در حاشيه انتشار رساله «بنيادگرايي بازار»

بنيادگرايي بازار

منبع: فرهنگ عمومی

زمان انتشار: ۱۴:۵۱ ۱۳۹۲/۰۸/۲۷

از همان روزهايي كه موج جديد بحران اقتصادي غرب آغاز شد، پيش‏بيني مي‏شد كه اعتراض نخبگان و ترديد انديشمندان به سرمايه‏سالاري فردگرا (اقتصاد بازار) سكه رايج شود و البته حضور غيرتمندانه مدافعان اقتصاد بازار در جدال‏هاي نظري نيز طبيعي به نظر مي‏رسيد.

شماره سي‏ويكم مهرنامه (مهر 1392) در صفحات 159 تا 190 يعني بيش از 30 صفحه، آن‏هم با فونت بسيار ريز و درهم‏تنيده مطلبي از دكتر يوسف اباذري (عضو هيئت علمي دانشگاه تهران) با عنوان «بنيادگرايي بازار» را به انتشار رسانده است. اين متن يك نشانه است نشانه‏اي از واقعه‏اي بزرگ؛ واقعه‏اي كه از چند جهت حائز اهميت است:

1- از همان روزهايي كه موج جديد بحران اقتصادي غرب آغاز شد، پيش‏بيني مي‏شد كه اعتراض نخبگان و ترديد انديشمندان به سرمايه‏سالاري فردگرا (اقتصاد بازار) سكه رايج شود و البته حضور غيرتمندانه مدافعان اقتصاد بازار در جدال‏هاي نظري نيز طبيعي به نظر مي‏رسيد.

2- بديهي است نسلي كه جواني خود را با آرا و انديشه‏هاي تأثيرگذار ماركس پشت سر نهاده‏اند دوباره از اين سو وآن سو سر برسند و رقبا را با طعنه و ديگران را مشفقانه به مرور دوباره ايده‏هاي ماركسيسم و سوسياليسم (سرمايه‏سالاري جمع‏گرا) فرابخوانند[1].

3- متأسفانه قابل پيش‏بيني بود كه نيروهاي مذهبي سراسيمه به نوشتن متون كوبنده عليه سرمايه‏داري بپردازند و البته به سرعت اين هياهو فروكش كند و جاي خود را به متون كوبنده ديگر از جمله درباره سبك زندگي بدهد.

آنچه مايلم از بحث نخست نتيجه بگيرم بي‏توجهي نيروهاي مذهبي به عمق اختلافات نظري و سرسري گرفتن تحولات تاريخ‏ساز است. به عبارت ديگر «چرا بحران سرمايه‏داري در جرايد و نشريات انقلابي مفقود شده است؟»، در حالي كه بايد انتقادات نگاه‎هاي اقتصادي چپ و راست به يكديگر را جدي گرفت و چه بسا فهم دقيق آن‏ها راهي به سوي عبور از آن‏ها بگشايد.

ضمن اين كه جدال ديدگاه‏هاي اقتصادي مدرن دو وجه دارد: الف) بحران جهاني نظام سرمايه‏داري ب) رأي آوردن دولتي متمايل به سرمايه‏داري در داخل كشور. حتماً عنايت داريد كه بخش مهمي از انتقادات به سياست‏هاي تعديل اقتصادي هاشمي رفسنجاني (دوره سازندگي) از سوي جريان چپ و بالاخص «موسوي خويني‏ها» در روزنامه «سلام» و «محتشمي‎پور» در ماهنامه «بيان» صورت مي‏گرفت و تا حدودي هم مورد تأييد نيروهاي انقلابي بود.

همچنين، بحث مذكور جديت دكتر اباذري را نشان مي‏دهد كه مسئله‏اي را كه در سال 90 شكل گرفت و در سال 91 با جدال لفظي دورادور همراه شد، رها نكرده‏اند و به قول خودشان اين مناقشه را تا مهرماه 92 ادامه دادند و البته، بخش دوم را به شماره آتي (ماه بعد) موكول كردند. از اين جهت، متن مذكور حاوي چند لطيفه براي دانشجويان منتقد فضاي موجود آكادمي ايراني و البته اساتيد محترم است:

1- صبر و ممارست در استخراج استدلال عليه مشهورات شبه‏علمي الزامي است.

2- طبيعي است دانشجوي منتقد كه زحمات زيادي براي گفتن چند كلمه حرف حساب كشيده است، گاهي بي‎پروا و تند و تيز سخن بگويد[2]، اما بر اساتيد است كه كمي صبور باشند و البته به جاي جبران مافات در نمره دانشجو، وي را به متانت توصيه كنند.

آنچه مايلم از بحث دوم نتيجه بگيرم دعوت اساتيد به سعه صدر و دعوت دانشجويان به ديالوگ و خالي نكردن عرصه است.

از سوي ديگر، اصالت بازار در انديشه دولتمردان كشور در دهه‏هاي گذشته به نحوي است كه در ساليان اخير درسي به نام «كارآفريني» به ليست سرفصل‏هاي دانشگاهي افزوده شده است. يكي از بنيادي‏ترين نقدها بر اين سرفصل در رساله اخير دكتر اباذري آمده است كه براي دانشجويان خلاق و خوش قريحه بسيار قابل استفاده و تأمل‏برانگيز است.

نهايتاً به نظر مي‏رسد توجه دكتر اباذري به مقوله اقتصاد يك ضرورت تاريخي است و اگر تاكنون ديگر جامعه‏شناسان از ورود به آن پرهيز كرده‏اند به دليل همان چيزي است كه بنيادگرايي بازار ناميده‏اند. در غير اينصورت چطور ممكن است جامعه‏شناسي كه با «سرمايه» ماركس، «اخلاق پروتستاني و روح سرمايه‏داري» وبر، «فلسفه پول» زيمل، «نظام سوسیالیستی» پارتو و… پا به عرصه وجود گذاشته است به اقتصاد بي‏توجه باشد.


 

[1] همانطور كه تا مدت‏ها هواداران پرسپوليس با مشاهده بي‏استعدادي مهاجمان مدعي خود علي دايي بازنشسته را صدا مي‏زدند.

[2] همانطور كه دكتر اباذري در سراسر متن از استهزا و تحقير و بزرگنمايي فروگذار نكرده‏اند.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه