بزرگان ما، سند بزرگی ما؛ قدرشناسی استاد مرتضی فرهادی

زمان انتشار: ۱۰:۱۵ ۱۳۹۴/۰۲/۶

ستاد فرهادی در مقابل این حرف‌ها خیلی ساده می‌پرسد: چطور می‌شود مردمی را که به‌اندازه فاصله زمین تا ماه قنات کنده‌اند، تنبل نامید و اگر هم تنبلی‌ هست باید پرسید که از کی تنبل شده‌ایم؟ تحقیقات ایشان درباره دانش کشاورزی بومی ما آدمی را از فرط شعف سرمست می‌کند. شناخت مولفان و محققان توانمند و خلاق و دانشمند مقدمه مهم تمدن‌سازی است

ده‌ها کتاب و جزوه و مقاله نوشته شده است که موضوع اصلی آن‌ها چیزی شبیه این است: «ما چگونه ما شدیم؟» کتاب‌ها و جزوه‌ها و سخنرانی‌هایی که به این می‌پردازند که علت عقب‌ماندگی ما چیست؟ به هر حال مشکلات اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی را نمی‌شود انکار کرد و علت‌یابی برای آن‌ها هم کار کمی نیست؛ ولی این علت‌یابی باید باحوصله و بادقت انجام شود وگرنه عمده این نوع بحث‌ها خودشان عواملی خواهند شد برای تخریب روحیه جوانان و مردم ما که متاسفانه این طور هم هست و عمده این بحث‌ها بحث علمی نیست و نق‌و‌وراجی است. کسانی به نام جامعه‌شناس و مردم‌شناس و دانشمند در حوزه‌های مختلف با حمایت رسانه‌ها مطرح هستند و آسیب‌شناسی می‌کنند و راه چاره نشان می‌دهند و حرف می‌زنند و متاسفانه حرف مفت هم می‌زنند؛ ولی حرف‌هایشان برای ما مفت تمام نمی‌شود. مخصوصا حرف‌های کسانی که به هر دلیل ضریب نفوذ کلامشان در جامعه زیاد است یا منشا اثر هستند. به‌عنوان مثال کسی که همین الان در عالی‌ترین مسندهای مشاوره‌ای کشور ما می‌نشیند در ترسیم وضعیت مطلوب می‌نویسد که جامعه زنده جامعه‌ای است که دانمارک از ساکنانش ویزا نخواهد. واقعا طنز است، ولی به هر حال آدم‌هایی با این نوع نگاه دارند به مقامات مهم کشور مشاوره رسمی می‌دهند! و در مقابل بزرگانی در حوزه‌های مردم‌شناسی هستند که در گمنامی مشغول کار هستند. هر بار که با دخترکم به دیدن استاد بزرگ مردم‌شناسی ایران، مرتضی فرهادی، می‌روم با همه وجودم دعا می‌کنم شیدایی و عشق و دانش این مرد بزرگ باورمند غریب نماند و فرزند من و جوا‌ن‌ها و اهل علم با نگاه بومی و اصیل، بزرگانی چون ایشان را پی جویی کنند. همیشه در بازگشت از خانه استاد فرهادی دعا می‌کنم که جدل‌کاران و بدل‌کاران و مار کش‌های رسانه‌باز و سفسطه‌گران و بازیگران و شعبده‌فروشان حوزه علم نتوانند روح جوان‌های پاک این سرزمین را تسخیر کنند. دانشبندان رسانه‌ای مثل نقل و نبات حرف می‌زنند و به‌راحتی می‌نویسند: «ما تنبل هستیم و ما دنبال مفت‌خوری هستیم و ما کار جمعی نمی‌توانیم و خلاصه ما اینیم و تاریخ ما هم این بوده است» و کتاب‌هایشان هم به‌راحتی در شمارگان زیاد چاپ و معرفی می‌شود؛ ولی کار درخشانی مثل انسان‌شناسی یاری‌گری استاد فرهادی باید مغفول و مظلوم بماند. استاد فرهادی در مقابل این حرف‌ها خیلی ساده می‌پرسد: چطور می‌شود مردمی را که به‌اندازه فاصله زمین تا ماه قنات کنده‌اند، تنبل نامید و اگر هم تنبلی‌ هست باید پرسید که از کی تنبل شده‌ایم؟ تحقیقات ایشان درباره دانش کشاورزی بومی ما آدمی را از فرط شعف سرمست می‌کند. شناخت مولفان و محققان توانمند و خلاق و دانشمند مقدمه مهم تمدن‌سازی است؛ چراکه سابقه درخشان تمدن ما نزد این بزرگان محفوظ است و اینان می‌توانند اطمینان به نفس ما را به ما بازگردانند. به هر حال ما همه وظیفه داریم قدرشناس بزرگانمان باشیم؛ چراکه بزرگان ما سند بزرگی ما هستند و با تکیه به تجربه آن‌ها و درس‌گرفتن از آن‌ها می‌توان بزرگی و مجد تمدن خودمان احیا کنیم.

۱ دیدگاه

    حسین ابراهیمی :

    بنابر قاعده: قدر زر زرگر شناسد قدر گوهر گوهری..
    غریب ماندن بزرگانی چون دکتر فرهادی و تحقیقات عمیق و وسیع ایشان، مایه شرمساری برای اهل علم این مرز و بوم است. به قول خود ایشان: ما به گوهر شناس بیشتر نیازمندیم تا گوهر…

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه