تقابل فرهنگ جهانی سکولار با فرهنگ اسلامی در والنتاین

نویسنده:

زمان انتشار: ۱۱:۱۲ ۱۳۹۱/۱۱/۲۲

پدیده ای مانند «والنتاین» در جامعه ما فاقد معنای ذاتی خود است و طبقه بالا اجتماع فقط به دلایلی مانند تنوع طلبی و مدبودن به سراغ این گونه رفتارها و یا مراسم ها می روند در این حالت عنصر تداوم مناسکی مراسم «والنتاین» که فقط یک تکرار زمانی است به واسطه ی رفتارها و کنش های جدید و مدگونه خود که هر ساله ابداع می شود.

مقدمه

فرهنگ عنصری است که زندگی انسان را صورت و معنا می بخشد؛ همواره بخشی از هر فرهنگ به سنت های همان جامعه تعلق دارد، اما بخشی از فرهنگ از شرایط همسایگی و امروزه به ویژه از رسانه های جمعی تاثیر می پذیرد. به نظر می رسد پدیده «والنتاین» از نوع دوم باشد؛ روز والنتاین به عنوان یک نماد فرهنگی، اگرچه ریشه های تاریخی نیز دارد (مهدی زاده و عبدالهی،1386الف) اما طی یک دهه اخیر است که مورد توجه رسانه های غربی قرار گرفته و بالتبع ایران نیز از آماج این پدیده بی امان نمانده است. اما سوالی که در این جا قابل طرح است این است که وجود چنین مراسمی در کشوری مانند ایران با فرهنگی کاملا مغایر، چیست؟ در این نوشتار کوشیده می شود که ابتدا نظریاتی که تبیین کننده این مسئله هستند مورد کاوش و بیان قرار گیرند و سپس به صورت خاص پیرامون پدیده «والنتاین» بحث و بررسی انجام پذیرد.

فرهنگ، اسلامی یا سکولار:

یکی از اصلی ترین مسائلی که جامعه ایران بعد از انقلاب با آن مواجه شده است بحث تقابل فرهنگ اسلامی با فرهنگ سکولار است؛ فرهنگ یا بر اساس قراردادهای انسانی وضع می شود و یا بر مبنای بن مایه های فرامادی. فرهنگ، در گونه اول توسط بشر به صورت خودبنیاد با وضع هنجار در جهت ایجاد و استمرار ارتباط میان انسان ها در جامعه ایجاد می شود. بر اساس این تلقی کلی هر گاه وضعیت بشر تغییر نمود، فرهنگ نیز که مبنای قراردادی و بشری دارد، تغییر می کند. به عنوان مثال: اگر لباس پوشیدن را امر فرهنگی بدانیم بر اساس تلقی این گروه، فرد است که در هر زمان و مکان و فارغ از هر گونه ضابطه ی فرامادی می تواند نوع لباس خود را انتخاب نماید و در هر کجا که خود تشخیص داد از این لباس استفاده نماید. در تلقی این گروه تنها منطق تأثیرگذار در انتخاب لباس و یا هر کالا و خدمت دیگر فقط افراد همگن و شبیه به خود فرد است. از این رو ضابطه هم چنان انسانی است؛ گاه خود فرد به تنهایی تصمیم می گیرد و در برخی اوقات این گروه دوستان و خانواده است که بر تصمیم فرد تأثیر می گذارد. با توجه به این ویژگی ها فرهنگ انسان مدار، فرهنگ کنونی سکولار نیز بر اساس این تلقی از فرهنگ شکل گرفته است.

به طور کلی در ادبیات علمی و در حوزه مطالعات فرهنگی ما با اصطلاحاتی هم چون «مکدونالدی شدن»، «فرهنگ شلوارهای جین لِوی»، « فرهنگ دالاس»، «فرهنگ دواس»، «فرهنگ مک ورلد» و… که تحت عنوان کلی فرهنگ آمریکایی و یا فرهنگ جهانی مورد بحث قرار می گیرد (م.ش استواری،1386؛ سراج زاده و بابایی،1389) مواجه هستیم که دلالت دارد بر دسته بندی های درونی فرهنگ سکولار جهانی. مهم ترین نقدی که دیدگاه فرهنگ جهانی در ادبیات علوم اجتماعی با آن مواجه است بحث یکسان سازی فرهنگی و به تبع آن استعمار اقتصادی است. ناقدان بحث فرهنگ جهانی معتقد هستند که غرب با همگن سازی و یکدست نمودن جهان از طریق جهانی کردن کالاهای مصرفی و فرهنگی خود سعی دارد تا علاوه بر عالم گیر ساختن ارزش ها، الگوهای زندگی و رفتاری خود، هم چنان سردمدار نظام اقتصادی در دنیا باشد. از آن جا که فرهنگ کاملاً به اقتصاد سرمایه داری وابسته است، لذا ارزش زیباشناختی خود را از دست داده و تبدیل به ابزاری در اختیار نظام سرمایه داری جهت تداوم سلطه بر جوامع جهانی شده است (کیانی،1381).

در تعریف دوم از فرهنگ، فرهنگ بر اساس بن مایه های فرامادی و لایتغیر وضع شده است و آن چه که تغییر می نماید بُعد ملموس و محسوس فرهنگ است که در طول زمان و مکان متفاوت می شود و تغییر از همین نقطه نظر در زندگی و روابط انسانی مشاهده می گردد. به بیان دیگر در هر زمان و دوره ای علم بشر پیشرفت می کند و به واسطه ی این پیشرفت ابعاد مادی تغییر می کنند و این  تغییرات صورت مادی محصولات بشری را تغییر می دهد نه بن مایه های فرامادی یک امر فرهنگی را.

با توجه به دسته بندی فرهنگ به این دو نوع کلی، ما شاهد دو دسته کنشگر و دو نوع فرهنگ در سطح جامعه هستیم. دسته اول که معتقد به فرهنگ قراردادی انسانی هستند و ملاک های امر فرهنگی را صرفاً انسان و نیازهای روزمره او می دانند و دسته دوم که معتقد هستند بن مایه های فرهنگی لایتغیر است و از منبع لایزال اسلامی تغذیه می کند.

البته باید به این نکته توجه کرد که همچنان فرهنگ مسلط جامعه ما فرهنگ اسلامی است و تعدادی از تحقیقات که پیرامون فرهنگ جهانی در ایران انجام شده نشان می دهد که هم چنان درصد بالایی از جامعه تحت تاثیر فرهنگ اسلامی هستند و یا با قبول فرهنگ اسلامی به صورت گزینشی از فرهنگ جهانی نیز استفاده می کنند (م.ش. ادریسی،1386؛ سراج زاده و بابایی1389) اما از وجود فرهنگ سکولار جهانی به نوعی فرهنگ معارض و یا مهاجم نیز نمی توان چشم پوشید.

آسیب شناسی فرهنگی «والنتاین»

از چند زاویه می توان به آسیب شناسی «والنتاین» و تعارض آن با فرهنگ ایرانی اسلامی پرداخت که ما در اینجا به صورت مختصر به برخی اشاره می کنیم.

1- اولین جنبه قابل مشاهده در والنتاین بعد «هویت بخشی» این پدیده است؛ بخش هایی از طبقات بالای جامعه برای ایجاد هویت متمایز در خود و مرتبط نمودن خویشتن با فرهنگ اروپایی و امریکایی، والنتاین را پراهمیت جلوه می دهند. گاهی آنچه که فرد به عنوان امر فرهنگی برای خود در نظر می گیرد با آن چه که جامعه به او اجازه انجام می دهد تفاوت دارد؛ در این حالت اگر فشار اجتماعی بالا بود فرد مجبور به تبعیت باشد تلاش می کند با دیگر افراد مانند خود نوعی پادفرهنگ را شکل دهد. این پادفرهنگ به مرور باعث ایجاد جریان فرهنگی معارض می شود زیرا برای بقای خود دست به عضوگیری می زند و سعی می کند هنجارهای خود را در سطح جامعه عادی سازی نماید در این حالت فرهنگ مسلط معمولاً سعی می کند از طریق روش های قهری این پادفرهنگ معارض را حذف نماید. اما مسئله اصلی در این است که تنها کنشگران اجتماعی مبلغین این نوع فرهنگ نیستند بلکه رسانه های جهانی نیز به صورت خاص به کمک این خرده فرهنگ می آیند و آن را تشویق و تکثیر می کنند. ساخت فیلم، موسیقی، ویژه برنامه ها تلویزیونی بخشی از تلاش هر ساله دستگاه های مبلغ فرهنگ جهانی و به ویژه شبکه های ماهواره ای فارسی زبان است که برای گسترش مراسم «والنتاین» تلاش می کنند.

فرهنگ مسلط در این حالت تنها می تواند با استفاده از دستگاه های فرهنگ ساز خود در جهت بی معنا بودن این فرایند فرهنگی عمل نماید. و این بی معنا با تولید موارد متعدد همسان قابل اجرا است. اگر امر فرهنگی در نزد عاملان آن فاقد معنا تشخیص داده شود به صورت یک فرایند مدگونه در نظر گرفته خواهد شد که صرفاً برای این زمان مورد استفاده است و در آینده چندان نیاز و ضرورتی ندارد و در این حالت تداوم خود را از دست خواهد داد. از بین رفتن تداوم، عنصر مرکزی است که می تواند چنین رویه های مناسک گونه ای را در جامعه جدید حذف نماید. مراسمی مانند «والنتاین» در جامعه ما فاقد معنای ذاتی خود است و طبقه بالا اجتماع فقط به دلایلی مانند تنوع طلبی و مدبودن (سراج زاده و بابایی،1388) به سراغ این گونه رفتارها و یا مراسم ها می روند در این حالت عنصر تداوم مناسکی مراسم «والنتاین» که فقط یک تکرار زمانی است به واسطه ی رفتارها و کنش های جدید و مدگونه خود که هر ساله ابداع می شود، و به واسطه ی همین ابداع است که ادامه می یابد و این خصیصه از ذات تغییرپذیر فرهنگ فردمدار نشئت گرفته شده است و به واسطه ی همین مسئله هم می باشد که به حیات خود ادامه می دهد. در این حالت تنها راه مقابل با این تز ایجاد تنوع های کاذب زیادی در اطراف این مسئله است به صورتی که مصرف کننده فرهنگ جهانی نسبت به این مسئله حالت نوعی یکنواختی نمایند در این حالت این مراسم از سطح جامعه حذف خواهد شد.

2- بُعد دیگر مسئله مربوط است به «منزلت بخشی» مراسمی مانند «والنتاین» در ایران. در جامعه ایران آن بخش از اجتماع که تحت تأثیر فرهنگ جهانی هستند صرفاً از طبقه بالا جامعه نمی باشند که صرفاً بخواهند برای تنوع طلبی و مد دست به رفتار کجروانه در درون حوزه فرهنگ بزنند. با توجه به این مسئله و اطلاعات حاصل از پژوهش (مهدی زاده و عبداللهی،1386ب) که در این زمینه انجام شده است نشان می دهد عده ای از جوانان که از طبقه پایین و یا متوسط اجتماعی برخوردار هستند با انجام مراسم «والنتاین» به نوعی در جهت کسب تشخص اجتماعی و بازتعریف منزلت اجتماعی خود عمل می نمایند.

«مصرف» کلیدواژه اساسی در ادبیات فرهنگ جهانی در تحلیل این پدیده ها است و بنابراین مصرف می تواند بخشی از پدیده «والنتاین» را توضیح دهد. مصرف می تواند به نوعی به عنوان عامل ارتباط و خلق کننده معنا شناخته شود. در این نگاه وبلنی، فرد برای اظهار خود در جامعه دست به مصرف می زند این مصرف نه از سر نیاز بلکه به واسطه به دست آوردن جایگاه و پایگاه اجتماعی است. البته این مسئله معمولاً مربوط است به طبقه متوسط است زیرا طبقه بالا اجتماع خود را بر اساس نظر وبلن گروه هنجارفرست می دانند. و این طبقه متوسط است که برای به دست آوردن منزلت اجتماعی با استفاده از مصرف نمایشی برای خود جایگاه برتری را ایجاد می نماید.

همگام با این تلقی از مصرف زیمل معتقد است در جامعه جدید فرد از یک سو آزاد است و فردیتش شکل می گیرد و از سوی دیگر در حصار جامعه خود را حس می کند و دائماً به عرصه های آزادی او تعرض می شود. در چنین وضعیتی شیوه خاص مصرف کردن راهی برای بیان خود در رابطه با دیگران است. بنابراین مصرف کردن راهی برای اثبات خود و حفظ اقتدار فردی است (کاظمی،1387).

3- نمی توان راجع به والنتاین سخن گفت اما توجهی به نظام اقتصادی سرمایه داری نکرد. بخشی از دلایل گسترش والنتاین، تلاش برخی فروشندگان کالاهای لوکس داخلی برای گسترش این پدیده و سود سرشاری که از قبال آن نصیب آنها می شود است؛ بازار محصولات اینچنینی در ایران با عرضه گسترده و تبلیغات، تلاش دارند تا از این رهگذر پولی به جیب بزنند. در نتیجه آخرین گام در روند جهانی شدن فرهنگ سکولار بعد از استیلای فکری و فرهنگی بر کشورهای رقیب، تبدیل شدن پدیده فرهنگی به ابزاری برای استعمار اقتصادی است. که توضیحات آن در این مجال نمی گنجد.

در نهایت به عنوان جمع بندی باید گفت که اولاً مراسماتی مانند «والنتاین» نوعی فعالیت فرهنگی در قالب فرهنگ جهانی است که نتیجه آن حذف فرهنگ های ملی و فرامادی است و ایجاد نوعی وابستگی فکری و سپس وابستگی و استعمار مادی. ثانیاً مراسم «والنتاین» و دیگر رفتارهای حول فرهنگ جهانی از سوی دو دسته از کنشگران جامعه مورد تقاضا است که هر گروه به دلیل خاصی به دنبال آن هستند؛ طبقات بالای جامعه در جهت ارضای حس تنوع طلبی و مدگرایی خود به این رفتارها می پردازند و طبقات پایین و متوسط جامعه برای ایجاد منزلت کاذب اجتماعی و ثالثاً در نهایت اگر چنین نگرش های فرهنگی و مراسم هایی در جامعه و میان افراد کمتر توانا به لحاظ مادی رشد نماید شروعی خواهد بود برای ایجاد روند ظاهرسازی مادی در سطح اجتماع و کنار رفتن فضایل اخلاقی که برای هر جامعه ای خطرناک است.

بنابراین این مسئله از یک سو نشان دهنده رسوخ نظرگاه مادی در زندگی افراد دارد و از سوی دیگر نشان دهند این مسئله بسیار مهم است که افراد سعی می کنند با ظاهرسازی به موقعیت های بالای اجتماع دست یابند که در این حالت مسئله ای مانند فعالیت و تلاش، درستکاری، دروغ نگفتن که از جمله مسائل مهم در ساختار اجتماع انسانی است برای رسیدن به جایگاه های کاذب فراموش شده و نوعی اخلاق مادی محور و جامعه مبتنی بر ریا مطرح می شود. این مسئله به خودی خود فضای اجتماعی را دچار آسیب خواهد نمود. برای چاره جویی نسبت به این مسئله طرح مؤلفه های هویتی فرهنگ فرامادی می تواند به منزله راهکاری بر کسب منزلت در سطح جامعه مطرح شود و نظرگاه طبقات فرودست جامعه را با تولیدات هدف دار در دامنه فرهنگ فرامادی تغییر دهد.

منابع:

– ادریسی، افسانه (1386)، عوامل موثر بر نگرش جوانان نسبت به فرهنگ جهانی، فصلنامه مطالعات ملی، شماره32.

– استواری، جان (1386)، مطالعات فرهنگی درباره ی فرهنگ عامه، ترجمه حسین پاینده، تهران: نشر آگه.

– سراج زاده، سید حسین و مینا بابایی (1388)، نقض هنجارهای فرهنگ رسمی و سنتی و دلالت های مقاومتی آن: بررسی نمونه ای از دانشجویان، نامه علوم اجتماعی، شماره 36.

– سراج زاده، سید حسین و مینا بابایی (1389)،جهانی شدن، فرهنگ جهانی و کجروی فرهنگی، فصلنامه علوم اجتماعی، شماره 48.

– کاظمی، عباس (1387)، سه پارادایم در مطالعه مصرف فرهنگی در، عباس کاظمی(با اهتمام)، مطالعات فرهنگی، مصرف فرهنگی و زندگی روزمره در ایران، تهران: انتشارات جهاد دانشگاهی واحد تهران.

 – کیانی، داوود (1381)، فرهنگ جهانی، اسطوره یا واقعیت؟، فصلنامه مطالعات ملی، شماره 10.

– مهدی زاده، شراره و الهه عبدالهی (1386الف)، بررسی جامعه شناختی روز ولنتاین در میان جوانان تهران، مجله مطالعات جوانان، شماره10-11.

– مهدی زاده، شراره و الهه عبدالهی (1386ب)، بررسی رابطه میان نحوه استفاده از اینترنت و ماهواره با برگزاری روز دوستی (ولنتاین) در میان جوانان تهرانی، مجله مطالعات فرهنگی و ارتباطات، شماره9.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه