجلس در اولویت قرار می گیرد و البته برایشان
دردسرساز هم می شود زیرا وقت و انرژی مضاعفی از آنان می گیرد. به نظر می
رسد رفتن نماینده به دفتر وزیر برای معرفی یک مدیر میانی در سطح استان، در
شان نمایندگان مجلس شورای اسلامی که وظایف سنگینی بر عهده دارد، نباشد. این
روند ادامه دار به همین جا ختم نمی شود بلکه مطالبات ایلی و بخشی نگری
مردم باعث می شود که هر شهرستان مشکلات خود را برجسته کند و در نتیجه طرح
ها و پروژه های مهم و کلیدی استان کمتر در کانون توجه نمایندگان قرار گیرد.
به عبارت دیگر انتخاب بر مبنای گزینش ایلی باعث می شود در صورت راه یابی
فردی وابسته به ایل، مطابق نظرات رای دهندگان و معاضدت های آنان تصمیم گیری
کند و در نتیجه بخشی نگری در ابعاد مختلف ترویج یابد. این در حالی است که
اگر نامزدهای راه یافته به مجلس شورای اسلامی پروژه های مهم استان را
اولویت بندی کنند و برای تکمیل و یا جذب اعتبار برای تزریق به آن به اجماع
برسند در نشست کمیسیون های تخصصی مجلس و مذاکرات خود با هیئت دولت و وزرا
می توانند گام های بلندی را برای توسعه استان بردارند.

از آنجایی که مهمترین وظایف نمایندگان مجلس
شورای اسلامی به کارکردهای تقنینی و نظارتی مربوط می شود گاهی مشاهده می
شود که راه یافتگان به مجلس به دلیل تفوق فرهنگ ایلی به جای ایفای نقش اصلی
خود، در عزل و نصب های مدیران ادارات سخت مشغول می شوند این در حالی است
که طبق اصل تفکیک قوا مدیران اجرایی می بایست فارغ از هر گونه فشار و اعمال
نفوذ، کارگزاران خود را انتخاب کنند و وظایف نمایندگان مجلس شورای اسلامی
نیز به عنوان اعضای نهاد قانونگذاری، می بایست در حیطه تخصصی خود یعنی
نظارت دقیق بر رفتارهای سیاسی اقتصادی مسئولان معطوف باشد؛ که اگر این گونه
شود عدالت به مفهوم افلاطونی در نظام سیاسی محقق می شود.

به نظر می رسد تفوق فرهنگ تبارگرایی ایلی در
استان مانعی بر سر راه شخصیت های کارآمد و فرهیخته ای شده است که به دلیل
نداشتن پشتوانه قبیله ای ریسک شرکت در انتخابات را به جان نمی خرند. زیرا
فرهنگ سیاسی جامعه خود را به خوبی می شناسند و می دانند اگر وارد عرصه
رقابت های انتخاباتی شوند علی رغم شایستگی کافی، توفیقی در پیروزی نخواهند
یافت و این مسله بغرنج است که مردم استان را از داشتن چهره های فکور،
کارآمد و تاثیرگذار محروم می کند. در پایان ذکر یک نکته لازم است و آن
اینکه نوشتن این مقاله نافی توانمندی چهره هایی که معمولا پشتوانه ایلی
دارند نیست و این مقاله ناظر بر ساختار اجتماعی استان و تاثیر آن در فرهنگ
سیاسی است.

منابع

1ـ بیانات مقام معظم رهبری در جمع سران سه قوه و کارگزاران نظام

2ـ ابن خلدون (1375) مقدمه، مترجم علی پروین گنابادی، تهران: انتشارات علمی فرهنگی

 3ـ قوام، عبدالعلی (1373) سیاست های مقایسه ای، تهران انتشارات سمت

4ـ بشیریه، حسین (1386) آموزش دانش سیاسی، تهران: موسسه پژوهشی نگاه معاصر

5ـ سو، آلوین (1388) تغییر اجتماعی و توسعه، مترجم: محمود حبیبی مظاهری، تهران: انتشارات مطالعات راهبردی

6ـ ولدبیگی، عبدالشریف، نقد مکتب نوسازی، مجله پنجره شماره 5، سال 1388

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه