بسته ای 3 مرحله ای شامل غنی سازی، بومی سازی و اسلامی سازی علوم انسانی

زمان انتشار: ۱۵:۱۶ ۱۳۹۱/۰۵/۶

در بحث علوم انسانی همواره سیاستگذاری های نافرجام موجب ابتر ماندن تصمیمات و تحولات اتخاذ شده، بوده است. ارزیابی عملکرد 30 ساله در این عرصه و همچنین رویکرد مؤسسات خصوصی و دولتی که در این راستا شکل گرفته اند از محورهای مصاحبه ما با حجت الاسلام و المسلمین «دکتر مسعود آذربایجانی» قائم مقام پژوهشگاه حوزه و دانشگاه است.

– تا امروز قریب به 30 سال است که شاهد اجرای سیاست های اسلامی سازی دانشگاه ها و تحول متون درسی دانشگاه ها هستیم. ارزیابی شما از این 30 سال چیست؟ آیا ما توانسته ایم به سطح مطلوب نزدیک شویم؟

به اعتقاد بنده، در 30 سال گذشته، پیشرفت ما در زمینه ی متون خیلی کم بوده و علتش هم این است که از پتانسیل ها و ظرفیت های جامعه و نهادهای علمی استفاده نکرده ایم و فقط بخش محدودی از مراکز علمی، مانند پژوهشگاه حوزه و دانشگاه یا مؤسسه ی امام خمینی(ره)، به صورت محدود درگیر این مسائل مربوط به متون شده اند. البته در همین قسمت ها هم دستاوردهای ما به نسبت خوب بوده است.

 بنده معتقدم، در زمینه ی تهیه ی متون و منابع، نزدیک به 110 یا 120 متن در رشته های مختلف علوم انسانی مثل اقتصاد، روان شناسی، جامعه شناسی، مدیریت، تاریخ و حقوق داریم که مقداری مفاهیم و نگرش های اسلامی در آن ها مطرح شده است. بنابراین در این قسمت پیشرفت های خوبی داشته ایم. البته در زمینه ی نظریه پردازی و کاربردی کردن ایده ها در جامعه تأخیر جدّی داریم و باید کارهای جدّی تری در این قسمت انجام شود. اما در مجموع به نظر بنده، زیرساخت های این موضوع الحمدالله فراهم شده است و امروز ما نیروی انسانی متخصص و ماهر داریم که به مبانی اسلامی آشنایی دارند و می توانند در این زمینه کارایی جدّی داشته باشند.

در حال حاضر، چند نهاد مثل شورای اسلامی سازی دانشگاه ها، شورای بررسی متون، شورای تحول علوم انسانی، مؤسسه ی امام خمینی(ره) به مدیریت علامه مصباح و پژوهشگاه علوم انسانی به نحوی بازنگری متون علوم انسانی را در دست کار دارند. به نظر شما، این موازی کاری یا تکثر نهادهای مجری مثبت است یا منفی؟

در زمینه ی علوم انسانی و به خصوص بحث اسلامی شدن آن قدر پروژه وسیع است و کارهای نشده زیاد داریم که به اعتقاد بنده این کارها موازی کاری نیست. در واقع ما به هم افزایی نیروها و مراکز مختلف نیاز داریم. البته اگر مرکزی برای سیاست گذاری و تقسیم کار باشد، موفقیت و توفیق ما در نیل به اهدافمان بهتر خواهد بود. به دلیل اینکه کارهای نشده در این زمینه زیاد است، راهی طولانی پیش رو داریم. اساساً تحول علوم انسانی و بحث های اسلامی کردن دانشگاه ها از جنس تولید علم است؛ یعنی، باید نظریه پردازی شود و دیدگاه ها و پارادایم های جدیدی در علوم انسانی به وجود آید. در حقیقت ما نیاز داریم که جدّی تر وارد این بحث ها شویم. بنابراین وجود مراکز مختلف به نظر بنده نه تنها مضر نیست، بلکه می تواند باعث هم افزایی شود.

– برای تحول در علوم انسانی و بحث اسلامی سازی یک نقشه ی جامع می خواهیم که قاعدتاً نهادی مثل شورای انقلاب یا شورای تحول باید این مسئله ی مهم را بر عهده بگیرد تا این وظایف توزیع شود و بتوانیم با سرعت بیشتری پیش برویم. آثار و عملکرد مراکز و نهادهای مختلف نشان دهنده ی این است که اقدام های این نهادها در نیل به اهداف تعیین شده یکسان است و به صورت تکمیلی تعریف نشده است که مثلاً گام اول تا چهارم بر عهده ی مؤسسه ی (الف) و گام پنجم و ششم جزو وظایف مؤسسه ی (ب) باشد. به همین دلیل همه ی آن ها از صفر شروع کرده اند و این باعث شده است که حرکت ما کند شود..

 این نکته ی خوبی است. بنده هم معتقدم که ما برای تحول در علوم انسانی و بحث اسلامی سازی یک نقشه ی جامع می خواهیم که قاعدتاً نهادی مثل شورای انقلاب یا شورای تحول باید این مسئله ی مهم را بر عهده بگیرد تا این وظایف توزیع شود و بتوانیم با سرعت بیشتری پیش برویم. بنابراین فرمایش شما درست است، ولی چون کارهای نشده زیاد هستند، نمی توانیم این موضوع را یک مانع بدانیم. این کار باید انجام شود. حتی دیدگاه های رقیب در بحث فلسفه ی علوم انسانی یا چیستی علوم انسانی و اسلامی باید عرضه شود و این دیدگاه ها با هم رقابت کنند تا به نتایج بهتری برسیم. در واقع در مقایسه ی این ها، دیدگاه های برجسته تر خودشان را نشان می دهند.

 –با فرض بر اینکه همه ی نهادهای مجری تحول متون کار خودشان را به نحو احسن انجام بدهند و بتوانیم برای تمام رشته های علوم انسانی کتبی با توجه به مبانی اسلامی تهیه کنیم، ارزیابی شما از واکنش دانشگاه ها، اعم از هیئت علمی و خود دانشجویان که سال ها در فضای علوم انسانی سکولار سیر کرده اند، چیست؟

در اینجا دو نکته مطرح است. اول اینکه این فرمایش شما تقریباً نشدنی است. اینکه ما فکر کنیم یک دفعه همه ی مواد درسی اسلامی به دانشگاه ها تزریق می شود، دور از ذهن است. بنابراین نباید انتظار چنین چیزی را داشته باشیم، چون یک کار تدریجی و دراز مدت است و نیاز به فرهنگ سازی دارد.

 دوم اینکه باید این بحث را در یک بسته ی سه مرحله ای پیش ببریم. در واقع باید غنی سازی و به روزرسانی علوم انسانی، بومی سازی و کاربردی کردن این علوم متناسب با فرهنگ جامعه ی خودمان و اسلامی سازی آن ها را در کنار هم ببینیم. اگر این ها را در یک بسته و در کنار هم در نظر بگیریم، من فکر می کنم اِن شاء الله موفق خواهیم شد.

 – در فرآیند اسلامی سازی دانشگاه ها و تحول علوم انسانی با دو مفهوم علم دینی و دانشگاه اسلامی مواجه هستیم. فکر می کنم برای خیلی ها مشخص نیست که رابطه ی این دو و تقدم و تأخر آن ها به چه شکل است. در واقع نمی دانیم علم دینی باید مقدمه ی دانشگاه اسلامی باشد یا اینکه اول باید دانشگاه اسلامی ایجاد شود تا علم دینی خود به خود در این دانشگاه تولید شود. نظر حضرت عالی چیست؟

 به نظرم می آید که این دو ترتبی با هم ندارند و می توانند به موازات هم پیش بروند و یک دیگر را تکمیل کنند. در موضوع دانشگاه اسلامی بیشتر نگاه نهادسازی مطرح است، ولی علم دینی مربوط به محتوا و نرم افزار می شود. شاید بتوانیم بگوییم علم دینی یکی از اجزای دانشگاه اسلامی است.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه