تاملی در مسئله انتقال پایتخت از تهران

آیا با انتقال پایتخت مساله حل می شود؟

نویسنده:

منبع: علوم اجتماعی اسلامی ایرانی

زمان انتشار: ۰۹:۳۶ ۱۳۹۲/۱۱/۱۶

رشد جمعیتی اسلامشهر و شهرهای قرچک و قدس و ورامین نمونه هایی از نتایج این سیاستگذاری به شمار می آیند. بنابراین امروز دیگر مسئله فقط شهر تهران به معنای مناطق 22 گانه شهرداری نیست بلکه مسئله اصلی “مجموعه شهری تهران” است با ده ها شهر و آبادانی بزرگ و صدها کانون جمعیتی متوسط، کوچک و نزدیک به هم که با یکدیگر در یک نظام سلسله مراتبی، ارتباط روزمره دارند و بر هم تاثیرمی گذارند

تاملی در انتقال پایتخت

اشاره: چندی پیش بحث انتقال پایتخت به صورت جدی از سوی برخی نمایندگان مطرح شده است و نظرات مختلفی در این خصوص مطرح شد؛ البته موضوع انتقال پایتخت سیاسی اداری از تهران سابقه ای طولانی دارد. هرگاه مشکل خاص کالبدی، سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، و یا امنیتی مطرح شده ، این بحث نیز مطرح گردیده است و بحث تازه ای نیست در این یادداشت سعی در تبیین این مسئله داریم و تاکید بر اینکه انتقال پایتخت راه حلی ریشه ای بر حل مشکلات تهران و حل مسئله توسعه نامتوزان در کشور نمی باشد.

طرح مسئله

شهر تهران به عنوان پایتخت کشور بزرگترین شهر کشور تلقی می شود و بیشترین مراکز خدماتی، ادارای، سیاسی، صنعتی و… در تهران متمرکز شده اند که اهمیت تمرکز باعث بروز مسائل و مشکلات زیادی برای تهران و کشور شده است که مسئولان را به فکر چاره انداخته است که برخی به طور جد بحث انتقال پایتخت را مطرح کرده اند. پیش از ورود به بحث می بایست عوامل کلیدی و تاثیرگذار در طرح مسئله «انتقال پایتخت» شناسایی شود. اندرو و تیلور در این زمینه معتقدند: هنگام مطالعه و تصمیم گیری یا برنامه ریزی برای تغییر یا انتقال پایتخت باید عوامل کلیدی اثرگذار بر کارکرد پایتخت شناسایی و بررسی شوند. چندی از این عوامل عبارتند از:

–        عوامل سیاسی: تمرکز بر قدرت های تصمیم گیر

–        اداری: تمرکز بر وظایف قضایی، قانونگذاری و اجرایی

–        فرهنگی: تمرکز بر فعالیت ها نمادین و حمایت فرهنگی از آن فعالیت ها

–        اطلاعاتی: تمرکز بر منبع اصلی تصمیم گیری

–        نمادین: تمرکز بر ارزش ها و هنجارها

بنابراین در انتقال پایتخت عواملی گوناگونی می تواند موثر باشد که جا دارد هر یک به تنهایی مورد بررسی قرار گیردند؛ پیش از ورود به بحث خوب است نگاهی به تجارب سایر کشورها در انتقال پایتخت داشته باشیم.

مروری بر تجارب جهانی در انتقال پایتخت ها

از آنجا که روند شهرنشینی خصوصاً در دهه های پایانی قرن بیستم از رشد بالایی برخوردار بوده است، تحولات بزرگی نیز در عرصه شهرنشینی و توسعه فضایی و کالبدی در مناطق بزرگ شهری خصوصاً پایتخت های جهان رخ داده است.

یکی از این طرح ها مسئله انتقال پایتخت است که در بسیاری کشورها انجام شده است؛ كشورهاي برزيل، پاكستان، تركيه، سوئيس، آلمان و استراليا تجربه انتقال پايتخت دارند که بعضي كارشناسان طرح هاي انتقال پايتخت در كشورهاي سوئيس (برن)، آلمان (بن) و استراليا (كانبرا) را موفق و مطلوب مي دانند.

هر کشوری دلایل خاص خود را برای انتقال پایتخت دارد. از میان علل عمده انتقال پایتخت می توان به 11 درصد سیاسی مانند آلمان، تقریباً 44.5 درصد دفاعی مانند برزیل، پاکستان، ترکیه و قزاقستان؛ 78 درصد اقتصادی و توسعه منطقه ای مانند برزیل، پاکستان، ترکیه، قزاقستان، آلمان و مالزی؛ 33 درصد نمادین مانند آلمان و استرالیا؛ 37 درصد به دلیل مسائل محیط زیست و مسایل مربوط به بلایای طبیعی مانند برزیل و پاکستان و 22 درصد صرفاً نیاز اداری و حکومتی مانند پاکستان، استرالیا اشاره کرد. در برخی موارد مانند مالزی و آلمان معادلات و ملاحظات جهانی نیز عامل مهمی در انتقال پایتخت بوده است. به نظر می رسد ملاحظات اقتصادی نقش کلیدی در مسئله انتقال پایتخت ایفا می کند (داودپور، 1388).

در همه کشورهای مورد مطالعه، ساخت پایتخت های جدید تاثیر قابل ملاحظه ای بر زندگی و حیات پایتخت قدیم نداشته و فقط آهنگ رشد را تا حدودی کاهش داده و متعادل ساخته است.

-پایتخت های جدید عمدتاً محل تمرکز فعالیت های سیاسی و حکومتی اند (اسلام آباد، کانبرا، برازیلیا) و این در حالی است که فعالیت های تجاری و فرهنگی، اقتصادی و گردشگری در پایتخت های قدیم ادامه یافته است؛ کراچی، سیدنی، ریودوژانیرو، استانبول، آلماتی مثال هایی از پایتخت های قدیمی اند که پس از انتقال پایتخت، فرآیند رشد همچنان در آنها تداوم دارد.

برای دستیابی به تصویری مناسب تر از تحولات شهری تهران، باید این تحولات را در چارچوب کلی تر “منطقه کلان شهری یا مجموعه شهری تهران” بررسی کنیم. هر چند تهیه و اجرای طرح جامع تهران و اتخاذ بعضی تدابیر دیگر از نیمه دوم دهه 40، رشد و توسعه را در داخل محدوده قانونی تهران تحت مهار درآورد؛ اما باعث شد که جمعیت به شهرها و اراضی اطراف تهران روی بیاورند به طوری که کرج که در سال 1345 حدوداً چهار هزار نفر جمعیت داشت؛ امروز شهری با بیش از یک میلیون نفر جمعیت است. همچنین رشد جمعیتی اسلامشهر و شهرهای قرچک و قدس و ورامین نمونه هایی از نتایج این سیاستگذاری به شمار می آیند. بنابراین امروز دیگر مسئله فقط شهر تهران به معنای مناطق 22 گانه شهرداری نیست بلکه مسئله اصلی “مجموعه شهری تهران” است با ده ها شهر و آبادانی بزرگ و صدها کانون جمعیتی متوسط، کوچک و نزدیک به هم که با یکدیگر در یک نظام سلسله مراتبی، ارتباط روزمره دارند و بر هم تاثیرمی گذارند (غمامی، 1387).

سابقه تمرکز زدایی از تهران در برنامه های توسعه قبل از انقلاب اسلامی

نظام تمرکززدایی اداری_سیاسی در کشور و به تبع آن در تهران سابقه ای طولانی دارد. جدی ترین اقدام تمرکز زدایی از تهران از برنامه سوم توسعه قبل از انقلاب شروع شدکه با مطرح شدن تئوری های قطب و تنظیم سلسله مراتب خدمات در جهان، برخی از مناطق کشور تحت عناوین قطب های رشد صنعتی و قطب های رشد کشاورزی تعیین شدند تا بتوانند از تمرکز بیش از حد فعالیت ها در تهران جلوگیری کنند از جمله قطب های صنعتی اصفهان، تبریز، اراک، قزوین و قطب های کشاورزی گیلان، گرگان، اصفهان، خوزستان، و آذربایجان تعیین شدند. و مهمترین و مشهورترین اقدام مربوط به تمرکز زدایی از پایتخت در این دوره تصویب ممنوعیت احداث صنایع در شعاع 120 کلیومتری شهر تهران بود که در سال 1342 به تصویب هئیت وزیران رسید، تا از این طریق از بار فعالیتی شهر تهران کاسته شود (داودپور، 1388).

از جمله اقدامات مشابه دیگر، تهیه برنامه جامع توسعه اقتصادی_ اجتماعی برای مناطق خراسان و کرمانشاه در برنامه چهارم (1347_1351) و تهیه طرح های منطقه ای برای سراسر کشور در سال 1349 بود که با هدف تلاش برای تعیین خطوط اصلی توسعه و اولویت های نسبی مناطق مورد توجه قرار گرفت. در اویل دهه50 شمسی و طی برنامه عمرانی پنجم (1352_1356) تهیه طرح آمایش سرزمین آغاز گردید و برای نخستین بار سلسله مراتب شبکه شهری کشور شامل یک پایتخت ملی (تهران) و 12 شهر اصلی که هریک تا سال 1391 نیم تا میلیون نفر جمعیت داشته باشند و بتوانند به عنوان مراکز مسلط منطقه ای عمل کنند، تعیین شدند (همان، 110).

سابقه تمرکز زدایی از تهران در دوره بعد از انقلاب اسلامی

پس از انقلاب اسلامی نیز سیاست های تمرکززدایی مخصوصا تمرکززدایی کالبدی به جدیت دنبال شد و از سال 1362 با آغاز به کار دفتر برنامه ریزی منطقه ای سازمان و برنامه و بودجه سابق توجه به تهیه طرح پایه آمایش سرزمین جمهوری اسلامی آغاز می شود و مطالعات تحت عنوان “چارچوب نظری استان ها” در دستور کار قرار می گیرد. در همین راستا اقدامات جدی دیگری که بیشتر جنبه کالبدی دارند و به نحوه استقرار فعالیت و جمعیت در سطح سرزمین می پردازد، مورد توجه قرار می گیرد که مهمترین آن تکمیل سلسله مراتب طرح های توسعه و عمران کالبدی در کشور از سطح ملی تا محلی است.

در سال 1368طرحی تحت عنوان انتقال مرکز اداری_سیاسی کشور توسط مهندسان مشاور شارستان تهیه می شود؛ اهداف وانگیزه های تهیه طرح به شرح زیر است:

–          کمک به حل مشکل تهران

–          کمک به توزیع متعادل جمعیت وتوسعه اقتصادی کشور

–          حل مشکل دستگاههای اجرای دولتی از نظر جا و رفت وآمد

راه حل های پیشنهادی توسط طرح مذکور برای کاهش تمرکز در تهران در سه دسته طبقه بندی گردیده است:

1-انتقال ادارای سیاسی تهران

2-برنامه ریزی کنترلی و بازدارنده رشد

3-برنامه ریزی هدایت کننده رشد

البته در نتیجه گیری طرح صراحتا انتقال مرکز سیاسی_ اداری راه حلی مناسب معرفی نشده است (مهندسان مشاور شارستان، 1368).

از اقدامات زیربنایی دیگر تهیه طرح کالید ملی ایران توسط وزارت و مسکن و شهرسازی و طرح آمایش سرزمین اسلامی توسط سازمان مدیریت و برنامه ریزی است (همان، 113). و همچنین طرح هایی نظیر مکان یابی و توزیع مراکز دانشگاهی کشور که در سال 1370 تهیه شد و در شواریی متشکل از نمایندگان وزارتخانه های علوم و فناوری (معاون عمرانی وزارت علوم و آموزش عالی)، وزارت مسکن و شهرسازی (معاون شهرسازی و معماری) و دانشگاه آزاد اسلامی (معاون عمرانی) مورد تایید قرار گرفت و به تصویب شوارای عالی انقلاب فرهنگی رسید. توزیع متعادل مراکز آموزش عالی به لحاظ تاثیری که در ایجاد اشتغال در مناطق مختلف کشور داشته دارد، یکی از راه حل های مناسب برای کاهش تمرکز در تهران تشخیص داده شد. بعدها نیز سیاست های این طرح در مصوبات مختلف شوارای عالی شهرسازی مورد استفاده قرار گرفت.

البته در سال های اخیر نیز بحث تمرکز زدایی از تهران بطور جد مطرح بوده است از جمله در طرح انتقال کارمندان ادارات دولتی و انتقال برخی سازمان ها و نهاد مثل سازمان گردشگری و… که موفق آمیز نبوده اند.

مسائل و مشکلات تهران

اما چه مشکلاتی باعث شده که نیاز به انتقال پایتخت جدی تلقی شود؟ برخی از مشکلات در ادامه ذکر می شود:

– تراکم و تمرکز فعالیت

تراکم و تنوع اجتماعی و چگونگی این افزایش که در دوره ای کوتاه مدت گرفته است، خود منجر به ایجاد سایر مشکلات از جمله افزایش جرم، جنایت و سایر مسائل اجتماعی، زیست محیطی اقتصادی مربوطه می شود. پس اولین مشکل تهران جمعیت و تراکم زیاد آن است.

– مسائل زیست محیطی و اجتماعی

مسائل زیست محیطی نظیر آلودگی هوا، آب، خاک، صدا، منظر، دفع زباله و عدم تناسب دفع آب های سطحی از جمله مسائل زیست محیطی است که در تهران وجود دارد.

تهران محیط زیست خود را به خطر انداخته، آب های جاری و زیرزمینی را غارت می کند، سامانه بهینه ای برای فاضلاب و دفع زباله ندارد، مشکلات حمل و نقل در آن بیداد می کند، ترافیک مسئله ای عادی است و شهر با اندک بارندگی دچار گره های کور و آب گرفتگی های فراوان می شود، در زمستان ها پدیده وارونگی (اینورژن) شهر را به اتاق گاز تبدیل می کند، قیمت زمین چنان بالاست که هر گونه بهسازی و نوسازی هزینه های گزافی برای شهرداری ها به دنبال دارد و حتی مرده های تهران هم با مشکل جا و مکان مواجه اند! تهران از لحاظ معماری و شهرسازی زشت و بی قاعده است و از نظر اقتصادی شهری گران و بی رحم و همین واقعیت هاست که زندگی مردم آن را می سازد.

حاشیه نشینی اقسام فساد و انواع جرایم را در تهران گسترش داده، شکاف طبقاتی و معضلات اجتماعی بیش از همه جا در تهران دیده می شود و با وجود انفجار جمعیت مهاجرت به تهران و اقمار آن همچنان ادامه دارد. تمرکز ادارات دولتی و علمی ـ دانشگاهی خود به خود سیل جمعیت را به سمت تهران می کشد و بیکاری و نبود امکانات رفاهی در مناطق دیگر مردم را از آب و خاک شان بیگانه و به سوی تهران می آورد. همه به تهران می آیند که پول در بیاورند، که راحت زندگی کنند، ودلیل اصلی مهاجرت ها تهران هم ریشه اقتصادی دارند.

تهران شهری مضر برای محیط زیست، ناسالم، بی قاعده و قانون مرکزی دودآلود برای اتلاف وقت و آزمایشگاهی برای ابتلا به انواع بیماری های روانی و اجتماعی است. با این وضع تهران شهر زندگی نیست و برای اکثریت مردم آن به شهر زنده ماندن تبدیل شده است. از جدا از همه مشکلات یک مشکل بیشتر از همه در تصمیم گیری ها موثر است و آن هم ترس از زلزله است.

– بلایای طبیعی

تهران به دلیل احتمال وقوع زلزله به شدت در معرض خطر قرار دارد. در صورت وقوع زلزله در تهران علاوه بر آسیب پذیری که در هر شهری در مقابل زلزله دارد، شاید بتوان همه مشکلات تهران را تحمل کرد اما زلزله مهلکت ترین خطری است که تهران را تهدید می کند. پایتخت ایران در معرض زلزله ای به قوت بیش از 8 ریشتر قرار دارد. حداقل صد گسل در تهران وجود دارد که سه تای آنها خطرناک تر از بقیه هستند؛ گسل 200 کیلومتری مشا، گسل 90 کیلومتری شمال تهران و گسل 20 کیلومتری جنوب ری. احتمال لرزش شدید هر یک از این گسل ها خطر یک ویرانی بزرگ و اتلاف نفوس فراوان را هشدار می دهد، زلزله ای که ممکن است مشکلات امنیت ملی ایجاد کند و خطراتی مانند تجزیه یا تهدید بیگانگان را هم به دنبال بیاورد. زلزله ای به این شدت اگر همزمان شهرهای پرجمعیت اطراف تهران مانند شهرری، ورامین، کرج و حتی قزوین را تحت تأثیر قرار بدهد بی گمان فاجعه ای مرگبار برای کشور اتفاق افتاده است.

– فاصله طبقاتی

همه جا با توده ها مواجه مي شويم؛ در خيابان و پارک، نانوایی، رستوران، کوه و… فاصله طبقاتي نيز غوغا مي کند. حال در نظر آوريد که تمرکزگرايي براي تهران نيز کارکرد مناسب نداشته است. براي کشور نيز با مهاجرت ها و به هم زدن طبقات کارکرد منفي ايجاد کرده است. طبقات کشاورز، دهقان، تاجر، صنعت گران و بسياري از توليدکنندگان شهرستان و استان هاي کشور در حال ورشکستگي هستند چون جريان اصلي تقسيم قدرت و ارزش در تهران توليد مي شود. از طرف دیگر به علت هجوم توده ها، مصرف گرايي و فرهنگ رانتي حاکم شده است. صداوسيما زبان، فرهنگ و نوع زندگي و جهان زيست مادي و انديشه اي تهران را به تمام کشور تزريق مي کند. زبان، صنايع دستي، آثار تاريخي و اغلب جنبه هاي بسيار ارزشمند استان هاي ايران به حاشيه يک زندگي تجملي و بي هدف تهران در حال تباه شدن است.

– تهران مرکز سياسي کشور

وزارتخانه ها، سفارتخانه ها، احزاب و مطبوعات بزرگ همه در تهران هستند. مرکز تقسيم قدرت براي فرماندارها، استانداران، بخشداران و فرايند نصب و عزل در کشور در تهران صورت مي گيرد. تمام کشور براي بحث و اقدام سياسي سازنده و اقتصادي نياز به مجوز تهران دارند.

– انحصار و تمرکز قدرت در تهران  

قدرت سیاسی- اداری کشور در قالب سیستم سیاسی بسیط آن در تهران به شکل یکپارچه و متمرکز درآمده است؛ این الگو فضاهای جغرافیایی کشور را بلااراده ساخته و از توزیع فضایی و جغرافیایی قدرت سیاسی به شدت جلوگیری کرده است. تداوم این حالت انحصار قدرت نوعی فرهنگ و باور سیاسی را در میان عموم شکل داده است که بر اساس آن، دولتمردان، سیاستمداران کادرهای عالی دولت و شهروندان تهرانی خود را صاحب قدرت سیاسی می دانند و برای دیگر شهروندان کشور حق تصمیم‌گیری اصولی قائل نیستند که یکی از مظاهر آن در قضایای بعد از انتخابات 88 دیده شد که انگار تهرانی ها رأی خود را مهم تر از رای سایر مردم کشور می دانستند.

تهران مرکز اقتصادي کشور

بازارهاي بزرگ و توليدي ها و کارخانه ها به همراه تقسيم شدن بودجه کشور در تهران باعث شده است که جايگاه مجلس و دولت و نقش آنها در بودجه پردازي و تقسيم آن در کشور، تهران را در مرکز تقسيم ثروت قرار دهد.

قدرت اقتصادی و مالی نیز همچون قدرت سیاسی در تهران متمرکز شده است؛ تمرکز شبکه های بزرگ بانکی مادر، پول و ارز و عملیات مربوط به آنها، بیمه، بازار، کمپانی ها، دفترهای شرکت ها و کارخانجات کشور و تجار بزرگ ملی و بین‌المللی در تهران سبب شده است رهبری اقتصاد ملی در تهران متمرکز شود و تمرکز اقتصادی و پولی با تمرکز سیاسی- اداری و تمرکز جمعیتی و خدمات اجتماعی همنوا و همراه گردد.

قدرت علمی، فنی و تکنولوژیک نیز در قالب دانشگاه‌های عمده، مراکز تحقیقاتی، کتابخانه‌ها، امکانات علمی, دانشمندان، فناوران و کادرهای عالی متخصص در تهران استقرار یافته است.

– تمرکز خدمات اجتماعی و رفاهی و بهداشتی

خدمات اجتماعی در شکل اولویت استفاده از آموزش و پرورش، رفاه اجتماعی، بهداشت و درمان، پزشکان متخصص، بیمارستان‌های تخصصی و غیره نیز در تهران متمرکز شده است. امکانات فرهنگی از جمله مراکز و مؤسسات فرهنگی طراز اول، سالن ها و مجموعه‌های نمایشی، هنرمندان برجسته، انجمن های فرهنگی و نظایر آن در تهران متمرکز شده است.

البته در برخی از این موارد، تمرکز اجتناب‌ناپذیر و جزء طبیعت یک مرکز سیاسی و اداری است؛ ولی تمرکز همۀ این قدرت‌ها به صورت کنترل نشده، از سیاست‌های نادرست و غفلت دولت ها و سیاستمداران کشور ناشی می‌شود. نتیجۀ این عوامل پیدایش غدۀ سرطانی بدخیمی در پهنۀ جغرافیایی کشور و ساختار فضایی آن بوده است که هم مرکز را گرفتار ساخته و هم موجب عقب افتادگی و مصیبت لایه‌های فضایی پیرامون مرکز (استان ها، شهرستان ها و بخش ها) شده است. تهران امروزه در منجلابی از مشکلات زیست‌محیطی، اجتماعی، سیاسی، امنیتی، خدمات رسانی و غیره فرو رفته است که شهروندان، مدیران شهری و دولتمردان بلندپایۀ کشور توانایی حل آن را از دست داده‌اند و گهگاه اندیشۀ جابجایی پایتخت را مطرح می‌کنند. این تصمیم نیز اگر بدون توجه به تمام ابعاد به اجرا درآید، بازتاب‌های سوء و مصائب جدیدی را پدید خواهد آورد.

آیا راهکار در انتقال پایتخت است؟

با توجه شرایط مناطق توسعه نیافته در کشور، احتمالا مهاجران زیادی در مدت زمانی کوتاه به شهر جدید هجوم ببرند و پایتخت جدید نمی تواند به صورت برنامه ریزی شده پاسخگوی سیل جمعیت شده و در این صورت با مشکلاتی مانند افرایش شدید قیمت مسکن و زمین، افزایش فاصله فقیر و غنی، ضعف سیستم حمل و نقلی، ترافیک سنگین و شکل گیری یک شهر افتراقی متشکل از ثروتمندترن و فقیرترین ها و در یک کلام با یک تهران دیگر مواجه خواهیم بود!

آیا با انتقال پایتخت از تهران مشکل تهران حل می شود؟ و شهری که به عنوان پایتخت انتخاب می شود چه سرنوشتی در انتظارش است؟ به نظر می رسد با توجه صرفه های داخلی و خارجی موجود برای زندگی و فعالیت در تهران که در طول چند دهه گذشته شکل گرفته و بیشتر صنایع و بانک و شرکت های خصوصی و بیمارستان ها و مراکز آموزشی و… در تهران می باشد در واقع سطح توسعه یافتگی تهران نسبت به به سایر مناطق کشور بسیار بالاتر می باشد و بنابراین پیش بینی می شود حتی با انتقال پایتخت از تهران، همچنان تهران به رشد خود ادامه خواهد داد و باید برای حل مسائل موجود چاره ای اندیشده شود و در نتیجه انتقال پایتخت نمی تواند راه حلی مناسبی و کاملی برای حل مسایل و مشکلات تهران باشد و به نوعی بتواند باعث عدم تمرکز در کشور شود.

در مقابل به نظر می رسد بهتر این است که براساس یک طرح آمایش سرزمینی می بایست به سمت ایجاد فرصت ها و امکانات برابر بین مناطق مختلف کشور حرکت کنیم و روند توسعه یافتگی مناطق عقب نگه داشته شده را سرعت ببخشیم و در غیر این صورت نمی توانیم جلوی حرکت نیروی کار و سرمایه از مناطق توسعه نیافته به سمت مناطق توسعه یافته تر را بگیریم و اگر هم پایتخت به شهری دیگری منتقل شود باز مشکلات بر جای خود باقی خواهند ماند.

چرا که با توجه شرایط مناطق توسعه نیافته در کشور، احتمالا مهاجران زیادی در مدت زمانی کوتاه به شهر جدید هجوم ببرند و پایتخت جدید نمی تواند به صورت برنامه ریزی شده پاسخگوی سیل جمعیت شده و در این صورت با مشکلاتی مانند افرایش شدید قیمت مسکن و زمین، افزایش فاصله فقیر و غنی، ضعف سیستم حمل و نقلی، ترافیک سنگین و شکل گیری یک شهر افتراقی متشکل از ثروتمندترن و فقیرترین ها و در یک کلام با یک تهران دیگر مواجه خواهیم بود!

پیشنهاد ساختن یک پایتخت جدید

از طرف دیگر اگر شهری جدید ساخته بشود و پایتخت به آنجا منتقل بشود با مشکل بی هویتی شهر مواجه خواهیم شد؛ شهری بی بنیان، بی تاریخ، بی هویت، فاقد برنامه ریزی و… در حالی که شهر ژنریک شهری است که نه تنها در وجه سابقه تاریخی و بافت شهری بلکه از نظر شخصیت اجتماعی، فرهنگی و اخلاقی، ساکنانش نیز تحلیل می رود. پیش بینی میشود تغییر پایتخت باعث مهاجرت افراد و اقوام وگروه های مختلف به پایتخت جدید می شود و این خود حرکت رشد پایتخت جدید را از گسترش افقی به سمت رشد عمودی پیش می برد و آسمان خراش ها که که ظاهرا نمونه کامل این نوع گسترش خواهند بود همه چیزهای دیگر را می بلعد و در همه جا احتمالا می تواند به وجود آید. اگر پایتخت به شهر جدیدی منتقل شود به نوعی می توان به مرگ قطعی برنامه ریزی در آن شهر اذعان کرد و با شروع ساخت و ساز های فراوان به هیج وجه ممکن نمی توان به جنگ بازار رفت و این باعث رشد خودسرانه شهر خواهد شد.

دشواری افزایش زیرساختار یا تامین شغل کافی یا مسکن یا مدرسه و مشکلات برای نسل جوان به تمام ملاحظات دیگر غلبه می کند. و البته درست است که وضعیت و رشد شهر مقصد افزایش پیدا میکند اما در بلندمدت گسترش بخش غیررسمی اقتصاد مهاجرت افراد جویای کار خارج از توان بخش رسمی برای جذب موجب گسترش بخش غیررسمی در شهر خواهد شد.

شهر بدون شالوده رسمی اقتصادی رشد می کنند و میزان خلافکاری و خشونت افزایش می یابد. به خصوص اگر شهری جدیدی ساخته شود و یا به شهرهای جدید منتقل شود با مشکل بی هویتی و خالی بودن شهر از معنا مواجه خواهیم شد که که انسان های ساکن در آن احساس امنیت ذهنی، و روحی نخواهند داشت. رشد شتابان شهر ناتوانی زیرساخت های موجود نیست به نیازهای روزافزون به خصوص در بخش مسکن با افزایش حاشینه نشینی می شود که جرم وجنایت و قتل و اعتیاد به مواد مخدر افزایش خواهد یافت.

و همچنین مجموعه های بی نظمی از اقامتگاه های غیررسمی در حاشیه بقا چه از نظر اقتصادی و چه از نظر زیست محیطی. تهدید دائمی ناحیه کم کم بروز می کند و رشد از هم گسیخته سبب ایجاد تصویری نامنظم و آشفته می شود که به کندی از بین می رود و از طرفی رشد شتابان باعث رشد عمودی شهر و شکل گیری و تبدیل شهر به برج های بلند خواهد شد.

به نظر می رسد با تعیین یک شهر به عنوان مرکز اداری- سیاسی با رشد شتابان آن شهر در مدت زمان کوتاه بشود و در این صورت نیازهای شهری رشد فوق العاده ای خواهند داشت و بر هر گونه برنامه ریزی و تمام فعالیت های سیاسی تفوق خواهد داشت.

بهره وری رو به افزایش، سبب رشد روزافزون استانداردها و توسعه امکانات باعث غلبه بر مشکلات می شود اما از طرفی چالش های جدید را برای پایداری پدید می آورد.

در جستجوی راه حل و راهکار

پیش از هر چیز باید توجه داشت که انتقال پایتخت ادارای –سیاسی راه حل ریشه ای نیست؛ در واقع کشور ما امروزه با پدیده توسعه نامتوزان و عدم تعادل منطقه ای روبه رو هست که همین نابرابری شدید فضایی باعث تمرکز شدید انسان و فعالیت های در کلانشهر ها و بخصوص مجموعه شهر تهران گردیده است که مسائل و مشکلاتی نیز به همراه آورده از جمله مسائل زیست محیطی، اجتماعی، اقتصادی و مهاجرت سایر مناطق کشور به تهران عدم ظرفیت تهران به سرویس دهی مناسب برای شهروندان و همین امر باعث شده که مسئولین به فکر انتقال مرکز اداری- سیاسی کشور بیفتند. اما باید تاکید کرد که بسیاری از کشورها در برهه‌ای از زمان نیت خود را مبنی بر کاهش ازدحام موجود در شهر یا شهرهای نخست، یا تقلیل نابرابری‌های آشکار بین مناطق مختلف سرزمین خود را دنبال کرده اند.

تقریبا اکثر سیاست های تمرکززدایی از تهران به شکست انجامیده است و نتوانسته جلوی مسائل و مشکلات روبه روشد تهران را بگیرد؛ بنابراین امروز هم که بحث انتقال پایتخت مطرح می شود یک راه حل ریشه ای نخواهد بود بلکه راهکاری برای فرار و ترس از فاجعه و کاهش سرعت رشد تهران مطرح است.

باید اذعان کرد که تقریبا اکثر سیاست های تمرکززدایی از تهران به شکست انجامیده است و نتوانسته جلوی مسائل و مشکلات روبه روشد تهران را بگیرد؛ بنابراین امروز هم که بحث انتقال پایتخت مطرح می شود یک راه حل ریشه ای نخواهد بود بلکه راهکاری برای فرار و ترس از فاجعه و کاهش سرعت رشد تهران مطرح است. از طرفی راه حل ها دولت و مجلس و مدیران شهر حتی در کاهش الودگی های تهران هم نتوانسته موفق عمل کند بنابراین ضعف رویکردها محسوس است و در نتیجه بایستی با رویکردی همه جانبه به گرایش های ساختاری استقرار در کلانشهر تهران، به عنوان مرکز فعلی شبکه و سیستم شهرهای کشور و کنکاش ژرفتری در روابط درون سیستم و شبکه شهرها، مشخصاً در ابعاد اقتصادی، اجتماعی – جمعیتی، سیاسی- نهادی و بالاخره فیزیکی – فضائی و علاوه بر آن توجهی واقع گرایانه (و نه دستوری) مسئله داشته باشیم که مشکل تهران (و یا همچنین کلانشهرهای دیگر) در شرایط کنونی را باید در خود این شهرها جستجو نموده و حل کرد و از طرفی به راهبردهای تعادل فضایی و هویت منطقه ای و تمرکززدایی همه جانبه روی آورد. مباحث زیر به عنوان راهکار نهایی نگارنده مطرح می گردد.

– تمرکززدايي سياسي و اداری؛ قدرت از سطوح وزارتخانه دولت بايد به سطوح شوراها و شهرداري منتقل شود. بودجه اغلب نقاط جغرافيايي کشور بايد در همان جا مصرف شود تا شاهد بي عدالتي جغرافيايي و ظلم و ستم بر حاشيه ها و مناطق مرزي ايران نباشيم. در واقع وظایف و اختیارات بیشتری در اختیار نهادها و سازمان های استانی قرار گیرد.

-تمرکززدايي فرهنگي؛ در بخش دانشگاه و به خصوص صدا و سيما امکانات و بودجه پردازي بايد به گونه اي باشد که فعاليت راديو، تلويزيون و فضاي مجازي استان ها افزايش يابد و فرهنگ پايتخت مصرفي و رانتي از مرکزيت بيفتد. زماني که ادارات و نهادهاي سياسي در کشور تقسيم شود به تبع آن ارتباط ميان دانشگاه و نهادهاي قدرت نيز برقرار مي شود… کشور در وضعيت بسيار ناعادلانه اي از تقسيم قدرت، ثروت و ارزش قرار گرفته است.

– شناخت نقاط ضعف و عوامل تهدید کننده اقتصادی استان ها؛ استفاده از روش ها و ابزار معادلاتی قوی برای رفع انها، هرکدام از استان ها دارای فرصت ها دارای فرصت ها و نقاط قوت برای توسعه اقتصادی هستند، اما وجود نقاط ضعف وعوامل تهدیده مانع توسعه اقتصادی استانها شده است. برای مثال برخی از استان ها دارای منابع طبیعی فراوان و نیروی انسانی مناسب هستند. اما به دلایلی، از جمله؛ عدم سرمایه گذاری مناسب دولتی وخصوصی، ناشناخته بودن و عدم تبلیغات مناسب، نبود امنیت و غیره. مانع از بهروی مناسب از این منابع شده و در برخی موارد باعث تخریب و تعضیف این منابع می شود که باعث مهاجرت نیروی کار و سرمایه به سایر مناطق می شود.

– شناخت پتانسل و توان های محیطی استان ها و سرمایه گذاری و بهروه روی مناسب از آنها؛ با توجه به ویژگی های جغرافیایی ایران هر یک از این مناطق دارای استعدادهای بالقوه ای هستند باید به خوبی شوند و بر روی آنها سرمایه گذاری شود برای مثال استان سیستان و بلوچستان (واقع در کنار بنادر و جزایر) کهگیلویه و بویراحمد (دارای منابع زیرزمینی نفت و گاز و مناظر طبیعی) چهارمحال و بختیاری (منابع اکوتوریستی) و سایر استان ها با توجه به توان خاصی که دارند. بنابراین تلاش برای بهره گیری از برنامه ریزی منطقه ای و تفویض مدیریت های استانی و محلی به افراد بومی وتقویت مشارکت اقتصادی در مراحل اولویت بندی، تشخیص نیازها، سیاست گذاری، اجرا ونظارت از ضروریات آینده کشور است.

– تعیین نقش معین و مشخص برای هر یک از استان های کشور و سرمایه گذاری لازم در نقش های تعیین شده در جهت تقویت این نقشها؛ هر یک از استان ها از نظر اقتصادی دارای توان های خاصی هستند. برای مثال برخی استان ها قطب مهم تولیدات، کشاورزی، صنعتی، معدنی، و گردشگری و غیره محسوب می شوند که باید بسیاری از فعالیت های وزارتخانه ها و بازارهای بزرگ وابسته به این محصولات در استان های تولیدکننده متمرکز شوند. تا بخش عمده ای از ارزش افزوده ناشی از فروش این محصولات به منطقه باز گردد. این مسئله انگیزه لازم برای کار و فعالیت در مردم منطقه را فراهم می کند.

ایجاد قطب های اقتصادی؛ از پیوستن استان های همجوار با توجه به پتانسیل های آنها حاصل می شود که می تواند ضعف استان های محروم را از بین ببرد. به فرض می توان در استان های مجاور اصفهان، همانند چهارمحال و بختیاری، یک قطب ایجاد کرد که با توجه به توسعه یافتگی استان اصفهان، ضعف اقتصادی استان چهارمحال بختیاری تا حد زیادی از بین می رود.

– تعیین نقش معین و مشخص برای هر یک از استان های کشور و سرمایه گذاری لازم در نقش های تعیین شده در جهت تقویت این نقشها؛ هر یک از استان ها از نظر اقتصادی دارای توان های خاصی هستند. برای مثال برخی استان ها قطب مهم تولیدلت ،کشاورزی،صنعتی ،معدنی، وگردشگری وعپغیره محسوب می شوند که باید بسیاری ازفعالیتهای وزارتخانه ها و بازارهای بزرگ وابسته به این محصولات در استان های تولیدکننده متمرکز شوند. تا بخش عمده ای از ارزش افزوده ناشی از فروش این محصولات به منطقه باز گردد. این مسئله انگیزه لازم برای کار و فعالیت در مردم منطقه را فراهم می کند.

– به غير از تهران شهرهاي بزرگ ديگري در مناطق زلزله خيز كشور واقع هستند. از جمله مي توان به شيراز، تبريز و كرمان اشاره كرد. شهر تاريخي تبريز كه چند بار در اثر زلزله ويران شده مجدداً در همان محل قبلي خود بازسازی شده است. بنابراین – اگر بحث بر سر زلزله خيزي شهرهاست، بهترين راه ايمن سازي و مقاوم سازي سازه هاست.

 – در نهایت تهران چه پايتخت باشد چه نباشد، به عنوان بزرگترين شهر و قطب صنعتي، اقتصادي و دانشگاهي كشور بايستي مورد توجه قرار گيرد و براي حل مشكل آلودگي هوا، ترافيك و… چاره انديشي شود.

منابع:

– داوودپور، زهره؛ “تعادل بخشی شهر تهران” تهران: وزارت مسکن و شهرسازی. 1388

– مهندسان مشاور شارستان؛ “بررسی مقدماتی انتقال مرکز اداری- سیاسی کشور”؛ تهران. 1368

– سند اصلی طرح راهبردی- ساختاری جامع تهران. مصوبه شورایعالی شهرسازی ومعماری. 1386.

– سند چشم انداز و جهتگيري هاي راهبردي تهران در افق 1404 . مصوبه شورای شهراسلامی شهر تهران؛ 1385

– ریم کولهوس؛”شهر ژنریک” ترجمه مریم امینی،کتاب ماه علوم اجتماعی، شماره 20، آبان 1388.

– غمامی، مجید؛ انتقال پایتخت راه حل یا راه گریز از واقعیت؛ مجله شهر، شماره 22، زمستان1387.

۲ دیدگاه

    باعرض پوزش بسیار از نویسنده محترم ، قصد طرح پرسشی را دارم : چگونه میتوان مطالب فوق را که بسیار ضدنقیض وبدون اتکا به یک تئوری پایه مطرح گردیده را بعنوان تحلیل جامعه شناسانه مطرح نمود ؟ با مواجه شدن با مشکلات پایتخت یک کشور، ایا نمیباید قبل ازهرچیز « طرح مسئله» نمود ؟ طرح مسئله ای که قبل از اینکه راه حلی را مطرح نماید ، باید جوانب مختلف مسئله پیش رو ویژگیهای ساختاری ان ونحوه شکلگیری این ویژگیها را مطرح نماید . ایا دراین نوشته کوچکترین کوششی در جهت طرح مسئله ء جامعه شناسانه انجام شده است ؟ چون چنین کوششی انجام نشده است ؛ لاجرم ، همه چیز به حدس وگمان سپرده میشود . ایا اینطور نیست ؟ بحث تمرکز پیش کشیده میشود ، خب: علت یا علل ان چیست ؟ نبودن برنامه ؟ اما اگراین تمرکز کذائی « ذاتی »این مرحله از توسعه باشد ، انوقت چه باید کرد ؟ باید پایتخت را انتقال داد؟ همانگونه که ملاحظه میشود ، طرح مسئله مذکور احتیاج به تاملی بس عمیق تر دارد . باید جوانب مختلف مسئله در ابعاد اقتصادی ، اجتماعی – جمعیتی ، سیاسی وفیزیکی فضائی بگونه ای همه جانبه مطرح گردند . سایت شهرسازی وتوسعه این مسئله را در مقالات متعددی ، در این سایت به بحث گزارده ایم . ازنقد متقابل صمیمانه سپاسگزار خواهیم شد .

    علی :

    علی خواجه علی
    چرا اینقدر سخت گرفته می شود انتقال سیاسی اداری ، اگر تهران اینقدر به وجود سیاستمداران و ادارات وابسته است و در مقابل سیاستمداران و نفرات ادارات آنقدر به تهران وابسته اند ، دشمن براحتی با ازبین بردن و یا خلل وارد کردن به این وابستگی ها و یا تهران می تواند به مقصودش برسد.
    لطفا از علایق و وابستگی های شخصی برای خدمت در دولت و ادارات بکاهید و با چشم بصیرت به موضوع نگاه کنید . برای مجلس شورای اسلامی می توان از سالنی مانند مجلس نمایندگان انگلیس که از زمان کرانول تا الآن استفاده می شده استفاده کرد .
    در این زمان رکود کار و اشتغال ، کارهای زیر بنایی واجرایی یک شهر مدرن که وابسته به صنایع خارجی نیست خودش گردش مالی شدید ایجاد می کند( مانند آمریکا بعداز جنگ جهانی دوم ) .
    اختصاص زمین وساختمانها برای سفارتها و ادارات به اندازه فعال نمودن تمام صنایع وکارخانه ها ارزش دارد.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه