تخریب روستا و بیماری هلندی

نویسنده:

پایگاه علوم اجتماعی اسلامی ایرانی

زمان انتشار: ۱۶:۲۱ ۱۳۹۴/۰۵/۷

مفهومی اقتصادی وجود دارد به نام بیماری هلندی که شاید خلاصه اش را این گونه بتوان گفت: که در آمدهای باد آورده در کشوری چه طور می تواند واردات را در آن به صرفه تر کند و تولید را رو به افول و نابودی ببرد .

چندی پیش معاونت توسعه روستایی ریاست جمهوری از خالی از سکنه شدن سی  چهار هزار روستا خبر داد. جای مرحوم باستانی پاریزی خالی بود تا او که در کتاب حماسه کویر ، آن میزان مطلب در اهمیت روستا و تولید روستایی در تاریخ این سرزمین نوشته بود ، اکنون وضعیت روستا های کشور خویش را ببیند . در آن کتاب که مربوط به دهه پنجاه است باستانی پاریزی با یک عاقبت اندیشی هوشمندانه متوجه آفات نفت و اقتصاد مصرفی و وارداتی شده و نسبت به از میان رفتن روستا ها این منابع تولید داخلی در کشوری با وسعت ایران و تمدنی چند هزار ساله هشدار داده بود. اما کجاست گوش شنوا و کجاست آنکه متوجه اهمیت ماجرا شود و تن  به سرمایه نفتی و واردات کالا به قیمت  از بین بردن تولید داخلی ندهد و حاضر نشود منابع ماندگار ثروت را به استفاده از منابعی پایان پذیر بفروشد و آینده کشور را در فضای مبهم پس از پایان نفت و امثاله رها سازد.

نگاهی به آمار های ایران از زمان حکومت پهلوی تا به امروز نشان دهنده این مطلب است که یک جریانی که با قدرت گرفتن روند توسعه غربی در ایران همواره و لاینقطع چه قبل و چه بعد از انقلاب ثابت بوده ماجرای افزایش شهر نشینی و نابودی روستا است. تا جایی که در شش دهه اخیر کشوری با حدود هفتاد درصد روستا نشین هم اکنون به جامعه روستایی حدود بیست و هفت  در صدی رسیده است .-با نگاه به آمارهای سر شماری سال نود به چنین آماری می توان رسید اگر اوضاع بدتر نباشد – حال این آمار را با این تبصره نگاه کنید که روستا ماهیتی بیشتر تولیدی دارد تا مصرفی و برعکس شهر در یک کشور جهان سومی مانند ایران ماهیتی بیشتر خدماتی و مصرفی به قول مولانا:

خواجه پندارد که روزی ، ده دهند       او نپندارد که روزی ده ، دهد

یعنی این روستا بود که مایحتاج  شهر را تامین می نمود.

این به این معناست که در نگاهی کلی ما در کشوری زندگی می کنیم که در گذشته هفتاد درصد جامعه آن زندگی تولیدی داشته اند و بیست درصد مصرفی و حال در جامعه ای هستیم که حدود بیست و هفت درصد زندگی تولیدی دارند و حدود هفتاد و سه در صد عمدتا مصرفی و خدماتی و این تازه وقتی است که این روستا های باقی مانده را تولید کننده بدانیم و نه عده ای پیر و فرتوت ساکن که دل به گرفتن یارانه 45000 تومانی یا طرح شهید رجایی خوش کرده اند و دیگر تولیدی ندارند و یا عده ای شهرنشین که تعطیلات خود را در آب و هوای روستا سپری و یا از آن به عنوان یک خوابگاه استفاده می کنند.

شاید این پرسش ایجاد شود پس چه طور این مایحتاج رو به تزاید در جامعه تنوع طلب جدید تامین می شود و جواب را باید در واردات و به پشتوانه پول های بر آمده از نفت و معادن و یا در صنایع وابسته به آن مانند پتروشیمی و…جستجو کرد .

نگاهی به همین آمارهای اخیر مثلا در سال نود و سه که تازه کشور در فشار تحریم بود و سیاست های مقاومتی علی الظاهر دردستور کار،  نشان می دهد که کشور ما حدود پنجاه و یک میلیارد دلار واردات داشته است -کل پول بلوکه شده در مدت تحریم گویا حدود نود میلیارد دلار بوده است و این همه تلاش برای آن و تعظیم توافق-و تازه این آمار گمرکات است و بحث قاچاق که اوضاع را وخیم تر می کند. این مصیبت آنجا بیشتر نمایان می شود که شما با نگاهی به لیست کالاهای وارد شده متوجه می شوید-در سایت گمرک و اتاق بازرگانی تهران قابل دسترسی است – که بسیاری از واردات این کشور کالاهایی نیستند که ما قادر به تولید آن در داخل نباشیم و حتما کشور دیگری با منابع معدنی خاص و موقعیت جغرافیایی ویژه و یا دانش و تکنولوژی پیشرفته  قادر به تولید آن باشد- باری واردات چوب بستنی سر و صدا کرد اما با یک نگاه به لیست کالا ها می توان پی برد که امثال آن بسیار بسیار زیاد است – و همچنین به راحتی می توان متوجه این مطلب شد که بسیاری از ما یحتاج اولیه کشور از گوشت ، مرغ ، گندم ، برنج ، تخم پرندگان ، حبوبات و بسیاری از کالاهای اساسی با تولید آسانی که مصرف داخلی قطعی دارند از پوشاک و ابزار آلات و…. وارد می شود و این در حالی است که ما هر ساله می دانیم مثلا به چند ملیون تن گوشت نیاز داریم و چه طور نمی توانیم طوری برنامه ریزی کنیم که به جای واردات ، تولید داخلی شکل بگیرد و شغل و ثروت و رونق اقتصادی ایجاد گردد. آن هم در کشوری با وسعت ایران و این تنوع اقلیمی و این همه جوانان تحصیل کرده در رشته های مختلف و مگر نه این است که خیال آسوده داشتن از وجود مشتری برای کالای تولیدی از مهمترین ارکان ورود به تولید یک کالاست و چه بر سر ما آمده است که با اینکه می دانیم به طور مسلم در برخی از کالاهای اساسی کشور دچار فقر تولید هستیم وارد عرصه تولید آن در داخل نمی شویم و خود را وابسته به خارج از مرزها نگه داشته ایم . و باز با این نگاه بنگرید که واردات برخی از کالاهایی که تولید مشابه داخلی دارند که باز نمونه آن هم بسیار زیاد است می تواند از بین برنده تولید داخلی گردد وابستگی اقتصادی و در پی آن سیاسی و فرهنگی را زیاد کند و این چیزی است که نمونه آن را در دهه های گذشته در بسیاری از بازارها مانند کیف و کفش و پوشاک و نساجی و … دیده ایم .

در متون علمی، مفهومی اقتصادی وجود دارد به نام بیماری هلندی که شاید خلاصه اش را این گونه بتوان گفت: که در آمدهای باد آورده در کشوری چه طور می تواند واردات را در آن به صرفه تر کند و تولید را رو به افول و نابودی ببرد . و کشور ما کشوری است که دهه ها با این بیماری در گیر بوده و هست و گویا این بیماریدر این کشور تبدیل به ساختار و فرهنگ شده است . ساختاری که متوجه تولید داخل نیست ، ساختاری که نیاز را با راحتترین راه که واردات است تامین می کند ، ساختاری دولتی ، بی برنامه و سر در گم و تنبل، ساختاری که روستا زداست و شهر آفرین ، ومصرف افزاست نه تولید کننده .و اگر همه اینها نبود لا اقل بعد از جنگ باید روندی آغاز می شد که لااقل کالاهای اساسی ( گوشت و مرغ و گندم و …) که دارای مشتری مسلم بود در روستا های همین کشور تولید میگردید. آن هم در کشوری که دچار کمبود منابع مالی است و دشمنانش اهرم اقتصادی را ابزاری برای فشار بر او قرار می دهند و این اندازه جوان بیکار تحصیل کرده و این میزان وسعت و سرمایه اقلیمی و جغرافیایی دارد.

اما نکند که این موارد را عده ای می دانند اما آنها که دستی بر قدرت دارند ترجیح می دهند این نیاز باشد و در داخل تولید نشود تا آنها بازارشان را از دست ندهند و با سود عاید از واردات و دلالی به الافو علوفی برسند. و یکی از نکات جالب در بحث توافق افتخار کردن به باز کردن بازار ایران برای واردات خارجی است مثلا نمایش خوشحالی تجار آلمانی و فرانسوی از کشایش بازار ایران.

در این نوشته تنها به بخشی از اهمیت روستا که جنبه تولیدی آن بود اشاره کردیم و حال آنکه روستا از ابعاد دیگر فرهنگی ، اجتماعی و سیاسی دارای اهمیت است که در این مقال نمی گنجد .

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه