تاملی در باب نسبت خانواده و تلويزيون/تلويزيون از جان خانواده چه مي خواهد؟

تلویزیون می خواهد جای پدر را بگیرد!

نویسنده:

زمان انتشار: ۰۹:۰۵ ۱۳۹۲/۰۲/۳

تلويزيون جمهوري اسلامي اصرار دارد ارزشها و الگوهاي خود را که به تبع فرهنگ سنتي، معمولاً قالبي شفاهي دارد، به همان صورت شفاهي در تلويزيون ارائه دهد: سخنراني، ميزگرد، گزارش، خبر و… . زماني که ميخواهد اين ارزشها را در برنامههاي نمايشي انتقال دهد، باز صورتي ملفوظ ميگيرد و به عبارتي ظريفتر، نقالي مصور ميشود

از همان آغازين ايام ورود جعبه جادو به منازل، اين پرسش مطرح شد که آيا تلويزيون نقشي در تغيير ساختار خانواده داراست يا نه؟ اين پرسش، پرسشي است نه راجع به محتواي تلويزيون؛ بلکه در مورد چيستي خود آن. يا به عبارتي هويت ذاتي تلويزيون و نه آنچه مي‌تواند تلويزيون‌هاي مختلف به صورت امکاني داشته باشند. امروزه به خوبي مي‌دانيم که فرهنگ و تعاليم فرهنگي، از عهده خانواده خارج شده است و دولت عهده‌دار آن گرديده است. اين مسأله بي‌شک آموزه‌اي مدرن است و نتيجه آن که به مرور مورد پذيرش جامعه غربي قرار گرفته است، خلع يد بزرگان خانواده از تعليم به خانواده، و منحصر شدن تعليم در نهادهاي دولتي يا شکل امروزي‌تر آن؛ يعني سازمان‌هاي فرادولتي از جمله شبکه‌هاي تلويزيوني است.

در جوامع سنتي, هم تفريح سنتي و هم تعليم سنتي وجود داشت، ولي به قول نيل پستمن (که خود مديون مک لوهان است) نمي‌توان هيچ ابزاري را غير رسانه قلمداد کرد تا چه رسد به چيزي که رسانه بودن آن عيان است، مانند قصه‌هاي پدربزرگان و مادربزرگان، تفريحي جذاب و در عين حال تعليمي سازنده. پس در گام نخست بايد تلاش کنيم نسبت رسانه‌ي تلويزيون را با خانواده دريابيم.

تلويزيون را مک لوهان رسانه سرد معنا مي‌کند. به نظر مي‌رسد تفاوت احساس شنوايي و بينايي، منجر به اين شده که در راديو، آمادگي بهتري براي ادراک مفاهيم جدي‌تر و پرمعناتر فراهم شود. در مقابل تلويزيون رسانه‌اي است که آن را بايد بيشتر براي سرگرمي تعريف کرد. به مرور و با قدرت‌يابي تلويزيون در برابر ساير رسانه‌هاي رقيب، شبکه‌هاي تلويزيوني جدي نيز پديد آمده‌اند، اما هم‌چنان اکثر شبکه‌هاي تلويزيوني گرايش به فعاليت‌هاي تصويري و جُنگ مانند دارند.

نکته دوم در فهم ذات تلويزيون، خصلت نسبتاً جمع‌گراي آن در برابر خصلت فردگراتر راديو و به ويژه رايانه است. رعايت بيشتر مسائل اخلاقي در شبکه‌هاي ملي، دولتي يا شبه دولتي، يکي از نشانه‌هاي اين خصلت است. تلويزيون سنتاً به صورت جمعي مشاهده مي‌شده است و از همين رو بوده است که رقيبي جدي براي کنار گذاردن رسانه‌هاي سنتي مي‌گردد. حتي امروزه کافي است جايگاه تلويزيون را در دکور خانواده، با جايگاه راديو مقايسه کنيم.

از ضرب دو نکته مذکور چنين برداشت مي‌کنيم که آنچه در ساختار تلويزيون اساسي است، عبارت است از يک رسانه‌ي فراگير خانواده‌اي و امروزه در عين حال فردي، مبتني بر سرگرمي‌سازي و ايجاد فرح در مخاطب عام و در عين حال با قابليت مختصر براي برنامه‌سازي منفک براي مخاطب خاص. پس نتايج را چنين بيان مي‌کنيم:

مخاطب اصلي تلويزيون، مخاطب عام است: مردم کوچه و بازار. براي مخاطب خاص بايد شبکه‌هاي خاص، يا حداقل برنامه‌هايي خاص را تدارک ديد.

وظيفه اصلي تلويزيون سرگرمي‌سازي است. تلويزيون آن قدر رسانه سردي است که حتي نبايد آن را با سينما مقايسه کرد. سرگرمي‌سازي تلويزيون به اندازه سينما جدي نيست. با ارزش‌ترين فيلم‌هاي سينمايي دنيا نمي‌تواند در تلويزيون همان ماهيتي را داشته باشد که در سالن سينما دارد.

محل اصلي تلويزيون صحن عمومي خانواده است. اضافه کنيد ترمينال‌ها، مطب‌ها، رستوران‌ها و… . رعايت شؤون عمومي در تلويزيون، اصلي پذيرفته شده در بين عقلاي دنياست. شبکه‌هاي پورنوگرافي نيز به صورت خريد اشتراک فعاليت مي‌کنند. شبکه‌هايي که به تشخيص ناظران، احساسات يا اخلاق عمومي را جريحه‌دار کنند، با مجازات‌هايي روبرو خواهند شد.

از آنچه در بالا گفته شد، دريافته مي‌شود که سطوح انتظارات خود را چطور بايد با اين رسانه تنظيم سازيم. دقت کنيم که نتايج حاصله بايد با دقت فهم شود و از يک جانبه ديدن آن احتراز شود:

تلويزيون جمهوري اسلامي اصرار دارد ارزش‌ها و الگوهاي خود را که به تبع فرهنگ سنتي، معمولاً قالبي شفاهي دارد، به همان صورت شفاهي در تلويزيون ارائه دهد: سخنراني، ميزگرد، گزارش، خبر و… . زماني که مي‌خواهد اين ارزش‌ها را در برنامه‌هاي نمايشي انتقال دهد، باز صورتي ملفوظ مي‌گيرد و به عبارتي ظريف‌تر، نقالي مصور مي‌شود. اين نقالي مصور کمترين اثر ممکن را براي مخاطب دارد. حتي مجري يک برنامه سياسي در تلويزيون، زماني که مي‌خواهد راهبردهايي را در برنامه خود اجرا کند، صراحتاً آن‌ها را بيان مي‌کند: «هيچ رسانه‌اي بي‌طرف نيست، رسانه ملي نيز جهت‌گيري خود را دارد…» غافل از اينکه بيان راهبردها، هيچ‌گاه در هيچ رسانه‌اي صورت نمي‌پذيرد، هر چند با ظرافت بدان عمل مي‌شود، زيرا نتيجه حاصل از بيان مستقيم راهبردها و اهداف، معکوس خواهد بود.

ابعاد حرفه‌اي برنامه‌سازي تلويزيون، به عبارت رساتر، برنامه‌هاي تلويزيوني و قابل تحمل تلويزيون از دسترس فهم و نظارت جمهوري اسلامي خارج است. برنامه‌هاي داراي جذابيت نسبي مانند برنامه‌هاي سرگرم کننده محضي چون: مسابقات ورزشي، فيلم‌هاي سينمايي و… بر خلاف جهت ارزش‌هاي مورد ادعاي تلويزيون حرکت مي‌کنند.

اغلب مديران تلويزيون در غفلت کامل از تضاد ساختاري اين رسانه با برخي ابعاد فرهنگ سنتي هستند. ماجراي هميشگي جايگزين شدن تلويزيون با برنامه‌هاي مساجد در مناسبت‌هاي ويژه و نيز جايگزيني تلويزيون با آموزش خانواده از اين جمله است. البته بايد دانست که نکته واپسين؛ يعني جايگاه خانواده در آموزش، فراتر از فهم امروزي برخي مسولان جمهوري اسلامي است. در جمهوري اسلامي هنوز در مورد چرايي و چگونگي متولي آموزش تأمل نشده است. از سويي به صورت سنتي هم‌چنان خانواده‌ها خود را در برابر اعضا مسؤول مي‌دانند، از سويي ديدگاه و محتوايي براي اين مسؤوليت خود ندارند، از سوي ديگر نهادهاي حکومتي (از جمله صدا و سيما)، به تبع عالم مدرن، آموزش را بر عهده گرفته‌اند، در عين حالي‌که نهادهاي حکومتي هم فاقد هر نوع جامع‌نگري، نقشه‌ي راه و هر نوع نظريه ديگر براي اين فعاليت هستند که طبعاً نتيجه اين مسأله، بحران و تشتت بي‌سابقه کنوني در امر آموزش و پرورش است.

نظارت مسؤولان جمهوري اسلامي بر تلويزيون تفاوت خاصي با ساير نهادها ندارد. علي‌رغم همه مميزي‌ها، بسياري از هنجارهايي که در سيماي جمهوري اسلامي نقض مي‌گردند در کشورهايي چون آمريکا، فرانسه، يا رژيم صهيونيستي نقض نمي‌گردند.

ب- چند ملاحظه در باب خانواده

اساساً اگر تلويزيون جمهوري اسلامي در مورد تضاد ساختاري خود با خانواده تأمل نموده بود، بسياري از دغدغه‌هاي امروزي کاسته شده بودند. تلويزيون در غايت خود مي‌خواهد جاي پدر خانواده را بگيرد تا به مخاطب بگويد پدر هم در خانواده خوب است. اينک چند مثال از تضاد ساختاري تلويزيون با خانواده اسلامي بيان مي‌داريم:

آرامش و سکونت اعضاي خانواده و به‌ويژه زوجين بايد بواسطه يکديگر باشد، اين وابستگي مطلوب دين است، چون منجر به استحکام خانواده و برخي کارکردهاي جانبي مي‌گردد. امروزه تلويزيون مايل است به هزار و يک ترفند، اين جايگاه را متعلق به خود کند. بازيگران و مجريان محبوب، فيلم‌هاي پرطرفدار و سريال‌هاي پرمخاطب، رقيب اعضاي خانواده براي ايجاد پيوندي مستحکم با يک‌ديگرند. اين ضعف ارتباطي خود منجر به ده‌ها مفسده و مشکل مي‌گردد. ناآگاهي از مشکلات دروني اعضاي خانواده و تأمين نشدن نياز افراد به هم‌صحبتي، باعث ايجاد اختلال در روابط مي‌گردد و در نهايت تا بي‌روحي و بي‌معنايي محض در خانواده مي‌تواند پيشرفت کند. آن‌چه از آموزه‌هاي اسلامي برداشت مي‌شود اين است که اساساً سرگرمي‌هاي اعضاي خانواده نيز بايد با هم و يا به واسطه هم باشد. اما تلويزيون (و بدتر از آن رايانه) سرگرمي‌ها را تا حد قابل توجهي در خود متمرکز مي‌کند.

خانواده اسلامي هم‌چون هر سازمان ديگري داراي سلسله مراتب است. خانواده در اسلام يک توافق عاطفي نيست، بلکه مهم‌ترين نهاد اجتماعي است و رسالت‌هاي فراواني بر آن مترتب است. از اين‌رو مي‌توان از رأس هرم خانواده به عنوان پدر سخن راند و در کنار آن از نقش‌هاي خانوادگي يا خانواري مختلفي سخن گفت که مجال خود را مي‌طلبد. براي مثال از خانواده انتظار مي‌رود که حول بزرگان اجتماع يابند. اما امروزه اين انتظار به شدت متزلزل شده است که از دلايل آن تلويزيون است. هم‌چنين محور آموزش در خانواده که در اختيار خانواده بوده است، امروزه از آن خارج شده است. اين امر اخير را نبايد ايرادي جزئي يا از آن بدتر حسن تلقي نمود. آموزه‌هاي لازم براي کودک و نوجوان بايد با يک طبقه‌بندي بر اساس سن و جنس و… ارائه گردد. بداهت اين امر بر همه روشن است. از بين رفتن اين طبقه‌بندي در تلويزيون جمهوري اسلامي نيز بداهت کمتري ندارد.

شايد تنها پس از تأمل در باب آن‌چه در ذات تلويزيون است و چاره‌انديشي براي آن، بتوان سراغ بررسي محتواي تلويزيون رفت. انتظار تحول و تکامل انسان‌ها در رسانه‌اي چون تلويزيون سخت بي‌راه است. بايد انتظارات را از تلويزيون محدودکرد و محدود خواست. بي‌شک به دست آوردن آنچه محدود ولي ممکن است، بسي بهتر است از دست دادن همه آنچه ممکن هست و نيست.

اما آنچه در تلويزيون رخ مي‌دهد، همين حالت دوم است؛ يعني از دست دادن همه امکانات مثبت در روندي رو به قهقرا. اين روند، مشکلات متعددي را براي خانواده ايجاد مي‌کند که مي‌توان در بخش‌هاي محتوايي و ساختاري آن‌ها را پي گرفت. در ادامه فهرستي از اين مشکلات بدون هيچ توضيح خاصي ذکر مي‌شود.

ايجاد تزلزل در مسؤوليت‌ها و اختيارات متقابل زن و شوهر؛

تزلزل در ايثار، همدلي و مشارکت اعضاي خانواده؛

تضعيف نقش اساسي پدر؛

ايجاد دلهره نسبت به تأهل؛

قبح‌زدايي از دوستي قبل از ازدواج؛

روابط نامناسب افراد نامحرم با يکديگر؛

نحوه ازدواج و تشکيل خانواده؛

تفسير نادرست از اشتغال زن؛

استفاده از جاذبه‌هاي ظاهري زن؛

تفسير نامناسب از حجاب؛

گرايش حقوق‌محورانه به جاي اخلاق‌محورانه در روابط اعضاي خانواده؛

تفسير و توضيح هر يک از اين موارد، نشان دادن ارتباط آن به سبک زندگي، تبيين اهميت آن، بررسي آموزه‌هاي ديني در اين زمينه، بيان مصاديق برنامه‌هاي شاخص و… خود مجالي مناسب مي‌طلبد و البته چنين نيست که قبلاً در اين مورد بحث و نظري صورت نپذيرفته باشد

(سوره اندیشه، شماره اول دوره جدید)

دیدگاه تازه‌ای بنویسید:

*

مطالب مرتبط

مطالب پربازدید

مصاحبه