دکتر شیرین احمدنیا

بهره‌کشی آکادمیک در روابط استاد و دانشجو

نویسنده:

زمان انتشار: ۱۶:۳۲ ۱۳۹۲/۰۱/۹

امروز باز مقاله ای از یکی از دانشجویان سابق نازنینم دریافت کردم مستخرج از پایان نامه ی ارشدش که با بالاترین درجه و ارزیابی موفق به دفاع از آن در دانشکده شده بود و اینک، قصد انتشارش در نشریه ای علمی دارد و متوجه شدم اسم من را بنا به شیوه ی متعارف این نظام […]

امروز باز مقاله ای از یکی از دانشجویان سابق نازنینم دریافت کردم مستخرج از پایان نامه ی ارشدش که با بالاترین درجه و ارزیابی موفق به دفاع از آن در دانشکده شده بود و اینک، قصد انتشارش در نشریه ای علمی دارد و متوجه شدم اسم من را بنا به شیوه ی متعارف این نظام آموزشی ناسالم، پیش از اسم خود بر مقاله نهاده است. و من طبق روال جاری ام، اسم خودم را کلاً حذف کردم و اکنون توضیحم را برای ایشان و سایر دانشجویان برجسته ی مشابه ایشان در این جا هم ذکر می کنم:

این که مدرسی شما را راهنمایی می کند وظیفه ی اوست، حق مادی راهنمایی یا مشاوره اش را از دانشکده دریافت می کند و «حق معنوی» مقاله ی مستخرج از آن پایان نامه هم حق دانشجو به تنهایی است. اگر استاد ایده ای خلاقاانه داده یا راهنمایی ای کرده، بنا به وظیفه ی استادی اش بوده است. نهایت این است که دانشجو در بخش ویژه ای در پایان نامه یا مقاله، تشکر یا ذکری از زحمات استادش به عمل می آورد. اگر استاد ایده های نابی داشته و دارد می تواند خودش به تنهایی یا با همکاری با گروهی از افراد – که مسلماً حقوق مادی و معنوی شان نیز می تواند محفوظ باشد – به انواع تولیدات علمی دست بزند و نیازی نیست از موقعیت دانشجویان ارشد یا دکترایی که در اختیارش قرار می گیرد، بهره برداری کند و در حقی که صرفاً متعلق به دانشجو است با تکیه بر رویه ی تحمیل شده در این نظام آموزشی ناسالم «شریک» شود. اگر خیلی خوب راهنمایی کرده دست مریزاد، اما این کار، وظیفه ی اوست… شما چند استاد را می شناسید که حاضر باشند طرح پژوهشی ای بگیرند و بعد از تهیه ی گزارش تحقیق، اسم دانشجویانی را که به همکاری با ایشان -در قبال پول و حتی گاه بدون دریافت حق الزحمه- پرداخته اند در کنار اسم خودشان ذکر کنند؟ آن دانشجویانی نیز که مطابق با میل خودشان اسم استاد یا اساتید راهنما یا مشاور را بر روی مقاله شان می نهند چه بسا (و نه صد در صد) همان هایی هستند که از ابتدا هم احتمالاً بر اساس همین انگیزه ها به سراغ استاد صاحب مقامی رفته اند و در واقع به نوعی با نگاه ابزاری به آن فرد می نگرند یعنی اگر فرد صاحب نام یا صاحب اعتباری باشد تمایل دارند با ذکر اسم ایشان، امتیازاتی را کسب کنند. به نظرم، این شیوه ها تداعی کننده ی نظام برده داری است اما در قالب و شکلی نوین، که عده ای از نیروی انسانی و فکری افرادی دیگر برای کسب امتیازات اجتماعی و دانشگاهی منتفع می شوند، گاه حتی با منت گذاری، و عده ای دیگر نیز تن به این بهره کشی می دهند، و جای تعجب دارد اگر اعتراضی نمی کنند، اما تعجب آور تر زمانی است که گاه حتی می بالند به این که اینگونه ابزار دست افرادی دیگر با عنوان پرطمطراق استاد شده اند! مجلات علمی دانشگاهی ما را که نگاهی بیاندازید متوجه ی کثرت تعداد مقالاتی می شوید که حاصل کار دانشجویان است، و خیلی کم در میان مقالات به مواردی بر می خورید که نام یک استاد به تنهایی ذکر شده باشد، که البته چه بسا همان ها را هم که دنبال کنید متوجه می شوید نام برخی دیگر هم لازم بوده بیاید که به دلایلی (!) از قلم افتاده یا جامانده است! به نظرم خوب است همانطور که در بسیاری موقعیت های دیگر، تشویق می کنیم به این که افراد، شخصیت مستقل خود را محترم بشمارند و به رابطه های فرادست – فرودستی متمایل نباشند، این رویه ها را زیرسوال ببریم، و امیدوار باشیم زمانی برسد که همچون بسیاری جوامع توسعه یافته تر، در صحنه های علمی هم شاهد همکاری های واقعی علمی بین افراد بالنده و ناوابسته باشیم.»

۱ دیدگاه

    عباس سهراب زاده :

    با سلام و احترام
    بنده دانشجوی دکتری علوم سیاسی و عضو علمی دانشگاه پیام نور هستم در دوران دانشجوی از وجود چنین رابطه ناسالم وغیر علمی میان اساتید ودانشجویان رنج می بردم و با خودم عهد کردم که اگر زمانی عضو علمی شدم ،مراقب رفتار خودم با دانشجویان در این زمینه باشم .خوشبختانه تا الان نام من برروی هیچ نوشته ای که حاصل زحمت خودم نباشد نوشته نشده است و امیدوارم هرگز این اتفاق نیفتد. به شما استاد گرامی برای داشتن چنین نگاهی تبریک می گویم و ایمان تنها راه نجات علم و دانشگاه از شرایط بحرانی کنونی اصرار بر این نگاه و تقویت بنیان اخلاقی و مخصوصا اخلاق حرفه ای در میان اساتید و دانشجویان است. با احترام مجدد.سهراب زاده

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه