تحلیلی جامعه شناختی بر توسعه فرهنگی در قرآن (برداشتی از سوره آل عمران)

زمان انتشار: ۱۷:۲۳ ۱۳۹۱/۰۳/۲

مدخل: یکی از گرایش‏های جامعه‏شناسی دینی آن است که بدانیم که در ادیان یا به‏طور خاص یک دین مانند اسلام چه‏ نوع دیدگاه و معیارهایی برای مقوله‏ی توسعه و دگرگونی فرهنگی وجود دارد؟بررسی در حوزه‏ی آرمان‏های بینشی‏ ادیان که در این مقاله‏”قرآن‏”می‏باشد در قلمرو جامعه‏شناسی دینی واقع می‏شود.هدف آن است که چگونه می‏توان با ادبیات […]

مدخل:

یکی از گرایش‏های جامعه‏شناسی دینی آن است که بدانیم که در ادیان یا به‏طور خاص
یک دین مانند اسلام چه‏ نوع دیدگاه و معیارهایی برای مقوله‏ی توسعه و دگرگونی
فرهنگی وجود دارد؟بررسی در حوزه‏ی آرمان‏های بینشی‏ ادیان که در این
مقاله‏”قرآن‏”می‏باشد در قلمرو جامعه‏شناسی دینی واقع می‏شود.هدف آن است که چگونه
می‏توان با ادبیات بحث‏های جامعه‏شناختی 3از فضای معنوی و بینشی قرآن در موضوع
توسعه فرهنگی الهام گرفته و بهره‏برداری‏ نمود.آیا می‏توان به یک چند از قضایا و
مبانی نظری موردنیاز دست پیدا کرد؟به علاوه آیا می‏توان برای توسعه‏ی‏ فرهنگی جامعه
یک دیدگاه و نگرش علمی برگرفته از قرآن اسلام اختیار کرد؟به نحوی که به مبانی فکری
و پایه‏های‏ بنیادی یک نظریه جامع و درون‏زا و بومی در راستای اهداف توسعه‏ی فرهنگی
و اجتماعی جامعه رسید؟

آنچه در این مقاله دنبال می‏کنیم بدست آوردن این مبانی فکری براساس مطالعه و
استنتاج از آیات قرآنی است. محدوده‏ی این مطالعه آیات سوره‏ی آل عمران است.طرح
مسأله این مقاله را می‏باید در کل سوره بررسی و وارسی‏ نمود که نگارنده طی یک
دوره‏ی مطالعاتی،چنین قصدی را دنبال می‏کند.اگرچه می‏توان این موضوع را در قالب یک‏
طرح پژوهشی در کل قرآن مطالعه و دنبال کرد.اما در این فرصت کوتاه،هدف طرح ایده‏ی
آغازین موضوع را داشته و می‏خواهیم این اندیشه را بسط داده و در ابعاد
گوناگون‏”فرهنگ‏شناسی‏”مورد بررسی قرار بدهیم.

کلیدواژگان:

توسعه و رونق،فرهنگ و توسعه‏ توسعه به‏معنای وسعت یافتن و گرایش مردم یک جامعه
به سوی‏ ارزش‏ها و آرمان‏های انسانی به مقتضای فرهنگ جامعه می‏باشد. ارزش‏ها و
آرمان‏ها و الگوهایی که جهت مطلوب و کمال دارند و به‏ نوعی بهبود و بهتر شدن را در
جامعه رقم می‏زنند.توسعه برای آن‏ است که انسان بتواند از میزان رنج‏ها و دردها و
آلام خویش بکاهد و بر میزان آسایش و خیر و برکت و آرامش خویش بیفزاید.

از عمده‏ترین ریشه‏های ایجاد درد و آسیب و رنج در زندگی بشر، وابستگی او به
شهوات و حرص در امیالی چون:زراندوزی،جنسیّت‏ گرایی و همین‏طور گرایش به مرکب‏ها ون
منازل گوناگون و…حتّی‏ جاه و مقام و شهرت‏های کاذب می‏باشد.انسان احساس و تصوّر
می‏کند هرگاه به امیال و عافیّت‏جویی‏هایش نمی‏رسد،دچار رنج و آسیب شده
است.بنابراین بسیاری از رنج‏ها و دردها و آزارهای مردم‏ ریشه در امیال ناکام و
تأمین نشده‏ی‏شان دارد.بسیاری از ستیزه‏ها و آزارها و تعدّی‏ها و تجاوزهای مردم که
ضدّ توسعه‏یافتگی فرهنگی‏ و اجتماعی عمل می‏کند،اساس و بنیاد آن در گرایش درونی و
پایدار به سمت و سوی این‏گونه تمایلات دارد.

پروژه‏ی ایجاد و توسعه‏ی فرهنگی قرآن آن است که‏ آدمی به مرحله‏ای از بلوغ معرفت
و بینش تربیّتی برسد که از تمام این‏ گونه تعلّقات و علائق تمایل‏دهنده به سوی حرص
و آز بگذرد و مدام

در اندیشه و فکر بازی در نقش‏های راستین و حقیقی‏اش باشد.اگر انسان توجّه به حسن
عاقبت خویش در امور گوناگون زندگی داشته‏ باشد و نقش‏هایش را مخلصانه و زیبا بازی
کند به چنان مقامی نائل‏ می‏شود که به اصطلاح مقام معرفت به سعادت و خوشبختی در
زندگی‏ است.خداوند می‏فرماید:

مردم را آرایش حبّ شهوات نفسانی که عبارت از میل به زنها و فرزندان و همیاهای زر
و سیم و اسب‏هایی با نشان خوب و مزارع‏ است جلوه‏گر شده و لیکن اینها همه متاع
زندگانی دنیاست و نزد خدا همان بازگشت نیکو مهم است.(آل عمران،14)

زین للناس حب الشهوات من النساء و البنین و القناطیر المقنطره من‏
الذهب و الفضه و الخیل المسومه و الانعام و الحدث ذالک متاع الحیات‏ الدنیا و اللّه
عنده حسن المأب.

(آیه،14)

خداوند به‏عنوان جوهر خلق و هدایت و توسعه‏ی کشتی فرهنگ‏ انسانی،می‏فرماید اگر
می‏خواهید به راز نیکویی جاودانه در زندگی‏ تان پی برده و نائل شوید به ماوراء و
فراتر از متاع صوری و فانی دنیا در مقامی بالاتر و عالی نظر نموده و همّت کنید تا
به اصل ثابت و پر از برکت و نعمت و موهبت هرچیز نائل شوید.در این مقام است که‏
مولوی(ره)می‏فرماید:

هرکسی کور دور ماند از اصل خویش‏ باز جوید روزگار وصل خویش

راز دور ماندن از اصل هستی و زندگی آن است که مردم لطیفه‏ی‏ کشش و عشق و گرایش
به سوی اصل خوبی‏ها و زیبایی‏ها و نعمت‏ها را فراموش کرده‏اند.اگر مردم بجویند و
جستجو کنند که به حال‏ عشق و اتصال به مبداء خویش،و مبداء همه چیز در عالم برسند،در
نتیجه هیچ‏گاه احساس ندامت و نگرانی نداشته و در حال شادی و وحدت خاطر،می‏توانند
بسیاری از امور و مسائل زندگی را نیز حل و فصل نمایند.

در این حال،قابل توجّه است که خداوند حکیم بارها و بارها در قرآن طرح قابل
اجرای‏”تقوی‏”را تذکّر و تأکید می‏فرمایدء:(برای‏ نمونه؛آل عمران،102):

یا ایها الذین آمنوا اتقو اللّه حق تقاته و لا تموتن الا و انتم
مسلمون

تقوی برای آن‏که آدمی در پوسته‏های ظاهری و قشری زندگی‏ دنیوی متوقف نشده تا
بتواند به اصل‏های ثابت و نیکو و جاودان که‏ همانا محضر خالق کریم است،برسد.لطیفه
معنوی،علمی-کاربردی‏ تقوی برای چنین عرصه‏ای به کارآمده و قابل تحلیل و تفسیر
می‏باشد.وقتی انسان می‏داند که غرق شدن در حرص و افراط در زراندوزی و مانند آن
شخصیّت آدمی را تقلیل داده و تک‏بعدی می‏کند، از این‏رو می‏باید مراقبه و پرهیز کند
تا بتواند تحوّل بهتر و تعالی یابد. -اگرچه همین تقوی وقتی جنبه‏ی شکلی و ظاهری
می‏یابد،حجاب‏ راه می‏شود.به قول حافظ(ره):

تکیه بر تقوی و دانش در طریقت کافری است‏ راه رو گر صد هنر دارد
توکّل بایدش

متأسفانه برخی به نام تقوی نمی‏توانند شادی دیگران و حتّی‏ شادی خود را تحمّل
کنند.شادی،حق و عنایت مخلوقات خداست. همین‏طور بهره‏مندی از نعمت‏های خوراکی،پوشاکی
و زیستی و رفاهی و…مهم این است که این شادی‏ها و خوش بودن‏ها تقلیدی و کلیشه‏ای
ایجاد نشوند؛شادی و خوشی،خودش بیاید و مشتریان بی‏ ادّعا و مخلص خود را پیدا کند و
مردم آن را به آن طرب حقیقی و راستین‏ قرین و نزدیک سازد.از این‏رو شادی،خوشی و
بهره‏وری از مواهب‏ و نعمت‏های خوب زندگی نه تنها عیب نیست بلکه بسیار عالی است‏ و
موجبات تأمین و تعادل و تعالی انسان را فراهم می‏کند.میزان تنها آن‏گونه معرفت و
تربیتی است که بتواند افراط و تفریط امیال را تشخیص داده و برای مصفا بودن روح و
روان انسانی،آن کشش‏ها و گرایش‏های غیر متعادل را مراقبت و کنترل نماید.

حافظ در ضرورت مراقبت تعادل‏بخش می‏فرماید:

در مقامات طریقت هرکجا کردیم سیر عافیت را با نظر بازی فراق افتاده
بود

و برای انعکاس آرامش و تعادل روحیه و شخصیّت انسانی در جای دیگر اشاره
می‏کند:

گلعذاری ز جهان گذران ما را بس‏ زین چمن سایه آن سرو روان ما را بس‏
بنشین بر لب جوی و گذر عمر ببین‏ که این اشارت ز جهان گذران ما را بس‏ یار با ماست
چه حاجت که زیادت طلبیم‏ دولت صحبت آن مونس جان ما را بس‏ هنگامه رونق در فرهنگ از
نگاه قرآن

یکی از لحظه‏های رونق زندگی و فرهنگ مردم آن هنگامی است‏ که خداوند،اولیاء مقام
وحدت خویش را بر سر سفره‏ی با رحمتش فرا می‏خواند.در این حالت بسیاری از نیازهای
توسعه پاسخ داده می‏شود. وقتی گره‏های کور مناسبات اجتماعی-فرهنگی باز می‏شود که‏
اهل ایمان در حال شهود بارش رزق و روزی برای اولیاء الهی باشند. در این مقام است که
می‏توان از ظلمت به سوی نور حرکت کرد و کیسه‏های فقر خویش را پر از عنایات خدایی
نمودو.به نظر می‏رسد فرهنگ‏های دوستدار و طالب توسعه از دیدگاه قرآن می‏باید که
حامی و مشتاق زیارت اولیاء خدا باشد-نه آن‏که موجبات انزوا و آزار و اذیّت و تکدّر
خاطر و بی‏امنیّتی‏شان را فراهم نمایند.بدیهی است که در این‏ صورت،مردم با بحران و
بلایا و تنگدستی‏ها و گره‏های فراوان مواجه‏ می‏شوند.در نظر داشته باشیم که زمین
فرهنگ و جامعه هیچ‏گاه‏ خالی از حجّت به معنی اولیاء دولت پاینده الهی نیست.

جهان پر از حجّت است.چشم بینا و جستجوگر می‏خواهد که‏ ببیند و پس از دیدار به
قدرت فائقه‏ی خدا پناه برد،شکر و سپاس‏ گوید و بخواهد آنچه خداوند به اوایده‏ی رونق
و توسعه‏ی زندگی عطا می‏فرماید.این صحنه‏ی اعجازگر و باکرامت شگفت‏آور خدایی را
می‏توان در داستان حضرت مریم(س)در قرآن ملاحظه نمود.وقتی‏ زکریّا بر ایشان(حضرت
مریم(س))وارد می‏شود،می‏بیند روزی‏ها و میوه‏های خوردنی خاصی در نزد حضرت
است.می‏پرسد که اینها از کجا آمده؟-اگرچه در دل حدس می‏زند که خبری هست!

ممکن است اینه حجّت الهی زن باشد یا مرد.مهم آن است که‏ او پناهنده تمام عیار
خداوند است و جز او کسی را ندارد،کسی را نمی‏جوید و کسی را نمی‏خواهد و از این رون
به عنایت الهی از شر شیطان رانده شده است!

حضرت مریم(س)می‏فرماید:این روزی‏ها از جانب خدا آمده‏ است.زکریّا در این حال دست
به دعا برمی‏گشاید و خداوند دعای او را مستجاب می‏فرماید وو فرزند ذکوری در عین
پیری و سالخوردگی‏ خود و همسرش به او عطا می‏کند.

پس یکی از کلیدهای توسعه‏ی حقیقی و موفق جوامع و فرهنگ‏ها آن است که میدان و
فرصت‏هایی را فراهم نمایند که اولیاء خدا در آن ایمن و آسوده مشغول به زندگی و ذکر
و فکر آزاد الهی‏ شان باشند،و تحت آزار و آوارگی قرار نگیرند.از این‏رو فرصت‏ها و
امکان‏های فراوان توسعه فرهنگی،اجتماعی و…در جامعه‏زاده شده و به کار گرفته
می‏شود.قرآن می‏فرماید که:

هروقت زکریّابه صومعه عبادت مریم(س)می‏رفت،روزی شگفت‏ آوری می‏دید،می‏گفت ای
مریم این روزی از کجا به تو می‏رسد،پاسخ‏ می‏داد همانا این روزی از جانب خداست که
همانا خدا به هرکه خواهد روزی بی‏حساب می‏بخشد.(آل عمران/37)

کلما دخل علیها زکریا المحراب و جد عندها رزقا قال یا مریم انی لک‏
هذا قالت هو من عند اللّه ان اللّه یرزق من یشاء بغیر حساب

(آیه 37)

اگر توسعه در تعامل با فرهنگ را عبارت از تخلّق مردم به‏ ارزش‏های عالی معنوی
بدانیم مانند:

1-حقیقت‏گرایی و پی بردن به راز آفرینش،

2-سازندگی و فرزانگی،

3-اعتدال و انصاف-دادگری،

4-بصیرت و بینش خلاّق،

5-سلامت جسم و روان،

6-رسیدن به راز جاودانگی،

7-فهم جریان تبدیل مردگی به زندگی.

این ارزش‏ها به‏عنوان الگوها و هنجارهای رفتار فرهنگی به‏ سهولت و سادگی بدست
نمی‏آیند.آدمی باید مسیرها و موانع صعب و دشواری را طی کند تا بتواند در عمل به این
نوع ارزش‏ها در عرصه‏ی‏ گسترده رفتار فرهنگی برسد.و مهم‏ترین این مسیرها عبارتند
از:

الف-تقوی،

ب-اطاعت از اولیاء و مدل‏های حقیقی.

البته پیگیری این مسیرها کار دشواری است.تقوی به قول اهل‏ لغت زبان عربی واژه‏ای
چندان قابل ترجمه‏ای به زبان فارسی نیست. تقوی یعنی حرکت در یک شب تاریک و ظلمانی
به نحوی که انسان‏ بتواند جلوی پایش را کنترل کرده و صدمه نخورد-و البته این امر
کار دشواری است.به همین دلیل بسیاری از مردم از برنامه‏ی تقوی سر باز می‏زنند و
دعوت اولیاء و انبیاء الهی را مسخره یا انکار می‏کنند.زیرا سخت و دشوار است که
انسان از تاریک‏خانه‏ی خواسته‏ها و توهّمات‏ شخصی‏اش بگذرد و رو به سوی حقیقت
کند.تا زمانی که بشر غرق در توهّمات و شهوات خویشتن است و جهان و دیگران را برای‏
خود فانی و پیکر مردار خویش می‏خواهد،آن‏قدر بیچاره و بدبخت‏ می‏شود که نمی‏تواند
به سوی توسعه و تعالی در فرهنگ انسانی،چند قدمی پیش نهد.ضمن آن‏که انسان به خود
عادت می‏کند و بوی‏ آلوده‏اش برای او معمول و خوش‏بو می‏نماید!!غافل از آن‏که عطر
تربیّت و توسعه‏ی فرهنگی بسیار فراتر و بالاتر است و آدم باید بتواند مراتب بلند
توسعه و تعالی در فرهنگ انسانی را تجربه کرده و قدری‏ از آن رایحه‏ی خوش‏بو و
حیات‏بخش حقایق بلند فرهنگ معنوی‏ انسانی را به دیگران نیز نشان بدهد.

از این روست که مردم علیرغم آن‏که کرامت‏های خارق‏العاده و الهی(و ماوراء
مادی)اولیاء خدا مانند عیسی(ع)را می‏دیدند اما در عمل از دعوت به تقوی و اطاعت الهی
از وی سر باز زدند و نخواستند او را یاری و همراهی نمایند.چرا؟برای آن‏که از اجرای
پروژه‏ی‏ تقوی و اطاعت محض از اولیاء خدا سر باز زدند.زیرا گذشت از توهّمات
طمع‏ورزانه انتفاعی کار بسیار دشواری است و محتاج آن‏ چنان هوش و درایتی است که
آدمی بتواند به سهولت و هوشمندی‏ و اعتقاد مصمم از لجن‏زار خواسته‏های نا به حق
شخصی خویش‏ بگذرد تا به گلستان عالم معنا و توسعه‏ی فرهنگی وارد شود.از این رو
می‏توان تجسم عینی ارزش‏های عالی توسعه‏ی فرهنگی مانند حق‏ جویی،دادگری،کار
خلاّق،دوستی انسجام‏دهنده،نوآوری علمی و فنی و غیره را در جامعه ملاحظه کرد.قرآن
مسیر بحث را به ظرافت و دقت ترسیم می‏نماید و نشان می‏دهد چگونه مردم از بشارت و
توصیه‏ و همراهی اولیاء خدا که دوستدار ارزش‏های پاینده‏ی معنوی هستند سر باز
می‏زدند.می‏فرماید که:

و خداوند به عیسی(ع)تعلّم کتاب و حکمت کند و تورات و انجیل‏ آموزد(48)

و او را به رسالت به سوی بنی اسرائیل فرستند که به آنان گوید من از طرف خدا
معجزه‏ای آوردم و آن معجزه این است که گل مجسمه‏ مرغی ساخت و بر آن نفس قدسی بدمم
تا به امر خدا مرغی گردد و کور مادرزاد و مبتلای به پیسی را به امر خدا شفا دهم و
مردگان را به‏ امر خدا زنده گردانم و به شما از غیب خبر دهم که در خانه‏هایتان چه‏
می‏خورید و چه ذخیره می‏کنید این معجزات برای شما حجّت و نشانه‏ حقانیّت من است اگر
اهل ایمان هستید(49).

…….و از طرف خدا برای شما معجزه و نشانه آوردم که از خدا بترسید و مرا
اطاعت

(اتقو اللّه و اطیعون)

(50)….چون عیسی(ع)به‏ یقین دریافت که قوم ایمان نخواهند آورد گفت کیست که با
من دین‏ خدا را یاری کند حواریون گفتند ما یاری‏کنندگان دین خدائیم و ایمان‏ به خدا
آورده‏ایم،گواهی ده که ما تسلیم فرمان اوییم(52).

فلما احس عیسی منهم الکفر قال من انصاری الی اللّه قال‏ الحواریون
نحن انصار اللّه امنا باللّه و اشهد بانا مسلمون

(آیه 50).

نتیجه:

بنابراین نتیجه می‏گیریم که طی راه توسعه‏ی فرهنگی به‏معنای‏ رسیدن عملی به
ارزش‏های مطلوب و موردنیاز انسانی مانند:دادگری، دانایی،دوستی انسانی،حق‏جویی و
خلاّقیت علمی و معرفتی،سازندگی‏ و خدمت صالح و ماندگار و….کار ساده و روزمره و
عادی نیست و محتاج روحیه و تربیتی است که اگر مردم بتوانند حجاب بسیاری از عادات
تکراری و سفله‏ی شخصیّتی و روحی‏شان را تغییر دهند و به حریم واقعی اطاعت از بزرگان
علم و تجربه نایل شوند،در این راه‏ از جمله کارگزاران موفّق راه توسعه‏ی فرهنگی
خواهند شد.اعتقاد نگارنده ایت است که مطلب مختصر بیان شده تنها فتح باب مقدماتی‏
توسعه و دگرگونی فرهنگی از دیدگاه قرآن(در سوره آل عمران)است‏ و حال آن‏که این بحث
می‏تواند سلسله‏ای از ایده‏های استنباطی و مستند دیگری را به خود اختصاص دهد.امید
است که توفیق ادامه این‏ بحث داده شود.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه