حاشيه ‏اي بر بيست و يكمين بزرگداشت شهيد سيد مرتضي آويني

تقليل بزرگداشت به فُرم و فزوني غربت قريب

نویسنده:

زمان انتشار: ۰۹:۵۵ ۱۳۹۳/۰۱/۲۷

در عجبم بزرگاني كه پيام غربت قريب را نشنيدند چگونه به خود اجازه مي‏دهند در رثاي شهيد غريب سخن بگويند و در سخنراني خود تأكيد مؤكد كنند كه البته من از شهيد چيز زيادي نمي‏دانم؛ با او محشور هم نبوده ‏ام، آثارش را هم نديده و نشنيده ‏ام و لابد نظري هم درباره‎شان ندارم!

نمي‏دانم چه كسي گفته است كه مجلس تكريم و تجليل و بزرگداشت «يك شخصيت بزرگ» را بايد در يك «سالن بزرگ و مجلل» و با «سخنراني چند بزرگ» و «حضور جمعي از ديگرِ بزرگان» برگزار كرد؛ حتي اگر آن بزرگْ سخنرانان و بزرگْ حاضران چيزي از «بزرگ مجلس به ‏نام» ندانند. نمي‏دانم تجليل از «يك شخصيت بزرگ» كه مهم‏ترين عامل بزرگي ‏اش «گمنامي خودخواسته» و «غربت ديگران ‏خواسته» است، با آن همه ظواهر بزرگ چه معنايي دارد؟ نمي‏دانم برگزاري مراسم بزرگ شهيد در سالن بزرگ شهير تبعاتي دارد يا خير؛ مثلاً بدوقتي زماني يا همنوايي مضموني با مالكان و متوليان سالن؛ اما اگر چنين باشد دور از رعايت ادب در محضر شهيدي است كه در زندگي اين ‏جهاني، آداب آن‏چناني را وانهاد تا نظر كند به وجه الله.

در عجبم؛ بزرگاني كه پيام غربت قريب را نشنيدند؛ چگونه به خود اجازه مي‏دهند در رثاي شهيد غريب سخن بگويند و در سخنراني خود تأكيد مؤكد كنند كه البته من از شهيد چيز زيادي نمي‏دانم؛ با او محشور هم نبوده ‏ام، آثارش را هم نديده و نشنيده ‏ام و لابد نظري هم درباره‎شان ندارم! خوب اصلاً غريبي شهيد از همين حال و احوال بزرگان است.

شهيد سعيد در جايي گفته است: «تقابل انقلاب و استقرار، تقابل فرهنگ و تمدن است»؛ ما كه هنوز در سوداي تمدن اسلامي- ايراني هستيم و بايد درباره امكان يا امتناع «استقرار» بينديشم، اما ظاهراً جدال ميان «فرهنگ انقلاب اسلامي كه شهيد، گلي از آن گلستان است» با «آداب و هنجارهاي جمهوري اسلامي كه ساختار تعين ‏يافته ‏دوره گذار است» به سوي تعارضْ متمايل شده ‏اند. البته بايد جانب انصاف را رعايت كرد و متذكر شد كه همه ‏ي سالگردها بر همين منوال نبوده و نيست.‏ اما نگاهي به «فرم نظرسنجي! بيست و يكمين بزرگداشت شهيد» بخشي از تلخي واقعيت را گواهي مي‏دهد:

avini

در اين فرم، حاشيه بر متن و صورت بر محتوا چنان غلبه يافته است كه مي‎شود آن را «فرم سنجش فرم» ناميد؛ فرمي كه هدفش جلب رضايت ‏مشتريان خُرد در آتيه يا اثبات كيفيت برگزاري مراسم به كارفرما (مشتري كلان) و در يك كلام «مشتري‏ مداري» است.

البته غرض از مباحث فوق، ناديده گرفتن زحمات دوستان و عزيزان برگزاركننده كه امثال بنده را بواسطه همين برنامه و برنامه‏ هاي ديگر با شهيد عزيز آشنا كرده ‏اند نيست. بنابراين، ترجيح مي‏دهم سخنم را با ارائه يك پيشنهاد به پايان برسانم. شايد استفاده از نيروهاي جوان و علاقمند سيد شهيد كه راه او را در همين روزها جستجو كرده و يا بسط مي‏دهند، گام مفيدي جهت گشودن حلقه بسته سخن‏دانان و سخنرانان مراسم بزرگ‏داشت باشد. يا شايد برگزاري مراسم شهيد در سالن نه چندان مجلل دانشگاه(ها) كه كانون جذب هم‏رزم و هم‏راه و هم‏راز براي شهيد است و حضور بزرگان امروز در ميان بزرگان آينده پرثمرتر باشد. يا شايد نگاه به منظر شهيد در باب مسائل روز، زنده بودن شهيد و راهش را آشكارتر سازد.

به عنوان مثال، نگراني از انحراف انقلاب بواسطه ساز و كار نظام جهاني سرمايه ‏داري در انديشه سيد شهيدان اهل قلم در حالي كه هنوز كشور درگير دفاع مقدس بود، اين چنين منعكس شده است: «حاکمیت پرقدرت شرکت‌های چند ملیتی از طریق یک نظام واحد اقتصادی بر سراسر کره‌ی زمین، اقتدار و حاکمیت سیاسی همه‌ی دولت‌ها و حکومت‌ها را در شرق و غرب سیاره نفی می‌کند. دولت‌ها و حکومت‌ها اگر نقشی هماهنگ و هم‌جهت با این نظام واحد اقتصاد بر عهده گرفته باشند بر جای می‌مانند و اگر نه، نابود می‌شوند. همه‌ی انقلاب‌های جهان بعد از پیروزی و به دست گرفتن حکومت ناچار شده‌اند که حتی بر خلاف ایدئولوژی و شعارهای اساسی خویش سیاست‌هایی اتخاذ کنند که بقای آنان را تضمین کند، هر چند به قیمت از دست دادن و زیر پا گذاشتن اصولی که بعضاً محتوای اصلی انقلاب را تشکیل می‌داده است. این یک قاعده‌ی کلی است و اگر ان‏شاء‏‏ا… انقلاب اسلامی ایران به پیروزی برسد و اسلامیت و استقلال خویش را در برابر شرق و غرب حفظ کند تنها نمونه‌ای است که از این قاعده مستثنی شده است[1]» و اين منزل اول در تبيين چيستي و چرايي اقتصاد مقاومتي است.

به هر صورت آنچه مسلم است آويني را بايد «انقلابي» از همان جنسي كه بود، تعريف و تبيين كرد تا مخاطب واقعي خويش را دريابد و تبديل سالروز شهادت آويني كه سالروز گشودن باب جهاد و شهادت در روزگار پس از جنگ نظامي است، به يك آيين سمبوليك و نمادين چيزي جز تخريب و تحريف و افزودن بر غربت شهيد نيست.



[1] آويني؛ سيدمرتضي (1386)، توسعه و مباني تمدن غرب، تهران: نشر ساقي، چاپ پنجم: 1386، صفحه 111- 110.

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب پربازدید

مصاحبه